Ang unang 200 linya.
! هری وایسا، لطفا
!وایسا
جون کجاست؟
چکارش کردی؟
.منم،منم،"جون" هستم
.وای این دیوونگیه
!این دیوونگیه، این... دیوونگیه
!منم درکش نمیکنم - .این دیوونگیه -
.ولی منم
منو توی آینه دیدی دیگه؟ - .نه -
.ممکن نیست، ممکن نیست
منو دیدی هری؟
!وایسا
...بهم گفتی
...که همه نامه هامو نگه داشتی
.و اینکه شرمسار نبودی
...هری،نمیدونم چطوری
.ولی منم
.واقعا خودمم
!استاینر
اون مربای آلوـه؟
.آره
.انگلیسی بگو، لطفا، النا
.تقریبا سه ساله که به زبون مادریم حرف نزدم
.قوانین به یه دلیلی وجود دارن، سیگرید
.همون طور که میدونی، "رونا"دوست داره اوضاع رو تحت کنترل بگیره
خیلی خوش شانسیم که بامایی درسته؟
منم میبری؟
.لویس،برو طبقه پایین
میام اونجا، باشه؟
هری؟
.هری،امروز صبح اینجا لازمت داشتم
.نمیتونم همزمان چندجا باشم
!اعصابم خورد بود
جون؟
!جون
جون؟
کسی جون رو دیده؟
جون مکدنیل؟
!آقای مکدنیل؟ جون
.پلیس،خواهش میکنم
.دوگ"،ببخشید، دیر میام"
.خب،صبح خودتم بخیر
چی شد؟
.هری بدون اجازه رفته .منتظر خدمتکارم
،خیلی خب، باشه، سر راهت میتونی یه سر به مزرعه مکدنیل بزنی؟
.از این به بعد کارم دنبال تو اومدنه دیگه
همین الان مدیر مدرسه زنگ زد گفت
.که جان اونجا بوده و اعصابش خیلی خورد بوده
.یه چیزایی راجب یه دیلم
اهرم؟ - .آره، اصلا شبیهشم نبود -
.کسی صدمه ندید .داشت دنبال دخترش میگشت
.مدرسه گفت میرن یه جای دیگه زندگی میکنن
.مشخصا دختره از این اتفاق خوشحال نبود
.بیشتر شبیه فرار کردن
.حتما، یه سر میرم
.آرون، تو یه فرشته نجاتی
چکارا میکنی؟ حالت خوبه؟ - .باید برم-
.باشه باشه، دوباره بهم بگو
.برگشتم
...بدنش رو بررسی کردم، من
.بغلم کرد، و دیگه نمیدونم چی شد
،ولی اون هنوز روی زمین بود، منم روش بودم
خیلیخب، مرده بود؟
بعدش؟ - .نه، نفس میکشید -
.تند تند پلک میزد - نه ، نه، چطور میشه که فقط تو اونجا بودی؟ -
!ممکن نیست
مثل اون حس میکنی؟
.مثل خودم حس میکنم
چه .. چه بلایی سرم اومده؟
اگه... اگه تا ابد همینطوری بمونم چی؟
!نه، لطفا نگو .نمیخوام اینجوری نزدیکم باشی
.نکن
.وای خدا، خیلی گرسنمه
.باید بخورم - چی؟ -
.گفتم، گرسنمه
.خیلی خب، میرم یکم غذا واست بیارم
.هری، وایسا
.کس دیگه ای رو اینجا نیار
.به کسی نگو، خواهش میکنم
.آروم باش، آسیبی نمیبینی .آروم باش، آسیبی نمیبینی
.آروم باش، صدمه نمیبینی
.آروم باش، صدمه نمیبینی
.آروم باش، صدمه نمیبینی .آروم باش، صدمه نمیبینی
!نظافت
.وای،ببخشيد
میشه بعدا بیام؟ - .آره اگه میشه -
چی؟
.آره، لطفا
.آروم باش، صدمه نمیبینی
.آروم باش، صدمه نمیبینی
.آروم باش، صدمه نمیبینی
.پیشخدمت رو دیدم چی شد؟ همه خوبن؟
.فقط پیاز و پنیر داشتن
.ببخشید
.خیلی هم عالی
.هری...منو ببین
.لطفا
.همینجام
میدونی چی لازم داری؟
چی؟
!آه، هری
حالت خوبه؟
بیمارستان؟ بیمارستان؟ بیمارستان؟
چرا رفتی بهش سر بزنی؟
...خیلی ترسیده بودی، و من
