Boston Strangler

Boston Strangler

I-download ang Farsi/persian Subtitle

Impormasyon ng release

Boston Strangler 2023 WEB-DL YIFY Filamingo Fa
Komentaryo ni filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-08-14
Mga Download: 0
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi/persian

Ang unang 200 linya.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏ حالا توپ برمی‌گرده به اون سمت.

‏ تا اینجای بازی هر دو تیم دفاع محکمی داشتن. دانکن به دربی.

‏ دربی سریع از بیرون شوت می‌زنه.

‏ بولداگ‌ها دو نفر رو توی دفاع تحت فشار دارن... و باز هم گل می‌کنه.

‏ میشیگان با نتیجهٔ ۴ به ۳ دوباره جلو می‌افته.

‏ رابینسون سریع توپ رو میاره بالا. شوت می‌زنه.

‏ نمی‌ره تو! ولی ریباند می‌افته دست بولداگ‌ها.

‏ترجیح می‌دم نبینمت.

‏ جامپ‌شاتش گل می‌شه.

‏ بولداگ‌ها دوباره جلو می‌افتن...

‏ ۵ به ۴

‏ خب، متیوز حسابی جانسون رو تحت فشار گذاشته بود.

‏ ولی میشیگان توی دقایق اول بازی

‏ تونسته از این فشار رد بشه.

‏نه! نه! نه!

‏نه!

‏عقب وایسا!

‏کلر، خوبی؟ در رو باز کن!

‏کلر، اگه در رو باز نکنی به پلیس زنگ می‌زنم.

‏ احتمال ورود غیرمجاز به آپارتمان‌های اوک تاور.

‏شصت‌ویک، گرفتم.

‏پلیس ایالتی!

‏پلیس ایالتی! در رو باز کن!

‏پلیس ایالتی!

‏ افزایش در سطح شهر.

‏ اعتصاب راننده‌های کامیون بوستون همچنان ادامه داره.

‏ گزارش‌های مستقیم صبحگاهی‌مون ما رو می‌بره به واشینگتن، پاریس...

‏دارم سعی می‌کنم هرچی سریع‌تر غذامو بخورم.

‏صبحونه‌تو بخور. زود باش.

‏نان تست؟

‏آره، همون.

‏- صبح بخیر، بچه‌ها. ‏- صبح بخیر.

‏- تامی کجاست؟ ‏- صبح بخیر.

‏ای بابا. تامی!

‏- همین‌جام. ‏- بجنب. دو دقیقه دیگه باید بریم.

‏نان تست می‌خوای؟

‏آره.

‏ رکورد امریکن .

‏وقتی پیگیریش کردم دوباره باهاتون تماس می‌گیرم.

‏ رکورد امریکن .

‏نمی‌تونی از هیچ خبری بگذری، نه؟

‏تا وقتی منو از بخش سبک زندگی نکشن بیرون، نه.

‏- جک، یه لحظه وقت داری؟ ‏- الان نه.

‏پلیس‌های چلسی دوباره موقع گردوندن بخت‌آزمایی غیرقانونی گیر افتادن.

‏ گلوب و هرالد امروز چاپش کردن. ما هیچی نداریم.

‏بی‌خیال. مگه مأموریت نداری؟

‏خب، مظنون جدید سرقت کامیون پست چی؟

‏همهٔ روزنامه‌های دیگه پوششش دادن.

‏اونجا رو می‌بینی؟ اون بخش جناییه. شش تا خبرنگار دارم که همین حوزه رو پوشش می‌دن.

‏خب، سوزان،

‏- تو روی لوازم ضروری خونه کار کن. ‏- ممنون.

‏مری، گزارش مد و سبک زندگیِ شمارهٔ یکشنبه با تو.

‏یه گزارش بیست‌اینچی با عکس.

‏الی، تو برو سراغ همسرهای نامزدها. یه گزارش معمولی از زندگی‌شون توی سفرهای انتخاباتی.

‏- چی می‌خورن، چی می‌پوشن. ‏- کی سر کی داد می‌زنه.

‏لورتا، نقد محصول این هفته با تو.

‏سان‌بیم یه توستر جدید داده.

‏خب، نَنسی، نکات رژیمی هم با تو، دختر.

‏ اصلاحات مالیاتی، جابه‌جایی و مطالبهٔ برابری.

‏ و او این کاهش مالیات را

‏ از آغاز سال آینده، ژانویهٔ ۱۹۶۳، اجرایی می‌کرد.

‏ میلیاردها دلاری که هنوز در اختیار...

