Ang unang 200 linya.
ماجراهاي تنتن راز اسب تکشاخ
تقريبا آخرشه، آقا
قيافهتون خيلي آشناست قبلا نقاشي شما رو نكشيدم؟
گهگاه
آهان، عکستون رو توي روزنامههاي انگليسي ديدم
شما يه گزارشگرين - من يه روزنامهنگارم -
(صبور باش اسنوي (برفي ديگه چيزي نمونده
واقعا ازتون معذرت ميخوام
بفرما
. مطمئنم خيلي شبيهتون شده
بدك نيست
نظرت چيه اسنوي؟
... آه، اسنوي
خدمت شما آقا
حالا ديگه کجا فرار کرده؟
چيزي ميبيني؟
هيچي
اسنوي؟
كجا بودي؟
دوباره افتاده بودي دنبال گربهها؟
اسنوي، اينو ببين
...سه تا دكل
دو تا عرشه، 50 تا توپ
واقعا قشنگ نيست؟
اين کشتي لنگه نداره جز اموال يه ناخداي پير درياها بوده
تکشاخ
تک شاخ کشتي بادباني جنگي
خيلي قديميه. مربوط به قرن شانزدهمه
فکر کنم قرن 17
زمان چارلز اول - چارلز دوم -
منم که همينو گفتم. چارلز دوم بهترين کشتياي که هفت دريا رو گشته
ديگه چيزي مثل اين پيدا نميکني
قيمتش فقط دو ليره
يه پوند بهتون ميدم - قبوله -
مراقب باش
!ببخشيد
!بفرما. مراقب باش
هي رفيق. اين کشتي رو چند ميفروشي؟
ببخشيد. همين الان به اين مرد جوان فروختمش
جدا؟
بگو چقدر خريديش؟ من دو برابر بهت ميدم
دو برابر؟ - ممنون. ولي اين فروشي نيست -
ببين بچه. من فقط ميخوام كمكت كنم
...فکر نکنم متوجه باشي
ولي داري در راهي پر از خطر قدم ميذاري
چه جور خطري؟
بهت اخطار دادم. تا فرصت داري از شر اون كشتي خلاص شو
اين آدمها اصلا رفتارشون خوب نيست
...چه آدمايي
!معركست
!واقعا معرکست
نميخواد بستهبنديش کني. همينطوري ميبرمش اينجا چک هم قبول ميکنين؟
اگه ميخواي اونو بخري با اون بچه صحبت كن
متوجهم ... خب
بذار بچه قيمتش رو بگه
...قيمتش رو بگه؟ آه
...ده ساله که دارم عتيقه ميفروشم
و هيچکس يه بار هم بهم نگفته، تو قيمتت رو بگو
معذرت ميخوام. همين الان داشتم ... براي يه آقاي ديگه توضيح ميدادم
اون امريكايي بود. با اون همه روغن که به موهاش زده بود و جوراب نداشت
اين فروشي نيست
خب، بذارين اينطوري ترغيبتون کنم
من به تازگي عمارت "مارلين اسپايک" رو خريداري کردم
،و اين کشتي، همونطور که ميدوني زماني بخشي از اموال اون عمارت بوده
بخشي از اموال آخرين ناخدا؟
اون خانواده روزگار بدي داشتن و همه چيزشون رو از دست دادن
از اون زمان همش بدبياري داشتن
داريم درباره نسلها مشروبخوري و رفتار غيرعقلاني صحبت ميکنيم
ببخشيد
،ولي همانطور كه قبلا گفتم اين فروشي نيست
روز خوبي داشته باشين
اون مرد جوان اسمش چيه؟
اون؟ همه اون رو ميشناسن اون "تنتن"ـه
موضوع اين کشتي چيه؟
چرا اين همه توجه رو به سمت خودش جلب كرده؟
اسرار تو چيه؟
ذره بينم کو؟
مطمئنم همين دور و بر بود
خبرنگار تنتن افشا ميکند) (دار و دسته گنگسترها
کجا ميتونه باشه؟
... اسنوي، تو ذره بينم رو
کجاست؟
ممنون
!نه اسنوي
!ببين چيكار كردي
!شكستيش
! سگ بد
يه اتفاقي در اون کشتي افتاده
ميريم جايي که ممکنه جواب سوالمون رو پيدا کنيم
بجنب اسنوي
اينجاست
"شواليه فرانسوا هادوک" از عمارت مارلين اسپايک، آخرين ناخداي کشتي تکشاخ شوم
اون کشتي در سال 1676 ...از "باربادوس" حرکت کرد
يکي از بدترين سفرهاي دريايي در تاريخ دريانوردي
كشتي هيچوقت به مقصدش نرسيد
اون مورد حمله دزدان دريايي قرار گرفت همه کشته شدن، بغير از يک نفر
هنگامي که شواليه فرانسوا ... به وطن بازگشت
قانع شده بود که اسمش نفرين شده است
براساس بارنامه تکشاخ، اون کشتي حامل
...عرق نيشکر و تنباکو به مقصد اروپا بوده, اما
