The Blacklist

The Blacklist

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 5

Impormasyon ng release

The Blacklist S05E06 WEBRip 720p x265 HEVC PSA - The Travel Agency
Komentaryo ni Mehdircm
╠► امیرعلی و سروش ¦ TakMovie.CO ◄◄¦ Re-sync: MehdiRCM

Mga Tag

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
Na-publish noong: 2017-11-03
Mga Download: 44
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

،موج 101.2 رادیوی سون والیز...

و سلطنتِ چهار هفته‌ای جنت جکسون رو

.توی صدر جدول خواننده‌ها، ازش گرفت

...این شما و این‌هم راکست و تک‌آهنگِ جدیدشون

،از دیوار برلین، و دروازه‌ی براندن‌برگ

.تام بروکاف هستم در خدمت‌تون

دروازه‌ی براندن‌برگ که البته ،توی شرق برلین قرار داره

و صدایی که می‌شنوین و چیزی که

...امشب دارین مشاهده می‌کنید

،داس و چکش نیست .بلکه اَره و چکش‌‍ه

که این جوون‌ها دارن کم‌کم .این دیوار رو میارن پایین

چندساعت پیش

...شورای مرکزی کومونیست‌ها

...توی شرقِ برلین

برای خودش پایان یه عصره، نه؟

عصر"، یه ملکه‌ی پنج حرفی می‌خوایم" ،که آخرش "ـه" باشه

...امشب، شهروندان آلمان و

."اِم... "حادثه - ...دارن می‌زنن و می‌رقصن -

...و دوباره دور هم جمع شدن - هی، بچه‌ها هنوز خوابن؟ -

کارن صبح زود اومد بردشون

،کنار سمت شرقی دیوار برلین

.یه اتفاق جدید داشتیم

،سربازها دارن غیرمسلحش می‌کنن ...و خبری‌هم از مراقبت با تک‌تیرانداز نیست

باید... باید برم سر کار

عزیزم، هنوز که زوده

،زود یعنی سرِ وقت

،سر وقت یعنی دیر

.و دیر هم غیرقابل قبول‌‍ه

.نه، خواهش می‌کنم

کی فرستادتت؟ .می‌تونیم صحبت کنیم

!می... می‌تونیم... می‌تونیم با هم صحبت کنیم

::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .:: « illusion, SuRouSH AbG » ...::... MehdiRCM:تنظیم مجدد ...::...

« آژانس مسافرتی »

اُوه، میشه منم بازی کنم؟

داری جلوی دیدمُ می‌گیری

یه سوراخ زیرِ برج فانوس‌‍ه

نه، دارم بیلیاردی بازی می‌کنم

خودش‌‍ه

من و دمبه یه تورنمنتی ترتیب دادیم

چندوقتی که میشه که داریم برنامه‌شُ می‌ریزیم

ولی نمی‌تونستیم روی .فرمت‌اش به نتیجه‌ای برسیم

،بالاخره "سیستم پئوریا" رو کشف کردم

،که یه محدوده‌ی دو سطحی هم داره و بالاخـره حل شد

تورنمنت آخر این هفته‌ست

و منم تمام تلاشمُ برای برنده‌شدن می‌کنم

بعد من فکر می‌کردم تمام سفیدپوست‌های پیر و پول‌دار

.گلف‌شون خوبه

.شاید چوبِ گلفم خوب نیست

،میچل دانینگ اهل دوپانت‌سرکل

.قراره به‌زودی به قتل برسه

ببخشید... میچل چی؟

.دانینگ

اون منُ از طریق یکی از شرکام پیدا کرد و می‌خواد خودشُ ناپدید کنه

حالا مشکلم اینجاست که در حال حاضر منابع کافی برای کمک‌کردن بهشُ ندارم

مشکل شما هم اینجاست که آقای دانینگ فکر می‌کنه

که سوء قصدِ به جونش توسط .آژانس مسافرتی صورت گرفته

یه آژانس مسافرتی؟

نه هر آژانس مسافرتی‌ای، الیزابت

...اون "آژانس مسافرتیِ" معروف

یه شرکت "قاتل اجیر بکن"، که تقریباً سی سالی میشد که بدون جلب توجه به کارش ادامه می‌داد

