Season 1

Impormasyon ng release

Song of the Samurai S01E06 1080p WEB-DL HMAX NESTED
Komentaryo ni NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-06-28
Mga Download: 39
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi/persian

Ang unang 200 linya.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫شما دو تا، لطفاً همینجا منتظر باشین.

‫گوش کنین، ‫تا وقتی علامت ندادم تکون نخورین.

‫حتی اگه رفقامون رو از پا دربیارن.

‫ماموریت شما

‫اینه که همون لحظه که دشمن به هم ریخت، ‫سر نییمی رو ببرین.

‫سوجی.

‫بله؟

‫ببخشید، ولی کشتنش با منه.

‫به نظر من هرکی زودتر ضربه بزنه، مال اونه.

‫اما از اونجایی که من اینجا سریعترینم، ‫ احتمالاً من میزنمش.

‫- انقدر پررو نشو. ‫- یامانامی.

‫سایتو.

‫من رو هم اینجا بذار.

‫گفتم تو خط مقدم باش.

‫یه نفر چی فرقی میکنه؟

‫این تو نیستی که تصمیم بگیری.

‫ده نفریم در مقابل صد و پنجاه نفرشون.

‫مطمئناً میدونی که هر نفر چقدر مهمه.

‫خواهش میکنم.

‫سایتو.

‫باز چی شده؟ میخوای همه توجه رو ‫ببری سمت خودت؟

‫نه، اینطور نیست.

‫این منم

‫که باید نییمی رو بکشم.

‫- ولی... ‫- یامانامی.

‫راستی، ترجیح میدم تو خط مقدم باشم.

‫هیجیکاتا.

‫وقتی بحث جنگه

‫اگه خودت جلو نری، لذتی نداره.

‫بمیر نییمی!

‫ای وای...

‫حرومزاده!

‫برو!

‫لعنتی! ول نمیکنم تو رو!

‫چطور جرات میکنی یه آدم حقیر ‫به من که افتادم زمین نگاه کنی؟

‫اینقدر برات خنده داره که ‫یه مرد رو زمین غلت میخوره؟

‫تو واقعاً یه حرومزاده‌ای که سزاوار مرگه.

‫سایتو.

‫این به خاطر ایسابوروه.

‫فکر نکن راحت میمیری.

‫میخوای یه چیز خنده‌دار بشنوی؟

‫درباره آبیرو.

‫نمیخوای بدونی چطور مُرد؟

‫داشت گریه میکرد.

‫نمیخوام بمیرم!

‫همه اش اشک و آب بینی بود، ‫مثل خوک سر بریده جیغ میزد تا جون داد!

‫شمشیر مخفی. به زهر آغشته‌ست!

‫فهمیدم.

‫پس قضیه از این قراره.

‫پس با این ایسابورو رو کشتی؟

‫منو تحریک کردی که ‫انگشتت رو ببرم تا غافلگیرم کنی؟

‫محاله. چطور؟

‫وقتی جسد ایسابورو رو دیدم، از اول فهمیدم.

‫زخم به اندازه‌ای نبود که کشنده باشه.

‫با این حال با یه ضربه مرده بود. ‫یعنی یه چیز.

‫اینکه شمشیرت حتماً به زهر آغشته بوده.

‫حرومزاده! از اول میدونستی؟

‫علاوه بر این، ‫اگه ایسابورو رو در رو با تو میجنگید

‫به هیچ وجه به یه آدم پست مثل تو نمیباخت!

‫بردم.

‫بردم!

‫خداحافظ ای کوتوله‌های احمق!

‫قسم میخورم که پشیمونت کنم!

‫حافظه‌ات به طرز عجیبی کوتاهه.

‫مطمئنم بهت گفتم.

‫فکر نکن راحت میمیری.

‫باشه!

‫باختم!

‫پس التماس میکنم!

‫ببین.

‫انگشتام رو بریدی.

‫پام رو زدی.

‫با این جراحت‌ها دیگه هیچوقت ‫نمیتونم شمشیر بزنم.

‫خواهش میکنم، فقط جونم رو ببخش!

‫البته

‫با توجه به همه کارایی که کردم

‫میدونم که درخواست خودخواهانه‌ای دارم!

‫به خاطر همینه...

‫این برای بخشیدن من کافیه؟

‫اینقدر دلت میخواد زنده بمونی؟

‫واقعاً حقیری.

‫بیخیال.

‫خب، این حسابی حال و هوا رو گرفت.

‫جدی میگی؟

‫آره. فقط برو گمشو.

‫بردم.

‫فکر کردی بردی؟!

‫نییمی نیشیکی.

‫تنها کسی بودم که تو رو بخشید.

‫اما اونی که واقعاً باید ازش طلب بخشش کنی

‫متأسفانه اینجا نیست.

‫برو تو دنیای بعدی خودت ازش خواهش کن.

‫خیانت نییمی نیشیکی هیچوقت فاش نشد.

‫در عوض، گفتن که ‫به خاطر جمع‌آوری غیرمجاز پول

‫هاراکیری کرده.

‫بفرما ایسابورو. پسش میدم بهت.

‫یادگاری برادرت.

‫حالا میتونی آروم بگیری.

‫آخرش، شاید کمک کرد که نییمی رو ببرم.

‫ولی هاجیمه رفیق...

‫هاجیمه رفیق؟

‫اینو فراموش نکن.

‫اونجا به راحتی میتونستم خودم نییمی رو بزنم.

‫ولی دیدم تو چی میخوای

‫به زور راضیم کردم که بذارم تو بزنی‌اش.

‫گوش کن! فقط به خاطر من بود ‫که تو نییمی رو از پا درآوردی!

‫توشی، تو هنوز همون دیوونه همیشگی‌ای، ‫این چرت‌ها رو میگی.