.باید مطمئن میشدم که حالش خوبه .وگرنه، همه چی تموم میشد
.باید بری - .من جایی نمیرم -
.بگو که مشکلی پیش نمیاد
.مشکلی پیش نمیاد
.دوست دارم جون
جون؟
.هری
.منم
!هری، هری، منم
!جون
!جون
.چیزی نيست، چیزی نیست، من اینجام
.چیزی نیست
استاینر؟
استاینر؟
.تویی .واقعا خودتی
.دارمت
.چیزی نیست
.استاینر
لباسات کجاس؟
.باید برگردیم
.من میرونم
.باید بریم به بیمارستان - .نه،نه -
.بیمارستان نداریم
...دختره
.باید پیداش کنم
.باشه
ولی من میرونم، باشه؟
.خب، از ظاهر اسکاتلند خوشم میاد
جون کجاس؟
.اگه میدونی، باید بهم بگی
.گوش کن ببین چی میگم
.میدونی که "جون" شرایط خاصی داره - چی؟ منظورت غش کردنشه؟ -
...نه، چیزه
،توضیحش سخته .ولی چیزیه که "النا" هم داشتهش
.راجب این قضیه با مامان صحبت نکن
.نباید اسمش رو بیاری
.جون
.پلیسه
.تقریبا از همین جا میشه صدای دلنشینش رو شنید
.فهميدم چنتا خوک توی مزرعه داره
.جان
.مدتیه ندیدمت
.شنیدم "جون" گمشده
.بریم داخل
.یه تماس از مدرسه دریافت کردیم
.خوشبختانه کسی رو متهم نمیکنن
بیخیال جان، نمیشه که با یه اهرم دور مدرسه بچرخی، میشه؟
.نه - .درسته -
چی برد؟
به اندازه یه آخر هفته؟
یه هفته؟ - .فقط یه سری لباس، کیف و اینا -
.پس قصد نداره واسه مدت زیادی به جای دوری بره
آخرین بار کی دیدیش؟ - .دیشب -
جر و بحث یا دعوایی نداشتید؟ - .نه -
دارید به جای دیگه نقل مکان میکنید؟
.آره، ولی راجبش صحبت کردیم .از این قضیه ناراحت نبود
.بچه ها تو این سن میتونن کاملا مرموز باشن
.وقتی عصبانی هستن فرار میکنن
اونا کارای احمقانه و خودخواهانهای .بدون این که فکر کنن انجام میدن، مثل پسرم
.خب...باشه، خب
.اگه تا فردا چیزی ازش نشنیدین .به ما زنگ بزنید
.هرچند مطمئنم حالش خوبه
.خدایا،عجیبه
بچه داری؟ - .نه -
.پس یکم بهش وقت بده
تو... توی این بدن بودی؟ - .نه -
.نه... گفتم که، دو نفرمون بودیم
.من اون بودم
...وقتی این اتفاق افتاد، فکر کنم
...لباسام پاره شد
.منم فقط لباسای اونو برداشتم و رفتم
چه بلایی داره سرم میاد؟
.هی
.بیا اینجا
.باید باهام حرف بزنی رایــــــِن
!راین
!هر وقت خواستی آماده حرف زدنم
.صحیح
.دوباره
،النا، تو که درک میکنی که باید احساساتی که باعث
تغییر اولیه شده رو شناسایی کنیم
تا به عمق تجربه ای که محرک در حال پیشرفتت رو .تعریف میکنه برسیم
...غرایزت بهت میگن که مقاومت کنی ...یا حتی احساساتت رو سرکوب کنی
.ولی من ازت اینو نمیخوام .بذار احساساتت بیان... و اجازه بده من وارد ذهنت بشم
،اگه به هرشکلی احساس کردی داری کنترل رو از دست میدی
،اگه احساس کردی به مرحله تغییر رسیدی
،فقط ذکرت رو به یاد بیار
.و به خاطر بیار کی هستی
میتونی بهم بگی؟
".النا آسکلان"، 39ساله ".متولد جنوب شهر "برگن
.گوشواره با طرح های دخترانه توی گوش
.بازوی شکسته، پدر، ثور، آوردم خونه
ماشین رو با آبرنگ رنگ کرده .سگ شکاری داره، هیدی
No comments yet. Be the first to leave one.