Ang unang 200 linya.
ميخواين فقط بخندين يا چيزي هم ميخورين؟
آقاي ملهوترا نوشيدني شما کجاست؟
!خداي من!گارسون
يه نوشيدني براي ايشون بيارين
راحت باشين
اميدوارم همه چي خوب باشه چيزي لازم نداريد؟ -نه
سوميترا
سلام سونيتا کي اومدي؟
چون دلم براي تو تنگ شده بود اومدم
داداش کجاست؟ هر کجا ويسکي باشه-
آبجي بله-
آقاي آهوجا شما و شوهرت رو صدا ميکنن اومديم-
راحت باشين دارم ميام-
!عجب زن خوبيه
...با اينکه عضو اين خونه نيست
اما اين خونه بدون اون خونه نيست
"به خواب من اومد و اون رو دزديد"
"به خواب من اومد و اون رو دزديد"
"همه چيز من رو ازم گرفته"
"اون حجاب من رو برداشت"
" و من رو توي بغلش گرفت"
"همه چيز من رو ازم گرفته"
"به خواب من اومد و اون رو دزديد"
"اون حجاب من رو برداشت"
"و من رو توي بغلش گرف"
"همه چيز من رو ازم گرفته"
"به خواب من اومد و اون رو دزديد"
ويسکي خوبيه
داداش فقط ويسکي بهشون ميدي؟ غذا هم براشون بيار
برو جوجه کباب و مرغ تنوري بيار
حتماً بخورين
آقاي رائو بله-
راحت باشين خونه خودتونه
ممنون
آقاي داس بله-
شما چيزي نميخوريد ليوان تون خاليه
به اندازه دلت بخور هان -
امروز هيچ محدوديتي نيست خوبه-
وظيفه شما اينه؟
حواس پرتي شما ميتونه به دشمن فرصت داخل شدن بده
ببخشيد آقا
ببخشيدم شد جواب!؟
حواست به همه افرادي که ميان باشه چشم آقا-
انقدر نزديک به هم نباشين به اندازه 20 قدم دور شو
چشم آقا احمق-
"اون قلب من رو دزديد و من رو متهم کرد"
"من رو به اين حال و روز انداخت"
"من چه طور ميتونم همه چيز رو بگم؟"
"هرچي بود عين يه جادو بود"
"وقتي آينه رو ديدم خجالت کشيدم"
"از خودم ترسيدم"
"اون حجاب من رو برداشت"
"و من رو بغلش گرفت"
"همه چيز من رو ازم گرفته"
"به خواب من اومد و اون رو دزديد"
واي اينجا خيلي بزرگه
اره،آره،آبجي اينجاست
عمو من رو ببخشيد عمو
من رو ببخشيد
من جونم رو ميدم فقط براي اينکه شما من رو ببخشيد
زواور پاشو بلند شو
من جايگاه خودم رو فراموش کردم
فراموش کردم که شير حتي اگه پير هم باشه باز هم از يه سگ قوي تره
...حالا
حالا ديگه هرچي شما بگين
همه کارها رو طبق دستور شما انجام ميدم
حالا ديگه من نه دشمني دارم نه رقابتي
من براي دوستي اومدم عمو
از کي خودت رو لايق اين ميدوني؟
اگه دست دوستي نميدين حداقل دعاي خير برامون کنيد
فکر کنم اين حيله خودشونه بالراج-
...دشمني که توي خونه باشه
مهمون محسوب ميشه
وظيفه ما احترام گذاشتن به همه مهمونهاست
اگه اون متوجه اشتباهش شده ...ما بايد
همه چي رو فراموش کنيم
بياين با هم جشن بگيريم
بيا پسرم
"اين اتفاق ديشب افتاد"
"حالا براي چي پشيموني؟"
"يه روز بايد اين اتفاق مياُفتاد" داداش-
من نقشه تو رو نفهميدم
چه لزوميداشت براي عذرخواهي به پاهاي اون پيرمرد بي اُفتي؟
براي يه پرش بلند بازيکن بايد به عقب برگرده
همين طور موقعي که ميخواي دشمن رو از پا در بياري بايد مقابلش تعظيم کني
بيا
"همه چيز من رو ازم گرفته"
"به خواب من اومد و اون رو دزديد"
"اون حجاب من رو برداشت"
"و من رو توي بغلش گرفت"
"همه چيز من رو ازم گرفته"
"به خواب من اومد و اون رو دزديد"
