Ang unang 200 linya.
تقدیم به پارسی زبانان سراسر جهان
« بلیز پاسکال »
کارگردان : روبرتو روسلینی
.ممنون
!شراب خوبیهِ
.شراب دیروز تعریفی نداشت
پریروز، طعمش .از اینم بهتر بود
!زمان در گذره
!کالسکه، کالسکه داره میاد !کالسکه
.بالاخره رسید
قبل از این که کلید این ...خانه رو به شما تحویل بدم
بنده وظیفه دارم آقا، تحقیق کنم که .چه کسی شما رو به اینجا فرستاده
بله آقا، بفرمایید، بر اساس این حکم .سلطنتی اختیاراتی به من تفویض شده
"،بنا به خواست و ارده خداوند" "...«لویی، پادشاه فرانسه و «ناوار"
"بدینوسیله به اتین پاسکال" "...فرمان داده میشود"
"که در اسرع وقت به" "...نُرماندی» عزیمت نموده»
"و با سِمَت پیشکار مالی دربار، در امور" ".مالیاتی املاک مشغول به خدمت شود"
"...علاوه بر این، به منظور برقراریهِ"
"نظم و انضباط در منطقۀ" "...تحت قلمروی ما در نُرماندی"
"...که در نتیجۀ سهلانگاریهِ"
"مجلس نمایندگانِ روئن" "...به حال خود رها شده"
"و موجب هرج و مرج گردیده، تمام قدرت و" "،اختیاراتی که نامبرده لازم و ضروری میداند"
"از طرف شخص پادشاه" ".به ایشان تفویض میگردد"
"...امضا شده در لوور" "روز 15 سپتامبر سال 1639"
"...به لطف پروردگار" "...و مادر باکرۀ مقدس"
".پادشاه لویی"
.منزل در اختیار شماست ...جناب پیشکار دربار سلطنت
مفتخرم کلیدها رو .تقدیم شما کنم
،اتاقهای شما قربان .طبقۀ بالا قرار دارن
تمام اتاقها ساکت و .رو به جادۀ روئن هستند
برای این که ما همۀ .شورشیها رو زندانی کردیم
کسی نیست که .مالیات رو نپردازه
،این دفتر کار شماست .جناب پیشکار سلطنت
.بله
،"قبل از ارسال گزارش به عالیجناب "سیگِر .خیلی کارها هست که باید انجام بدیم
.صندوقچه رو، اونجا بذارین
.همون جا خوبه. ممنونم
اتاق خوابها کجاست؟
.تشریف بیارین، لطفاً
...هی تو
.برو پنجره رو باز کن
.این اتاق، چفت در نداره
.اینجا بهترین اتاق این خونهست
.بقیه رو نشونتون میدم
"،موسی در کوهستانِ خداوند" "،از گله گوسفندان مراقبت میکرد"
"و خداوند به شکل شعلۀ فروزان" ".در میان بوتهها، بر او نمایان شد"
"،موسی میدید که بوته در آتش میسوزد" ".اما همچنان خاکستر نمیشود"
"...سپس موسی گفت"
"شعلۀ فروزان آتش را" "...با چشمان خود نظاره میکنم"
"اما چرا بوته خاکستر نمیشود؟"
دنبال من فرستادی پدر؟
.بله
...منشی من
به دست بازرگانی .از روئن، فاسد شد
.اخراجش کردم
"ثبت مالیات، در منطقۀ "روویل ...ابهام داره و باید به روز بشه
برای همین به .کمکت احتیاج دارم
مورنهبوف"، آسیابان" :زمینهای "وایکانتِ" روئن
دوهزار و دویست و ،پنجاه و شش پیمانه آرد
و خانهای در نزدیکی .دهکده در جادۀ روئن
چهار سکۀ طلا ،به ازای هر پیمانه آرد
،دو "اِکو" برای خانه
و همینطور متعهد شده که هر سال ،به میزان 16 پوند نمک خریداری کنه
با قیمت ثابت تعیین شده ."توسط ادارۀ مالیات "لیزیو
.در شورش شرکت نداشته
:بنویس
مالیات بر اموال برای آرد یک .پانزدهم افزایش داده میشه
.و دو دوازدهم، برای خانه
