Ang unang 200 linya.
...آنچه در "دکتر خوب" گذشت
.پیغام صوتی از طرف مامان
.سلام، عزیزم. پیامت رو گرفتم
.قراره جشن بگیریم. زودی میبینمت
!خیلی بهت افتخار میکنم، عزیزم
.واست گل و شکلات آوردم
داری ازم میخوای باهم بریم بیرون؟
.آره
.خیلی خوشحال میشم
قراره حین همۀ پیام بازرگانیها همینکارو بکنیم؟
.آره احتمالاً
.یه بیمار توی بخش سلبریتیها داریم
از طریق یه ورودی توی انبار .پذیرش شده
حتی جلوی همکارهاتون هم نباید .اسمش رو ببرین
اسمش چی هست؟
.میچل استوارت
همون تئورسین توطئه؟ حالا شده سلبریتی؟
آدمی که بهنظرش حادثۀ یازده سپتامبر کار خودیها بوده؟
.اون یه عوضیه
یه عوضیه که نیاز .به عمل کبد داره
وایسین. وایسن .همونجا وایسین
!اشکالی نداره، دکس .اونا توی لیستِ افراد مجازن
.دکتر مورفی، پارک، آندروز
.میچل استوارت
من همینجوری الکی سلامتی یا هرچیز ،دیگهایم رو دست صاحبان قدرت نمیدم
.واسه همین سوابق همهتون رو چک کردم
.از جمله پرستار ویلانویوا
ولی پرستار ویلانویوا که .از صاحبان قدرت نیست
...آدما ممکنه مجبور بهکارهایی بشن .رشوه بگیرن، تهدید بشن
و تا وقتی ندونم توی اون سرُم چیه به .خودتون زحمت ندین که بیاین و بهم وصلش کنین
،اونا سرُمهای معمولیاند .آقای استورات، خواهش میکنم
مطمئنم هر دارویی و درمانی که برای من درنظر گرفتین
یه درمان پزشکیِ کاملاً معمولیه ولی همهمون میدونیم که
که دکترها دلالهایی هستن که بهفکر .سود شرکتهای داروئیاند
اون سرم یه محلول بلوری ایزوتونیکه
که ترکیبی از 9 درصد سدیمکلراید .که توی آبِ استریل حل شده
بعلاوه، باتوجه به اینکه بزودی قراره با دارو بیهوشتون کنیم
،و روی بدنتون جراحی انجام بدیم
نباید یکم بهمون اعتماد داشته باشین؟
.تو باید همونی باشی که اوتیسم داره
.خوبه. حقیقت محض
.احتمالاً هیچکدومتون نمیدونین اصلاً چیه
شرط میبندم مامانبابات از اون .واکسنهای ترکیبیِ شیمیایی زدن
ربطی نداره، چون تا الان علم نتونسته .هیچ دلیلی برای اوتیسم ارائه کنه
.آره، این چیزیه که اونا بهت گفتن
آقای استورات، بهتره روی کارمون تمرکز کنیم
که جلوی آسیب کبد ناشی از بیماری ژنتیکیتون رو بگیریم
پُرفشاری ایدیوپاتیکِ ورید بابِ کبدی ...میتونه باعثِ
،کبد من آسیب دیده .ولی دلیلش ژنتیک نیست
.من مسموم شدم
:مترجمین آریا و پریسا
متخصص داخلیاش هم نظریهای .که بهما گفت رو شنیده
.نتایج سمشناسی منفی بوده
دلیل پرفشاری KCNN3 و تست ژنتیکیِ .ایدیوپاتیک ورید باب کبدیاش رو تائید کرده
.این مشکل رو از مادرش بهارث برده
ارزشش رو داره که دوباره آزمایش سمشناسی انجام بدیم؟
یارو یه شوی اینترنتی داره که توش ادعا میکنه
والدین بچههایی که توی تیراندازی مدرسه کُشته شدن
.بازیگرهای آموزشدیده" بودن"
.واسه خودش یهسری دشمن جور کرده
،بهمحض اینکه به آزمایشات شک کنیم
اونوقت نمیتونیم به هیچی اعتماد داشته باشیم
.بعدشم دیگه همهچیز برامون بیمعنی میشه
میدونیم که بیمارمون باید .جراحیِ «شنت گذاری کبد» انجام بده
.ما هم جراحی رو انجام میدیم
.دیر کردی
مامانت تا دیروقت بیدار نگهت داشت؟
دوباره شبها آواز میخونه؟
.نه
.مدتیه ساکته
.خانم بارستو، من دکتر براونام
.ایشون هم دکتر رزنیک هستم
چه مشکلی واسهتون پیشاومده؟
.مشکل خاصی نیست، جدی میگم
،احساس حماقت میکنم که اومدم اینجا .ولی جوناس اصرار کرد
.بخاطر اینکه حالت بهتر نمیشد
لیلی دوست داره مشکلاتش رو .کماهمیت جلوه بده
.اون عین کوهه، ولی من نازکنارنجیام
.آه، حالا هی شلوغش کن
فقط چند روزیه که .زیاد غذا نخوردم
.تب هم داری
.بهاحتمال زیاد، یه عفونته
!خدای من! لیلی
.آقا، لطفاً برید عقب .دراز بکش ببینم
.باید سونوگرافی انجام بدیم
.نبضش بالا رفته
.فشارخونش هم بالا رفته
...آه
.آپادندیسش پاره شده
.وای، خدای من
!بخش هوشبری رو پیج کنین .باید ببریمش اتاقعمل
.نتایج آزمایشات قبل عمل رو میخوایم - اسم بیمار؟ -
.اوه، نمیتونیم بهت بگیم