ممنون
دوستان شما براي سهيم شدن توي شادي ما اومدين
ميدونيد که امروز تولد نوه ي من نيهال هست
توي اين خوشي يه خوشي ديگه هم هست
...و اون دهمين سالگرد ازدواج
پسرم ويشال و عروسم هست
راگوير کيک رو بيار
بيا پسرم شمعها رو فوت کن
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه
!نيهال
!بابا
!بيا
!بابا
!بابا
فرار کنيد
!ويشال بابا-
!ويشال!ويشال بابا-
!ويشال چي شد بابا؟-
بابا بگو
بابا چي شده؟ پسرم ويشال-
!بابا ! بابا
!دخترم کومال
!بابا!بابا
!بابا بابا-
بابا!چي شد؟
!بابا
زنگ بزنيد اورژانس
آقاي بالراج ...زوراور الان همراه با راگوير
توي جزيره مادهو جشن گرفته
هي يه جوري نشستي که انگاري يکي مُرده
خيلي زود خودم ميميرم زوراور
چرا مزخرف ميگي؟ راست ميگم-
آقاي تاکور و شوهر خواهر من هنوز زنده ان
اون من رو به خاطر اين خيانت زنده نميذاره
...وقتي که با يه شير دوست ميشي
ديگه نبايد از بقيه حيوونهاي جنگل بترسي
!و اون پيرمرد
خيلي زنده نميموند
....بيشتر از اينکه اون بالراج براي کُشتن من
مشتاق باشه من مشتاق کُشتن اونم
بالراج؟
...تو اشتباه بزرگي کردي
...جايي خون به پا کردي
که براي من مثل معبد مقدس بود
احمق قبل از اينکه به ...جشن گرفتن پيروزي فکر کني
يکبار به ذهنت خطور نکرد که بالراج هنوز زنده ست
من ميتونم تمام گلولههاي اين تفنگ رو توي بدنت خالي کنم
...ولي ميخوام زندگي کني
...ولي هيچ وفت نتوني روي پاهات راه بري
...که با صداي شنيدن تق تق عصا
بالراج دات رو به ياد بياري
!شوهر خواهر نه !نه شوهر خواهر
!شوهرخواهر نه
شوهر خواهر من رو ببخش
التماس ميکنم
من رو ببخش
شوهر خواهر نه
من رو ببخش سوميترا
من داداشت راگوير رو کُشتم
راگوير به اونها کمک کرد تا به بابا تيراندازي کنن
...فکر نکن
که از کُشتن برادرم ناراحت شدم
من از اين ناراحت شدم که تو حق من رو ازم گرفتي
فقط من حق کُشتن اون خيانتکار رو داشتم
!بالراج
بله بابا؟ ...من-
من ميخوام يه چيزي بهت بگم
من جونمم براي شما ميدم بابا بگين
بله بابا
اين بچه آخرين عضو خانواده ماست
آخرين وارث خاندان من
...به خاطر همين من
مراقبت از اون رو به تو ميسپارم
بابا
قول ميدم
...تا زماني که زنده ام
هيچکي نميتونه سايه نيهال رو هم لمس کنه
براي من توي دنيا اين بچه مهم تر از هر رابطه ديگه اي هست
من از اين بچه مثل پسرم مراقبت ميکنم بابا
..من
بابا
بابا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
چي شده داداش؟
چطور اين اتفاق افتاد؟
بالراج زخم بزرگي به من زده
بلند شو داداش بلند شو
اون زخم بزرگي به من داد
اون رو ول کن داداش
من شما رو به بيمارستان ميرسونم
...من...من
هيچ کدوم از اعضاي خانواده ش رو زنده نميذارم بيا داداش-
همه رو ميکُشم
بشين
مراقب باش
داداش پليس
داداش ببين پليس
ما با هم نميتونيم فرار کنيم
تو برو برو
برو فرار کن
برو
زود باش داداش نه تو برو،برو-
برو
داداش من نميتونم تو رو توي اين حال ول کنم
داداش نه-
برو،برو
ميگم برو گوش بده
تا زماني که من از زندان بيرون نيومدم به بالراج نزديک نشو
No comments yet. Be the first to leave one.