A Woman of Substance

A Woman of Substance

I-download ang Farsi/persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

A Woman Of Substance S01E06 bdrip x264 Filamingo Fa
Komentaryo ni filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Mga Tag

bluray
Na-publish noong: 2026-08-13
Mga Download: 0
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi/persian

Ang unang 200 linya.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏و البته ماه آینده در رم خواهم بود،‏

‏پس مشتاقم‏

‏نظرتون درباره‌ی پیشنهادهایم رو حضوری بشنوم‏

‏در این فاصله، دستیارم‏

‏قرارهای هفته‌ی بعدم رو تنظیم می‌کنه،‏

‏چون سفر کاری من‏

‏حداکثر سه روز دیگه ادامه داره‏

‏دکترها می‌گن حداقل یک هفته‏

‏هیچ‌کس نباید بفهمه، جری‏

‏هر نشونه‌ی ضعفی فقط به نفع اوناست‏

‏سفر کاری من‏

‏حداکثر سه روز دیگه ادامه داره‏

‏و همین‌طور…‏

‏تماسی داشتیم، جری؟‏

‏صدها تا. سایتکس شب و روز روی خطه،‏

‏و همین‌طور…‏ ‏—نه، نه، تماس کاری نه‏

‏تماس از خانواده‏

‏به هیچ‌کس نگفتم مریضید، خانم هارت.‏

‏طبق دستورتون.‏

‏البته‏

‏هردومون می‌دونیم یه نفر هست که باید خبر داشته باشه‏

‏اگه پائولا بفهمه مریضید، دیوونه می‌شه‏

‏حالتون…؟‏ ‏—بهتره‏

‏معلومه که دلم براش تنگ شده،‏

‏ولی بهتر از قبله‏

‏بهتر از «لعنتی، چطور جرئت کرده؟!»‏

‏ولی واقعاً، چطور جرئت کرد؟‏

‏به من بگه کی رو دوست داشته باشم،‏

‏بعد خودش با ناز و ادا بره یه سفر مرموز‏

‏لعنتی، بدجوری عصبانی‌م می‌کنه!‏

‏آدم‌هایی که دوستشون داریم همین کار رو می‌کنن‏

‏دوستت دارم…‏

‏…جیم فِرلی‏

‏سعی کردم نکنم‏

‏ولی فکر نکنم عشق این‌طوری کار کنه‏

‏برو خونه، جری‏

‏و به اون دوست‌پسرت بگو وقتی نمایشش افتتاح شد،‏

‏من صندلی ردیف جلو می‌خوام‏

‏خانم هارت، ممکنه این یه نشونه باشه؟‏

‏برای رفتن به کلاس ورزش؟‏

‏که یه کم از سرعتتون کم کنید.‏

‏یکی دو بار برید تعطیلات.‏

‏یه کم استراحت‏

‏ما قبلاً همدیگه رو دیدیم؟‏

‏من اِما هارت‌ام‏

‏ممنون. اوه، کریسمس مبارک‏

‏سلام‏

‏خوشحالم دوباره می‌بینمتون‏

‏آقای کالینسکی، از راحت‌الحلقوم چیزی مونده؟‏

‏فکر نکنم. این‌قدر از طرف‏

‏خونه‌های بزرگ بالای تپه تقاضا بوده‏

‏که باورتون نمی‌شه چقدر محبوب شده‏

‏خدمتکارهای اعیانی دو جعبه بردن‏

‏ولی شاید برای خانم ایستون یکی پیدا کنیم، نه؟‏

‏باشه…‏

‏موفق شدیم!‏ ‏—خب پس،‏

‏بهتره هردوش رو ببرم‏

