The Night Shift

The Night Shift

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 3

Impormasyon ng release

The Night Shift S03E10 Between a Rock and a Hard Place 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Komentaryo ni warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 10 The.Night.Shift زیرنویس فارسی سریال

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-02-12
Mga Download: 22
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

دکتر کالاهان! از دیدنت خوشحالم

منم همین‌طور، بنت. با پل کامینگز آشنا شو

سلام

مصدوم اینجاست

برید کنار! هی، راه رو باز کنید

چی داریم؟

جیلن داسون، ۱۷ ساله. باد جرثقیل رو واژگون کرد

خورد به سرش و غلت خورد روی پاش

کلایتون: نتونستیم با موبایل مادرش تماس بگیریم

گشت ایالتی الان داره میره دم خونه‌شون

مردمک‌ها ثابت و گشاد شدن

بگ زدن رو متوقف کن

تی‌سی، رفلکس قرنیه نداره

این بده؟

ایشان کلایتون تیمونز هستن. صاحب معدنه

ایشون دکتر کالاهان و ایشون هم دکتر کامینگز هستن

ضربه به سرش ظاهراً خیلی شدید بوده

متاسفم ولی اون دچار مرگ مغزی شده

اون دووم نمیاره. باید یه کاری بکنید

باورم نمیشه. تسلیم نشو مرد

ای وای، لعنتی

کلایتون: همین؟

باید یه کاری بکنید. اون فقط یه بچه‌ست

می‌فهمم... می‌فهمم شنیدنش سخته، خب؟

اما اون دچار از کار افتادگی کامل و برگشت‌ناپذیر مغز شده

تی‌سی: تنها کاری که الان می‌تونیم بکنیم اینه که تا جای ممکن کاری کنیم درد نکشه

تا قبل از اینکه از دنیا بره، باشه؟

دوباره متاسفم

یه ساعت دیگه طول می‌کشه، شاید هم کمتر

دو هفته دیگه داشت می‌رفت دانشگاه دوک. واقعاً حیف شد

تی‌سی، اون جوون و سالمه، اعضای اصلیش هم سالمن

می‌تونه اهداکننده باشه

درسته، شاید... شاید برای بریانا. آره

و اگر اون نشد، برای یکی دیگه

بسیار خب بریانا. بفرما

حالا دیگه مجبور نیستی کل روز رو توی اون تخت بمونی

ممنون. تا ته میره عقب؟

البته که میره

بالا، پایین... نمی‌دونم. دکمه‌ها رو بزن

بفرما، اینم از این

نگاهش کن

در حد ترن هوایی نیست

اما فعلاً کار راه اندازه

یه خبر خوب دیگه هم برات دارم

توی لیست پیوند ریه رفتی بالاتر

در نتیجه الان جزو پنج نفر اولی

این یعنی حال ریه‌هام داره بدتر میشه

باید به زودی بهم دستگاه ونتیلاتور وصل کنن، نه؟

یه فکری براش می‌کنیم، خب؟

گوش کن، توی سه هفته گذشته هشت تا اهداکننده احتمالی داشتی

این امیدوارکننده‌ست

و هیچ‌کدومشون همخونی نداشتن

و دلیل اینکه همخونی نداشتن این بود که تو

چون نه تنها گروه خونی باید یکی باشه

بلکه باید شش تا آنتی‌ژن سطحی هم بخونه

باید کاملاً با هم بخونن، وگرنه میدنش به یکی دیگه که باهاش می‌خونه

که اون آدم هیچ‌وقت من نیستم

بعضی وقتا زیادی باهوشی، برات خوب نیست

اینو می‌دونستی؟

اوه

از پسش برمیای

هی. تی، چه خبر؟

من سر صحنه‌ام با یه مصدوم ترومایی که مرگ مغزی شده

یه دانشجوی جوون و سالم

گوش کن، خانواده‌اش هنوز برای اهدای عضو رضایت ندادن

ولی پل داره خون می‌گیره تا همخونی‌ش رو چک کنیم

واقعاً؟ پس دارین میارینش اینجا؟

خب، هنوز نه

زیر یه جرثقیل توی معدن گیر کرده

اما نمونه خون رو با یه افسر پلیس برات می‌فرستیم

درو، زیاد امیدوار نباش

احتمالش خیلی کمه

نیستن

ممنون

پس شایعه نبود

بیمارستان واقعاً داره به بیمه هوبارت فروخته میشه؟

لزوماً نه. یه پیشنهاد قیمت خیلی پایین دادن

هوبارت بی‌رحمه

بیمارستان پسرخاله‌ام چریون رو توی تالسا خریدن

نیروها رو قلع و قمع کردن

و اورژانس رو تبدیل کردن به مرکز جراحی پلاستیک

بدبخت شدیم

اگه بتونیم کاری کنیم بخش اداری منطقه ما رو تحت پوشش بگیره، نه

دلیل محکمی داریم؛ تنها اورژانس این منطقه هستیم

دارم با بودجه‌ها سر و کله می‌زنم تا اعداد و ارقام رو جور کنم و شغل‌هامون رو نجات بدم

