The Upshaws

The Upshaws

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 7

Impormasyon ng release

The Upshaws S07E06 Hole-y Hell 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Komentaryo ni warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 6 The Upshaws 2021 زیرنویس فارسی سریال

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-02-12
Mga Download: 15
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

خب، خوشگل شدی. کجا به سلامتی؟ می‌دونی که هنوز حبسی

می‌خواستم برم توی ایوان جلویی مطالعه کنم

جناب زندانبان

یا اجازه ندارم برم توی حیاط هواخوری؟

باشه، همین‌طوری ادامه بده

یه نون شکری می‌دم به مایا تا بیفته به جونت

هی، دختر قشنگم

اوه، چه خوب

انگار کِپِت کوکه

می‌دونی، تونی یه جایگزین واسه اسپنسر پیدا کرده

طرف توی خیابون لافایت نمایشگاه ماشین داره

پس اون کار همیشگی‌ت رو نکن

مگه من همیشه چیکار می‌کنم؟

هر وقت حالم خوبه

یه زری می‌زنی که دلم می‌خواد همه رو نفله کنم

که ما رو می‌رسونه به بحث بچه‌ها

بنی، ما چهار تا بچه توی زندگی‌مون داریم

و سه تاشون الان گند زدن به زندگی‌شون

خبری از کلوین داری؟ نه

نه پلیس زنگ زده نه بیمارستان، پس حتماً حالش خوبه

مایا، زود اون دم و دستگاهتو بردار برو بالا

بهت گفتم اون نوشابه قرمز وامونده رو توی ماشین من باز نکن

تشنه‌م بود

فقط پنج دقیقه تا خونه راه داشتیم

انگار اون عقب بمب ترکیده

تو چرا جای رانندگی داشتی منو نگاه می‌کردی؟ اوه

واقعاً با این بچه‌هاتون گل کاشتین

تقصیر من نیست که شما گند زدین. من که اصلاً اینجا نیستم

هوم، یه ذره کثافت‌کاریِ قرمز توی هات‌داگت

هنوزم کثافت‌کاریِ قرمزه توی هات‌داگت

می‌دونی چیه؟ بیا اون بچه‌ای که احتمال موفقیتش بیشتره رو انتخاب کنیم

و تمام عشقمون رو خرج اون کنیم

این همون کاریه که جو جکسون کرد

شاید بهتر باشه اون الگوی ما نباشه

دختر، برو خدا رو شکر کن. می‌تونست بگه بابای ماروین گی

هی، ببین، من واقعاً به چند نفر جدید نیاز دارم که توی بزرگ کردن این بچه‌ها کمکم کنن

