Ang unang 200 linya.
. یه هفته دیگه میرم
. مادرت دلش واست تنگ میشه
. با خودم میبرمش ،آلن - چی ؟ -
اون به زور میدونه الان چه سالیه
. کفشاتو در بیار . بابات رو که میشناسی
. از سر و صدا توی خونه خوشش نمیاد
بهش میگن "سندروم غروب" . نوعی آلزایمری که اواخر روز به سراغ فرد میاد
شبا واسه مامانت سخت میگذره
....آنچه در کسل راک گذشت
رئیس لیسی
بهم گفت که شیطان یه پسر بوده
و گفتم "دیل" پیر گفت که اونو گرفته
اون شیطان رو توی یه جعبه زندانی کرده
. تا به شرارت هایی که دیدیم پایان بده
. این چیزی بود که خدا بهم گفت
این قضیه مال چند سال پیشه ؟
. نذار اون بچه نحس بیاد بیرون
وقتشه که به " پرویت" زنگ بزنیم ؟
هی، اگه بخوای میتونم وکیلت باشم
. ولی باید خودت اعلامش کنی - هردومون -
. از این خراب شده میریم بیرون
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
بتمرگ سرجات
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
میخوام لیستی از پنج کلمه
رو واست بخونم
میخوام به هر ترتیبی که میتونی واسم تکرار کنی
یه بار الان، وبعدش دوباره چند دقیقه بعد
حاضری ؟
قایق، خانواده ، کلیسا
سگ، سفید
قایق، سفید، کلیسا
... سگ
.خانواده
خوبی ؟
. آره
... نباید اینو بهت بگم ، ولی
اسکنی که ازت گرفتن .از نظر من مشکلی نداره
دکتر گرین نتایجت رو بررسی میکنه
خب، این چیه ؟
با هدفنت موسیقی با صدای بلند گوش میدی ؟
. ممکنه فقط وز وز گوش باشه
الان هم میشنویش ؟ - . میاد و میره -
. وقتی نوجوون بودم اذیتم میکرد
اهل کجایی ؟
. میدونم که اهل تگزاس نیستی
. نیویورک
مین
جای قشنگیه .
آپارتمان ، برف توی کریسمس .
آره .
نه خیلی .
زیاد برمیگردی ؟
نه .
فکر میکنم همه فکر میکنن که
توی بدترین جای دنیا بزرگ شدن ، نه ؟
پنج روز بعد از کشتاری که رخ داد ،
هنوز پاسخ های اندکی داریم .
از این که چرا یه نگهبان خوب
به همکاراش حمله ور میشه
همراه با شوک ...
و خصوصی سازی زندان
همراه با انتحار مافوق مجبوبش .
تراژدی شاوشنگ همچنان داره بیشتر میشه .
در اخباری دیگر،آتش سوزی
همچنان داره گسترده تر میشه و از "کوهستان سیاه " میگذره
و حدود دویست هکتار رو در بر گرفته
تیم های آتشنشانی از سراسر ایالت دارن باهاش مبارزه میکنن
ولی ساکنان ده ها خانه بین "کسل ویو " و
" کسل لیک " از همین الان از خونه هاشون رفتن.
میدونم، همین الان یه درخواست بازبینی مجدد دادم .
اونا این قضیه رو سه هفته بعد از...
واسه همین میخوام بگم که ... ببین، بیین ...
من دو پیام واسه قاضی گذاشتم.
من یه موکل دارم که توی شاوشنگ گیر کرده و من ...
الو ؟
لعنتی !
ببخشید، پدر.
- مرسی که اومدی . - خواهش میکنم، بابت تاخیر ببخشید .
من به مسئول قبرستان صحبت کردم ، گفتم که تا فردا
یه کاری واسه قضیه بابام میکنن .
واسه این زنگ نزدم.
بهش میگن سندروم انفجار تابوت .
وقتی که اکسیژنی واسه گرفتن آب جسد نیست ،
تابوت تبدیل میشه به یه زودپز .
بعید میدونم که چیزی به این قدیمی مستعد این مورد باشه، ولی
شاید وقتی که تابوت رو واسه انتفال آوردن ...
حالت خوبه ؟
البته، با مشکل اخیر مربوط به شاوشنگ ،
این یه ذره از مشکلات ِ منتظرت هستش، اگه هنوز میخوای یه کار کنی .
بذار ببینم ،
رو " Count of Monte Cristoشما " رمان فرانسوی
توو یه مخزن فاضلاب پیدا کردید .
اون وکیلش رو میخواد ، سر و کله وکیله پیدا میشه ،
بیخیال یارو میشین که از منافع خودتون محافظت کنید
یکی از نگهبانامون از این فقدان عدالت
خوشش نمیاد، حتی یه ذره ،
پس اون تنها راه منطقی موجود رو انجام میده
و نفری دو گلوله به همکاراش میزنه .
و بله، هشدار الکی خودمون
و آره، میخوام که یه لحظه سکوت کنم
سوگواری کنم ، واسه یه بارم شده آدم باشم .
