Ride or Die

Ride or Die

I-download ang Farsi/persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

Ride or Die 2026 S01 WEB-DL AMZN Persian
Komentaryo ni shine021
سریال بران یا بمیر فصل کامل

Mga Tag

webdl
official_release
amazon_prime_video_synced
Na-publish noong: 2026-07-16
Mga Download: 67
May Kapansanan sa Pandinig: No
FPS: 23.976

Preview ng subtitle na Farsi/persian

Ang unang 192 linya.

زيرنويس از مهدي shine021

‏هدف قفل شد.

‏سرعت باد، ۲.۴.

‏شلیک کن.

‏شلیک کن.

‏ویپ‌تیل، شلیک کن.

‏ویپ‌تیل. ویپ‌تیل، نه،

‏داری چیکار... ‏به خاطر خدا، ویپ‌تیل، بگیر...

‏نه... نه دوباره.

‏برادرت سلام می‌رسونه.

‏آه.

‏مربی اسکی!

‏آه!

‏آه!

‏زود باش!

‏شانس تازه‌کارهاست.

‏- دوباره همینو می‌خوری؟ ‏- سلام. آره.

‏ام... هشت.

‏یا نه.

‏آلمانی‌ها بهش می‌گن برودرشافت.

‏برادری.

‏آلمانی بلدی.

‏کمی.

‏ام...

‏من ساعت دو کارم تموم می‌شه.

‏لعنتی.

‏گفتی شغلت چیه؟

‏من حسابدارم.

‏پس...

‏می‌تونم بهت زنگ بزنم؟

‏به هیچ وجه.

‏تو دیگه کدوم خری هستی؟

‏«من دیگه کدوم خری هستم؟»

‏سوال خیلی خوبیه.

‏گذرنامه‌ای که تو کیفمه می‌گه «جودیت برتون، حسابدار قانونی»

‏شغلی با یه اسم خیلی گیج‌کننده و احتمالاً خسته‌کننده،

‏که هیچ‌کس هیچ سوال اضافه‌ای نمی‌پرسید.

‏ولی من کارت شناسایی دارم از اف‌بی‌آی، سی‌آی‌ای،

‏ام‌آی۶، عملیات ویژه.

‏اگه کشورت واحد اطلاعات نظامی داره،

‏من یه کارت دارم که ادعا می‌کنه اونجا کار می‌کنم.

‏اسم من ویپ‌تیل هست،

‏و من برای امرار معاش آدم می‌کشم.

‏این گزارش درباره پاشیدن خون می‌گفت...

‏زاویه‌ای که چاقو وارد شده...

‏- یه چیزی بود که اونا... ‏- آره.

‏- بهش فکر نکرده بودن. ‏- وای خدای من، چی؟

‏اون چپ‌دست بود.

‏اون چپ‌دست بود.

‏یه پیست اسکی اتریشی امروز صبح شوکه شد توسط...

‏لعنتی.

‏تو هیچ‌وقت اونجا جا نمی‌افتی، عزیزم.

‏زود باش، زود باش.

‏زود باش...

‏اوه...

‏خدایا.

‏لعنتی.

‏اوه.

‏ووه.

‏سلام عزیزم.

‏سلام عزیزم.

‏من فقط، ام... ‏اوه، صدات نفس‌نفس می‌زنه.

‏- پارک می‌کنی؟ ‏- آره، پارک می‌کنم.

‏حالت چطوره؟ ‏کنفرانس حسابداری چطور بود؟

‏ام، می‌دونی، خسته‌کننده، همون همیشگی.

‏ام، تا یه مدت دیگه خونه‌ام، پس برای باشگاه کتاب برمی‌گردم.

‏ام...

‏من اینجام. گوش کن، نمی‌تونم صحبت کنم.

‏من تو ماموریتی‌ام.

‏موفق باشی.

‏اگه هر کدوم از اون لامپ‌ها یا اون... ام،

‏راستش، اون تابه‌های مسی رو دیدی،

‏و مشخصاً، اگه یه کابینت داروسازی قشنگ بود...

