Ang unang 200 linya.
SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط
پای رو درست کنم؟
.اوه خدای من
.میدونم. متاسفم
متاسفم، فقط یه بار دیگه با من در موردش صحبت کن، باشه؟
نکات مثبت. غذای مورد علاقهٔ بابا .از تعطیلات مورد علاقهٔ بابا
.نکات منفی. بابا یه دوستدختر جدید داره
آیا درست کردن پای مامان
،باعث میشه بابا یاد مامان بیفته ،ناراحتش کنه، شکرگزاری رو خراب کنه
،رابطهٔ جدیدش رو خراب کنه ،رابطهاش با من رو خراب کنه
،و در نهایت رابطهٔ من با تو رو خراب کنه؟
چیزی که قراره رابطهٔ ما رو خراب کنه
.اینه که تو هر شب این سؤال رو ازم میپرسی
.من پای رو درست میکنم - .عالیه -
.سلام
.من پای رو درست نمیکنم. نظرم عوض شد
،اون مال مراسم شکرگزاری مامانم بود .نه مال من
.کار درستیه. درستش نمیکنم
.درستش میکنم
،من رفتم فروشگاه .و همهٔ مواد لازم رو خریدم
،بابام پای رو میخواد .و... یعنی، این احمقانه هست
میدونی؟ .فقط درستش میکنم، و خوب میشه
،و اگه یاد مامانم بندازدش .یعنی، شاید این یه چیز خوب باشه
.آره
.ناراحت نمیشه
.شاید بشه. شاید ناراحت بشه
.اوه خدایا
،یه احتمالی وجود داره ...و من فقط... این
.اوه، خیلی پرخطره
...نمیدونم، من
.نه
.نه، نه
.نه. نه
،باشه، خب .سنت شکرگزاری خانوادهٔ نیووندایک
.یه گروه کوچیک
.دوستهای نزدیک و عزیزان
،تو، من، امیلی .جوئل، کالبرت، و بچهها
.ما حرف میزنیم، مینوشیم، میخوریم
.یه عصر آروم و ساکت داریم
مال تو چطوره؟ سنت تو چیه؟
.من یه آدامس توهمزا میخورم و میرم موسیقی زنده میبینم
.باشه، پس رویکردهای متفاوت
من واقعاً .اهل دورهمیهای کوچیک نیستم
.شلوغی و سر و صدا و هرج و مرج رو ترجیح میدم
.جولی، شکرگزاری مبارک - .ممنون. خفه شو. به کمک نیاز دارم -
،من مادرم و دوستپسرش رو دعوت کردم .و تا حالا این کار رو نکردم
چیکار رو نکردی؟ - .شکرگزاری -
ما هیچوقت کامل مراسم تعطیلات رو نداشتیم وقتی من بچه بودم
.چون مادرم هیچوقت اطراف ما نبود
من نمیدونم دارم چیکار میکنم، و تو .تو این مزخرفات نورمن راکول خیلی خوبی
.باشه، فکر کنم میتونم راهنماییت کنم تا الان چیکار کردی؟
.باشه، بوقلمون رو گذاشتم روی پیشخون
.اوه پسر، خیلی خب .شاید هنوز وقت داشته باشی
اول، دستت رو ببر تو بوقلمون .و جگر و سنگدانها رو در بیار
جگر و سنگدان لعنتی چیه؟ .حال بههمزن به نظر میاد. من به اون دست نمیزنم
.جولی، مونا ام
.بیا اینجا
.اوه... نه
.من... نمیتونم اون کار رو بکنم
.نه، نه. همه رو بیار و بیا اینجا
.ما غذای زیادی داریم
،راستش، اگه چارلز اوکی باشه .من کاملاً این کار رو میکنم
.معلومه... آره. البته که هست
.لطفاً، بیاید - .تو جون من رو نجات دادی -
.ما همین الان راه میفتیم .ممنونم، چارلز. واقعاً
