Halo

Halo

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

Halo S01E05 Reckoning 2160p PMTP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MP4 x265-PROPER
Halo S01E05 Reckoning 2160p PMTP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MKV x265-Hello
Halo S01E05 HDR 2160p WEB H265-GGEZ
Halo S01E05 WEBRip x264-ION10
Halo S01E05 XviD-AFG
Halo S01E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
Halo S01E05 WEB XviD-RMX
Halo S01E05 WEB x264-PHOENiX
Halo S01E05 Reckoning 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Halo S01E05 Reckoning 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Komentaryo ni Ali99
🔴 ‫🔴 30Nama ⸾ علی اکبر دوست دار و آرین Cardinal

Mga Tag

web
XviD
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
1080
HD
Na-publish noong: 2022-04-21
Mga Download: 71
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

‫آنچه در هیلو گذشت…

‫من اینجا زندگی می‌کردم

‫می‌تونی نشونم بدی خونه‌مون ‫قبلاً چه شکلی بوده؟

‫تو رو توی خونه‌ام دیدم

‫- میشه این بین خودمون بمونه؟ ‫- اینجا چیکار می‌کردی؟

‫تو خیلی کوچیک بودی و ‫حسابی تحت تأثیر غم از دست‌دادن والدینت

‫من ازت مراقبت کردم

‫پدرت دار و ندارمون رو ‫خرج انقلاب کرد

‫وقتی که پول تموم شد، ‫مردم هم رفتن

‫اون برای نجات من مُرد. ‫باید راهش رو ادامه بدم

‫الان تمام ارتش وینشر ‫میان سر وقت‌مون

‫بیا بریم

‫یه خبر بد. ‫سفینه‌ت اوراق شده

‫اگه دنبال سریع‌ترین راه ‫برای رفتن از مدریگالی،

‫سفینه‌های مسافربری از ‫۲۰۰ کیلومتری سمت جنوب حرکت می‌کنن

‫ایمپلنت هورمونی توی ستون فقراتت

‫واکنش‌های احساسیِ رو سرکوب،

‫و آمادگیت برای مأموریت رو حفظ می‌کنه

‫بخشی از اسپارتان بودنتـه

‫چانگاگمو. ‫حقله‌ی مقدس

‫به نظرت کاوننت ‫درباره‌ی این حرف می‌زنه؟

‫هاله؟ ‫(هیلو)

‫اهریمن سنگ‌کلیدم رو کجا برد؟

‫من هیچی بهت نمیگم

‫مسیرمون رو به مدریگال ادامه میدیم

‫و حلقه‌ی مقدس رو پیدا می‌کنیم

‫شیء دوم اینجاست؛ ‫توی اریدنس

‫مکانش رو می‌دونم

‫« سیاره‌ی اریدنس ۲ » ‫« تأسیسات ریچ فور لایف »

در ادامه بعد از ساختمان‌های اداری می‌رسیم به

‫جایی که اسمش رو گذاشتیم ‫زمین‌های بهشت

‫اینجا محل یادگیریـه

‫تمرکزمون روی آموزش طبیعت‌محوره؛

‫و نهایت تکنولوژی‌مون استفاده از خاکـه

‫پریسا، کاترینا،

‫- صبح‌تون بخیر ‫- صبح بخیر

‫گیاه‌های قشنگی کاشتین

‫شورش مستعمراتی همه رو ‫تحت تأثیر قرار داد،

‫حتی اینجا، توی این سیاره‌ی کوچیک دورافتاده

‫همین هم مأموریت ریچ فور لایف رو ‫حیاتی‌تر کرده

‫ولی حتماً شما در جریان هستین، ‫وگرنه برای اقامت خانواده‌تون

‫اینجا رو انتخاب نمی‌کردین

‫این تغییر و تحول ‫برای بچه‌ها سخت نبود؟

‫اتفاقاً برعکس

‫روحیه‌ی پیش‌قدمی والدین‌شون رو ‫به ارث بردن

‫می‌بینی که همه‌ی هم و غم‌شون ‫شده خلق حیات

‫از خوش‌گذرونی هم خوش‌شون میاد

‫همه‌ی زورت همینـه، رولند؟

‫- بس کن! ‫- چیه، می‌ترسی؟

‫- نگاه کنین! اونجا رو! ‫- جان!

‫کمک

‫خواهش می‌کنم!

