Never Change!

Never Change!

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Impormasyon ng release

Never Change 2026 720p WEB-DL persian
Komentaryo ni shine021
سینمایی هرگز تغییر نکن

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-06-17
Mga Download: 29
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

زیرنویس از مهدی shine021

دمای خنک ۱۳ درجه، روزی قشنگ در نورث مدوز.

پیتزا هات، همهٔ جنازه‌ها رو پاکسازی کردیم

و کناره‌هاشون گاهی پر از فضولات می‌شه.

خدایا.

لعنتی، اونجا واقعاً غم‌انگیزه.

صبح بخیر، نورث مدوز.

می‌خوایم برنامهٔ صبح رو با یه تأمل شروع کنیم

و بیست‌مین سالگرد قاتلِ مردانِ جذاب رو گرامی بداریم.

- دوران وحشتناکی بود، کیت. - بیست سال پیش در چنین روزی،

گروهی از مردان جذاب در نورث مدوز مرده پیدا شدن،

اجسادشون چاقو خورده بود و توی چمدون‌های سیورز جاسازی شده بود،

که توی کانال‌های تهویهٔ رستوران‌های فست‌فود مختلف گیر کرده بودن

مثل کارلز جونیور، پیتزا هات، و حتی کراکر برل.

خدای من، من کراکر برل رو دوست دارم.

این خبر تازه به دستمون رسیده.

به من خبر دادن که یه خبر مهم از کاپیتول رسیده.

تریش در ادامه، به صورت زنده از محل گزارش می‌ده.

توافقِ جدیدِ آموزشی تصویب شد.

ممنونم، کنگره به‌تازگی توافقِ جدیدِ آموزشی رو تصویب کرده.

این بستهٔ قانونی نوآورانه

دستمزد بالاتر، بودجهٔ هنر،

تکالیف کمتر، و غیره، ساینفلد.

معلم‌ها عاشقش هستن.

برای معلم‌های سراسر آمریکا، این قانون یه گام بزرگه

برای نظام آموزشی کشور،

اما یه بازنده داره:

فارغ‌التحصیلان سال ۲۰۰۸ دبیرستان نورث مدوز.

بهترین فارغ‌التحصیل دبیرستان نورث مدوز ورودی ۲۰۰۸

دستاوردها در دبیرستان: رئیس کلاس، معدل: ۴.۰

شغل: نماینده منابع انسانی شرکت وضعیت: متاهل - بی‌حس

سرگرمی: رویاپردازی برای فردایی بهتر، خدایا

طبق قانون جدید، همهٔ دانش‌آموزان، چه در گذشته و چه حال،

موظف به گذراندن ۱۸۰ روز مدرسه هستن

تا مدرک خودشون رو دریافت کنن.

دبیرستان نورث مدوز ورودی ۲۰۰۸

دستاوردها در دبیرستان: تنبل، مصرف‌کنندهٔ مواد

معدل: ۲.۱ شغل: صاحب بارِ استولز

وضعیت: متاهل، بچه‌های خیلی زیاد

سرگرمی: ناهار، آبجو، "آر اچ سی پی"

اما در سال ۲۰۰۸،

دبیرستان نورث مدوز شناخته می‌شد چون دوران مدرسه‌اش دو هفته کوتاه شد

به خاطر فاجعهٔ گردباد که نیمی از مدرسه رو نابود کرد.

دبیرستان نورث مدوز ورودی ۲۰۰۸

دستاوردها در دبیرستان: بازیگر، هنرمند معدل: ۳.۸

شغل: تبلیغات وضعیت: تلاشی نمی‌کنه

سرگرمی: سوندهایم، خیره شدن به ستاره‌ها

هجده سال بعد، شورای مدرسه اعلام کرد که همون کلاس

مجبورن به نورث مدوز برگردن و دبیرستان رو تموم کنن.

دبیرستان نورث مدوز ورودی ۲۰۰۸

دستاوردها در دبیرستان: ورزشکار و آدم احمق معدل: ۱.۱

شغل: هر روز عوض می‌شه آماده برای هر کاری

سرگرمی در دبیرستان: بسکتبال بازی کردن کیتی کارت‌رایت

تکرار می‌کنم،

قانون جدیدی تصویب شده که فارغ‌التحصیلان ۲۰۰۸ رو مجبور می‌کنه

به نورث مدوز برگردن به عنوان گروهی ۳۵ ساله

به مدت دو هفته کامل،

تا مدرک خودشون رو دریافت کنن و به طور قانونی از دبیرستان فارغ‌التحصیل بشن.

