Ang unang 200 linya.
من تا آخرش همینجا، کنار تو و رفقا میمونم.
میگی چرا فرانسه رو ترک کردی؟
چون خونهٔ ما اینجاست.
هرکی توی میدان نبرد به دست یه زن کشته بشه،
دیگه به بهشت نمیره!
زنده باد جهاد!
هیچوقت فکر نمیکردم تا اینجا پیش بری.
تو ذاتاً برای این کار ساخته شدی، آنا.
همین رو میخواستی. آنا هابر مرده.
دیگه نمیتونی برگردی فرانسه،
نمیتونی با خانوادهات تماس بگیری.
میخوام با رفیقات بری سوریه.
نمیترسم. به خدا توکل دارم.
اومدیم اینجا تا ایمانمون رو ثابت کنیم.
اللهاکبر!
باید یکی از خودمون رو توی داعش نفوذ بدیم.
نگران پل و ایادم.
اینجا... این همه کشتار، این همه اعدام دستهجمعی.
- از اینجا میبرمتون بیرون. - خودت میدونی راه فراری نیست.
اینکه اینطور حواست به دوستات هست، تحسینبرانگیزه،
ولی آخرش مهرهٔ اصلی تویی.
ازم میخوای به دوستام خیانت کنم.
- تو دیگه کدوم خری هستی؟ - موساد.
برای اسرائیل کار میکنم.
باید از شش کیلومتر خاکِ تحت کنترل داعش رد بشیم.
ساریا، صدای منو داری؟
یه آمبولانس میبرتش ترکیه.
بعد برای درمان منتقلش میکنن فرانسه.
میدونی، اگه برگردی، هویت پسرم رو بهت میگم.
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
قرار نبود ایاد اونجا باشه.
- من دیگه کنار میکشم. - هنوز نه.
میخواستم با رابط جدیدت آشنات کنم.
باعث افتخاره که باهات کار میکنم.
بشین رو زانوهات، لعنتی!
این زن فرانسوی رو گذاشته جاش.
و ما هم میکشیمش.
من و توییم، داداش.
باشه، ولی بهنظر من اونقدرها هم دردسرساز نیست.
باشه، پس یه جلسهٔ دیگه با پدر و مادرش ترتیب بدیم.
باشه، ممنون.
شرایط توفان از یکشنبهشب شروع میشه،
و ممکنه از صبح دوشنبه به محدودهٔ توفان برسه.
پلیس بعضی مناطق خطرناک رو تخلیه میکنه.
از مردم خواسته شده خودشون رو برای چند روز
قطعی برق و شاید آب آماده کنن.
هر اتفاق تازهای بیفته خبرتون میکنیم. فعلاً همین.
ممنون، تیم. حالا چیزی که هر روز نمیبینیم:
یه جهادی اهل تگزاس.
دن کالدول مهمون ماست،
مأمور ویژهٔ سابقِ مسئول مبارزه با تروریسم.
دن، این جهادیِ تگزاسی رو افبیآی شناسایی کرده؟
نمیتونم وارد جزئیات بشم،
ولی گمان میکنیم توی بخش لجستیک
و سازوکار مالی داعش نقش داره.
یعنی مهرهٔ مهمیه و خیلی دوست داریم گیرش بندازیم.
هرچی زودتر بهتر.
قبل از ادامه، این تصاویر تکاندهنده رو ببینیم.
این فراخوانی برای جهاده.
دولت اسلامی شما رو فرا میخونه.
رهبرانتون ما رو تروریست میدونن.
میگن ما دشمنیم.
بذار هرچی میخوان بگن. یه مشت منافق و بزدلن...
از وقتی دولت اسلامی نفوذش رو
در خاورمیانه بیشتر کرده، این ویدیوها هم فراگیرتر شدن.
بیاید اینجا، به سرزمین جهاد، و خودتون ببینید
غرب چه ویرانی و کشتاری به راه انداخته.
بیاید اینجا.
از اینکه همهچی رو پشت سر بذارید نترسید؛
خانوادهتون، دوستاتون،
و ارزشهای فاسد غرب رو.
برادرها و خواهرها، وقت بیدار شدنه.
وقتشه. به ما بپیوندید.
وینتر، حالت چطوره؟
خوبم.
وقت زیادی ندارم.
از چند هفتهٔ اخیر یهسری اطلاعات دارم.
میخوام برات بفرستمشون.
آره، میبینم داره آپلود میشه.
در مورد اسفینکس یه مشکل داریم.
یه مدته باهاش ارتباط نداریم.
مطمئن نیستیم هنوز قابل اعتماد باشه.
میخوایم ببینیش و بفهمی وفاداریش با کیه.
خب، من بهش اعتماد ندارم.
یادت هست بهترین دوستش رو من کشتم، نه؟
برای همین دیدار حضوری باهاش رو امن نمیدونم.
معلومه که باید مراقب باشی. نمیخوایم از دستش بدیم.
ممکنه اطلاعات حساسی برامون داشته باشه،
پس باید ببینیش و بفهمی قصدش چیه.
پس اینکه ببینمش یا نه با خودمه، درسته؟
- فعلاً آره. - خب، فعلاً نمیبینمش.
اگه چیزی عوض شد، دوباره حرف میزنیم.
تو کی هستی؟
فقط امروز، فقط همین امروز.
- خریدمش که آزادش کنم. - بخواب زمین!
اگه میبردنش رقه، معلوم نبود چه بلایی سرش میاد.