‏لیستت پیشمه. فراموش نمی‌کنم.

‏گوش کن، واقعاً باید یه

‏- جای خوب پیدا کنم. دوستت دارم. ‏- منم دوستت دارم!

‏خداحافظ.

‏خانم‌ها و آقایان، خوش آمدید.

‏لطفاً هول نشوید. انبار عتیقه‌جات

‏باز خواهد شد

‏تا چند دقیقه دیگر.

‏توی ون اشتباهی دو تا چای بهم دادن.

‏نمی‌تونم دو تا چای بخورم. و حتماً

‏ایستادن تو سرما خیلی سخته،

‏پس فکر کردم شاید بخواییش.

‏ممنون، در واقع.

‏اوه، خواهش می‌کنم.

‏ام.

‏اگه بخوای حدس بزنی، فکر می‌کنی کدوم یکی از این درها رو اول باز می‌کنه؟

‏د.

‏خیلی ممنونم.

‏روز فوق‌العاده‌ای داشته باشید.

‏یه کابینت عطاری رِجِنس‌ی ‏محشر دارن،

‏و بهت بگم... ‏بدون اون از اینجا نمیرم.

‏هی، نگاه کن، بیخیال، ‏خیلی وقته اینجاییم.

‏لطفاً، لطفاً، ‏دست‌پاچه نشو. آروم باش. آروم باش.

‏دست‌پاچه نشو.

‏لعنتی.

‏اون دیگه کدوم احمقیه؟

‏اون همسر اون نماینده پارلمان نیست؟

‏ "اون دیگه کدوم احمقیه؟"

‏ سوال خوبیه، و بله،

‏ من همسر اون نماینده پارلمان هستم.

‏ دیوید کلیبورن، نماینده پارلمان.

‏ امیدوارم بتونیم روی رای شما حساب کنیم.

‏ من عضو تیم نشریه حقوقی ییل بودم،

‏ عاشق شدم، به انگلیس نقل‌مکان کردم، ‏دو فرزند بزرگ کردم،

‏ و حالا دارم به تنهایی

‏ اون مرد رو به نخست‌وزیر بعدی تبدیل می‌کنم.

‏ اما من یه راز دارم.

‏ رازی که زندگیم رو نابود می‌کنه.

‏ اسم من دبی کلیبورن هست.

‏ فردا جلسه باشگاه کتاب‌خوانیه،

‏ و من هنوز کتاب رو نخوندم.

‏اونجاست.

‏لازم نیست، فقط اسم رستوران رو ‏بهم بگو، سَم.

‏لازم نیست همیشه مختصات ‏کدگذاری شده رو بهم بدی.

‏لطفاً. مختصات بخشی از پروتکله.

‏چرا اینجام؟

‏مگه باید دلیل داشته باشم ‏که مامور مورد علاقه‌ام رو ببینم؟

‏پس ناراحت نیستی؟

‏ناراحت؟ چرا باید ناراحت باشم؟

‏عالیه. ناراحت نیستی.

‏معلومه که لعنتی ناراحتم.

‏اون تفنگ تک‌تیرانداز بردش ‏یک کیلومتر لعنتیه،

‏اما در عوض صد تا شاهد دارم

‏که دیدن یه مربی اسکی ‏یه جنایتکار تحت تعقیب رو

‏با چی... یه قمه کشت؟

‏یه کارد استیک.

‏کارد استیک؟

‏چیه، انگار می‌خوای گیر بیفتی.

‏قبلاً طبق هر نقشه و هر

‏قانون شرکت مو به مو عمل می‌کردی. ‏لعنتی، تو معیارِ طلا بودی،

‏و حالا هر چیزی که بهش دست می‌زنی ‏به هرج‌ومرج تبدیل میشه.

‏کار انجام میشه، تو پولت رو می‌گیری،

‏من پولم رو می‌گیرم، مشتری راضیه.