قاتلین‌شون بازه‌ی بسیاری از ،قتل‌های قراردادی رو انجام دادن

که ناگهان 12 سالِ پیش به‌طور مزموزانه‌ای ،در شرکت‌شونُ تخته کردن

و هر جور امیدی که شاید یه روز نیروهای قانونی بتونن اون تعداد قتل‌هایی

که آژانس مسبب‌شون شده‌بود .رو حل کنن رو از بین بردن

پس اگه این یارو دانینگ‌‍ه درست بگه ...و اون‌ها دنبالش باشن

افراد بی‌گناه، و نه‌چندان بی‌گناه مورد هدف قرار گرفته شدن

.که با میچل دانینگ‌هم شروع میشه

آژانس مسافرتی گروهی از قاتلین ناشناس بودن

که مسبب و مسئول تعداد بسیار زیادی ...از پرونده‌های قتل حل نشده‌ان

قتل یکی از فعالان حقوق مدنی .در سال 1983

مسموم‌کردن یکی از تجاران .شورویِ ضد قانون گلنس‌نوست، در سال 1987

از این آدمی که ردینگتون میگه هدفِ بعدی‌شون‌‍ه چی می‌دونیم؟

."میچل دیوید دانینگ"

،توی دوپانت‌سرکل زندگی می‌کنه .و تو وارداتِ اسباب‌اثاثیه‌ی لوکس‌‍ه

و تو پاریس، لندن، و نیویورک هم دفتر داره

،کین، نوابی

پیداش کنید و چندتا مأمور بذارین ازش محافظت کنن

می‌خوام بدونم که کی می‌خواد بکشتش

و چرا فکر می‌کنه که آژانس مسافرتی

برای انجامِ این کار استخدام شده‌بوده

مأمور رسلر

یه لحظه میاین؟

یه کار خصوصی دارم که .باید بهش رسیدگی کنم

همه‌چیز مرتبه؟

راستش، مطمئن نیستم

،ولی باید تا وقتی که ترتیبشُ میدم تو هم حواست به کارهای اینجا باشه

متأسفم، نمیشه بی‌خیالش شم - البته -

بله؟ - .دنبال آیزیا می‌گردم -

کی؟

.آیزیا هیل

اسمش به گوشم نخورده

،می‌خوای این در رو باز کنی یا قراره به مشکلی بر بخوریم؟

اَلو؟

!هی! الان زنگ می‌زنم پلیس بیادا

مأمور ویژه‌ی اف‌بی‌آی، هارولد کوپر

.به‌طور رسمی نیومدم اینجا... البته هنوز

،خیلی‌خب، ببین

.یه چند روز پیش دیدمش

گفتم یه‌جایی برای خوابیدن می‌خوام ،اون‌هم کلیدای خونشُ بهم داد

از اون‌وقت دیگه ندیدمش کجا رفت؟

هنوزم به‌طور رسمی نیستی؟

فقط درصورتی که یه جوابِ درست‌حسابی بهم بدی

آیزیا هیل... کجاست؟

لپ‌تابُ هم گذاشتی دیگه، نه؟ - .گفتم که... آره -

.به‌علاوه‌ی گوشی و شارژرها

خواهرت چی گفت؟ .کابین هم خالی‌‍ه

.رمز گاراژ هم همون آدرس‌مون به‌صورت برعکس‌‍ه

،بیا... تو کیف‌ها رو بذار تو .منم برم زنگ هشدار رو روشن کنم

میچل دانینگ؟ .اف‌بی‌آی... مأمورین نوابی و کین

...اف‌بی‌آی؟ من که

موضوع چیه؟

ما بر این باوریم که خطری جونِ شما رو تهدید می‌کنه

.ازتون می‌خوایم که باهامون بیاید - ...چه خطری؟ غیر ممکن -

حتماً منُ با کس دیگه‌ای .اشتباه گرفتین

دارین جایی می‌رین؟

.بالاشهر، برای آخر هفته

.الان که چهارشنبه‌ست

،ببینید، خانم‌ها از نگرانی‌تون ممنونم

ولی روشنه که منُ اشتباه گرفتین

.خطری در کار نیست ...من یه فروشنده‌م، اسباب و

متأسفم که الان دارم این سؤال‌ها ،رو ازتون می‌پرسم

ولی اگه می‌خوایم باعث‌وبانیِ ،این کارو پیدا کنیم

باید هر چیزی که می‌دونین رو بدونیم

،همه‌چیز مرتب بود، و بعدش یه‌دفعه‌ای

داشت عجله‌ای از خونه می‌فرستادمون بریم

...و بعدش شما اومدین، و