‏- سلام، فیلیس. ‏- صبح بخیر.

‏اون کیه؟

‏اون دخترِ هالنده؛ جین کول.

‏چی، خبرنگاره یا پرستار؟

‏مخفیانه کار می‌کنه. روی یه گزارش دربارهٔ خانه‌های سالمندانه.

‏بیا. از مال من استفاده کن. اینو درست می‌کنم.

‏ممنون.

‏روی چی کار می‌کنی؟

‏گزارش بدرفتاری با بیمارها.

‏مهم به نظر میاد. چطوری گرفتی‌ش؟

‏درخواستش کردم.

‏همین‌جوری دادن بهت؟

‏معمولاً روالش همینه.

‏اینجا که این‌طور نیست.

‏ببخشید.

‏ و این هم آرایش زیبای مونرو...

‏آخه می‌خواد با اینا چی کار کنه؟

‏- مامان، دکتر چی گفت؟ ‏- نرفتم.

‏- یعنی چی نرفتی؟ ‏- کیتی نیومد.

‏چی شد؟ بهش زنگ نزدی؟

‏من که قرار نیست دنبال مردم راه بیفتم و التماس کنم. اصلاً فامیل هم نیست.

‏زنِ پسرت شده.

‏اگه این‌قدر لعنتی مهم بود، خودت باید منو می‌بردی.

‏آره، آره، می‌دونم.

‏دو سه روز دیگه می‌بینمت.

‏بلند نشو. خودم می‌رم.

‏- باید زنجیر در رو بندازی. ‏- از کی تا حالا؟

‏از وقتی همسایه رو کشتن.

‏- نشنیدی؟ ‏- نه.

‏خانم اسلِسرز، همین سر کوچه.

‏توی روزنامهٔ خودتون هم بود.

‏جک؟ فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

‏تو دو هفتهٔ گذشته سه زن رو خفه کردن.

‏چیز جالبی نمی‌بینم. اینا آدم‌های گمنامی‌ان.

‏فکر می‌کنی خواننده‌های ما کی‌ان؟

‏اتفاقاً نکته همینه. چرا یکی باید راه بیفته سه زن گمنام رو بکشه؟

‏و می‌خوای چطوری بفهمی؟

‏بذار دربارهٔ قربانی‌ها پرونده درست کنم. ببینم ارتباطی بین‌شون هست یا نه.

‏دخترجان، قرار نیست پروندهٔ قتل پوشش بدی.

‏چرا نه؟

‏چون تجربهٔ پوشش قتل نداری.

‏اگه هیچ‌وقت بهم فرصت ندی، چطوری باید تجربه پیدا کنم؟

‏نه.

‏ای بابا، بذار دیگه. این روزها خبری نیست.

‏وقت آزاد خودم انجامش می‌دم.

‏باشه. ولی هنوز توی بخش سبک زندگی می‌مونی.

‏اِ... لورتا مک‌لافلین هستم، از رکورد امریکن .

‏شما مدیر ساختمونید؟ آیدا ایرگا رو شما پیدا کردید؟

‏آره، درسته.

‏اِ...

‏به نظر می‌اومد کسی به زور وارد شده؟

‏نه. در قفل بود. مجبور شدم با شاه‌کلید بازش کنم.

‏وقتی رفتید داخل، چیز غیرعادی دیگه‌ای دیدید؟

‏نه. اون جزئیات جاش توی روزنامهٔ شما نیست.

‏نه، نه، من... چیز بی‌احترامی چاپ نمی‌کنم.

‏فقط... می‌خوام بفهمم صحنه چطور بوده.

‏واقعاً می‌خوای بدونی؟

‏روی زمین پیداش کردم، پاهاش از هم باز بود،

‏مچ پاهاش رو به یه صندلی بسته بودن.

‏دستهٔ جارو رو بین پاهاش فرو کرده بودن.

‏- یعنی... ‏- آره.

‏جوراب‌هاش رو دور گردنش مثل پاپیون گره زده بود.

‏پاپیون؟

‏مثل روبان روی کادو.

‏می‌دونی پروندهٔ قتل آنا اسلِسرز دست کیه؟

‏من از رکورد امریکن م.

‏رفتن بیرون. چرا تا حالا ندیدمت؟

‏توی یه بخش دیگه کار می‌کردم. می‌دونی کی برمی‌گردن؟

‏نه. تا خرخره کار دارن.

‏آره، معلومه. مظنونی دارن؟

‏با کورسِتی حرف بزن. اون قبلاً پوششش داده.

