Ang unang 200 linya.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens
هـی، بهنظرم کریس میدونه ما اینجائیم
آره، برو ببینـش
پولمونو بگیر و از اون مادربخطا بپرس چه وضعشه
شامپاین. سه تا شیشه بهمون میدن
از این پُخ؟
نه، پسر، من از اون قهوهایاش میخوام، داداش ... نه این
رزی یا هر شاش باباسفنجی که این هست
نه، نه، مهم نیست، پسر
میدونی، بیستدرصد نوشیدنیهام مجّانیه، پسر
چطور؟
تو خونمه، مردم منو میبینن
دلشون میخواد بهم مجّانی مشروب بدن
چی میتونم بگم؟ تو خونمه
هـی
تف توش. آره
هـی
... هـی، ظاهر کلاب اینطوریه، پسر
پسر، چرا حس میکنم واسه کسی مهم نیست که من اینجام؟
اون بخش رو میبینی، پسر؟
اونجا باید بخش من باشه، پسر
پسر، اصلاً اونی که اونجاست از من مهمتره؟
لعنتی
اگه میخوای شیرینکاری کنی میتونیم سال دیگه انجامـش بدیم
ولی الان، بذار تمرکزمون رو بذاریم روی پول گرفتن
حالا، صبر کن، پسر
مطمئن شو حواست به اون ترقیدهنده باشه
من از اونجور آدما خوشم نمیاد، پسر سعی میکنه بازیمون بده
از اونجور آدما؟ - آره -
قضیهی اینحرفا چیه؟
«ما مال دو دنیای متفاوتیم»
پسر ... اون نیجریهایه، پسر
من به نیجریهایها اعتماد ندارم
دریوس نیجریهایه
واقعاً؟
آره
این مردکه ... پسر
آروم باش، پسر
نه، پسر، من توی کلاب به پسرا اعتماد ندارم
هـی
تو پیپر بوی هستی؟
آره
نه - آره، خودتی -
مردکه وقتی خودت از قبل جوابشو میدونی پس چرا میپرسی؟
پسر، من عاشق کارِتـم، داداش - خیلیخب؟ -
آره، خودم میدونم. ممنون، پسر، مشکلی نیست
ممنونم. خیلیخب، پسر
ممنون، پسر
هـی، حالمون چطوره، پرایمال؟
نه، نه، نه. حالمون چطوره، پرایمـــــــال؟
هـی، هـی، هـی
امشب یه سورپرایز داریم
مارکوس مایلز اینجاست
گارد حملهی آتلانتا هاکز، چه خبر؟
اُ آره، اُ آره
... و ... رفیق خودم پیپر بوی
!اینجاست
!پیپر بوی اینجاست
!دست و هورا
این یارو کجاست؟
یه نفر بوی ساندویچ همبرگر میده
هـی، چه خبر کریس؟
تو و پسرعمهت جاتون خوبه؟
آره، ممنون. سپاسگزاریم
بدون مشکل وارد شدین، آره؟
آره - هـی، اینم چندتا برگه واسه مشروب مجانی -
خوش بگذرون، پسر
برام سؤال بود میشه الان پولمونو بگیریم؟
چی؟
میخوام ببینم میشه الان پولمونو بدی؟
اوه، صد در صد، پسر تا اون پشت بیا دنبالم، باشه؟
خیلیخب، خوبه
لعنتی
!اوضاع بدجوری کسلکنندهست
اه، بیخیال، پسر اونقدرا هم بد نیست
چرا، پسر؟ چون هنوز داره بهمون پول میرسه؟
!پسر، ریدم به کلاب
میتونستم بمونم خونه و «آمادئوس» رو تموم کنم و خوش بگذرونم، پسر
خب، راست میگی - ببین، پسر -
مارکوس مایلز اونجا تمام خوبا رو جمع کرده واسه خودش داره تکخوری میکنه
!به اونم ریدم
مارکوس مایلز خیلی باحاله، پسر
میدونی که اون ماشین نامرئیَ رو داره؟
چی؟
مردکه، نه نداره
داره. مثل یه نمونهی اولیهست یه چیزی مثل ... ببین
... پسر، اون
اون پُخ، واقعی نیست، پسر
بیخیال، پسر. آروم شو، هـی ببین