ماله بخش سلبریتیهاست. باید با شمارۀ .شناساییاش نتایج آزمایشش رو پیدا کنی
سیاستمداره، هنرمنده، تاجره؟
رئیسجمهوره؟
.یهسرنخ بهت میدم
.اونقدرها هم مشهور نیست
.خب، عجب ضدحالی
وقتی کارمون تموم شد، باید بفهمیم
چرا مغزش سیگنالهای .اضطراری درستی رو دریافت نمیکنه
چطور باید اینکارو بکنیم، دکتر براون؟
باید افامآرآی انجام بدیم. با یهسری تحریکات .واکنش مغزش رو بررسی میکنیم
ببخشید. شما از کلر پرسیدین .ولی من برای ناهار برنامه دارم
.من یه سؤال دارم
.خب، امیدوارم یه سؤال سریع باشه
.برای بقیۀ امروز برنامهام رو خالی کردم
من و دبی میخوایم بریم بهدفترخونۀ شهر
.تا باهمدیگه ازدواج کنیم
.نمیخوایم زیادی شلوغش کنیم و اینا
میدونی، لباسهای آنچنانی بپوشیم .و از این جشنهای آنچنانی بگیریم
.آخه هرچی باشه، ما که دیگه جوون نیستیم
."معمولاً اینجاست که باید بگی "تبریک میگم
.تبریک میگم
.ممنون
شما و دبی هم دست همدیگهرو میگیرین؟
آره، چطورمگه؟
کارلی هم دلش میخواد اینکارو بکنه؟
.آره
.تاحالا دوبار سعی کرده
سعی کردی واسهاش توضیح بدی که چرا اینکار برات مشکله؟
.نه
.خب، اگه من بودم... اینکارو میکردم
آخه این چطور میتونه اینقدر مهم باشه؟
.یه مسئلهی جزئیه
من و کارلی توی مسائل بزرگ و مهم ...زیادی باهمدیگه تفاهم داریم
،مثل بچهها، انتخاب محل کار و زندگی
،اولویتهای کاری، استفاده از هدفون
...انتخاب رنگها برای خونۀ آیندهمون
چکلیست داری از اینا؟
.آره
من و کارلی هنوزم داریم .همدیگه رو میشناسیم
.ما عین شما و دبی نیستیم
،شما از قبل این چیزا رو راجعبه هم میدونین .وگرنه ازدواج نمیکردین
چهار؟
پنج؟
.دارم یکم درد حس میکنم
.میتونیم دست نگهداریم
.اینجوری هیچی دستگیرمون نمیشه
.حالش خوبه
.باید واکنش نشون بده
.هشت
.نُه
.کلر، اون دردی حس نمیکنه
،تنها فعالیتی که هست .توی لوب آهیانهای مغزشه
،نه توی لوبِ لیمبیک فعالیتی هست
.و نه توی قشر سینگولیتِ قدامیاش
چیزی که حس میکنه .درحد نوازشه
...پس چرا الان گفت که - میخوای حدس منو بدونی؟ -
.چون تاحالا هیچوقت درد رو حس نکرده
.اصلاً نمیدونه درد چیه
.آپنۀ خواب
چی؟
،اون بیچارهای که اونجاست .فکر کنم آپنۀ خواب داره
.شاید فقط خستهاست
خیر سرش مثلاً امروز مهمترین ،روز زندگیشه
.و نمیتونه بیدار بمونه
شاید بتونی... بری و بهش بگی
.که این مشکلش قابلدرمانه
من؟
وگرنه، تا آخر عمرش باعث میشه زنش بخاطر .خُرخُرهاش بیخوابی بکشه
.اینجوری ازدواجشون نابود میشه
.انگار خیلی بابت این قضیه مطمئنی
واقعاً هیچ شکنجهای بدتر از این نیست
.که نتونی شبها درست بخوابی
خیلیخب، اولاً که فکر نکنم
.این واقعاً بدترین شکنجۀ ممکن باشه
.اوه، نه، راست میگم
،اونموقعی که توی ناوگان بازرگانی بودم ...یهروز
ناوگانهای بازرگانی؟
.نه... ناوگان بازرگانی .جمع نیست
تو توی ناوگانهای بازرگانی بودی؟ - .اوهوم -
،یهمدت توی جزیرۀ آزور توقف داشتیم
و هرشب یهجور صداهای بلندی بود
که دیوونهمون میکرد، انگار یهنفر .داشت خفه میشد
بعدش معلوم شد که صدای .یه دسته کبوتر دریایی بوده
انگار واقعاً داشتیم صدای غرق شدن .دافیداک رو میشنیدیم
البته در مقایسه با اتفاقی که توی .والپارزو افتاد، هیچه
حالت خوبه؟
.ببخشید
.فقط... حالم زیاد خوب نیست
حالت خوب نیست؟
.نمیتونم اینکارو بکنم
چی؟
همین بود؟
کارمون تموم شد؟
.آره، الان میاریمت بیرون
.اه، فقط چندتا سؤال دیگه
مادرت بخاطر سکتۀ قلبی .توی 66 سالگی فوت کرد
وقتی اون اتفاق افتاد تو کنارش بودی؟
.آره. خودم به آمبولانس زنگ زدم
حین اینکه منتظر آمبولانس بودیم .فوت کرد
.قشر سینگولیت قدامی رو چک کن
دردهای فیزیکی و روحی توی .مناطق یکسانی از مغز پردازش میشن
.هیچی
ولی ما که نمیدونیم چه .حسی راجعبه مامانش داشته
مامانته دیگه، وقتی بمیره .آخرش اون خلاء رو حس میکنی
شوهرت چی؟
اخیراً مشکلی واسهاش پیش نیومده؟
.حدود یهسال پیش ترس از سرطان داشت
No comments yet. Be the first to leave one.