Ang unang 200 linya.
♕ KINGDOM ♕ « پادشاهی، قسمت اول فصل یک »
ولیعهد
چرا اینو نمیخورین؟
بعداز چندین روز گشنگی کشیدن
حتی دیدنشم حالمو بهم میزنه
دقیقا
چرا همچین کار خطرناکی رو انجام دادین؟
بی پروا عمل کردین
نیازی نبود که خودتون رو توی این دردسر بندازین
اینکارو بخاطر منفعت خودم نکردم
اگه من عزل میشدم
فکر میکنی نگهبان های شخصیم در امان میبودن؟
همسر مهربونتم به احتمال زیاد کشته میشد
دقیقا
شما نباید همچین توطئه ای میچیدین
اینقدر حرفای مزخرف نزن
شخصی با اصالت شما نباید اینجوری صحبت کنه
از کجا چنین الفاظی رو یاد گرفتین؟
فکر میکنی از کجا یاد گرفتم؟
تو تنها شخص دورُ برِ منی که اینجوری حرف میزنه
متوجه شدم
بايد اعتراف کنم که شما خیلی سریع یاد میگیرین
من باید خیلی باهات مهربون بوده باشم، تو حتی نمیدونی کی باید ساکت بشی
اگه یه کلمه دیگه بگی خانوادتو نابود میکنم
داشتم شوخی میکردم
عصبانی نشو
چطور میتونین درمورد این موضوع شوخی کنین؟
چطوری محافظ شخصی ولیعهد
میتونه اینقدر بزدل باشه؟به درد نخور
چجوری میتونستم نترسم
وقتی شما میگین که خانوادمُ
نابود میکنین؟
اين براتون جالبه؟
چیش جالب بود؟
این مسیر درسته؟
اونها بهمون گفتن که به طرف کوهستان گومجونگ بریم
این کوه گومجونگِ، پس بزودی میرسیم اونجا
اینو قبلنم گفته بودی
اگه تا سی دقیقه ی دیگه نرسیم اونجا
خانوادتو نابود میکنم
ولیعهد، انگاری واقعا از گفتن این حرف لذت میبرین؟
آره لذت میبرم
اگه شوخی کردن درباره نابودکردن خانوادم
براتون جالبه، اشکالی نداره ادامه بدین
بجاش، موقع برگشتن اگه زنده موندیم، یکم جلبک دریایی از گیجانگ برام بخرین
شنیدم برای زنای باردار بهترین غذاست
اگه یکم گوشتم بخرین ممنون میشم
این خیلی عجیبه
ببخشید؟
ولیعهد
من زن باردارم رو که هرلحظه ممکنه زایمان کنه، ول کردم
خیلی عجیبه که یکم جلبک دریاییِ گیجانگ رو بخوام؟
منظورم اون نیست
این اطراف خیلی ساکته
حتی صدای وز وز حشراتم مدتیه که نمیشنوم
ولیعهد
یه خونه اونجاس
« جیـولهـون »
فکر کنم رسیدیم
اما به عنوان یه درمانگاه خیلی عجیب غریب به نظر میرسه
اون چیز سرخابی روی تیرکای چوبی چیه؟
خون نیست؟
همینجا صبرکنین ولیعهد
ولیعهد
در از داخل قفل شده، باید از دیوار برم بالا
مو یونگ رسیدی اونطرف؟
اتفاقی اون داخل افتاده؟
مویونگ
مو یونگ
مو یونگ
فکر کنم اتفاق وحشتناکی
برای آدمای اینجا افتاده
طبیب لی سونگ هو کجاست؟
ما اینهمه راه اومدیم
باید پیداش کنیم
کسی اونجا نیست؟
اینجا خطرناکه، نزدیک من بمونین ولیعهد
ولیعهد
حالتون خوبه؟
صدمه دیدین؟
بِكِش
چرا اینقدر سنگینه - خیلی زیادن -
چی؟ - بگیرش -
یک، دو
یک، دو
یک، دو
چی یه افسر عالی رتبه ارتش رو اینهمه راه از هانیانگ به اینجا کشونده؟
شنیدم که لی سونگ هو پزشک قهاری بوده، بخاطرهمین میخواستم برادرم رو معاینه کنه
به نظر سالم میاد ولی حالش اصلاً خوب نیست
برادرم باعجله اومد بیرون وکارت شناساییش رو فراموش کرده لطفا درک کنید
میفهمم
...وقتی که
رسیدین اینجا شخص مشکوکی رو ندیدین؟
من فقط جسدارو دیدم
ما همه اجسادی که زیر هر ساختمون بودن رو پیدا کردیم
دقیقا چهلُ هشت تا بودن
بزارشون روی ارابه
به اداره ی دادگستری ببرشون - چشم قربان -
جسد اون اینجا نیست
ببخشید؟
جسد پزشک لی اینجا نیست
احتمالا زنده ست
اشکالی نداره که اینقدر خوشحال باشم؟
خیلی خب، همگی گوش کنین
...به افتخار انتصابِ
قاضی جدیدمون چو بوم پال