اصلاً باورم نمیشه

لیز، باید اینُ ببینی

توی ماشین پیداش کردم

شما این مرد رو می‌شناسین، خانم دانینگ؟

نه چرا؟ این کیه؟

حالا دیگه داری تعقیبم می‌کنی؟

آقای کاپلان یه کیف بهت داده

توی این کیف

اسکلتی بوده که هرگز نباید ازش بویی می‌برد

و اسکلتی که باید هویتش ناشناخته باقی بمونه

نمی‌دونم از چی داری حرف می‌زنی

...حس وسوسه‌آمیزی که داره رو درک می‌کنم

...عمل به آخرین آرزوی یه زن درست‌کار

...ولی این ماجراجوییِ جنابعالی ،تا الان بهاش بوده جونِ نیک کورپال

و اصرار بهش، جون هرکسی رو که .تو زندگیت داری به خطر می‌ندازه

ترجیح میدم که کسی آسیبی نبینه

رازها هستن که جون آدم‌ها رو به خطر می‌ندازن

...صادق نبودن .استعدادی که من و تو خوب داریم

یا قبلاً داشتیم، من دیگه این‌کاره نیستیم

و اگه ماجراجویی‌ای هم داشته باشم ،اینه که به تاریکی‌ای که تو ایجاد کردی

...نور و روشنایی بتابونم

تا به لیز کمک کنم که از این سایه و تاریکیِ بزرگی که تو درست کردی بیرون بیاد

تو از نیک خواستی که اون ،استخون‌ها رو شناسایی کنه

و اون‌هم به این خاطر توسط کسی که

هویت استخون‌ها رو می‌شناسه کشته شد و بنابراین، یعنی ارزش‌شون رو هم می‌دونه

اون قاتل به احتمال زیاد داره راهی برای تماس‌گرفتن با من پیدا می‌کنه

،جون‌که، با دونستن ارزش اون استخون‌ها

اینُ هم می‌دونه که برای من خیلی باارزشن

،منم اجازه میدم که پیدام کنه

اون کیف رو برمی‌گردونم

اون مرد رو هم بخاطر دردسرهایی ،که درست کرده می‌کشم

و دوباره اون جسد رو جایی دفن می‌کنم

،که توی ماسه‌های زمان ناپدید بشه

.همونطور که قرار بوده بشه

...هر رازی که داری از لیز قایم می‌کنی

.بالاخره فاش میشه

رازهای خانوادگی همیشه فاش میشن

توی اون پاکت چیه؟

کدوم پاکت؟

،دیگه بی‌خیالِ گشتن دنبال پیت مک‌گی میشی

باید جوری رفتار کنی که انگار اصلاً پیت مک‌گی‌ای

در کار نبوده

.تکرار کن

اون فرستادتت؟ کار اون‌‍ه؟

.تکرار کن، لینا

.پیت مک‌گی اصلاً وجود نداره

همین‌طوری بذار بمونه

و گرنه برمی‌گردم

.متوجه نمیشم

،فکر می‌کنید این مرده که به قتل رسیده‌بوده

داشته روی قتل بابام تحقیق می‌کرده

همدیگه رو می‌شناختن؟

امیدوار بودیم که تو اینُ برامون مشخص کنی

...میچل دانینگ

.فکر نمی‌کنم تابه‌حال دیده باشمش

تو و پدرت صمیمی بودین؟

آره

.بعد از مرگ مادرم، من هر هفته میومدم اینجا

و به کارهای خونه می‌رسیدم

اون هیچ‌وقت میومد به دیدنت؟

توی شهر؟ .معلومه که نه

فکر نمی‌کنم اصلاً بعد از اینکه .آژانس رو بست، ایالت رو ترک کرده باشه

ببخشید... آژانس؟

.آژانس مسافرتی سی‌ول

بابام سال‌ها صاحبش بود

لاندری، خبر داری که بابات

اسنادی از شغل قبلی‌اش نگه می‌داشت، یا نه؟

،نابز با خانواده‌ش دور دنیا رو می‌گشت

.و سوء قصدهایی رو ترتیب می‌داد

.اینُ داشته باش

...اون فعال حقوق مدنی

...تاجر شوروی

.عکس نابز و همسرش توی تعطیلات

More Farsi Persian subtitles for The Blacklist

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left