مالیات نمک هم .بدون تغییر میمونه
.حالا جمعشو حساب کن
ولی، اون که توی شورش !دست نداشته
بعداً راجع بهش صحبت .میکنیم، حساب کن
"برای سال آتی، مالیات "مورنهبوف .میشه 43 اِکو و...دو سکۀ طلا
.خیلی سریع...حساب کردی
مطمئنی که اشتباه نکردی؟
نخیر، از این سریعتر هم .میتونم حساب کنم
.به هرحال احتیاط کن
این چیه...پدر؟
چی؟ - .این کتاب -
.آه، اون
"اون کتابو پدر "مرسِن .برام فرستاده
.فکر میکنه نظر منو جلب میکنه
.عنوانشو بخون
پیش نویس دستیابی به حاصل قطع .یک حجم مخروطی با یک صفحه
...نوشتۀ آقای دِزارگهِ
،"هندسه دان منطقۀ "لیون
...یه کار، بسیار ناشناختهس
...که محققین بهش میگن ."تحقیق بر روی تاریکی"
میشه این کتاب رو من بخونم پدر؟
...نه، چون که
.چیزی ازش، سر در نمیاری
.خب، برگردیم سر کارمون
فالیز...مشترک محصول .زمین وایکانتِ روئن
،چهار گاو و یک گوساله تحت مراقبت .پانزده جریب هم مرتع چراگاه
،ملزم به خرید هرسالۀ نمک
با قیمت ثابتِ...تعیین شده .توسط ادارۀ مالیات لیزیو
چرا چرخ چاه اینجاست؟ مگه چاه آب خشک شده؟
...نه خانوم
،آخه امروز صبح ...یه قورباغه دیدم
.و از طلسم شیطان ترسیدم
این آب خوبیه .از چشمۀ "بروئل" میاد
مراسم مذهبی رو به جا آوردی؟
با دو تا تیکه چوب صلیب .درست کردم خانوم
ماری، آقای بلیز رو ندیدی؟
،آقای بلیز رفت تو اتاقش استراحت کنه .گفت کسی مزاحمش نشه
مادیون چطوره؟ - .تو اصطبلهِ، بیقراری میکنه -
فکر میکنم بلاخره .امشب بزاد
هر ساعتی که بود .به من اطلاع بدین
تنها چیزی که مادیون الآن بهش .احتیاج داره، سکوت و آرامشهِ
بقیۀ کارها رو بچههای اصطبل .راست و ریست میکنن
.خواهش میکنم، شما بفرمایید
...به مناسبت این واقعۀ مبارک
،از همهتون دعوت میکنم .از شرابی که انداختم بنوشید
.از درّۀ "سِن" آوردهن
.شب به خیر
هنوز داری کار میکنی؟
.یه یابوی کوچولو برامون زایید
بجای این که خودتو از پا در بیاری .بهتره بری ببینی و لذت ببری
محاسبات تو هرگز حریف .زیبایی مخلوقات خداوند نمیشه
مگه این محاسبات جزیی از مخلوقات خداوند به حساب نمیان؟
.آفتاب بالا اومده
چه کار میکنی؟
تا ته کار آقای .دزارگ" رو در آوردهم"
.میدونی که من، راضی نیستم
.باید بیشتر مراقب خودت باشی ...فکر کردی برای سلامتیت خوبه که
از شب تا صبح یه نفس کار کنی؟
فکر کردم شما .خوشحال میشی
،خودت میدونی، که، منم مثل تو ،از محاسبات هندسی لذت میبرم
اما ظاهراً، تو، بیش از حد .شور و اشتیاق داری
...و حس کنجکاوی
،و، توی این رشته .خیلی واردی
...اجازه نده که موفقیتهات
تو رو با توهم شکوه و .عظمت آلوده کنن
پدر، میدونم که یک مرد، زمانی .بزرگهِ که بفهمه هیچ چیز نیست
،همین فکر رو دنبال کن .تا توی کارت موفق بشی
به هرحال کارتو ،با خودم میبرم
،تا با نحوۀ کارت ،بیشتر آشنا بشم
بنابراین میتونیم با هم .در موردش صحبت کنیم
...ولی از حالا به بعد
،تلاش کن اشتیاق بیش از حدت ...برای کسب علم که ممکنه تو رو
.اغوا کنه تحت کنترل در بیاری...