‏اوه، و فکر کنم عاقلانه‌ست یه قوطی گوشت خوک‏

‏و یه شیشه‌ی دیگه سس سیب هم بردارید‏

‏ممنون‏ ‏—خواهش می‌کنم‏

‏شب به‌خیر‏

‏اِما، شب کریسمسه‏

‏حدس می‌زنم جوراب‌هایی هست که باید آویزون بشن،‏

‏درخت‌هایی که باید تزئین بشن‏

‏اوه، به اِدوینا بگو یه موشِ شکری اضافه‏

‏فقط برای خودش توی سبد گذاشتم، پس شریک نشه‏

‏من می‌بندم‏ ‏تو برو‏

‏ممنون‏

‏اوه، یه انگیزه‌ی پنهان دارم‏ ‏قصد دارم پنیر بدزدم‏

‏هرچی می‌تونی بردار‏

‏جدی می‌گم. می‌دونم خانواده‌تون‏

‏حالا که حنوکا تموم شده احتمالاً جشن‌هاشون تمومه،‏

‏ولی خیلی خوشحال می‌شیم تو و فلورا فردا به ما ملحق بشید‏

‏جو غر می‌زنه از بس غذا چیدیم، دیگه سطح آشپزخونه پیدا نیست.‏

‏فرانک ما نمی‌تونه بیاد‏ ‏برای امتحان‌هاش زیادی سرش شلوغه‏

‏و مک هم ماه‌هاست خدا می‌دونه کجاست‏

‏مک توی هر شهر یه دختر مرموز یا مهمونی داره‏

‏بیشتر وقت‌ها هر دو‏ ‏پس نه، کسی نمیاد‏

‏یعنی برای هردوتون کلی جا هست…‏

‏اِما، من…‏

‏این چند سال گذشته خوشحال بودم اینجا کمک کنم،‏

‏ولی…‏

‏…نمی‌تونم وانمود کنم فقط یه دوست معمولی خانواده‌تونم‏

‏نمی‌تونم‏

‏کریسمس مبارک، دیوید‏

‏فکر کنم رسیدن‏

‏من فقط… من…‏

‏ببخشید…‏

‏ببخشید. می‌رم‏ ‏—نه، نرو‏

‏اولیویا… خواهش می‌کنم…‏

‏…بمون‏

‏زیاد به این اتاق نمیام‏

‏کاملاً می‌فهمم چطور گاهی‏

‏ممکنه کمک‌کننده باشه که…‏ ‏—هوم‏

‏همه‌جا هست‏

‏این معجون‌های لعنتیش‏

‏همیشه مرموز‏ ‏—هوم‏

‏این هفته مخصوصاً سخته‏

‏عاشق کریسمس بود‏ ‏—بله‏

‏اوه نه. آه…‏

‏بشین‏

‏اشکالی نداره. بشین‏

‏روی هر دیوار یه تصویر متفاوت از اونه.‏

‏دوستش داشت‏

‏من بیشتر روزها حتی یه آینه رو هم نمی‌تونم تحمل کنم‏

‏ولی تو هر دقیقه زیباتر می‌شی‏

‏باید، اِر…‏

‏حتماً دارن می‌پرسن کجاییم…‏

‏باید…‏

‏خوش اومدید. رسیدید‏

‏خیلی وقته نیومده بودید‏

‏عمه اولیویا‏

‏اوه، عاشق گوشواره‌هات شدم، اولیویا‏

‏ممنون‏

‏کریسمس مبارک‏ ‏—اومدی!‏

‏خوبه‏

‏فقط منم‏ ‏و زوج خوشبخت.‏

‏شنیدم «استاندارد» حسابی رونق گرفته.‏

‏فقط گزارش‌های خوب‏ ‏به گوشم رسیده.‏

‏هفتهٔ سختی بود،‏

‏توی خط مقدم اخبار جهان؟‏

‏«شادی کریسمس‏ ‏در جشن آرمْلی.»‏

‏همین چیزهاست که می‌فروشه.‏

‏خب، خوشحالم بالاخره یکی‏ ‏فهمید چی می‌فروشه.‏

‏این روزنامهٔ لعنتی‏ ‏سال‌ها برامون دردسر مالی بود،‏

‏ولی تو سوددهش کردی.‏

‏فکر می‌کردم وقتی روزنامه رو گرفتی‏ ‏برنامه این بود‏