‫منو بکِشید بالا!

‫جان! جان!

‫- بکشش بالا! ‫- بکشش بالا!

‫حالت خوبه؟

‫معرکه بود!

‫گاهی زیادی خوش می‌گذرونن

‫خب، نظرتون راجع‌به ‫مدرسه‌ی کوچیک ما چیه؟

‫به نظرم محشره

‫تو چی، عزیزم؟ ‫نظر تو چیه؟

‫چرا که نه. می‌خوره خوب باشه. آره

‫از مسیر قفس پرندگان برتون می‌گردونم

‫دانشمندهامون دارن ‫تمام گونه‌های پرندگان رو

وارد مستعمره می‌کنن

‫عالیـه

« کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما‌ » :. @CinamaSub .:

‫دکتر کیز

‫اگر چیز دیگه‌ای لازم ندارید،

‫بهمون دستور دادن که روی زمین ‫به مستر چیف ملحق بشیم

‫بسیارخب

‫موفق باشی، کای

‫شما هم همین‌طور، خانم

‫امیدوارم به چیزی که دنبالشید برسید

‫به اریدنس خوش اومدی

‫درست به موقع

‫هالزی چیکار می‌کنه؟ ‫مستعمره‌ی خودش رو بر پا می‌کنه؟

‫بیا، سوار شو

‫با این همه پولی که هالزی ‫خرج این اردوگاه موقت کرده،

‫لابد می‌تونه یه‌جوری شیء رو ‫از سنگ بیرون بکِشه

‫- مشکل چیه؟ ‫- اگه راهی سراغ داره که نمیگه

‫برای همین تو رو خبر کردم

‫شنیدم الان خودت ‫سرپرست یه تیمی

‫به نظرم وقتشـه ‫توانایی‌هات رو به همه نشون بدی

‫از جمله مادرت

‫مرسی

‫الان کجاست؟

‫توی غار

‫پیش دارایی باارزش جدیدش

‫مستر چیف، در رابطه با این شیء

‫تحلیل ویژگی‌های میدانیش

‫حاکی از اینـه که می‌تونه انرژی خیلی بیشتری ‫نسبت به شیء توی سیاره‌ی مدریگال ‫تولید کنه

‫که با این اندازه‌اش، ‫جای تعجب هم نداره

‫چیف؟

‫جان، حرف‌های کورتانا رو شنیدی؟

‫این شیء تهدید بزرگی برای امنیت ‫تو و بقیه‌ست

‫می‌خوام تا انجام آزمایش‌های بیشتر ‫بهش نزدیک نشی

‫فهمیدی؟

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » ‫:. Ali 99 & Cardinal .:

‫سفینه‌ام رو گرفتن ‫« سیاره‌ی مدریگال، گودال اوکجانگ‌دونگ »

‫او‌ن‌وقت توقع داره مشکلی هم نداشته باشم ‫« سیاره‌ی مدریگال، گودال اوکجانگ‌دونگ »

‫مثلاً باید اوراق‌شده‌ش رو بخرم؟

‫پول و وقتم داره پای دختره حروم میشه

‫نه، آقا

‫بیخیال

‫گندش بزنن

‫خب، عالی شد دیگه!

‫گل کاشتی. حالا چیکار کنیم؟

‫فردا صبح برمی‌گردیم رابل

‫خدایی؟ آخه انگار همین‌جا موندگاریم‌ها

چرا، میریم

‫به اون سفینه‌ی مسافربری می‌رسیم

‫خب، راه باز جاده دراز

‫من هنوز اینجا کار دارم

‫ببین، من مدریگال رو آزاد می‌کنم،

‫حتی اگر آخرین جنگجویی باشم که مونده

‫چه قشنگ. جداً میگم

‫ولی نبردت برای آزادی به آخر خط رسیده

‫الان دیگه مال منی

‫وایسا، چی؟

‫حق نداری این کارو بکنی

‫تو بهم بدهکاری!

‫بدهیت یه سفینه‌ست ‫و یه عالمه پول دوتریوم

‫باید بدهیت رو صاف کنی

‫خدا رو چه دیدی؟

‫شاید یه راهزن درست و حسابی ازت دربیاد

‫کجا میری؟

‫میرم یه وسیله‌ی دیگه جور کنم!