.اون دوست توئه
،داره با مادرش سعی میکنه .و تو دردسره
.میدونم. میدونم. حق با توئه
.سلام - .هی. شکرگزاری مبارک -
.برو پدربزرگت رو بغل کن .عجیب غریب نباش. برو تو
.سلام
.خوشحالم که میبینمت - .منم همینطور -
.سلام - .سلام -
.شکرگزاری مبارک - .شما هم همینطور -
پای مامان رو درست کردی؟
.من تمام هفته داشتم بهش فکر میکردم
اغراق نیست اگه بگم .واقعاً تمام چیزی بوده که در موردش حرف زدیم
اوه، خوبه. میتونی یه لطفی برام بکنی؟
برو پایین تو گاراژ و بشقابهای دسر مخصوص رو بیار؟
باید برای یه پای مخصوص .بشقابهای مخصوص داشته باشی
.حتماً
.وقتی میری داخل سمت چپ هستن
.هی، بچهها .اون بازی فوتبالی که در موردش حرف زدید رو گرفتم
.برام یه جا پیدا کن که یه پای گردو بخرم
.همین الان در حال انجامشم
« یــک مــرد نــفــوذی »
.سلام. خیلی زود رسیدید
.دیدی پاهاش سنگینه. مثل مسابقات نسکار بود
اوه، برای اینکه شما رو تا اینجا آوردم .ازم ممنون باشید
هی، ام، میتونی کمکم کنی بهترین مسیر برای خونه رو پیدا کنم؟
.اوه، حتماً
اون کامپیوترهای جیپیاس؟
.حریف مغز ۷۶ سالهٔ من نیستن
.مردا
یه لحظه بهم وقت بده. من فقط میخوام .به کالبرت برای پلهها کمک کنم
.من خوبم. میتونم
،خب، یه مسیر خیابون اصلی هست
.که چهار دقیقه از سفرت کم میکنه
.این در واقع در مورد مسیر نیست
اوه. خب، با این حال میتونم بهت بگم؟
.متفکرانه هست
.نه
.این در مورد کالبرته
،اون یه مشکلی داره
،و به خاطر قوانین هیپا
من قانوناً اجازه ندارم .در مورد این مشکل با کسی صحبت کنم
.پس نمیکنم - .باشه -
در اخبار نامرتبط، حالت باسن تو چطوره؟
.باسن من؟ خوبه
.چند سال پیش عوضش کردم
،عاقلانه هست، چون برای مردهای همسن شما
رسیدگی به مشکلات باسن .واقعاً مهمه
.بله، همینطوره
،اگه من، به طور فرضی ،یه دوستی داشتم که باسن بدی داشت
من به طور فرضی اون رو تشویق میکردم ،که عوضش کنه
اما آدمهای فرضی .میتونن خیلی لجباز باشن
،من منظور شما رو میفهمم .و روش کار میکنم
.چارلز، ما تحت نظر پلیس فدرال نیستیم
.میدونم .این فقط یه کار خیلی باحاله که باید انجامش سداد
.اوه
دیدی، میخوام شما رو .به مونا مارگادوف معرفی کنم
اوه، شما همون دیدی معروف ،از "نمای اقیانوس آرام" هستی
و هنوز با چارلز صحبت میکنی؟
.اون حرفها مال گذشتهاس .من اومده بودم کالبرت رو پیاده کنم
برای شکرگزاری چیکار میکنی؟
،من تو این منطقه خانوادهای ندارم .واسه همین معمولاً کار میکنم
.بیخیال. به ما ملحق شو
.اوه. نه
.اوه نه، بیا
.ما کلی غذا داریم
.حداقل یه ساعت بمون
.میتونیم با هم کار کنیم - .ایدهٔ خوبیه -
.ممنون - .هورا -
.یه راکون اونجا دیدم
میخوای راکون رو هم به شام دعوت کنی؟