واقعا میخوام ، ولی نمیتونم
چونکه به لطف بی کفایتی شما
تا خرخره توی دردسر افتادم .
واسم مهم نیست اگه
مثل "هری هودینی" لعنتی از رو زمین محوش کنید، مهم نیست اگه سه متر زیر خاک
دفنش کنید، یا بفرستینش سمت جزیره "مایورکا" بگیرید
هر اتفاقی اونجا افتاده ، هرجوری داره اداره شده ،
من چیزی نمیدونستم، هیئت مدیره چیزی نمیدونست .
و اگه شرایط خوب پیش نره تریشا ،
همیشه جا واسه دور انداختن یه
کارمند سرکش دیگه هست .
در ورودی باز شد .
اون دیگه چه خریه ؟
سیستم جدیده.
واسه اینکه بتونیم حواسمون به مامان باشه .
هر دو در بهش مجهز هستن .
مجبور شدم یکم بابت دوربینا خرج کنم
چهارتا طبقه بالا، چهارتا هم پایین .
به محض اینکه کارم توی شاوشنگ تموم شه میرم .
تا اون موقع ، میتونیم دونفری با یه برنامه
حواسمون بهش باشه.
گوش کن، تا وقتی که یه موقعیت بهتری پیدا کنیم ،
باید بدونم که جاش امنه .
چرا یه ردیاب روش نمیذاری خب ،
مثل یه سگ شکاری خوب ؟
سلام ؟
صبرکن، چی ؟
چقد زود ؟
بعد از عفو مشروط ، با سه چالش روبه رو هستید
درست مثل جامعه ای که دوباره بهش وارد شدید .
چکار کنم ؟ کجا زندگی کنم ؟
و بالاخره، به چه کسی تبدیل میشم ؟
خبر خوب اینه که تقریبا میتونید هر کسی که دلتون خواست باشید
اگه با محیط اطراف جدیدتون سازگار باشید .
درباره اوقاتی که توی زندان بودید با سوال هایی مواجه میشید .
وقتی میخواید کار پیدا کنید ،
یه خونه بخرید، یا حتی یه دوست جدید پیدا کنید .
از اینکه داستانتون رو یه جور دیگه تعریف کنید، نترسید .
فردی که بودید، وقتی که زندان رفتید ،
با فردی که الان هستید یکی نیستن .
، میتونید داستان خودتون رو بگید
قهرمان خودتون باشید ،
زندگیای رو انتخاب کنید که میخواید داشته باشیدش .
من "لو هدلی " هستم ، شما کی هستید ؟
اینجا رو باش.
آزاد شدی.
یه آتش سوزی روی "کوهستان سیاه" رخ داده .
ایالت از زندانی ها تو این مرحله استفاده میکنه
چرا ما ...
چرا از اول شروع نکنیم ؟
من هنریـم .
فقط... فقط دارم اسمت رو میپرسم .
:مترجم وحید فرحناکی
:قسمت پنجم وقت ِبرداشت محصول
" یک کشتی از گوفر وود بساز ( چوبی که کشتی نوح با آن ساخته شد)
و این روشی است که باید درستش کنی "
پس منم کشتی خودم رو درست کردم ...
و وقتی صداش به مدت شش شب
ِپشت سرهم به خوابم اومد .
بهم گفت که دقیقا باید کجای سازه قرار بگیره .
مسبب، لکه (ننگ) ، نفرینی که روی شهرمونه ،
هر جا که بری، شیطان رو با خودت میبری .
و وفتی که انداختمت این پایین .
با روحیه مقدس روی فُرم بودم .
صالح و محکم .
و تو ، به نظر ...
در برابر ایمان من خیلی کوچیک میومدی .
و حالا ...
... هنوزم به نظر کوچیک میای .
ولی من پیر شدم .
من پیرم .
بعد از این همه سال ،
هنوز نمیدونم واقعا چی هستی
یا آیا کار درست رو انجام دادم .
اون داستان جنون آمیز رو
که شب اول اینجا بهم گفتی رو یادته ؟
چهره .
چهره نیست .
چهره .
چهره .
فراموشی کامل تزلزل پذیر .
هیچ نشانه ای نقص در حافظه کوتاه مدت
یا صدمه ساختاری به مغز دیده نمیشه .
یه پدیده کاملا احساسی .
حالا میخوام که پنج کلمه رو واست بخونم ،
ازت میخوام که واسم تکرارشون کنی
. به هرترتیبی که باشه
حاضری ؟
چهره، مخملی،کلیسا ،
خانواده ، قرمز .
چهره ،مخملی، قرمز ،
کلیسا، خانواده.
خب ...
چطوری برداشت میکنید ؟
هیچ گلوله جادویی نیست.
بعضی وقتا یه فرایند آهسته ست ،
در بعضی موارد هم ، بعضیا رو میفرستی به خونشون
با مشکلاتی که دارن، و مثل اینه که
No comments yet. Be the first to leave one.