Ang unang 200 linya.
الی، قراره بهزودی پولدار بشیم باید از چندسال پیش موادفروشی رو شروع میکردیم
موادها رو ازطریق صابون فروشی میفروختن
باید بهم بگی دلفین زندهست
دیدم که تیر خورد
،خواهرات میدونم گاهی اوقات چه احساسی دارن
اونا خواب نیستن - فکر میکردم دی.اِن.اِی من -
حالت رو بهتر میکنه - ایجاد درمان زمان میبره -
ژنوم اصیل رو به اشتراک بذارید و باهمدیگه، میتونیم یه درمان بسازیم
شما پشت سر من
مادرم رو معامله کردین
.کسیما به درمان احتیاج داره من باید این ربات رو از صورتم بیرون بیارمش
یهجور تروجان که تمام تحقیقاتمون رو پاک کرد
همهچی نابود شد
کلون دیگه منسوخ شده - این آشغالا ارزش اشکاتو ندارن -
!خدای من
آهای؟
همهچی تموم شد
ما کجاییم؟
اینجا کجاست؟
قبلاً لبهی جهانِ شناخته شده بود
هنوزم هست
به جزیره دکتر مورو خوش اومدی
درمورد چی داری حرف میزنی؟
چرا گذاشتی بیام بیرون؟
اصیل از بین رفت، ریچل
درمان هم بههمراهش
مترجمین: احســان و رضــا eeeeeeehsan | DeathStroke
Season 4, Episode 7 The Antisocialism of Sex «آنتی سوسیالیسم جنسیت»
مامان - من حرف میزنم -
باشه - تو مادرم رو
.به کشتن دادی بدون من تصمیم گرفتی
و بعدش منو انداختی وسط و تقصیرات رو انداختی گردن خودم
و حالا حتی یه جسد هم ندارم دفنش کنم
اون از خون منم بود
.تو یتیم پیش من اومدی همیشه همین خواهی بود
پس دیگه نیاز نیست اینجا بمونم، نه؟
نه
هرجا میری کیرا باهات نمیاد
نمیدونی کجا میخوام برم - خیلی هم خوب میدونم -
کیرا پیش من میمونه
گریه نکن، کسیما
سلام
چه خبر؟ حالت خوبه؟
.جلوی چشمای من اونو کُشت منو زنده نگه داشت تا
به بقیه بگم کندال... دیگه نیست
و حالا دلفین هم مُرده
تقصیر تو نیست، باشه؟
قهوه مورد علاقهات و نون شیرمال برات گرفتم
سارا رو مجاب کردم اون معامله رو انجامش بده
من... هممون رو یهراست توی تله ایوی انداختم
اون امیدمون رو ازبین برد، اسکات
اونجا داری چیکار میکنی؟
میخوام دوباره روشنش کنم
برای چی؟ چیزی باقی نمونده - خب، خواهیم دید -
اوه، خدا جون
،میدونم گناهان زیادی کردم
اما ما الآن امید میخوایم
ما امید... اوه، لعمتی
لعمت بهش، لعمت به من - عزیزم؟ عزیزم؟ -
وای، دانی - ببخشید. معذرت میخوام -
بیا اینجا. بیا اینجا
ما باهم حلش میکنیم
هرچقدر میخوای برای خواهرات زمان داری
من هوات رو دارم - ممنون. ممنون، دانی -
اما هی، فکر میکنم
شاید بهتر باشه مهمونی جما رو کنسل کنیم
نه، نه
تولدشه. کلی تدارک دیدم، دانی
.عزیزم، هنوز وقت هست میتونیم بهونه جور کنیم و
کیکها رو هم خودمون استفاده میکنیم
نه، جما به این شب نیاز داره
،الآن مهمهکه همهچی به وضعیت عادیش برگرده
برای بچهها
هاتداگها هنوز تو یخچاله، آقا
هرچی گفتم بگو چشم
نمیتونی به این سادگی تسلیم ایوی چو بشی
لیدا پایه و اساس نئولاسیونه
میخواستم وقتی با اصیل برگشتم اینو بهت نشون بدم
پنهون کردنش دیگه هیچ فایدهای نداره
عدهی کمی از مردم
سرگذشت واقعی نئولاسیون رو میدونن
برگشتیم به تاریخ ویکتوریا، به این مرد
پرسیوال وستمورلند؟
همون صنعتگر؟
،زاده شده برای صنعت اون به سمت داروین
و افکاری برای اصلاح نژاد بشریت، کشیده شد
از منابعش استفاده کرد تا
اساساً یه جامعهی علمی مخفی رو ایجاد کنه
پرسی دنبال گرایش علم به سمت
تکثیر انسانهای کارآمدتری بود
تو شبا توی اتاق اون میخوابی
،بیش از یک قرن پیش ساختمان پایین رو اون ساخت
من طبقه بالا رو ساختم (زدم روی دستش)
،و حالا
ایوی چو زد روی دست من
همهچیزم رو دادم تا میراث اون حفظ بشه؛
ایثان، تو
و الآن زمان من به سر رسیده - چطور میتونی تسلیم بشی؟ -
همونطور که میخواستی دارم بهبود پیدا میکنم