‫- کدومش چرته؟ ‫- تقریباً بهش احترام میذارم.

‫هی ایسابورو، میبینی؟ ‫توشی همون احمق همیشگیه.

‫هی، احمق، هرکی به اون یکی ‫میگه احمق، خودش احمقه.

‫- درسته ایسابورو؟ ‫- «هرکی بگه احمق؟ من احمقم؟

‫ببین کی احمق تره.

‫ببین ایسابورو!

‫- معلومه توشیه! ‫- هی، تو!

‫آیجیرو، فکر کنم دفعه بعد که ‫با هم تمرین کنیم، تو دنیای بعدی باشه.

‫تا اون موقع، به من بی‌استعداد نگاه کن.

‫فهمیدم. پس نییمی افتاد.

‫به روش خودش آدم غم‌انگیزی بود.

‫توضیح بده یامازاکی.

‫گفتی گروه کوندو کمتر از ده نفر بودن، نه؟

‫پس چطور نییمی ‫و 150 نفرش رو شکست دادن؟

‫باخت و برد به شانس بستگی داره. ‫اون بحث من نیست.

‫نییمی استاد تو بود، نه؟ ‫هیچ پشیمونی نداری؟

‫پول!

‫پشیمونی؟

‫پشیمونی رو که نمیشه خورد، نه؟

‫تا ته استخون پستی. ‫ولی از یه نظر دوست دارمش.

‫پول! این رو تعریف میدونم.

‫خب، حالا چه کار کنیم استاد ساریزاوا؟

‫حالا بیشتر نیروهامون میرن سمت اونا.

‫هیرایاما.

‫چیزی که همیشه میخواستم ‫یه جنگ همه‌جانبه‌ست، بدون نیرنگ. گرفتی؟

‫البته، میفهمم.

‫ولی...

‫به آتش بیشتری نیاز داریم. آره.

‫شروع کن.

‫اوه؟ گورو، افتضاح شدی.

‫ایچیجی! حرومزاده!

‫نیجی، تو هم اینجایی؟

‫این چه قیافه‌ایه که گرفتی؟

‫مشکلی با این داریم که اینجاییم؟

‫چپ :ماتسوبایاشی نی-جی ‫راست : ماتسوبایاشی ایچی-جی

‫آره، دارم.

‫ماها کسانی هستیم که در میتو ‫جنجال به پا کردیم، نه؟

‫باشه، همه جمع شدن.

‫خب، کامو. پس کی اوله؟

‫تا وقتی برای یه آدم بزرگ صدامون نکردی، ‫ما رو خبر نمیکردی، نه؟

‫میدونم. شوگون!

‫وای، میخوای بری سراغ لرد ایهموچی؟

‫هنوز همون احمقی.

‫ایچیجی، گورو به من گفت احمق!

‫هی! اونی که به دیگری میگه احمق

‫- خودش احمقه! ‫- احمق.

‫گورو، زیادی پررو نشو.

‫قراره دست راستش باشی

‫پس چطور کامو هنوز دنیا رو نگرفته؟

‫ببین؟ گورو واقعاً احمقه!

‫خفه شو احمق. میخوای همین الان له‌ات کنم؟

‫بیا! چه گروه پرجنب و جوشی.

‫دلیلی که صدامون کردم سادست.

‫بالاخره صحنه به دلخواه من چیده شد. ‫میخوام از تک تک لحظه‌اش لذت ببرم.

‫همه شما میفهمید، نه؟ منظورم چیه؟

‫خشونت بی‌امان خودتون رو آزاد کنین ‫و کل کیو رو لگدمال کنین.

‫عالیه!

‫اومدن.

‫ساریزاوا کامو داره حرکت میکنه.

‫متحدای جدید جمع کرده ‫و ظاهراً نقشه‌ای داره.

‫این مرد دیگه چه نقشه‌ای داره؟

‫هیچ ایده‌ای ندارم.

‫تنها چیزی که میدونیم...

‫بفرمایید، ادامه بدین.

‫یامانامی، اینو به کی گفتی؟

‫دلیلی که صداتون کردم سادست. ‫میخوام از تک تک لحظه‌اش لذت ببرم.

‫همه شما میفهمید، نه؟

‫- منظورم چیه؟ ‫- این صدا... کاموئه؟

‫خشونت بی‌امان خودتون رو آزاد کنین

‫و کل کیو رو لگدمال کنین.

‫یامازاکی حرومزاده! ‫فکر میکردم با نییمی بودی.

‫اون با هیچکس نیست.

‫هر کاری واسه پول کافی انجام میده.

‫همون کسیه که شایعه ملاقات کوندو ‫و لرد کاتاموری رو برای ما پخش کرد.

‫پس یه جاسوس دوطرفه‌ست.

‫یه همچین چیزی. وفاداری من ‫با بالاترین پیشنهاد پولیه.

‫با دو طرف بازی میکنی ‫تا دو برابر پول بگیری، ها؟

‫تو یه جور خاصی حرومزاده‌ای.

‫ممنون.

‫ساریزاوا کامو به دنبال ماست.

‫جنگ واقعی از حالا شروع میشه.

‫- چه قشنگه. ‫- واقعاً قشنگه.

‫در همین زمان، نیروی دیگری ‫در کیو داشت خودش رو نشون میداد.

‫خاندان ساتسوما، قدرت بزرگ از ‫استان‌های غربی، با آیزو متحد شد.

‫چی شد؟ حالت خوبه؟

‫حالت خوبه؟

‫حالت خوبه؟ هی!

‫این هائوری رو که داری. ‫از شینسنگومی هستی؟

‫اون لهجه. شک نکنه از ساتسوما هستن.

‫آره.

Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left