اینجا جای خوبیه. آب و غذا داره.
- نه! - برو کنار.
خواهش میکنم، نه! دختره رو بردار و برو.
وایسا!
وایسا!
محمد، صدای منو داری؟
محمد! نه!
محمد، نیروی کمکی توی راهه.
برو! برو تفنگ رو بردار و بکشَش.
برو تفنگ رو بردار...
محمد! محمد!
محمد، نیروی کمکی توی راهه.
محمد! محمد!
دخترِ شیطون!
پسر بزرگم فرماندهٔ داعشه.
وقتی گیرت بندازه، هم تو رو میکشه هم دختره رو.
باید همین الان بریم.
بدو! بدو!
برادر ابو ایاد، بیا پیش ما بشین.
عذر میخوام شیخ،
ولی باید با برادر ابو مصعب حرف بزنم.
سرِ راه ایست بازرسی گذاشتیم.
پیاده دنبالش میگردیم.
ماشینش رو سه کیلومتر اونطرفتر از مزرعه پیدا کردیم.
مطمئنی خودشه؟
شاهد گفته یه زن موطلایی با لهجهٔ فرانسوی
تنهایی اون اطراف پرسه میزده.
- خب، مشخصاتش کاملاً میخوره. - کی بوده؟
یه ساعت پیش.
شیخها برای هرکی زنده بگیردش جایزه گذاشتن.
اگه اونا زودتر پیداش کنن، دیگه فرصت کشتنش رو نداریم.
داری چی کار میکنی؟
سعی میکنم راضیش کنم بیاد دیدنم. شاید بهترین فرصتمون باشه.
ماههاست باهات حرف نزده.
چی باعث شده فکر کنی امروز باهات حرف میزنه؟
چون الان گیر افتاده و انتخاب دیگهای نداره، لعنتی.
سعی میکنه از تپهها فرار کنه.
به همه گفتم برن اونجا.
تمام واحدها، توجه کنید.
اون فاحشهٔ موطلایی با یه دختر بچه فراریه.
لعنتی، داداش، همه افتادن دنبالش.
بشین.
بله؟
وینتر.
اسفینکسم.
همهجا دنبالت میگردن.
باشه؟ گوش کن.
داری صاف میری توی کمین، فهمیدی؟
- دارم گوش میدم. - خوبه.
از آداسیا اومدی؟
چون توی برجالعاشق و ابوسیف ایست بازرسی گذاشتن،
پس نمیتونی به سمت شمالغرب بری.
از کدوم طرف بهتره برم؟
هیچ راه خوبی نیست. دارن کل منطقه رو میبندن،
حتی تپهها رو. اونجا هم منتظرتن.
گوش کن.
جادههای فرعی هم امن نیستن.
از رقه ماشین فرستادن تا منطقه رو بگردن.
تقریباً مطمئنم بهزودی پهپاد هم میفرستن.
- به هر قیمتی شده میخوانت. - فهمیدم.
گوش کن، دقیقاً یک ساعت دیگه بهت زنگ میزنم، باشه؟
تا اون موقع خواهش میکنم مراقب خودت باش.
خب، حادثه اینجا اتفاق افتاده.
اگه به حرفم گوش بده، نه از اینجا میره نه اینجا.
تنها انتخابش کوسراست.
یه شهر متروکهست، پس احتمالاً اونجا قایم میشه.
آره، ولی اونجا هم میتونن پیداش کنن.
نه اگه ما زودتر برسیم.
رفیق ساریا، فرانسه چطور بود؟
خوب بود؟
خوش گذشت؟
- ممنون. - فرمانده ساریا.
رفیق آرژین.
صبح بخیر.
حالت چطوره رفیق؟
- خوشحالم برگشتی. - ممنون.
ببخش که همین اولِ رسیدنت این خبر رو بهت میدم،
رفیق شاماران توی قلمرو داعش ناپدید شده.
دیگه هیچ ردی ازش نداریم و نمیتونیم باهاش تماس بگیریم.
پس یه گروه جستوجو بفرستیم.
نمیدونیم کجاست.
راستش امید زیادی نداریم، رفیق.
فرمانده ساریا، میدونم چقدر به هم نزدیک بودید.
ولی الان وقت عزاداری نداریم.
لازم دارم تمرکز داشته باشی.
به تجربه و دانشی که زیر فرمان آدار به دست آوردی نیاز دارم.
کس دیگهای رو ندارم، ساریا.
تمام تلاشم رو میکنم، رفیق.
بیاید اینجا، به سرزمین جهاد،
و خودتون ببینید غرب چه ویرانی و کشتاری به راه انداخته.
از اینکه همهچی رو پشت سر بذارید نترسید، خانوادهتون...
خدایا، الی، نمیدونم چی بگم.
- واقعاً فکر میکنی جیکه؟ - صداش شبیه اونه.
اگه مطمئنی خودشه، یعنی صددرصد مطمئنی،
شاید باید به افبیآی زنگ بزنی.
افبیآی؟
نه، اصلاً.
الی، اون پسره برات فقط دردسره.
عاقلانهترین کاری که تو عمرت کردی این بود که اون...
نمیدونم اصلاً چی صداش کنم، تمومش کردی.
رابطه؟
چه بامزه. «رابطهٔ جنسی با نابالغ» چطوره؟
اگه کسی میفهمید، ممکن بود بهعنوان مجرم جنسی محکوم بشی.
No comments yet. Be the first to leave one.