نوجوانان ۳۵ ساله دوباره به دبیرستان فرستاده شدن

یه بار...

"هشدار" برای آرام شدن ۳۲۴ ضربه در دقیقه

- ...و برای... - هی!

- غیرممکنه! اون دبیرستان منه. - ...همه.

خدای من، چه داستان جالبی.

من دلم نمی‌خواست تو اون کلاس باشم.

جری، تا حالا خواب دیدی که هنوز از دبیرستان فارغ‌التحصیل نشدی؟

یه کابوس چندش‌آور، کیت.

سال ۲۰۰۸.

همان سالی که از دبیرستان فارغ‌التحصیل شدم.

نورث مدوز، اون...

اون مدرسه منه.

من...

دبیرستان نورث مدوز ورودی ۲۰۰۸

دستاوردها در دبیرستان: شورشی معدل: ۳.۳

شغل: گوینده خبر دانش‌آموز سال آخر

سرگرمی در دبیرستان: گروه یه یه یهس فوتبالِ آفتابی

خدایا.

هرگــز تغییر نکـــن

گردباد! کلاس‌ها لغو شدن!

دانش‌آموزان ۳۳ ساله به مدرسه برمی‌گردن

قاتلِ مردانِ جذاب از سال ۲۰۰۷ هنوز فراریه

بارش شهابی نمایش مدرسه رو لغو کرد!

شورای مدرسه خوشحاله برای دو هفته "فرصت دوباره"

من می‌ترسم.

می‌دونم که به نظر می‌رسه همه چیز رو می‌فهمم، ولی اینطور نیست.

منظورم اینه که واضحه، همه چیز الان خوب پیش می‌ره.

آره، مثل اختراع من، شلوارِ حوله‌ای،

تنها شلوار از جنس حوله، که تازه اولین فروشش رو داشته.

اون محصول خوبیه.

آره، فوق‌العاده‌ست.

من در رستوران کار می‌کنم.

وظیفه‌ام اینه که جلوی در دستشویی بایستم،

و اگه کسی که به من نزدیک می‌شه انگار باید شماره دو بره،

گلویش رو می‌گیرم و می‌گم،

"برگرد سر جایت.

دستشویی‌ات رو برو خونه!"

خوبه.

بعد چند روز پیش یه ایمیل دریافت کردم که می‌گفت در بهشت پذیرفته شدم.

شاید اسپم بوده، شاید... اما آره، فقط...

شنیدن این خوبه.

اگه همه چیز خوب پیش می‌ره، چرا می‌ترسی؟

در دبیرستان، من یه‌جورهایی...

حروم‌زادهٔ لعنتی.

من آدمِ خشن و خودخواهی‌ام،

و حداقل دو بار یادمه که،

به مردم با عنوان «کون‌گنده» توهین کردم.

سانی.

سانی.

سانی.

تو...

- دارم با تو حرف می‌زنم، خب؟ - خیلی خب.

آن پسرِ دبیرستانی هنوز توی وجودته.

به نظرت اون چی لازم داره بشنوه؟

اینکه دوستش دارم.

- اینکه هوایِ اونو دارم. - بله، قربان.

اینکه اون شجاع و قویه،

و می‌تونه موفق‌ترینِ زندگی‌ها رو داشته باشه.

اگه تا حالا کسی رو اذیت کردی، بهش چی می‌خوای بگی؟

منو ببخش، اشتباه کردم.

من خیلی از کارم پشیمونم، و اینجام که بهت گوش بدم

و تشویقت کنم که حقیقت رو بگی، همین الان.

موفق باشی، پسرم.

آره!

بزن بریم!

خوبه.

- واسه مسیرِ برگشت بیشتر برداشتم. - ممنونم، سانی.

تمام عمرم، گذاشتم همه‌چی همین‌طوری پیش بره.

اولین شغلی که پیدا کردم رو و اولین خونه‌ای که بود رو گرفتم.

- تو و من، ما در اصل فقط... - همونی رو نگو که حدس می‌زنم.

عزیزم، شوخی نکن. خودت می‌دونی تو فرشته‌ای هستی که از آسمون اومدی

و من حاضرم بخاطرت خرد و نابود بشم.

- پس چی؟ از زندگیمون خوشت نمیاد؟ - از زندگیمون راضیم.

فقط دارم می‌گم این دفعه می‌تونم کارایِ متفاوتی بکنم،

مثلاً سر امتحان تقلب نکنم،

واسه پیچوندن مدرسه نگم بمب‌گذاری شده، مشروب نخورم.