‏آره، مشتری کسی نیست که ‏باید نگرانش باشی.

‏مدیر داشته پرونده‌های ‏تو رو بررسی می‌کرده.

‏چی، بخاطر یه کار؟

‏اوه، فقط یه کار نیست.

‏بیروت، بروکسل.

‏باید یادآوری کنم ‏که تو دبی چی شد؟

‏باید یادآوری کنم کجا پیدات کردم؟

‏آره، و بابت همه کارایی که برام ‏کردی ممنونم.

‏اما، جدی، چه مرگته؟

‏بخاطر اینه که ۵۰ ساله شدی؟

‏من ۵۰ ساله نیستم.

‏نه، خب، یکی از هویت‌های جعلی تو ‏تازه ۵۰ ساله شده.

‏فقط می‌تونم تصور کنم، یه هویت جعلی که ۵۰ ساله میشه، ‏هر کسی رو بهم می‌ریزه.

‏مامان من پارسال ۵۰ ساله شد، ‏و کاملاً دیوونه شد.

‏به هر حال، امم،

‏ما، امم، یه هدیه کوچیک برات گرفتیم.

‏این لعنتی چیه؟

‏این یه پاتک فیلیپ هست

‏- گرند کامپلیکیشنز... ‏- آره.

‏چرا بهم ساعت میدی؟

‏این هدیه بازنشستگیه؟

‏اگه... اگه خودت بخوای باشه.

‏چند نفرن؟

‏- چند نفر چی؟ ‏- جرات نکن لعنتی خودت رو به اون راه بزنی.

‏سه تا از گارسون‌ها مسلحن.

‏میزبان یه هفت‌تیر ‏به ران پاش بسته

‏و اون یارو پشت بار ‏مطمئناً اون بند انگشتا رو

‏بخاطر کار دفتریش نداره.

‏پنج نفر.

‏خیلی خب، هفت نفر.

‏هشت نفر، صادقانه بگم. ‏و اون‌ها فقط یه اقدام احتیاطی‌ان.

‏بسیار خب، مشخصاً، دوست دارم ‏هر دومون سالم و بی‌خطر بریم،

‏بعد از اینکه با آرامش درباره ‏احتمال کناره‌گیری تو صحبت کردیم.

‏به هیچ وجه.

‏درسته. خب، تو یه وواکا هستی.

‏یه چی؟

‏یه وواکا... یه زن در سن و سالی خاص.

‏و به هر دلیلی، ‏اگه بخوام حدس بزنم، می‌گم

‏بخاطر ۵۰ ساله شدنته. ‏شروع کردی به رفتار عجیب، اوکی؟

‏و این خطرناکه، برای همه‌مون.

‏این ماموریت بعدی منه؟

‏چون من هیچ‌جا نمیرم.

‏بسیار خب. یک کار به تو پیشنهاد شده که درخواست مستقیم تو رو کردن.

‏مدیر گفت ‏که نمی‌شه بهت اعتماد کرد.

‏من بهش اطمینان دادم که می‌تونی بی‌نقص انجامش بدی،

‏اما من واقعاً اینجا گردن خودم رو ‏گرو گذاشتم،

‏پس اگه قراره این کار رو انجام بدی،

‏هیچ جایی برای اشتباه وجود نداره، ‏هیچ قانونی هم نباید شکسته بشه. باشه؟

‏باشه.

‏بیلی داناوان؟ کار من جنایتکاران جنگیه.

‏- من برای سندیکاهای جنایی کار نمی‌کنم. ‏- درسته، خب، ما همین الان

‏- توافق کردیم که این یکی رو انجام بدی... ‏- جنایی... نه.

‏خیلی خب.

‏مشتری یه پاپوش ضدآب (بی‌نقص) می‌خواد،

‏بنابراین می‌خوان که اینجا انجام بشه،

‏توی جشن خیریه واتر ریلیف، همون خیریه‌ای که

More Farsi/persian subtitles for Ride or Die

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left