که از خاندان هه وُن چوئه
بيايين باهم بنوشیم
متشکرم - صبر کن -
صبرکن!وایسا
تو باید خیلی مست شده باشی - !لعنتی -
بزارین قبل از هرچیز در این روز فرخنده
به جناب قاضی ادای احترام کنم - !عالیه -
!بله، همینطوره
!عالیجناب سلامت و پاینده باد
سرورم
سرورم
اتفاق وحشتناکی افتاده - چی؟ -
چطور همچین چیزی امکان داره؟
اینجا چه خبره؟
اینا همشون جسدن؟
این اجساد
در جیولهون روی کوه گومجونگ پیدا شدن
...اونم توی اولین روز کارم
مجرم چی؟ میدونی کی اینکارو کرده؟
یه مظنون هست
مردی به اسم یونگ شین که توی درمونگاه درمان میشده
طی چند روز گذشته چوب های بامبو رو از سراسر دونگنه
جمع آوری میکرد
...پس منظورت اینه که - بامبو؟ -
نیزه های بامبو بالای دیوار درمونگاه نصب شده بودن
نیزه؟برای چی؟
احتمالا برای دور کردن مردم
بخاطر همین نتونسته بودن اجساد رو پیدا کنن
من کارت شناساییش رو چک کردم و متعلق به مردی بود که
سه سال پیش در جنگ کشته شده
این مرد مشکوکه
سریع سربازا رو جمع کن و پیداش کنین
!بِجُنب
اينجا چه خبره؟
چطور همچین اتفاقی افتاده؟
خواهش میکنم قربان
مگه من چیکار کردم قربان؟
من هیچکاری نکردم - با جناب قاضی حرف بزن نه من -
من اون آدمی که دنبالش میگردین نیستم
لطفا آزادم کنین قربان
اون آدمی که دنبالشی نیست
چه اتفاقی افتاده؟
اونا دنبال مردی به اسم یونگ شین که بهش مشکوکن، میگردن
پزشک لی چی؟
اینقدر مشغول پیدا کردن مجرم هستن که اصلا بهش فکر نمیکنن
دارین کجا میرین؟
نمیتونم وقتمو با صبر کردن هدر بدم
باید پزشک لی رو پیدا کنم
حتی اگه مجبور بشم تمام دونگنه رو زیرُ رو کنم
باهاتون موافقم ولیعهد
ما باید اون پزشک رو پیدا کنیم تا من بتونم برگردم هانیانگ پیش همسرم
نقشه ای نداری؟
همين كه شما الان گفتین
همه ی دونگنه رو زیرُ رو مي كنيم
دونگنه در مقایسه با هانیانگ خیلی کوچیکه
پیدا کردن پزشک، نمیتونه اونقدرَم سخت باشه
تقریبا رسیدیم
به سه گروه تقسیم میشیم
اگه ولیعهد رو دیدین،به اداره ی دادگستری ببریدش
" گانگ نیونگ جون "
تعهد نامه ای که ولیعهد امضا کرده بودن کجاست؟
منظورتون چیه؟
اون تعهد نامه رو برای ارباب چو هاک جو ببرین
اینجوری میتونین از مرگ مُحَقِقین جلوگیری کنین
عقلتو از دست دادی؟
ولیعهد مارو رها کرده و فراری شده
باید راهی برای زنده موندن پیدا کنیم
کافیه
نمیدونین چرا ارباب چو هاک جو
که حتی ولیعهد رو تحت تعقیب گذاشته، با شما هیچکاری نکرده؟
میخواد که شما تسليمش بشين
اگه شما، سردسته "سونگ کیون کان" همه ی
مُحَققین رو به سمت خاندان هه وُن چو بیارین
اون حداقل زندگی مُحَقِقین رو بهشون میبخشه
كافيه
ما نمیدونیم که چه زمانی ارتش سلطنتی حمله میکنن
باید زودتر از فرصت استفاده کنیم، قبل از اینکه دیر بشه
این تنها راهیه که میتونیم زنده بمونیم
قربان یه مهمان دارین
بگو بیاد داخل
چه چیزی خدمتکار ارشد ولیعهد رو به اینجا کشونده؟
بیا داخل
یه جسد در قصر پادشاه پیدا شده؟
باورم نمیشه
چطور امکان داره؟
منم همین احساسُ دارم
تنها اعضای خانواده سلطنتی اجازه ورود به حیاط پشتی رو دارن
تو چطوری وارد اونجا شدی؟
بعد از اینکه شنیدم در قصر پادشاه اتفاقات عجیبی میوفته
زندگیم رو به خطر انداختم تا بتونم به اونجا سرک بکشم
لطفا بهم اعتماد کنین
چطور میتونم راجب چیزی که زندگیم بهش بستگی داره دروغ بگم
متوجه شدم
میتونی بری
No comments yet. Be the first to leave one.