Ang unang 200 linya.
...آنچه گذشت
چند وقت اینجا میمونین؟
.نمیدونم،دست من نیست
تو که حسودیت نمیشه،مگه نه؟
!به "کلی"؟نه
.فک نکنم کار درستی باشه
بخاطر "ماریانا"؟
واقعاً فک میکنی براش مهمه؟
.میدونم که مهمه،خودش بهم گفت
پس همین؟یعنی هر کاری "ماریانا" خواست رو میکنیم؟
.میخوام همتون یه مقاله درباره احساس گناهتون بنویسین
.نگران نباش،هیچکی قرار نیست بخوندش
.فقط واسه اینکه عادت به نوشتن در شما ایجاد بشه
!اون مقاله منو خونده - !نخیرم،نخوندم -
درباره "لیام" نوشتی؟
میخوام یه داستان بنویسم،و یه اسم برای .شخصیت بَدِ داستان میخوام
لیام" چطوره؟"
اندازش چطوره؟ - .یکم تنگترش کن -
.بیخیال بابا،یکم جا برای نفس کشیدن هم بزار
.نه بابا،نفس میخوام چیکار - !خیلی هم میخوای -
...فک نمیکنی این لباس یکم
سینههاتُ توی چش میاره؟ - یه نواخت؟ -
مگه نه؟
.باید یکم پولک و سنگ تزیینی بهش بزنی - .هـــــــا متوجهم -
خیلی میره رو قیمتش؟ - .یه کوچولو -
!یه کوچولو - لطفاً مامان جون؟ -
.ای خدا،باشه
جانم؟
...داره میپرسه،کروات پدرت
.توی رقص پدر و دختر با لباسات مَچ هست یا نه
.دخترمون،توسط ایشون به فرزندخوندگی قبول شده
.وای چقدر عالی
...خُب میتونی با پدرخوندت یا
.یکی از دوستا یا فامیلای نزدیکت برقصی
اون با مادراش میرقصه،مگه نه؟
.ببخشید دیر کردم
.سلام عزیزم
.ای جونم،چقدر خوشگل شدی عزیــــــــزم
...وقتی "استف" با لباس پلیس اومد تو
قیافه خانومه رو دیدی؟
.خیلی باحال بود
."انقدر بدم میاد وقتی مردم میگن "وای چه عالی
.انگار تو به تایید اونا نیاز داری
...وقتی تو به ملت میگی مامان،بابا داری
."!بهت نمیگن "وای چه عالی
حالا که چی؟
من از خدامه که دوتا مامان داشتم تا برام .جشن تکلیف میگرفتن
.پدر مادرم منکرش میشن و ما "لاتین" هستیم
منظورم اینکه،توهم همینطور .خودت که منظورمو میدونی
.آره صد در صد
...میخوام این جشن یه طوری باشه که
.ملت تا آخر دبیرستان همینطوری تو کفش بمونن
...میدونی چی لازم داری
سه هزار دلار؟
برای لباسی که فقط یبار میخواد بپوشه؟
خُب بعداً کوتاش کن،که توی جشن فارغ التحصیلی .هم بپوشه
.هرچی مال و منال داشتیم سر این جشنه از دست رفت
این یه جشنه معمولی نیست،بعدشم ما از قبل .پولش رو کنار گذاشته بودیم
آره،قبل از اینکه دو نفر دیگه هم پیدا بشن !که شکم اونا رو هم سیر کنیم
عزیزم،فقط میگم یه نگاهی به وضعیت زندگیمون هم بنداز،باشه؟
درباره وضعیت "کلسی" باهاش حرف زدی؟
.آره زدم - چطور پیش رفت؟ -
...خُب،من و "لکسی" داشتیم حرف میزدیم
میشه یه دستگاه حبابساز برای جشن بگیریم؟
.نه - .حتماً -
.حتماً - .آره -
IMDb-Dl Proudly Presents
.ظریفتر ببرشون عزیزم
