Ang unang 104 linya.
...تف توش
ها؟ چرا؟ چرا باجی تسلیم شد؟
یه ذره مونده! فقط یه قدم !از سیک کردن کیساکس فاصله داریم
!باجی
!کیساکس با باجی چیکار کردی؟
.خودت دیدی چی شد. من کاری نکردم
!باجی
!چاقو خوردی؟ کِی؟
.فقط یه خراشه
.پس... اون جدی یه زخم وخیم بوده
!عجله کن و به یه آمبولانس زنگ بزن
!ب-باشه
...کازوتورا
!کازوتورا
...ولی اینجوری... نیست
...تف توش... درست نیست
.لعنتی! دقیقا همونجوریه که درکن گفت
،اگه باجی بمیره .دقیقا چیزی میشه که کیساکی میخواست
آره، انگار کازوتورا جدی جدی .یه تخته و چندتا میخش کمه
ها؟
انگار... اون باجی رو آورد والهالا !تا بتونه خودش بکشتش
یارو چی داره کص میگه؟
درسته، فرمانده؟
...م-مایکی
.کیساکس... ننه جنده .داره مایکی رو تحریک میکنه
...نه، کازوتورا
!به کیساکس گوش نکن
Weebs World
The Zana : مترجم
.میخواستم بکشمت
همون وقت که از زندان بیرون اومدی من میخواستم بکشمت
...اونی که هربار منصرفم میکرد
.باجی بود
.باجی هی میگفت میخواستی خوشحالم بکنی
قبول نمیکرد.
حتی حاضر بود اون برادر من رو کشته باشه
و منو دشمن خودش کرده باشه ...تا اوضاع روبراه میشد
.یه همچین چیزی بود
...مایکی
باید الان خیلی عصبی باشه .ولی خیلی بی احساسه
...مایکی
...کن-چن
.این دعوا تموم شده
ها؟
!اوه، اوه، اوه! دعوا تموم شد؟
فک کردی اومدیم خاله بازی، مایکی؟
!این تصمیم تو نیست
.بیا. تموم شد
هانما؟
...ا-امکان نداره
این ترفندی چیزی بود؟
یه ضربه خارشو گایید؟
.پسر، امکان نداره
!بدو
!میکشتمون
!فرار
!قرارمون این نبود
.خیانت ذات آدمه
.بیا یه سرش کنیم مایکی
!یا تو بمیر، یا من میمیرم
اگه تنها چیزی که تو سرته ...خراب کردن چیزای مهمه
.همینجا و همین الان تمومت میکنم
...مایکی
.میکشتش
.الان هیچکی نمیتونه مایکی رو نگه داره
...نمیدونم چرا همون روز متوجه نشدم
،اون کوله باری که رو دوش مایکی بود
.با اینکه فقط 15 سالش بود
.دقیقا داریم میریم به آینده ای که توشم
،اونروز
...مایکی
.کازوتورا رو کشت
...مایکی
...من
!هیچ گوهی نتونستم بخورم
.پس باجی خائنه
!هانما، عوضی
!چه گوهی داری میخوری؟
باجی پس تو هم تنهام میزاری؟
...آره
!چرا... چرا؟
...اینو برا مایکی کردم
...همین
.همش تقصیر مایکیه
...برای همین
.باید مایکی رو بکشم
!همچین حرفی نزن
...مهم نیست چه بلایی قراره سرمون بیاد
!تا آخرش باهات میمونم
.همیشه اینطوری بوده
،باجی... همیشه با من بوده .مهم نبود چی میگفت
انگار همه چیو خراب کردم
.هرچیزی که برام مهم بود رو
.متاسفم باجی، منم بزودی میام پیشت
...مایکی
...باجی
!مایکی
.بخاطر من دیوونه شدی
.ممنون
!باجی، تکون نخور
...باجی
.باجی؟ زندس
...ولی
...باجی
No comments yet. Be the first to leave one.