بچه‌ها، واقعاً کلافه‌کننده است

منظورم اینه که عالیه چیزی نمونده بود آدم بشه

ولی هی دسته‌گل به آب می‌ده

لعنتی، آخه

رفته توی اون مسابقه خیابونی لعنتی؟

حتماً اونجا داشته قِر هم می‌داده. ویدیوهاش رو که دیدی

یا خدا

دلم نمی‌خواد یهو دخترم رو توی کلوب رقص برهنه ببینم

آره، خب واسه همینه که نمی‌خوام تا وقتی فارغ‌التحصیل نشده از جلوی چشممون دور بشه

اونم از دانشگاه

پس همه‌تون تقویم‌هاتون رو دربیارین تا ببینیم چه خاکی باید به سرمون بریزیم، باشه؟

خب، من فردا نمی‌تونم

چون با اسقف های‌تاور جلسه دارم تا حمایتش رو بگیرم

می‌دونی که من نمی‌تونم

چون یکی قراره بیاد تعمیرگاه، پس منم نمی‌تونم ببرمش

اوه اوه، چه همکاریِ جانانه‌ای

باشه، تو چرا با هر چهار تا پات وسط نمی‌پری؟

به محض اینکه یکیش رو از توی ماتحتت بکشم بیرون، حتماً این کار رو می‌کنم

خیلی خب، خیلی خب. مودب باش. برو دنبال خواهرت

بچه‌ها، ما فقط صلاح عالیه رو می‌خوایم، مگه نه؟

باشه. خب، کری، تو می‌تونی ببریش؟

اوه، من نه. یه کاری دارم

عزیزم، خب ببرش سر کارت، باشه؟

و ببندش به صندلی

آهان، حالا شد

مثل قربانی کردنِ اسحاق

کی؟ چی؟ این از کجا اومد؟

از انجیل

سلیطه، تو داری با اسقف دیدار می‌کنی

مثل سنگ محکم

محکم، استوار، عالی، درجه یک

اونجا بشین و لام تا کام حرف نزن

حتی بلند هم فکر نکن

شنیدم چی گفتی

مراقب حرف زدنت هم باش

خب، اصلاً

عادلانه نیست لعنتی

چطور با من مثل کلوین بی‌خیال رفتار نمی‌کنین؟

چون اون پسره

و آخرش یه جا کارمون به دعوا و کتک‌کاری می‌کشه

حالا به حرف مامانت گوش کن و خودت رو ببند به صندلی

بالاخره اومدی. آلفونسو الان بیست دقیقه‌ست که اینجاست

هائیتیایی‌ها خوش‌قولن؟ فکر می‌کردم سیاه‌پوست باشن

حاجی، چی گفتی؟

بالاخره یه کار درست کردی تونی. این ماشین‌های کارکرده درست به موقع رسیدن

نه نه نه! اون از واژه "کارکرده" خوشش نمی‌آد

باشه، پس بگیم "قبلاً دوست‌داشته‌شده"