"زنگ زدم چک کنم ببینم،آهنگهای مورد علاقه "ماریانا ...رو آماده کردین
.باریکلا رفیق کوچولو
شام چی داریم؟ - !از چیپس خبری نیست پسرم -
سلام،"تالیا" میتونه برای شام بمونه؟
لکسی" هم میتونه؟" - .حتماً -
کلی"،روزت چطور بود؟"
.خوب بود
خُب "کلی"،تو دوستم "کلسی" رو میشناسی؟
همونی که دروغ گفت من قرصا رو بهش فروختم؟
.آره،برای ترک بردنش - .ناراحت شدم واقعاً -
میخوای بجای اون بیای تو گروه رقصم؟
."خیلی فکر خوبیه "ماریانا
نظر تو چیه "کلی"؟
.باشه میرم - .عالیه -
پس زود باش تا قبل یکشنبه یه لباسِ بلندِ .خوشگل موشگل برا خودت بخر
حتماً باید یه لباس بلند بپوشم؟
.مجبور نیستی کار خاصی بکنی
.ولی مجبوریم "والتز" برقصیم - .خُب باحاله،حال میده -
.مثل خوردن گیلاس - .ببند فکتو دیگه -
خُب "کلی" با کی میرقصه؟
."براندون"
.آره،ولی منظورم اینکه...تو دوست دختر منی
!خُب معلومه
.هی "بی"،هی - جانم؟ -
اوضاع بین تو و "تالیا" ردیفه؟
آره،چرا نباشه؟ - ...نمیدونم،فقط -
.براندون"،گوش کن"
...خودت میدونی،البته فرض میکنم میدونی که
کسایی که به فرزندخوندگی قبول میشن ...و باهم نسبتی پیدا میکنن
نباید با هم دیگه بپرن؟اصطلاحی که شما برای بیانش .به کار میبرین رو بلد نیستم
.هیچی بین من و "کلی" نیست
."من و "کلی - .آره -
فقط مسئله اینکه،وقتی دو قلوها اومدن تو خونه .تو نُه سالت بود
.درسته،و الان یه جوون حشریام - !بله -
.مامان،خودم یه دوست دختر دارم و قوانین رو هم بلدم
.باشه - .باشه -
.یه لطفی بهم بکن و اینا رو بده به برادرت
و بهش بگو انقدر آت و آشغالهاش رو دور و برِ .خونه نریزه
.آت و آشغال کلمه بدی نیست که - .کلمه خوبی هم نیست -
.خُب،پس یه کلمه جایگزین بهم بگو
مامانت چطوره؟
.خوبه - واقعاً؟ -
.فردا از فرودگاه یه تاکسی میگیره میاد اینجا
اینکه خوبه،بهمون کمک میکنه،مگه نه؟
آره،چیزی که خیلی بهمون کمک میکنه !اینکه اصلاً نیاد اینجا
.ای بابا
هیچوقت نفهمیدم چرا تا اسم "دانا" میاد .انقدر استرس برت میداره
.با من که خیلی خوبه
!تو که دخترش نیستی
...بحث دخترها شد
.فک کنم دخترمون یکم خجالت میکشه
درباره چی؟
.درباره رقصیدن با ما توی جشن
اون چیزی بهت گفت؟
.نه - .خُب،انقدر فکرای چرت و پرت نکن -
.ماریانا" همیشه به ما افتخار میکرده"
.اون مشکلی نداره
.باید "ماریاچی" هم بیارم؟یه سنته
جشن رو بر اساس آیین کاتولیک میگیریم !و تو هم از این کارا نمیکنی
.آره درسته
جشنِ کفش چطور؟
.نه - ضایعست؟ -
.مامانم همین الاناست که برسه
.میرم دستشویی بخودم برسم
!دستشویی؟هِر هِر
...هی،میدونم که مامانات
.مجبورت کردن که ازم بخوای بیام به جشنت
.میتونم بهشون بگم حس و حالش رو ندارم