ادعاهايي هم مطرح بود که اون کشتي حامل يک محموله سري بوده است
اون كشتي چي حمل ميكرده، اسنوي؟
مورخان تلاش فراواني کردند تا بفهمند چه اتفاقي در آن سفر دريايي افتاده است، ولي شکست خوردند
اما، آخرين جملات شواليه فرانسوا اين بود
فقط يك "هادوك" واقعي ميتونه به "راز تك شاخ" پي ببره
يه چيزي هست که هنوز نميدونيم
بايد نگاه دقيق تري به اون کشتي بندازم
!البته که دزديدنش
!چطور تونستم اينقدر احمق باشم؟
عمارت مارلين اسپايک
چطور اين كارو كردي؟
پسر زرنگ
اون نشان خانوادگي
چرا اينقدر آشناست؟
يه لحظه صبر كن
...اون ماهي
نشان هادوکهاست
،البته! اين عمارت عمارت قديمي هادوکهاست
!اسنوي
آفرين اسنوي
پسر خوب
خب خب خب
فكر كنم دزد خونمون رو پيدا كرديم
به عمارت مارلين اسپايک خوش آمدي
ميبينم که به خودت اجازه دادي واردش بشي
اومدم که چيزي که براي خودمه رو پس بگيرم
ببخشيد، نميفهمم چي داري ميگي؟
چرا فکر ميکنم خوب بفهمي
اين كشتي رو كمتر از يه ساعت قبل از آپارتمانم دزديدن
متاسفانه اشتباه ميكنين آقاي تنتن
اشتباه نميكنم. اين مال منه
مطمئني؟
.البته كه مطمئنم
... بردمش خونه گذاشتمش روي طاقچه اتاق نشيمن
بعدش اسنوي افتاد دنبال يه گربه ... به کشتي خورد و
اون افتاد
اين کشتي من نيست
البته که نيست
ببخشيد
ولي خيلي شبيه اونه - ظاهر چيزها ميتونه فريبنده باشه -
بله البته !اما نميفهمم
چرا شواليه فرانسوا دو کشتي مثل هم درست کرده بوده؟
و الان كه تو يكي از اونها رو داري براي چي اون يكي رو ميخواي؟
اين کشتي چي داشته که يه نفر بخواد اونو بدزده؟
من چه ميدونم. چقدر سوال ميپرسي؟
اين کار منه
ممکنه ماجرايي پشتش باشه اين کاريه که توش تبحر دارم
اين راز بزرگي نيست
شواليه فرانسوا يه دايم الخمر بود يه آدم فاسد نااميد
اون نفرين شده بود که شکست بخوره و اين نفرين رو به فرزندانش هم منتقل کرده
پس حقيقت داره خاندان هادوک نفرين شدن
تو ديگه چي رو فهميدي؟ - چه چيزي رو بايد ميفهميدم؟ -
بستگي داره دنبال چي ميگردي
من دنبال جواب ميگردم، آقاي ساخارين
در جاي اشتباه دنبال جواب سوالاتت ميگردي
ديروقته
فكر ميكنم بايد بري خونه
از اين سمت آقا
افسوس
چي؟
که دکل کشتيتون شکسته، آقا
اميدوارم تمام قطعاتش رو پيدا کنيد
بعضي چيزها به راحتي گم ميشن
نستر" کجايي؟"
شب بخير آقا
"بعضي چيزها به راحتي گم ميشن"
منظورش چي بود، اسنوي؟
چي ميخواست بهم بگه؟
"بعضي چيزها به راحتي گم ميشن"
اسنوي
!خداي من
چيه اسنوي؟
اين چيه؟
اين توي دكل كشتي بود
آفرين اسنوي
سه برادر بهم ملحق ميشوند
... سه اسب تکشاخي که
در زير نور خورشيد نيمروز سينه امواج را ميشکافند و از آن سخن خواهند گفت
تا زماني که خورشيد طلوع خواهد کرد
و سپس صليب عقاب مي درخشد
اين نشانهها چي هستن؟
مثل يه زبان سريه، يا رمز هستن
مفهومي نداره
اما ميشه فهميد براي چي خونه رو زير و رو کردن
دنبال اين بودن ولي پيداش نكردن
... كه معنيش اينه كه
اونها برميگردن
نه، نميدونم کجاست فکر ميکنم رفته بيرون
و بهرحال الان نيمه شبه
و آقاي تنتن خيلي در مورد داشتن ميهمان بعد از وقت خواب، سختگيره
بايد برگردم سراغ نوشيدني کاکائو
من يه کتاب عالي و يه فنجان کاکائو دارم
واقعا عاليه
ممنون خانم فينچ خودم حواسم هست
هي بچه؟ تويي؟ در رو باز كن
چي ميخواي؟
ببين، بازي شروع شده اون برميگرده
ميدونم که اون کشتيها رو ميخواد ... اما قسم ميخورم که
فکر نميکردم بخاطر اين، کسي رو بکشه
کي؟ درباره كي حرف ميزني؟
No comments yet. Be the first to leave one.