می‌تونم معدلم رو بالا ببرم، دانشگاه برم، دنبال یه شغلِ واقعی بگردم

مثلاً وزیر امور فضایی بشم.

خیلی خب، فقط کافیه واسه میسون کفش نو بخری.

واسه میسون کفش سایز ۱۰۰ می‌خرم و می‌ریم توش زندگی می‌کنیم.

- چی؟ - عزیزم، این فرصتِ منه که تبدیل به یه آدمِ مهم بشم.

تو همین الانشم مهمی. تو مردِ جذابِ منی.

هی، چی شده؟

شما که تا همین چند دقیقه پیش تو ماشین بودین.

تو از همه شیطون‌تری.

تا رسیدن به فروشگاه تو ماشین بمونید وگرنه خبری از شیرینیِ شام نیست.

خیلی خماره‌ام.

دیشب با چند تا دختر غریبه کتامین زدم.

تقریباً همیشه بلندتر از اونا حرف می‌زنم.

خیلی رو مخه.

باید یادم بمونه که به دخترها هم اجازه حرف زدن بدم، آره؟

اونا «ابسوسی» حرف زدن.

زن‌ها به چی می‌گن «ابسوسی»؟ خوشم میاد ازش.

- امروز سکسی به نظر میام؟ - قربان، دلیلی داره که منو خواستید؟

درسته، معذرت.

- کرتیس، تو اخراجی. - چی...

چه اشتباهی کردم؟

نمی‌دونم داستان این دبیرستان چیه،

ولی اگه مدرک نداری، دیگه اینجا کار نمی‌کنی، همین که گفتم، رفیق.

فقط دو هفته‌ست، من مدرکم رو می‌گیرم.

تو مشکوکی، می‌فهمی؟ مشکوکی، رفیق.

بیست و هفتمین پرتابِ آخرت خیلی افتضاح بود.

- نه. - «موجود فضایی زایرتک می‌خوره.

حساسیتِ زمینی‌ها رو نابود می‌کنه، خوشمزه‌ست.»

«موجود فضایی پنیر اسکار مایر دوست داره.

شبیه ماهه، خوشمزه‌ست.»

«موجود فضایی با لبران جیمز بسکتبال بازی می‌کنه، بعد گریه می‌کنه.

خوشمزه‌ست!» این چیش خوشمزه‌ست، مردک؟

اصلاً واسه آخری هیچ محصولی وجود نداره. تو «ابسوسی».

منو ببخش، همه‌چی عوض می‌شه. من... تو...

تو کی هستی؟

واقعاً، تو کی هستی؟ من هیچ‌وقت تو مهمونی‌های شرکت ندیدمت.

هیچ عکسی رو میزت نداری، و مردم...

کلی ازت شکایت کردن تو باشگاه ورزشی.

می‌گن جوری ورزش می‌کنی که انگار می‌خوای کسی رو بکشی.

قربان، من دارم تمرین می‌کنم، نمی‌خوام کسی رو بکشم.

بزن، بزن، بزن، بمیر، بمیر.

تو با آدمِ اشتباهی درافتادی.

نه، قتل تو محیط کار خیلی دیوانگیه.

برو خونه، بفهم کجای کارت ایراد داره یا هر کوفتِ دیگه‌ای.

شاید یه شریک پیدا کنی که عکسش رو بذاری رو میزت.

منو نگاه کن، از تو جوون‌ترم.

من کلی زن دارم.

می‌شه کمکم کنی؟

فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه.

آملیا.

تو خوشحال نیستی، منم خوشحال نیستم.

بهترین سال‌هایِ جوونیم رو پایِ تو گذاشتم.

تقریباً ۳۷ سالمه، سنی که مردا زشت به نظر می‌رسن.

تو برای من خیلی جذابی.

پس چرا هیچ‌وقت بهم نگاه نمی‌کنی؟

پنج ساله که دیگه هیچ شادی‌ای توی صدات نشنیدم.

حس می‌کنم مثل رابین ویلیامز در فیلم «چه رویاهایی می‌آیند» هستم،

که به اعماقِ جهنم سفر می‌کنم، تا تورو دوباره به زندگی برگردونم.

این اون چیزی نیست که الان بخوام انجام بدم.

اسمش چیه؟

- بس کن. - خوشگله؟

- آره. - این خوبه، تیم.

امیدوارم چیزی رو بهت بده که من نتونستم بهت بدم.

مثل ورزش کردن و مالیات.

آملیا.

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left