نمیدونم،حالا هرچی .اگه نمیخوای نیا
.نه،بحث این نیست که نمیخوام
.بحث اینکه تو میخوای یا نه
.من مشکلی ندارم
.میدونی،ولی مجبور نیستی بیای - .نه،میدونم مجبور نیستم -
.بخودت بستگی داره
.آره باشه،ولی من بلد نیستم "والتز" برقصم
.منم بلد نیستم
.یکی از دوستای مامانامون،میخواد بهمون یاد بده
.ایول
!بله
.من دستشوییم - !هی -
در رو قفل نکردی؟ - .ببخشید -
.متنفرم،اینجوری قایمکی اینور اونور برم
.ولی یه جورایی سکسیهها - !جدی گفتما -
.باشه،بیا همین الان بریم بهش بگیم
.قبل از جشن نه
.بعدش میگیم
.نباید اینکارو بکنم
!!چرا،خیلی خوبم باید بکنی - .باید برم خونه -
.باید برم خونه - .نخیرم،از این خبرا نیست -
.برو،برو قبل از اینکه "ماریانا" از ماجرا بویی ببره
.سلام - .سلام -
.میخواستم بهتون شب بخیر بگم
و "جود"،خیلی ممنون که برای شام امشب کمکمون کردی .خیلی کارت عالی بود
.ممنون
.شب بخیر مامان - ."هی تو،"هیسوس فاستر -
"خیلی خوب داری برای جشن "ماریانا ...مرام معرفت میزاری
.عجب داداشی هستی تو- .کاری نکردم که -
البته به شرط اینکه وقتی 16سالمون شد .من اول ماشین بخرم
!آره،شتر در خواب بیند پنبه دانه - .آره،همین که این فسقله گفت -
.خیلی خُب،شب بخیر بر و بچ
.ممنون بابت شام - .گوش بشه به تنت -
چیه؟ - .هیچی -
سلام، "کلی" کجاست؟ - .دستشویی -
.اوف چه خوشگل شدن اینا،کارت درسته
.خیلی خُب،شب بخیر گوگولی مگولی
تا صبح بیدار نمون،باشه؟
.باشه،شب بخیر مامان
...گوش کن،مامانت یه چیزی بهم گفت
.منم میخواستم صحت حرفشو باهات چک کنم
تو از اینکه با ما توی جشن برقصی خجالت که نمیکشی،مگه نه؟
عجب ناهار مزخرفی بود،ولی هرچی بود از .غذای زندان که بهتره
واقعاً؟اینجوری سر صحبت رو باز میکنی آخه؟
راستش اولش میخواستم بپرسم ...برای چی دستگیر شدی
.ولی فک کردم بیادبیه
...اینجا باید بخندیا
بعد بفهمی جفتمون آدمای تنهایی هستیم .که هیشکی درکشون نمیکنه
...و بعدش تو اسم منو روی گردنت تَتو میکنی
.تا وقتی که همه چی به طرز فجیحی اشتباه پیش میره
.و مجبور میشی خالکوبی رو تبدیل به یه مار بکنی
.که داره نرمه گوشت رو گاز میگیره
از جونم چی میخوای؟
.چیزی که بقیه مردا میخوان
.باهم دیگه حرف بزنیم
و سکس.که احتمالاً امکانپذیر نیست،مگه نه؟
.خَنــدشو ببین
...یکشنبه شب،با دوستان میخوایم یکم وقت
کنار ساحلِ بغلِ اسکله بگذرونیم .وقت کردی بیا پیشمون
.نمیتونم،یه کاری دارم - چجور کاری؟ -
.از اون کارایی که اگه بهت بگم مسخره میکنی
...وقتی کارت خستهکننده شد
.میدونی کجا پیدام کنی
خجالت نکش،دست راستت رو بزار روی دور کمر .پارتنرِ(شریک) رقصت
No comments yet. Be the first to leave one.