ممنون تاف. ولی من زیاد امیدوار نیستم

بسیار خب، برای هفته دیگه با ارتوپدی هماهنگش کن

باشه، حله. هی جردن

مریض سنگ صفرا که برام پیج کردی کجاست؟

۳ اتاق ترومای

هی، امم، شیفتم رو عوض کردم و شنبه رو مرخصی گرفتم

داشتم به یه صبحانه-ناهار مفصل فکر می‌کردم

آه... نمی‌تونم، جاس

تمام روز دارم به مشتری‌هام تمرین میدم

شایـ... شاید یکشنبه؟

آره، باشه

چیه؟

این لحن دقیقاً همون لحنیه که

موقع قرار گذاشتن وقتی از کسی خوشم نمیاد، استفاده می‌کنم

من با همون فیلم دیدن و استراحت کردن اوکی بودم

اما حالا همه‌اش شده برنامه چیدن و ناهار و این حرفا

اوهوم

خب باهاش صادق باش، باشه؟ تمومش کن

وقت اون بنده خدا رو نگیر

به این سادگی‌ها نیست، خب؟

اگه بدونی منظورم چیه، می‌فهمی که توی محیط کار برام بد میشه

و می‌دونم که می‌دونی

خیلی بدجنس بودی

یعنی می‌خواید توی هر قدم منو نادیده بگیرید، ها؟

بهت گفتم که نمی‌خوام بیام اینجا! سارا: منم برات توضیح دادم

اووه، آروم باش. صبر کن. چه خبره اینجا؟ آقا

ساله، از بخش دیالیز فرستادنش، فیستولش لخته شده ۱۸

پدرش می‌خواست بره یه جای دیگه

نه، نه، نه! بحث یه جای دیگه نیست، هر جایی غیر از اینجا

دکتر شما همونیه که بهش زد

آقای مارتین، مالک... اسم من دکتر الکسانـ

اون می‌دونه تو کی هستی، فهمیدی؟

منم می‌دونم

اون فلج شده، احمق که نشده

مالک؟

به هیچ وجه! ابداً نه

اون عوضی حق نداره حتی نزدیک پسرم بشه

بسیار خب، فیستول مالک لخته شده

نوبت دیالیزش عقب افتاده

خب، پس باید براش یه کاتتر موقت بذارم

نه، نه! هر کسی غیر از اون

آقای مارتین، متاسفم، ولی در حال حاضر من تنها جراح اینجام

خیلی خب، حق با دکتر کلمنز هست

بدون دیالیز، سطح پتاسیم خونش میره بالا

و ممکنه قلبش وایسته

۲ ببریدش به اتاق ترومای

باشه. ولی این خانم هم باید بیاد اون تو

اسمم جردنه، و هر چی شما بخواید

تی‌سی: باشه، ما هم از این طرف خبرتون می‌کنیم

باشه، تیم پیوند دارن آماده میشن

امیدواریم مادرش زود برسه اینجا

آره، فشار خونش داره میفته، اینم از نمونه خون

باشه

این رو سریع برسونید به دست دکتر درو آلیستر توی بیمارستان سن آنتونیو مموریال

منتظرشه

مرد جوان: کمک

یکی کمک کنه

خواهش می‌کنم! نادیده‌اش بگیر

یکی! ما به کمک نیاز داریم! فقط یه مشت بچه الفِ عوضی از اون شهرک کاروان‌نشین بالای جاده‌ان

همیشه دارن کرم می‌ریزن

داشتیم کنار گودال می‌پریدیم

که رابی افتاد توی یه فروچاله! نه، اون

خواهش می‌کنم! بیاید دیگه

رابی: کمک! زود باشید! کمک! منو از اینجا بیارید بیرون

کمک

دووم بیار رفیق

کمک

کمکم کنید، کمکم کنید! دارم غرق میشم

خواهش می‌کنم! صبر کن، صبر کن

باشه

عجله کن

مرد جوان: طاقت بیار رابی

خواهش می‌کنم! گرفتیمت

دووم بیار رابی! صبر کن، صبر کن. گرفتمت

میاریمت بیرون

تیمونز، بنت رو صدا کن

دستم بهش نمی‌رسه! صبر کن

شلنگ رو بگیر! طاقت بیار

دووم بیار! الان کمک می‌رسه

تی‌سی: میاریمت بیرون، خب؟

طاقت بیار پسر

نردبان آوردیم دکتر! فقط سعی کن خودت رو بکشی بالا

بیا! از اینا استفاده کن

بنت، شلنگ رو از وسط ببر و بگو از توش نفس بکشه

برو طناب بیار

بگیرش! از شلنگ برای نفس کشیدن استفاده کن

تی‌سی، داره میره زیر

دارم میام رابی! طاقت بیار

طناب

تی‌سی، همین‌طور بکش

ول نکن. داره میاد بالا

تی‌سی، بکش

گرفتیش

بکش

بدو! بسیار خب. بیا

نفس کشیدنش سخت شده. از حال رفته

باید همین الان از اینجا ببریمش! زود باش

بسیار خب. یالا رابی. پیشم بمون

براندون: جرأت نکن منو آدم بده و خودت رو ناجی اون نشون بدی

این اصلاً خوب نیست. حالا یادت نره کی مالک رو نشوند روی اون صندلی چرخدار

اوه، هر روز یادمه

اما زندگی مالک رو هم نجات دادم و اگه بذاری

می‌تونم الان زندگی‌ش رو بهتر کنم

بهتر؟ آره؟

خب، ما به دلسوزی تو نیازی نداریم. فهمیدی؟

این دلسوزی نیست. دارم سعی می‌کنم کمک کنم

هی، هی! تمومش کنید

مالک به دعوای شما دو تا اینجا نیاز نداره

چیزی که لازم داره دیالیزه

باشه. من یه مسیر براش بخیه می‌زنم و بخش نفرولوژی رو پیج می‌کنم

آخ

آقای مارتین حالتون خوبه؟

آره. مـ... من خوبم

دارم به آمبولانس خصوصی زنگ می‌زنم

و خودمون رو برمی‌گردونم به مرکز دیالیز

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left