Ang unang 200 linya.
فارسیِ ملیکا بابایی
.سال ۱۹۷۰ نام این فیلم "تا پیروزی" بود از این پس واژههای چشمکزن در میاننویسها، با علامت * مشخص میشوند
سال 1974 نامش .اینجا و جای دیگر" است" *تصویرِ من، تصویرِ تو، *تصویرِ او
...و جای دیگر
...و
.سال ۱۹۷۰ نام این فیلم "تا پیروزی" بود
سال 1974 نامش .اینجا و جای دیگر" است"
.و - جای دیگر «ارادهی خلق»
و
ما پا در مسیر انقلاب فلسطین گذاشتهایم تا به جهان ثابت کنیم
سرزمین فلسطین را که به دستِ دشمنِ صهیونیست اشغال شده است
به مردمِ آن، به خاستگاه .اولیهاش، بازمیگردانیم
برای بازپسگیری آن دیگر راههای .مسالمتآمیز در پیش نخواهیم گرفت
پس از آنکه از روشهای صلحآمیز برای پس گرفتن سرزمینمان مطلقا ناامید شدیم
:به سراغ اخرین گزینه رفتیم مبارزه از طریق جنگ
.و- اسلحه
و باید با کمک اسلحه صلح برپا کنیم «مبارزهی مسلحانه»
«عمل سیاسی»
...مهمترین دستاوردِ
...مبارزات مسلحانهی
... فلسطین
...مشارکتِ
...مستقیم
...زنانِ
...فلسطینی
.در انقلاب است
...تا
...نقش خود را «جنگ خلقیِ طولانی»
...در مبارزه
ایفا کنند؛
...شانه به شانهی
...مردانِ
.فلسطین
«تا پیروزی»
گُلدا میر، سیاستمدار اسرائیلی - نخست وزیر اسرائیل از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴
:نکته
استفاده میکند on گدار در گفتار خود برای اشاره به "ما" همواره از ضمیر در محاوره از این ضمیر بسیار استفاده میشود
اما این ضمیر در زبان فرانسه علاوه بر "ما" به معنای کسی/کسانی نیز هست و برای ساختن جملات مجهول به کار میرود. از انجایی که انتقال این امر در ترجمه به فارسی ممکن نیست
و با توجه به اینکه این نکته در تحلیل فیلم مورد توجه منتقدان نیز بوده است، تقریبا هرگاه در ترجمهی گفتارِ گدار از ضمیر ما ( و یا صرفا فعل اول شخص جمع) استفاده میشود باید حالتِ مجهولِ جمله را نیز در نظر داشت و برعکس
:برای مثال ما به خاورمیانه رفتیم / به خاورمیانه رفتند/رفت
خب، اواسط یا اوایلِ
خب، اوایل یا اواسطِ سال ۱۹۷۰ بود
.ما به خاورمیانه میرویم این "ما" کیست؟
فوریه، جولای ۱۹۷۰ *بازاندیشیدن به آن
من، تو، او (مونث) و او (مذکر)
برای ساختن فیلمی به خاورمیانه رفتیم؛ .به میان فلسطینیها
و از چیزها، به این ترتیب تصویربرداری کردیم و چیدیم
او (زن)، تو، او (مرد)
من فیلم را به این ترتیب چیدم بازاندیشیدن به *آن
.قطعا اول از همه: خلق
...خلق
.آنچه اسرائیل میگوید حقیقت ندارد
مسئله، مشکلی مرزی میان اعراب به طور کلی
.و اسرائیل به طور خاص نیست
خلق
ارادهی خلق
.پس خودِ مردماند که اسلحه به دست گرفتهاند
.مبارزهی مسلحانه
.جنگِ خلقی از استراتژیهای نظامیِ مائو
مبارزهی مسلحانه - جنگِ خلقی
مبارزهی مسلحانه - جنگِ خلقی
.سپس نوبتِ «عمل سیاسی» است
.عملِ سیاسی
...به راستی
...پیروزی
.سزاوارِ فلسطین است
.عمل سیاسی
.آموزشِ خلق
.سپس مسئلهی زمان - جنگِ خلقی طولانی
همان تلاشِ سختکوشانهای که .راهپیمایی طولانی" را طولانی کرد"
Long March 1934-5 راهپیمایی طولانی یک عقبنشینی نظامی بود که توسط ارتش سرخ حزب کمونیست چین .برای فرار از تعقیب ارتش کومینتانگ (حزب ملیگرای چین) انجام شد
در جریان این عقبنشینیها ظرف بیش از ۳۷۰ روز، بیش از ۹۰۰۰ کیلومتر از میان صعب العبورترین مسیرها پیموده شد
.جنگ خلقی به حکم منطقِ خلق ادامه پیدا کرد
،و تمامی اینها .تا پیروزی
"انقلاب تا پیروزی"
توسط مردم و به خاطر مردم" "انقلاب تا پیروزی