میتونیم اوضاع رو تغییر بدیم
ببین
اون دخترِ که اونجاست
تمام شب داره اینجا رو نگاه میکنه
خیلیخب؟ و میدونم که به من نگاه نمیکنه
خب، ولی از کجا میدونی منو میخواد؟
چون متوجه این نگاه چندشآوری که تحویلش میدادم، شده
روانشناسی
خب، الان میفهمیم
!هـی
هـی، کی دلش میخواد با گروه پیپربوی جشن بگیره؟
!مشروب مهمون من
!آره! همینه - !منم همینو میگم -
!هـو هـو
بیاید اینجا
سلام، سلام، سلام
اینجا واسه «وی.آی.پی»ـه خوش اومدین، خوش اومدین
هـی
کریس
هـی، اومدی، چی شد؟
رومو برگردوندم، نبودی
آره، توی جمعیت گمـت کردم، پسر
هیچ مشکلی نیست، پسر. یه گیلاس میخوای؟
نه، من از گیلاس، متنفرم
خیلیخب، میشه جنبهی مالی قضیه رو تموم کنیم؟
دارمـت
فقط بذار این مشروبارو تحویل خانومام بدم
بعدش تسویه میکنیم، باشه؟
دنبالم بیا
خانوما، این اِرنـه
هـی، چه خبر؟
نه، ممنون
نه، مشکلی نیست من رفیق کریسـم
اونو هم نمیشناسیم
من از گیلاس متنفرم، پسر
اوه، الان برمیگردم
عذر میخوام
دارم رد میشم، دارم رد میشم
هـی، پسر ... میتونی کمکـم کنی؟
مشکلی نیست، خانومکُش
ممنون، خانومکُش
سؤال: تابحال مجبور شدی یه نگهبان دیگه رو پرت کنی بیرون؟ بانسر: شخصیكه كارش بيرون انداختن ] [ اشخاص مزاحم است
آره - چطوری بود؟ -
سخت
از تمام حرکات، باخبر بود - هوم -
اینم از آقامون - خودمم -
هــو
میرم مواد کشیدن مردم رو ببینم
میبینمـت
عذر میخوام
چه خبر، کریس
ارنست. چی شد، پسر؟
اتفاقی که افتاد، این بود که تو شدید دغلکاری، کریس
و من همین الان، پولمو میخوام
خیلیخب، پسر
آروم باش
بذار کارمو تموم کنم
دستاتو نمیشوری؟
نه
هـی، چه خبر؟ من برگشتم
«فقط «وی.آی.پی
بیخیال، پسر
مچبند داری؟
آره. همینجا
ارغوانیـه - خب؟ -
خب برای وارد شدن به این بخش باید زردشو داشته باشی
... اوه، خب
من زردشو ندارم، ولی هم این ارغوانیَ رو دارم
هم قرمزشو
نمیدونم قرمز واسه چیه
منم نمیدونم
نمیتونم کمکـت کنم، پسر
بیخیال، پسر، به معنای واقعی کلمه همین الان گذاشتی بیام بیرون
... یادته
مشتمونو زدیم به هم
و اونکارا هیچ ارزشی برات نداره؟
این بیمعنیـه
یه هنسـی بده من
چیزی میخوری؟
لاپرویگ
لعنتـی
واقعاً قصد جیبمو کردی، هان؟
استحقاقشو دارم
ممنون، عزیزم
نـوش
چی شد؟
شرمنده
ولی شگفتانگیز بود
تو دیدی چی شد، درسته؟
آره - ... وامونده -
خندهآورـه
الان باید قیافهی خودتو ببینی
ممنون
ممنون ... تو شگفتانگیزی
... ممنون واسه
واسه اینکه شگفتانگیزی
عاشقشم
آروم باش
نیازی نیست اینقدر حساس بشی
من از گیلاس، متنفرم
... از کلاب متفرم؛ از مردمِ
... توی کلاب، متفرم، از
این وامونده، بیهودهست مثل ریدن تو پولـه
میشه یه توصیهای بهت بکنم؟
البته
برو
کسی اینجا نگهت نداشته
ولی اگه توی کلاب باشی، یعنی اینکه در اعماق وجودت دلت میخواد توی کلاب باشی
تو استثنائی نیستی
بخوام منصف باشم، شبیه افراد معمولی نیستی
No comments yet. Be the first to leave one.