‏که فقط روزنامه‌نگاری‏ ‏جدی و افشاگر داشته باشه.‏

‏سرمقاله‌های آتشینم‏

‏دربارهٔ هزینه‌های دفاعی آلمان رو‏ ‏برای ژانویه نگه داشتم.‏

‏وقت شامه.‏ ‏شاید اول یه نوشیدنی؟‏

‏بله، لطفاً.‏ ‏نوشیدنی، به‌صورت جمع.‏

‏اوه، بعدش هم‏ ‏یه جور بازیِ سالنی.‏

‏پدر می‌خواد یه بازی شاد انجام بده،‏ ‏خاله اولیویا.‏

‏نظرت چیه؟‏

‏«خانواده‌های شاد»؟‏ ‏«قاتل چشمک‌زن»؟‏

‏جرالد‏

‏ولش کن‏

‏من می‌رم بیرون‏

‏شب کریسمسه‏

‏کازینو هیچ‌وقت تعطیل نمی‌شه؟‏

‏گوش کن… پول نقد داری؟‏

‏نه برای اینکه تو ببازیش‏

‏فکر کردم کارخانه دوباره متعادل شده‏

‏از وقتی مادر…‏

‏حس نکردی انگار زیر آبیم؟‏

‏آره‏

‏داری خودت رو توی دردسر می‌اندازی؟‏

‏خدای من.‏

‏این وام‌دهنده‌ها چه بهره‌ای می‌گیرن، ادوین‏

‏دزدن‏

‏خودشون رو «همیلتون اکوئیتبل» صدا می‌کنن‏

‏حالا تهدیدم می‌کنن و پولشون رو پس می‌خوان.‏

‏و پدر نباید بفهمه، ولی من…‏

‏تقریباً بچه‌ی اولم رو هم بهشون قول دادم‏

‏تا روز باکسینگ‏

‏ولی امشب یه برد تضمینی دارم‏

‏همه‌ش رو درمیارم، بیشتر هم‏

‏باشه؟ خواهش می‌کنم. هوم؟‏

‏اون روزنامه چه موفقیت مالی‌ایه، هان؟‏

‏خواهش می‌کنم‏

‏این خوشگله رو ببین، بابا‏

‏خیلی قشنگه. خب، کجا بذاریمش؟‏

‏اونجا؟ یا…‏

‏…بالاتر؟‏ ‏—بالاتر! بالاتر!‏

‏بالاتر! می‌گی بالاتر‏

‏خب این رو نگاه کن. خدای من!‏

‏بالاخره اومدی‏

‏حتماً خسته‌ای‏

‏حالا دختر موردعلاقه‌م کجاست؟‏

‏نه، پایین نه، نه.‏

‏بیا… یکی دیگه برداریم‏ ‏—اوه، شما…‏

‏جوراب‌ها رو از قبل آویزون کردید‏

‏اِدوینا می‌خواست‏

‏قبل از خواب برادر کوچولوش انجامش بدیم‏

‏معلومه‏

‏و خیلی هم سخت کار کرده‏

‏درست مثل مامانش‏

‏خب، درخت خیلی قشنگ شده‏

‏چشم خوبی داری، عزیزم‏

‏ولی اینجا یه خالی هست، ببین‏

‏اگه فقط این گوی رو ببریم…‏

‏…اونجا‏ ‏—نه، من همون‌جا می‌خوامش. نه!‏

‏ما جای درستش رو پیدا کرده بودیم،‏

‏مگه نه، عزیزکم؟‏ ‏—دختر زرنگ‏

‏همون‌جایی که گذاشتی عالیه‏

‏این یکی چطور، بابا؟‏

‏خب، اون رو کجا بذاریم؟‏

‏اون بالا؟‏

‏باشه. امتحان کنیم…‏

‏بیا‏

‏خوب خوابیده؟‏

‏به پشت، دهنش باز‏

‏و کیت هم پتو داره‏

‏امروز مغازه پر بود‏ ‏تمام تازه‌ها رو فروختیم‏

‏فقط یه عالمه پای گوشت و سیب‌زمینی‏

‏توی انبار مونده که باید ردشون کنم‏

‏جو، درباره‌ی مغازه‌ها بیشتر فکر کردی؟‏

‏هوم؟‏

More Farsi/persian subtitles for A Woman of Substance

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left