همه چیز را، تماما به .این شکل ترتیبدهی کردیم
.همهی صداها - همهی تصاویر، به همین ترتیب
.همهی صداها و همهی تصاویر، به همین ترتیب
:و با خود میگفتیم .آنچه در خاورمیانه زیباست، همین است
پنج تصویر و پنج صدا برگرفته از شعارهای فَتح
که تا به حال در سرزمین .عرب دیده و شنیده نشده است
...(+) ارادهی خلق بعلاوهی
بعلاوهی (+) مبارزهی مسلحانه میدهد (=) جنگِ خلقی
بعلاوهی (+)
بعلاوهی (+) عمل سیاسی میدهد(=) آموزشِ خلق
بعلاوهی(+)
بعلاوهی (+) منطق خلق ...میدهد (=) جنگِ خلقیِ طولاااانی
...طولاااانی
.طولانی تا پیروزیِ خلقِ فلسطین
.تا پیروزی
و این چیزی است که ما باز اندیشیدن به *آن
که او (مَرد) / که من / که او (زن) باز اندیشیدن به *آن
.که تو در "جای دیگر" از آن فیلم گرفتهای
جای دیگر، ۱۹۷۰ فوریه-ژوئیه
.جای دیگر، اردن، لبنان، سوریه
.جای دیگر .حوزهی اطلاعات فتح مهمترین سازمان سیاسی و نظامی فلسطینی است که در سال ۱۹۵۹ توسط یاسر عرفات و خلیل الوزیر بنیانگذاری شد. فتح، مهمترین و بزرگترین گروه در کنفدراسیون احزاب فلسطینی موسوم به سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) است
جای دیگر
ششهزار دلار از طرف اتحادیهی عرب گدار به واسطهی هانی جوهریه (فیلمساز رسمی فتح) هزینهی ساخت فیلم را از اتحادیهی عرب دریافت کرد
و بعد ما به خانه برگشتیم
.من برگشتم، تو برگشتی اینجا
.اما به حال عادی سابق بازنگشتیم
.دست آخر همه برگشتیم جای دیگر
او (زن)، تو او (مرد)، من جای دیگر
اینجا در فرانسه
.اوضاع خوب پیش نمیرود
.و بعد روزها گذشت .ماهها گذشت و گذشت
منها *و* توها
من میگویم چنین کسی نمیتواند- ...عضو حزب سوسیالیست باشد تکهای از سخنرانی فرانسوا میتران در کنگره اتحاد سوسیالیست در کمونِ اِپینه واقع در شمالِ پاریس -سال 1971
توها و* منها
این هفته شاهد بودیم که کارگران موفق شدند بانکداران دولتی را
وادار به پذیرش مطالباتشان ...کنند؛ که این نشان از قدرتِ کارگران
.هیچجا اوضاع خوب پیش نمیرود
جایی نیست که اوضاع خوب پیش برود *اندیشیدن به *آن گدار در جملهی اول فعل منفی، در جملهی دوم فعل مثبت به کار میبرد
اینجا اوضاع خوب پیش نمیرود .کاری از دستم بر نمیآید
فرانسه که برگردیم، چیزی نمیگذرد .که حیران میمانی با فیلم چه کنی
...بقول معروف، چیزی نمیگذرد که
تضادها منفجر میشوند و .تو را هم با خود منفجر میکنند
کتابها از مجموعه رمانهای ژرار دو ویلیه، نویسنده راستگرا میباشد که مجموعا حدود دویست رمان عامهپسند و بسیار پرفروش با مضامین سیاسی، جاسوسی و جنسی نوشت. وی به علت اشاعهی افکار نژادپرستانه در اثارش مورد انتقاد بسیاری بود
...و من کم کم میبینم که
و من کمکم میبینم که خود .نیز با آنها منفجر میشوم
بقول معروف، چیزی نمیگذرد که تضادها منفجر .میشوند و تو را هم با خود منفجر میکنند
و من کمکم میبینم که خود .نیز با آنها منفجر میشوم
و من کمکم میبینم که خود .نیز با آنها منفجر میشوم
...چون این، این، این
...این... این
.بدل شد به آن تمام این تصاویر سبزآبی از روی صفحهی تلوزیون فیلمبرداری شدهاند
امّان (پایتخت اردن) - سپتامبر 1970
سپتامبر سیاه و قتلعام هولناک فلسطینیان واقعهای که منجر به توقف ساخت فیلم شد
...یا چون آن، آن، آن
آن، آن، آن
تبدیل شد
.به این
امّان (پایتخت اردن) - سپتامبر 1970
*باز*اندیشیدن* به *آن
تقریبا تمام *بازیگرها* *مُرده*اند
فیلم با *بازیگرها*یی در .خطر *مرگ* ساخته شد