،میدونم شوخی میکنی .اما خیلی بامزه میشد
خب یه رستوران یونانی هست همین کنار بزرگراه
،که پای گردو میفروشه .اما ظاهراً، توش گوشت بره داره
آیا دستور پخت مامان تو اتفاقی...؟
...آره، نه، من - .کراوات بابا یه کم کثیف شده -
وای. چطور این اتفاق افتاد؟
.تقصیر من نیست
تو هیچوقت بهم نگفتی .نمیتونم ازش برای گرفتن پرندهها استفاده کنم
.حتماً. نه، این تقصیر ماست
باشه، برو تو کمد پدربزرگت .و یکی دیگه بردار
.و باهاش پرنده نگیر
.خوش اومدید - .سلام. ممنون که دعوتمون کردید -
.ببخشید که سر زده اومدیم - .نه، بیاین تو، بیاین تو -
.باشه، مونا، چارلز
،ایشون مادرمه، ونسا
،آپولو، مگان
.و اینم همهٔ بقیه
پس، جولی ترسید و به شما هم زنگ زد؟
.بله، همین کار رو کرد - .باشه -
.ام، ممنون که دعوتمون کردید
.من یه لازانیا آوردم
.ممنونم. ممنونم. عالیه
.آپولو، میتونم این رو از شما بگیرم
.اوه! اوه، متاسفم. این غذا نیست
.این جونی میچله، خوکچهٔ هندی من
،میذاشتمش خونه .اما تمام شب داره خون دفع میکنه
.تا یه ساعت دیگه میمیره
،واسه همین میخوام یه تدفین وایکینگی انجام بدم
اگه تیر و کمون .و یه کم نفت سفید داری، شاید
.همه
بچهها، من فقط میخوام .یه چیز کوچیک بگم
...ام
شکرگزاری همیشه یه روز .خاص تو... تو خانوادهٔ ما بوده
و فقط میخوایم بگیم .خوشحالیم که همهتون تونستید بیاید
.همین. خوش اومدید
.ممنونم
.ممنون که میزبانی کردی، بابا
.آره، ممنون که دعوتمون کردید
شما کی هستید؟ - .لارکین -
.اون دوست منه. تو اسنپچت باهاش آشنا شدم
اما تا حالا از نزدیک ندیدیش؟
.اسنپ هم زندگی واقعیه
.اوه خدای من، جیس
تو نمیتونی دخترای تصادفی رو بدون اینکه به کسی بگی
.برای شکرگزاری دعوت کنی خونهٔ پدربزرگ
چرا نه؟ - .چون جامعه اینطوری کار نمیکنه -
بهش گفتم میتونه بعداً یه آهنگ بخونه. خوبه؟
،باشه، واضحاً این خوب نیست
و باید بری بهش بگی .که نمیتونه آهنگ بخونه
.برو - .باشه -
.سه تا فروشگاه تو فاصلهٔ ده دقیقهای هستن .میرم به همهشون
.باشه. تو بهترینی .فقط هر پای گردویی که پیدا میکنی بگیر
من همهشون رو میچشم و میبینم .کدوم نزدیکترین به مال مامانمه
.باشه - .اوه. و اَدویل بگیر -
.احساس میکنم به یه عالمه اَدویل نیاز خواهم داشت
.باشه، خب، دارم بداههسازی میکنم
.من قراره برنامهٔ صندلیهای جدید رو بفهمم
میتونی درست کردن نوشیدنی پانچ نیووندایک رو به عهده بگیری؟
همهٔ مواد لازم .اینجا روی پیشخوان هستن
.فقط همهشون رو با هم مخلوط کن، یخ اضافه کن
و میتونی سینیهای خوک در پتو" رو هم"
به محض گرم شدن فر بذاری توش؟
حتماً، ولی این بامزهاس، نه؟
.آره، نه. آره، کاملاً
.بس کن - .نه -
No comments yet. Be the first to leave one.