میخوام جایگاهم رو با تو پس بگیرم
ما هنوزم به درمان نیاز داریم
ببین چیکار برام کردی
به چشمام نگاه کن
تقریباً کامل شده
اما متاسفانه ایوی مارو تصاحب کرده
توی این بیست سالی که ،داریم باهم زندگی میکنیم
دفعاتی که اشک ریختی به انگشتای دستم نمیرسه
الآن اشکالی نداره، اگه میخوای
میشه یهدونه دیگه فنجون چای بهم بدی، عزیزم؟
حتماً
سارا کجاست؟
اون رفته
رفته بیرون؟
مامان دوباره ترکمون کرد
نه... خیلی وقته از این کارا نمیکنه
بازم کرد
نه، ایندفعه فرق میکنه
چون انتخابش با اون نیست، درسته؟
مامانت رفته خودش رو پیدا کنه
توی اینکار خوبه
عزیزم، گوش کن بهم
به حرفای اس گوش نکن ،به قلب کوچیکت گوش کن
چون دارم میرم پیداش بکنم، باشه؟
باشه
باید اینو بهتر بدونی
اگه سارا باز سیماش قاطی کنه همهچی از اینی که هست بدتر میشه
خوشت بیاد یا نه، اون مثل چسبه که همهی مارو کنار هم نگه داشته
هی! دو تای دیگه
هیچیش قابل بازیابی هست؟
...بدافزار کارش رو دقیقاً انجام داده
اطلاعاتتون رو کاملاً محو کرده
ایوی ردش رو پوشونده
بدون کندال، بدون تحقیقاتمون روی
توالی مصنوعی، ما هیچی نداریم
برگشتیم سر خونه اول - هنوز یه ناقل زنده داریم -
که عمل نکرد
همهی آزمایشات شکست خوردن
چرا باید آزمایشی رو تکرار کنیم وقتی نمیدونیم
اون نقص چیه؟
،تا وقتی توالی صحیح رو پیدا نکنیم، یا ناقل صحیح رو
هیچچی نمیتونیم بفهمیم
پس بیا گستردهتر فکر کنیم
حالا شد، به حرفای همکارت گوش کن
آره، اونم مُرده
بهت بر نخوره، اسکاتی - راستش، کمی برخورد -
باید یهچیزی باشه از قلم انداخته باشینش
این دیگه چیه؟ - ربات سارا -
از اتاق ایوی کِش رفتم
سلام، رفیق کوچولو
میخوام بدونم میتونی اطلاعاتی بهمون بدی یا نه
کسیما گفت مردی که ماشه رو کشید
قد بلند و ریشو بود
فکر میکنه شاید همون کاراگاهی باشه که روی پرونده بث کار میکرد
مارتین دوکو. ناظر اتحادیهی بث
برای ایوی چو کار میکنه؟
کسیه که ازطریق ایوی، بث رو بازی داد
به اشتباهش انداخت تا سوزان رو بکُشه
ممنون، آرتور
که باهامون هستی
ایوی، روز بزرگیه
تبریک میگم. دانشت پیروز شد
بهنظر بهموقع رسیدین، دکتر ون لیر
شینگل
بله
اثرِ جانبیِ سرکوب کنندههای ایمنی که
بیشتر عمرم رو درگیرش بودم - ...خب -
،از زمان نوجوانیت که درمانت رو شروع کردیم
ژندرمانی رو کیلومترها گسترش دادی، ایوی
کیلومتر؟ ایان، تو همیشه میگفتی این یه علم نانومتریه
خیلی بهت افتخار میکنم
اولین کاشت ژندرمانی دنیا رو محقق کردی
...قابل تهیهست، کارآمده
اینقدر خوبه که مدیر ارشد برایتبورن داره ازش استفاده میکنه
تو اولین کسی هستی که اینهفته نسل بعدی ربات رو آزمایش میکنه
اون شینگلها به تاریخ میپیوندن
و همچنین کلون انسان
حالت چطوره؟ - حالم خوبه، مامان -
خوشحالم اینجایی تا بازنشستگیم رو باهام همراه باشی
بله، باعث خوشحالیه که تونستی
اینطوری ناتموم خودکُشی کنی، آیرا
!ریچل - اشکالی نداره -
بیاین دیگه درموردش صحبت نکنیم
آمادهایم؟
سوزان - ایوی -
لورا. ریموند
فکر کردم موردی نداشته باشه ریچل متقابلاً نماینده لیدا باشه
مونده بودم کی خودت رو نشون میدی، ریچل
...آره، من
.گربه زبونت رو خورده؟ اشکالی نداره بهت سخت نمیگیرم
...خب
معماری نئولاسیون تحت کنترل ماست
امور مالی و قانونگذاری از امتیازات من حمایت میکنن
...بعد از سرمایهگذاری میلیونها
چیزهای بیهوده، برای سالها
،داراییهای لیدا برچیده میشن
برنامه نظارت خاتمه یافته
و نمونههای من؟ - کلونهای بیاطلاع -
.آزاد میشن احتیاجی به رخداد هلسینکی نیست
بهرحال روزهای آخرشونه
هرچند، سارا و خواهرای خودآگاهش
No comments yet. Be the first to leave one.