Ang unang 191 linya.
چی؟! یعنی چی که نه؟!
من صحبت میکنم!
متوجهام که عموم یه جور ریسک به حساب میاد،
اما خونه قایقیـش محل کارشـم هست،
پس تعمیر کردنـش ایشون رو برای دریافت وامِ کاری کم واجد شرایط میکنه
وامی وجود داره که برای «حوادث غیرمترقبه» پیشنهاد کنید؟
حالا که پیراهنهای چوگان رو هم با باز کردن یک حساب بهمون میدید،
واقعا برای بازیهای چوگان هم مناسب هستند؟
همچنین برای باز کردنِ یک حساب به چقدر پول نیاز دارم؟
اگه پولی ندیم هم میشه؟
این یه سرقتِ!
اون طرفی شو!
چرا باید روی ماسکامون دوباره ماسک بزنیم؟
همه پولهاتون رو بدید به من!
باید قبل از رفتن به سرکار به اینجا میومدم.
خونسر باش. یواشکی بندازش بیرون.
چی؟!
سلام هوئی
تو؟! گمشو عقب!
بلترینگ بلتراسکایت
سلام
چی؟
بیخیال
اون مالِ منه! ببخشید! مال منه!
همه ثابت بمونید
یه اکسلترانِ هستهای متزلزل پوشیدم.
پس ممکنه یه مشکل کوچیک اینجا داشته باشیم.
جلو نیا روبوآدم،
یا آدم معمولی میشی!
خب پس...
حالت نظامی رو فعال کن
کنترلش رو از دست داده!
هی! به نظر میاد هستهی پردازشگرت داره سنگین میشه
مایلی که انرژی مازاد رو تخلیه کنی؟
آره اینکار رو بکن! به نظر مفید میاد!
بسیارعالی! خودانهدامی در حال آغاز شدن
چی؟! نه! وایسا! روبات! لغوش کن!
باشه. در حال لغو شدن و رهایی یافتن
گمونم الان دیگه داره اتفاق میفته
خدافــــظ!
~ مترجم: iredprincess ~ « دوم اردیبهشت ماهِ سال 99 »
پولا آتیش گرفتن!
همه پولا آتیش گرفتن!
اخبار فوری با گویندگیِ روکسان فترلی
به صورت زنده در بانک ملیِ داکبرگ هستیم
جاییکه یک روباتِ خطرناک ساختمون رو خراب کرد،
و مشتریها رو زخمی کرد
شما اونجا بودی مرد جوان
میتونستی شیطانِ واقعی رو توی چشمای روباتیِ سردش ببینی؟
چی؟ ماسک داشت
درسته. خب پس چه چیزی رو میخواد مخفی کنه؟
نه! اون منو نجات داد
اون باهوش و شریف بود که از فلز ساخته شده بود!
همهچیزی که تقریبا همیشه میخواستم باشم
از کجا اومده؟ دوباره میبینمش؟
این دلار رو برای یادگاری امضا میکنه؟
تمیز شو. تمیز! فاجعهست
نه مصیبتـه
نه، سهمگین!
یادت بمونه: پردازشگر رو سنگین نکن
حتما در نظرسنجیِ آنلاینِ ما رای بدهید
روبوکلاهبردار: به طرز ناشایستی خطرناک
یا به طرز خطرناکی ناشایست؟
هیچکدوم. اون یه قهرمانـه!
قهرمان؟ من؟
این...
مسخرهست! بدترین روز زندگیمـه!
مامان؟ سلام؟
یه آدم عجیب امروز بانک رو ترکونده
ساکت دیگه
داری چیکار میکنی؟
وقتت رو روی کامپیوترت هدر میدی؟
یه شغل درست و درمون نمیخوای؟
مامان من توی شرکت مکداک شاغلم
اونم زیردستِ بهترین دانشمندِ این شهر
مجانی
بله، کارآموزیِ بدون حقوقه
اما باور کن، اتفاقاتِ بزرگی توی راهـه
عزیزم معلومه که بهت ایمان دارم
فقط یکمی شرایط سختیِ رو داریم
تو میخوای خیلی کارها بکنی
کلی اهداف درستی داری
اما نمیتونی همه چیز رو یه جا انجام بدی
واقعا میخوای چی بشی؟
خب دکتر گیرلوس داره روی...
ببند. «پاتو» شروع شده
دیگو... سه قلوی گمشدهات
وایسا، کدوممون؟
هردو
تو یه هیولایی دیگو!
آقای بیکز، شما چند روزیِ که
توی دفترتون محبوس بودی قربان
هنوزم صبحونه ساعت 7ـتون رو میخواید؟
نه، من اونو میخوام
و رول بهاری. برام رول بهاری بیار
دکتر گیرلوس، بنظرتون بهتر
نیست کارهای بهتری تا این آزمایشاتِ عکس العملی میتونیم انجام بدیم؟
میخوای بری ناهار؟
حرف من اینه که ببینیم این لباس چه کارهای محشری رو میتونه انجام بده!
ببخشید
اینا از کجا میان؟
دیوونه شدی؟
پردازشگر هستهای همچنان متزلزلـه
نمیتونه چندتا کار رو انجام بده
آقای مکداک بهم گفت اگه دوباره گند و گه
به بار بیارم حقوقـم رو قطع میکنه
خرابکاری گیرلوس:
یونجهی درخشان این امکان را به کشاورزان میدهد که بعد از تاریکی شب هم بتوانند کار کنند تا...
درسته. حقوق. مراقب باش
این لباس یه نمونهست
من همهی سختکوشیهام رو فقط بخاطر اینکه تو دلت چیزی میخواد به خطر...
صبر کن! این یه ضربهست؟
گفتی ناهار؟ من ناهار شنیدم
بریم ناهار
اگه بتونم بفهمم این لباس چطور کار میکنه،
بعدش میتونم بهشون نشون بدم که فنتونِ کرکشل-کابررا چه کارهایی ازش برمیاد
اولین ابزار: قلم خودکار
کاری نداره!
امروز دوباره سربهسرم نذار
دکتر گیرلوس؟
بچه؟
بعنوان نامزدِ نشان روباتیکِ وودچاک جونیور،
تونستم ردپای اون روباتی که
توی سرقت بانک حضور داشت رو توی اختراعات شما ببینم
صبر کن
کدوم سرقت بانکی؟
انتقام جوی رزمی که جلوی سرقت بانک رو گرفت؟
تو یه ابرقهرمان برای داکبرگ ساختی، مگه نه؟
من یه سری ایده داشتم که میتونه...
من چیکار کردم؟
ای کارآموزِ عنترِ گاو!
بهش نشون میدم...
که نباید به عروسکای من دست بزنه
توسعه دستان!
بجنب. عقبگرد. عقبگرد!
«عقبگردِ دستان مشکل داره»
گریس آرنج!
ریواس. مرنگ پای خامهای بوستون
لیزرهای انگشتی!
یه جایی همینجاهاست
توسعهی قدی!
خدای من! خودشه!
سلام دکتر گیرلوس
فورا بیا پایین!
توسعه قدی برای گذاشتنِ جعبهها توی قفسههای بالاست
نه برای... هرکاری که تو داری میکنی!
هی! منو یادت میاد؟
هوئی، از توی بانک؟
تو نجاتم دادی، من خیلی ممنونم
یه سری سوالات درمورد پوششت دارم
احتمالا چندتا مدل جدید!
تو هستهی پردازشیـش رو سنگین میکنی
و همهمون رو به کشتن میدی!
من بهش میگم کشتار چند برابر
کشتار چندبرابری در حال آغاز شدن
No comments yet. Be the first to leave one.