دست دوم

"قبلاً دوست‌داشته‌شده" که می‌شه همون فاحشه

سلام رفیق. بنی آپشاو هستم. چطوری؟

آلفونسو لاگوئر

خیلی خب، دستمو ول کن! لعنتی! انگار داری مسابقه دست دادن می‌دی

که برنده هم شدم

بنی، من همین‌طوری پنجمین نمایشگاه‌دار موفق ماشین‌های دست دوم توی ایندیانا نشدم

اونم با وقت تلف کردن

خب، برآورد ماهانه‌ت منصفانه بود

یه کم پایین بود، که یعنی

بدجوری لنگِ پولی

نه، فقط واقعاً بهش نیاز دارم

این بوی ماری‌جواناست که میاد؟

نه، بوی خوشبوکننده هواست

خوشبوکننده هوا؟ آره

خوشبوکننده هوا؟ اوهوم

ببین رفیق، من... من همه چی رو ساده برگزار می‌کنم، خب؟

ماشین‌ها رو بیار، منم "ردیفشون" می‌کنم

من از این کلیشه‌ها خوشم نمیاد. من یه کسب و کار صادقانه دارم

باید بدونم که می‌تونی از پسش بربیای

هر وقت که من... اوه

فقط... فقط یه لحظه لطفاً

چی می‌خوای لوری؟ هان؟

چِک رو فرستادم

عمراً

قایق رو واسه چی می‌خوای؟ تو که حتی شنا بلد نیستی

باشه. هوم! زنگ بزن به اون دوست‌پسرِ وکیلت

می‌دونم داره کلاه سر هر دومون می‌ذاره

الو؟ الو؟

هیچ‌وقت طلاق نگیرین، باشه؟

من حتی از ازدواج کردن هم خوشم نمیاد

خب، معامله‌مون جوش خورد؟

بعید می‌دونم

هنوز باید، امم، بیشتر بررسی کنم

باید با چند تا، امم... معرف صحبت کنم

و، امم، شاید حتی رزروِ یه

من باید واسه‌ش کافی می‌بودم

هان؟

مشکلی... مشکلی نیست رفیق. طوری نیست

ببین رفیق، گوش کن

وقتی مردها خیانت می‌کنن، اصلاً معنی خاصی نداره

ولی وقتی یه زن خیانت می‌کنه

دیگه کارش تمومه

عذر می‌خوام

آخه خانواده واسه من همه چیزه

حتی الان، بعد از اینکه بکشمش، هیچی جز درست کردن رابطه‌مون نمی‌خوام

می‌دونی، بنی هم خیلی خانواده‌دوسته

اصلاً امروز دخترش رو آورده اینجا تعمیرگاه و این حرف‌ها

مگه نه؟ دروغ نمی‌گه

عالیه، خودت رو باز کن

چرا؟

روی حرف من حرف نزن

عاشق اینم که اینجا پیشمه

دو هفته بهم زمان بدین تا این‌ها رو بررسی کنم، بعداً خبرتون می‌کنم

هی، هی. گوش کن رفیق

از یه مرد خانواده به یه مرد خانواده دیگه

من دو هفته وقت ندارم

امشب بیا خونه ما تا ببینی چقدر کانون خانواده‌مون گرم و باصفاست

اوه

خیلی وقته که یه... یه غذای خانوادگی

نخوردم

شام ایده عالیه‌ایه

شام؟

انگار چاره‌ای نداریم جز اینکه بهت غذا بدیم

اوه، تویی

من الان خونه نیستم

اینم شد طرز سلام کردن با برادرزاده محبوبت؟

ببخشید

بگو زود چی می‌خوای؟

خب، با یه پسر خیلی عالی آشنا شدم

و مدتیه با هم می‌گردیم

و فکر کنم رسیدیم به مرحله "خونه من یا خونه تو"

ولی چون من خونه‌ای ندارم، داشتم فکر می‌کردم

امیدوارم منظورت این نباشه که می‌خوای توی آپارتمان من رابطه داشته باشی

نه

حالم به هم خورد

می‌تونم؟

نظرت درباره واحد نمونه چیه؟

بیخیال عمه، این اولین پسریه که بعد از هکتور ازش خوشم اومده

برنارد، من سالانه اجاره می‌دم

نه ساعتی

خودتم قبل از اینکه اون باسن داغت رو برداری بیای اینجا، جواب رو می‌دونستی

بیخیال. عمو فرانک آتلانتاست. بیا بفرستمت سینما

امم، چرا برنمی‌گردی همون‌جایی که زندگی می‌کنی

و یه جای درست و حسابی واسه زندگی پیدا نمی‌کنی؟

فعلاً

چرا اینقدر اصرار داری من برم؟

اصلاً این زیتون‌ها واسه کیه؟

لعنتی. اومد

کی اومده؟

اوه، عمه‌م عجب ناقلاییه

اگه بهم آپارتمان بدی، دهنم رو می‌بندم

چطور جرئت می‌کنی همچین حرفی بزنی که انگار دارم خیانت می‌کنم؟

من که بابات نیستم

لوکریشا ترنر، رفیقِ شفیق و دوست‌داشتنیِ من

یه چرخ بزن و بیا بغلم

خب، شاید از جلو تغییر کرده باشم ولی از عقب همون آدم قبلی‌ام

اوه

ولی من نه. باسنم کلاً آب شده

الان فقط یه کمر دراز دارم

خب، قطعاً با این یارو نمی‌خوابه

امم، حداقل نه از روی عمد

هی، هی! یواش، یواش

این برادرزادمه

و هنوز مطمئن نیستیم که واقعاً با هم بودیم یا نه

ولی اینو می‌دونیم که هیچ‌کدوممون ازش لذت نبردیم

اوه، واو. هنوزم عصا دستت می‌گیری؟

آره، این دیگه همیشگیه رفیق

یعنی تا ابد همیشگی؟

نه جدی، این یارو کیه؟

برنارد، این نیتنه

نیتن مهمانداریه که قبلاً باهاش کار می‌کردم

منو یادت نمیاد؟

یه بار توی آشپزخونه بویینگ ۷۴۷ پوشکت رو عوض کردم

چیزی که هر مرد بالغی دلش می‌خواد بشنوه

و البته مسافرهایی که توی اون پرواز غذا خوردن

برنارد، دیگه وقتشه که رفع زحمت کنی

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left