،صومعهای رو میشناسی به اسم "مینیم"، توی پاریس؟
این نامه و مقاله رو به دست .پدر "مِرسن" برسون
.بیا...اینو برای سفر بردار
...بهترین اسبم رو زین کن
و زمان رو با میانبُر زدن .از مزارع، کوتاه کن
:آه...یه چیز دیگه
،با کسی حرفی .دربارۀ سفرت نزن
،بخصوص بلیز .نباید بو ببره
.دست خدا بهمراهت
،به تازگی مقالهای رو دریافت کردم ..."از طرف آقای "اِتین پاسکال
که پیشکار دربار سلطنت ...در ایالت "روئن" هستن
،یک مقاله، به قلم پسرش بلیز .که در حال حاضر 17 سالشه
...کاریست بسیار...درخشان
...که من، قصد دارم .منتشرش کنم
...در این مقاله راه حلّ
محاسبۀ دشوار حاصل قطع جسم .مخروطی توسط یک صفحه، ارائه شده
"راه حلی برای "درس بر روی تاریکی ."از دانشمند عالی مقام، "دزارگ
میخواستید منو ببینید؟
.بله، جناب پیشکار
در مورد حکم بنده در خصوص .پرداخت مالیات پادشاه خدمت رسیدم
شما در کدوم ناحیه مستقرید، آقا؟ - .ناحیه "روویل"، جناب پیشکار -
...بله
.آقای "مولینه"، پوست فروش
شما بالغ بر 53 اِکو به ...خزانهداری بدهکار هستید
و پرداخت مالیات شما بیش از .دو ماهه که به تاخیر افتاده
وادارم نکنید اموال .شما رو توقیف کنم
متاسفانه، مامورین شما .چیزی پیدا نخواهند کرد
.من نابود شدم
نابود؟
چطور ممکنه؟
مردم شهر میگن که .خدمتکارم یک جادوگره
به همین دلیل، هیچکس پوستِ .دباغی شده از من نمیخره
.برای همین نابود شدم
خب، شما فکر میکنید که این تهمت قابل اثباته؟
،من هم از همین میترسم .جناب پیشکار
،به خاطر طلسم شیطانیهِ که
.در مورد پسرم اجرا شده
بگید ببینم، مسئولین رو هم در جریان گذاشتید؟
.بله، طبیعتاً
زنهِ دستگیر شده .و قراره محاکمه بشه
موضوع اینه که محاکمات جادوگریِ ،زیادی در ناحیه ما، تو "روویل" در جریانهِ
و لذا چندین ماه طول میکشه .تا نوبت محاکمه اون برسه
.افسوس
،نابود شدم، جناب پیشکار .نمیتونم بدهیمو بپردازم
...مگر این که - .گوش میکنم -
...مگر این که اون ساحره
سریعاً محاکمه و عدالت .در موردش اجرا بشه
،در این صورت، من به سرعت .از شرّ این طلسم خلاص میشم
این تنها راه برگرداندن .مشتریهای منه
.متوجهم آقا
.ببینم چه کار میتونم بکنم .ببینم
.ممنونم
."پدر خیال داره بره "روئن
بازم یه دادگاه دیگه؟ - .آره، برای جادوگری -
."محاکمه خدمتکار آقای "مولینه
،میگن بعد از جادو کردن پسرش .مغازهشو هم جادو کرده
آقای "مولینه" حتی یه دونه .پوست هم نمیتونه بفروشه
شیطان نمیتونه به جسم کسی .وارد بشه مگر به خواست خودش
،برعکس، اگر طلسم قدرت کافی داشته باشه .شیطان به راحتی میتونه وارد جسم آدم بشه
No comments yet. Be the first to leave one.