Ang unang 200 linya.
دیگه از این بهتر نمیشه
اولش زنم بهم میگه زال و زندگیمونو لا داده
حالا هم نوهام بهم میگه
چیزی جز یه کلاهـبردار انگشتـنما نیست
واسه همینم بود که اون گاوصندوق شکونِ رو آوردی دفتر ضمانت، تا پولهامونُ رو بکشه بالا؟
نه
نه
میخواستم کمکتون کنم
عجب - هنوزم میتونم کمکتون کنم -
خدایی
دو کلام از مغزِ کُلی که سعی کرده از یه اسلحهفروشی دزدی کنه
عمدی اونکارُ کردم
آدم... آدم بدا دنبال بودن
و تنها راه خلاصی از دستـشون دستگیر شدن بود
پس باید نگران این آدم بدا هم باشیم؟
...نه، لازم نیست نگران آدم بدا - لازم نیست؟ -
نمیشـناسنـم
طبق یه اسم دروغی فعالیت میکردم
ماریوس جوسوپویک
جوسو... این دیگه چه نوع اسمیـه؟
لهستانـیـه
گفتی میتونی کمک کنی
لنس درباره یه دوست بهتون گفت، درسته؟
ویکتوریا جِـمِت
گفتش که یه مشتریـه
گفت که یه فرصت داشته
یه فرصت برای معاملهی ملک، ولی بخاطر مضیقهی مالی
نتونسته ازش سودی ببره
ویکتوریا گفت که توی کمیسیون برنامهریزی برای چند تا
پردیس کلان که، گوگل قراره خارج از بریجپورت افتتاحشون کنه، یه دوستپسر داره
و... ارزش مایملک مجاورش سر به فلک میکشه
خدای بزرگ، آدری، هر روز با مجرما بده بستون داری
چطور خامِ همچین حرفایی شدی؟
چون بهم پول دادن گفتمت که
ده هزار دلار گذاشتم و ۵روزه شد پانزده هزار تا
پولِ بیزحمت همیشه وسوسه انگیزه
و بعدش به لنس گفتی اگر فرصت دیگهای بود
در اسرع وقت خبرت بده
چند وقت گربه رقصوند، دو هفته؟
سه هفته معامله همون شکلی بود
اما پول بیشتری نیاز داشت، مگه نه؟
آره، خیلی هم بیشتر. خیلی
لنس گفت که دوست پسرِ ویکتوریا متوجه ماجرای ملک شده
و طرف میترسه بخاطر اطلاعات دادن به ویکتوریا متهم به
معاملهی درونشرکتی شه
صحیح، پس ویکتوریا باید سریعا املاکُ میفروخته
گفته که سرمايه گذارانِ مشتاق دیگهای هم هستند
،اما چون قبلا کمکش کردی
اول اومده سراغ تو
درسته؟
،شسته رُفته گفتیش ...فقط
خیلی... تابلو بود
"بهش میگن" زندانی اسپانیایی یه کلاهبرداری قدیمیـه
همین... بلا سر من هم اومد
همیشه بابرنامه و همینشکلی انجام میشه
یه روز وقت داشتم تا 175٬000 دلار جور کنم
،پس... پول داکری رو
...از گاوصندوق برداشتم
...و برای جور کردن باقی پولها هم
چند تا وثیقه گرو گذاشتم
چه غلطی کردی؟
یا خدا، آدری. گفتی که همه چیزُ بهم گفتی
نمیخواستم نگرانت کنم
وثیقه گرو گذاشتی؟ چطور تونستی؟
...چون که لنس گفت
لنس گفت که همراهم میاد
گفت که اینقدر نونمون میره تو روغن که نمیشه بیخیالش شد
!این خیانت به همه چیزه
...یه فرصت بود تا - !به ازدواجمون -
بیحساب بشیم - !به کسب و کارمون -
،یه فرصت برای جلو اُفتادن تو زندگیمون بود
تا شاید برای یه بار هم که شده جلو بیفتیم
میون صورتحسابهای دوا و دکتر شما، و... و ...این کاسبی بخور و نمیر، فقط
نمیدونستم همچین بار گرونی برات بود - آتو، متأسفم -
،آدری، دو روز، دو روز دیگه
داکری میاد دنبال پولش
و پولی هم تو دست و بال ما نیست
بابابزرگ - دهن جنابعالی بسته -
...خب، لعنتی، من
چک آخرین محمولهی ایجنت اُرنج ـم دیروز اومد
گمونم همین الان میرم نقدش کنم
بنظرت 5٬000 دلار جایی رو میگیره؟
میری کجا؟
میرم سر کار
تا وقتی که هنوز شغلی داریم
قراره چه خاکی تو سر بریزیم؟
پولـتُ برمیگردونیم
» تــرجــمــه از عــلــی و ســیــاوش « ✅ Ali99 & Stark.Man ✅