‏من روی یه گزارش دیگه کار می‌کنم؛ دربارهٔ ارتباط بین قتل‌ها.

‏منظورت اون پاپیون‌هاست؟

‏هر سه‌تاشون دور گردن‌شون پاپیون داشت؟

‏من همچین چیزی نگفتم.

‏نه، آیدا ایرگا رو قبلاً تأیید کردم. داری بلیک و اسلِسرز رو هم تأیید می‌کنی؟

‏من هیچ‌چی رو تأیید نمی‌کنم. برو پی کارت.

‏تنها موردی که می‌تونم تأیید کنم آیدا ایرگاست.

‏گزارش‌های کالبدشکافی چی؟

‏دادستان منتشرشون نمی‌کنه.

‏یکی‌شون توی لین نبود؟

‏هلن بلیک.

‏خب، اون می‌شه شهرستان اِسکس. شهرستان فرق می‌کنه، دادستان هم فرق می‌کنه.

‏کورسِتی، پزشکی قانونی لین رو می‌شناسی؟

‏آره، باهاش ورق بازی می‌کنم.

‏ببین می‌تونی گزارش کالبدشکافی هلن بلیک رو بگیری.

‏ممنون.

‏باشه.

‏اون یکی که درست کنارِ...

‏ببخشید، دنبال افسر دوگن می‌گردم.

‏دوگن؟ نه، اینجا نیست.

‏می‌دونی کجا می‌ره مشروب بخوره؟

‏می‌دونی فولی کجاست؟

‏افسر دوگن؟

‏آره.

‏اِ... لورتا مک‌لافلینم، از رکورد امریکن .

‏شما تماس مربوط به آنا اسلِسرز رو جواب دادید؟

‏درسته.

‏باید یه جزئیات از صحنهٔ جرم رو ازتون بپرسم.

‏فکر نکنم اجازه داشته باشم با روزنامه‌ها حرف بزنم.

‏نه، چیز خاصی نیست.

‏فقط می‌خوام دربارهٔ جوراب‌هایی که دور گردنش بود بپرسم.

‏دیدید با یه گره بسته شده بودن یا دوتا؟

‏فقط با نگاه کردن نمی‌شد فهمید.

‏باید برش می‌گردوندم و... من فقط مأمور گشتم.

‏به جنازه‌ها دست نمی‌زنم.

‏شکل تزئینی داشت؟

‏اگه بشه به یه شکل مریض‌گونه گفت تزئینی، آره.

‏ممنون.

‏اسلِسرز رو هم تأیید کردم. هر سه مورد تأیید شدن.

‏ باشه. برگرد اینجا و مطلب رو بنویس.

‏ این سه زن چه وجه مشترکی داشتن؟

‏ سه الگوی مبهم از حمله.

‏ سه حلقهٔ گره‌خورده که سرنوشت‌شون رو به هم وصل می‌کرد.

‏ در زندگی غریبه بودن؛ در مرگ خواهر شدن.

‏ هر سه به یک لحظهٔ هولناک رسیدن؛ قتل با خفگی

‏ به دست قاتلی که بی‌سروصدا می‌اومد، با وسواس جنون‌آمیزی عمل می‌کرد

‏ و آن‌قدر خونسرد بود که موقع رفتن در رو هم قفل کنه.

‏هی، اون تو خوبی؟

‏در رو باز کن! اگه باز نکنی به پلیس زنگ می‌زنم!

‏کارت خوب بود، دختر.

‏ امروز بعد از گزارشی در «رکورد امریکن»، کل شهر به هم ریخته؛

‏ گزارشی که می‌گه سه زن سالخورده به دست یک فرد روان‌پریش کشته شدن.

‏توی گلوب یا هرالد هیچی نیست.

‏هیچ‌کدوم‌شون چیزی ندارن.

‏کل شهر رو زدی کنار.

‏باورم نمی‌شه. فوق‌العاده‌ست!

‏این گزارش چرنده.

‏از صبح بچه‌هام توی اداره مدام زنگ می‌زنن.

‏ دفتر دادستان پشت خطه.

‏لطفاً تماس‌هام رو وصل نکن.

‏این قضیه خیلی از سطحش بالاتره.

‏اصلاً نباید می‌فرستادیش دنبال این کار.

‏ کمیسر مک‌نامارا پشت خطه.

‏گفتم تماس‌هام رو وصل نکن.

‏ نه، خودش اومده اینجا.

‏یا عیسی مسیح.

More Farsi/persian subtitles for Boston Strangler

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left