مرگ* در این فیلم به واسطهی* .سلسلهای از *تصاویر* بازنمایی شده است
سلسله تصاویر و *صداها*یی که *سکوت* را پنهان میکنند
سکوت*ی که کشنده است؛ چرا که نمیگذارد تصویر *زنده* بیرون بیاید
*شاید در هزار و یک روز، *شهرزاد طور دیگر*ی این قصه را روایت کند*
«بیسان...و شهید» شعری از «خالد ابو خالد» شاعر فلسطینی تصویر کمپ البقعه: اردوگاه پناهجویان فلسطینی در شمالِ اردن
گدار عامدانه از ترجمهی شعر عربی اجتناب میکند
احتمال دارد که در تلاش برای افزودن امید به رویاها، دچار خطای محاسباتی بشویم
1789: انقلاب فرانسه
به عبارت دیگر: از آنجایی که خود را به صفر نزدیکتر میابیم 1968: اعتراضات فرانسه
.نه جمع، بلکه کسر کردهایم
یا اینکه آنچه اضافه شده منفی بوده
:و اول
اینجا (بهعلاوهی) جای دیگر
انقلاب فرانسوی
و
و
و
انقلاب عربی
و
انقلاب عربی و
.و انقلاب فرانسوی
و
اینجا و جای دیگر
پیروزی و شکست تیتر اصلی بالای تصویر: زنده باد مقاومت اعراب
...خارجی و است LIP خبر داخل کادر مرتبط با جریانات کارخانهی ساعتسازی لیپ در سال 1973 مدیریت تصمیم گرفت 1300 نفر از کارگران را اخراج کند. کارگران در پاسخ،به رهبری فعالان اتحادیه کارگری دست به اعتصاب زده، کارخانه را تسخیر کردند و تا مدتی به صورت خودگردان به ادارهی آن پرداختند
.ملی... تصرف کارخانه لیپ به نماد مقاومت کارگری و جنبشی گستردهتر برای حقوق کارگران و خودمدیریتی تبدیل شد
به سرعت و به آرامی هایلایت: صفر - با یکدیگر کار کردن
همه جا
و
هیچکجا
بودن - و امکانپذیر است (شعار کارخانهی لیپ) با رضایتخاطر* کار* میکنم
داشتن
فضا - و - زمان
سوالات- و - پاسخها لوگوی کارخانهی لیپ هایلایت: تسخیر اطلاعات توسط کارگران
درون و بیرون
نظم و بینظمی؛ داخلی و خارجی خبر مرتبط با اظهارات مسئولین کارخانهی لیپ هایلایت: آخرین - گرفتن
سیاه
و
سفید
هنوز
و - قبلا
خبر مرتبط با تداوم تنش در کارخانهی لیپ هایلایت: جمعِ کارگران - کماندو
رویا و واقعیت
و جهان برای دو گروگانی که هنوز در اسارت آنها هستند به لرزه درآمده است اشاره به گروگانگیری تعدادی سیاستمدار از جمله دو فرانسوی در سفارتِ عربستان سعودی در خارطوم( پایتخت سودان) که توسط سازمانِ فلسطینیِ سپتامبرِ سیاه انجام شد- گروگانگیران خواستار آزادی زندانیانِ فلسطینی و اعضای گروه بادرماینهف بودند
قابل ذکر است در جریان تسخیر کارخانه نیز، کارگران دو تن از مدیران کارخانه را مدتی گروگان گرفته بودند
اینجا یا جای دیگر
قدرتمند یا مستصعف؛ امروز یا فردا وحشتافزا - فلسطینیها
عادی یا دیوانه هایلایت: دیوانه
همهچیز یا هیچچیز
همیشه یا هرگز هایلایت: فلسطینی - دیگر
مرد یا زن هایلایت: مدرسه
خبر مربوط به حملهی جبههی دموکرات آزادی خلق فلسطین به شهر معالوت (واقع در اسرائیل) و گروگانگیری در مدرسهی این شهر است
بیش یا کم
زندگی کردن
یا مردن
فقیر یا ثروتمند
در باب ثروتمند *و* فقیر
ریچارد نیکسون رئیسجمهور آمریکا از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴
بسیار ساده و آسان است که جهان را .بهسادگی به دو بخش تقسیم کنیم
لئونید ایلیچ برژنف دبیرکل کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۸۲
بسیار ساده و آسان است که بهسادگی بگوییم .ثروتمندان خطاکارند و فقرا درستکار
جنگِ ویتنام
بسیار ساده و آسان است که بهسادگی بگوییم .فقرا درستکارند و ثروتمندان خطاکار
No comments yet. Be the first to leave one.