چیتون، چطوری؟
داشتم به ملاقات دیروزمون فکر میکردم
درباره اینکه بهم گفتی فلنگُ ببندم
با عقلـم جور در نیومد
...فقط - دنبال پدرم میگردم -
تا کمک حالش باشم
تا نذارم درد دیدن پسرش توی زندانُ تحمل کنه
قبل از دیروز، آخرین بار، کِی
پدرمو دیدی؟
...خب
یه حسی میگه بهم دروغ گفتی
درباره چی؟
شاید درباره دلیلی که میخوای از اینجا برم
از شهر بزنم به چاک، تا تو هم صاحب پولها بشی
احمقانست - آره -
شاهد نه تا دوشنبه، نه تا سهشنبه، نه تا هیچ روزی
سر و کلهاش پیدا نمیشه
و بعد از جلسهی بازپرسی دادگاهم، برمیگردم
میخوام پولـم حاضر باشه
چرا؟ چونکه دختر خالهیِ ملوسِ پریچهرم، کارلی، یه تخمجنِ عوضیـه
خودش برگهـه رو بُرده پیش آدری
و ظاهرا، آمار منُ به تیلور هم داده
خب، پس، ماریوس، روزگارت سیاهـه
چون دیر یا زود، اون پلیسِ اسم پیت رو
سرچ میکنه
و عکسی که بالا میاد، قیافهی تو نیست، مگه نه؟
و اگر حقیقت برملا شه، این میشه یه مکافات
که تموم مصیبتهامون رو خاتمه میده، چون باز میفتی زندون
و ادی هم میتونه با انگشتهاش بای بای کنه
پس... چه غلطی کنم؟
نمیدونم چیکار کنم
خب، یه ایده دارم
ازش خوشت نمیاد
چه ایدهای، پورتر؟ ازم... میخوای باهاش حرف بزنم؟
اون کاری به کار من نداره
بهش بگو «ما» میخوایم چیکار کنیم
ولی... اون حتی اون آدمِ قبلی هم نیست
متوجه نمیشیم
شاید نباشه، ولی میدونه آدمیُ که لازم داری
چطور میشه پیدا کرد
این... تردستی 4تا مرحله داره
4تا
یه داوطلب میخوام
والاس، بیا، بیا، بیا، والاس
والاس، خانومها و آقایون
والاس
والی ـم
والی - آره -
والی، خوشحالم که درخدمتتم
آره، ممنون - لطفا، خانومها و آقایون -
خیلیخب، همونجور که گفتم، این تردستی 4مرحلهایـه
:مرحلهی اول
شیر رو بریزید توی لیوان
خیلیخب این از این
مرحلهی بعد
...کارتها رو بذارین
روی لیوان شیر
:مرحلهی سوم
لیوان شیر رو بذارین روی سر والی
این شکلی
:مرحلهی شماره 4
...،مرحلهی شماره ۴
کارتها رو بکشین
بذارید ببینم
آره، تشویقش کنین
تشویقش کنین
دست خوش، والی. دست خوش
بذار این کارتها رو از لباست پاک کنم
خسته نباشی
پورتر
ماریوسم
منو یادت نیست؟
شاگرد سابقـتـم
ماریوس
آره، بهم... گفتی اولین تردستیای که یاد گرفتی همین بوده
حالا یه شعبدهبازی رو تا وسطش میرم و نمیتونم تمومش کنم
هنوزم اینکارهای
واقعا؟
بذار ببینم
تردستیها جرئیُ هم یادم نمیاد، چه برسه به مفصلهاش
کارم به ماچکردن سگها توی مرکز بازنشستگی کشیده
آره، اما فوقالعاده بهنظر میای
تو هم دروغگوی ماهری هستی
،بگم که، متنفرم ازت اینو بخوام اما
میدونی که زمونه باهام خیلی خوب تا نمیکنه
...و
...میخواستم اگر میشه آره -
آره، بفرما اینم یه
20دلاری
گفتی اسمت چی بود؟
مهم نیست
یه دوست قدیمیـم
خب، ممنون، دستت درد نکنه
عجب رولکیسـه
دل نوه برات تنگ میشه
عجب دخلی
الحق که از بهترین آدم یاد گرفتم
اون بیزنس کارت منه
نشونیـتُ از دفتر تلفن پیدا کردم
چی میخوای؟
20دلاریـتُ بهت برگردونم؟
بهت 20دلاری ندادم
کارم کارِ پرستارهاست
،منتها با ذوق و سلیقهی بیشتر همین و بس
برای قضاوت نیومدم اینجا - ولی به خاطر یه چیزی اومدی -
...دنبال... یه
هکرم، چونکه... باید دیتابیس یه زندانُ
هک کنم
بیشتر از 20دلار پات آب میخوره
نگرفتی چی گفتم، مگه نه؟
نمیخوام کمکت کنم
ابداً
No comments yet. Be the first to leave one.