‫سفینه‌ی مسافربری توی ‫۱۶۰ کیلومتری اینجاست

‫من باید اینجا چیکار کنم؟

‫مراقب جک و جونورهای چندش باش!

‫دیوث!

‫تبریک میگم؛ پیداش کردی

‫آره

‫بیرون‌آوردنش حدوداً ‫چقدر طول می‌کِشه؟

‫به نظرم خیلی طول نمی‌کشه

‫- نظر تو چیه، ایدن؟ ‫- خیلی طول نمی‌کشه، دکتر

‫می‌دونی، از شفافیت پیش‌ماده‌‌ی کریستالی ‫مشخصه که طبیعی نیست

‫می‌خوام چند تا آزمایش روش انجام بدم

‫ممکنه کاربردی داشته باشه ‫که ازش بی‌خبریم

‫- ایدن ‫- بله، دکتر

‫می‌خوام فاز میدان‌های انرژی نهان ‫هر دو قطعه رو مقایسه کنم. نگاه کن

‫به نظرم متوجه میشیم که گره‌ها توی ‫بازه‌های قابل‌پیش‌بینی به هم می‌رسن

‫آره

‫وقتی شیء رو از توی سنگ بیرون آوردن،

‫مأموریت ما اینه که در اسرع وقت ‫اونو به سفینه‌ی پایونیر برسونیم

‫قبل از اینکه کاوننت‌ها بفهمن ما اینجاییم

‫همین‌که شیء وارد شد،

‫چیف می‌خواد که سفینه به فضای فرانور بره و

‫برگرده سمت ریچ

‫- آهای. ونک ‫- می‌خوام تمام…

‫نمی‌خوای بدونی دنبال چی‌ان؟

‫- کی‌ها؟ ‫- کاوننت‌ها

‫دنبال چیزیـن که تو غاره

‫اره، ولی هدف‌شون چیه؟

‫کُشتن ما؛ ‫ما هم هدف‌مون کُشتن اونهاست دیگه

‫ولی تا حالا برات سؤال نشده چرا؟

‫نه

‫برید!

‫تا حالا برات سؤال نشده که ‫چرا هیچ‌وقت برات سؤال نشده؟

‫برام سؤالـه که روغن تفنگ روی موهات

‫از مغزت سر درآورده که داری ‫همچین سؤال‌های احمقانه‌ای ازم می‌پرسی؟

‫به چی نگاه می‌کنی؟

‫آره. من هم متوجه‌ش شدم

‫موهاش قشنگ شده

‫منفی

‫کای. همراهم بیا

‫برو… خیلی‌خب

‫چیف، چی شده؟

‫کلاهت رو دربیار

‫چرا؟

‫درش بیار

‫تیم دلتا، تا ۳۰ دقیقه‌ی دیگر ‫جهت شناسایی جمع شوید

‫تیم دلتا، تا ۳۰ دقیقه‌ی دیگر ‫جهت شناسایی جمع شوید

‫کِی ایمپلنتت رو درآوردی؟

‫بعد از اینکه دیدم تو ‫ایمپلنتت رو درآوردی

‫- از دست تو، کای ‫- نه، الان درک می‌کنم

‫ما کل عمرمون اهداف و ‫مأموریت‌ها رو می‌دیدیم

‫منتها جان،

‫الان چیزهایی رو می‌بینم…

‫و هر چی بیشتر توی وجودم باشن، ‫بیشتر دلم می‌خواد…

‫من…

‫نمی‌دونم

‫کلمه‌ای برای توصیفش سراغ نداری؟

‫از نظر من صلاحیت مبارزه رو نداری، کای

‫- چرا؟ ‫- حواست پرت شده

‫- من هوشیارم ‫- تو برای خودت و دیگران

‫خطرناکی

‫چیف، مبارزه رو یادم نرفته

‫تو مبارزه نمی‌کنی، کای

‫برگرد تو سفینه‌ی دکتر کیز و

‫و تا وقتی به ریچ برنگشتیم ‫از سفینه پیاده نشو

‫فهمیدی؟

‫بله، قربان!

‫خودت چی پس؟

‫تو هم ایمپلنتت رو درآوردی

‫اگه من این‌قدر خطرناکم، ‫پس تو چی؟

‫تیم آلفا!

‫درست میگه

‫از وقتی ایمپلنتت رو درآوردی، ‫آمادگیت برای جنگ امتحان نشده

More Farsi Persian subtitles for Halo

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left