Love Life

Love Life

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

Love Life US S01E02 1080p WEB H264-GHOSTS
Love Life US S01E02 720p WEB H264-GHOSTS
Love Life US S01E02 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Love Life US S01E02 480p WEB x264-RMTeam
Love Life US S01E02 WEBRip x264-ION10
Love Life US S01E02 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentaryo ni _SinCities_
🌀 سینا صداقت | FilmoGen.Org 🌀

Mga Tag

web
720p
720
x265
HEVC
TS
x264
480p
480
1080
webrip
BRip
Na-publish noong: 2020-05-27
Mga Download: 29
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

‫هر 36 ثانیه یه ازدواج به طلاق ختم میشه

‫یه شخصِ متأهل قبل از این که طلاق بگیره، ‫معمولاً دو سال بهش فکر می‌کنه

‫و معمولاً حدود سه سال صبر می‌کنه

‫تا دوباره ازدواج کنه، ‫البته اگه اصلاً دوباره ازدواج کنه

‫علی رغم این آمارهای ناامیدکننده

‫اکثریت قریب به اتفاق زوج‌ها ‫به زندگی ادامه میدن،

‫امیدوارانه برای ازدواج پیش قدم میشن،

‫و راضین برای عشق قمار کنن

‫به نظرم تو ظرف‌ها رو می‌شوری

‫فقط فکر می‌کنم وقتی اونا رو از قفسه ‫بیرون میارم، روشون کثیفه

‫خوش برگشتید، آقا و خانم فیلد

‫نمی‌فهمم آدامس چه فایده‌ای داره

‫اگه بازم سیگار می‌کشی

‫هر روز تو خونه با این مزخرفات سر می‌کنم

‫و این رو می‌بینی؟

‫اون الان چشم غُره رفت

‫جوری در مورد من حرف نزن

‫انگار تو اتاق نیستم، بردلی

‫الان بهتره، کیت؟

‫حداقل یه دفعه داری

‫به جای گوشیت به من نگاه می‌کنی

‫اوه، بیخیال

‫تو عاشقِ گوشیتی

‫هر دفعه میری برینی اونم با خودت می‌بری

‫واقعاً باید این رو جلوی اون بگی؟

‫اونم به اندازه‌ی ما می‌رینه

‫خدای من

‫همه می‌رینن، کیت

‫دست نزن

‫حق نداری بهش دست بزنی

‫خدای من

‫این کارش رو یادداشت کن

‫یادداشتش کن

‫« دو: بردلی فیلد »

‫« ‏2013 - یک سال بعد از آگی »

‫داربی اخیراً احساس می‌کرد گیر کرده،

‫دلش می‌خواست از ناراحتی‌ها

‫و بلاتکلیفی‌های زندگی بعد ‫از فارغ‌التحصیلیش فرار کنه

‫بدتر این که اون به طور مداوم با پدیده‌ای

‫مواجه می‌شد که اسمش رو گذاشته بود

‫"زنِ غیرممکن"

‫لباس زنِ غیرممکن بی‌نقص بود،

‫پوستش فوق العاده عاری از عرق بود، ‫کیفش سبک بود،

‫انگار تنها چیزی که برای

‫دلبری کردن تو دنیا لازم داشت

‫یه کارتِ مترو و یه تیوپ رُژ لب بود

‫- ببخشید ‫- داربی، در مقایسه

‫در تمام زمینه‌های زندگیش احساس ‫سردرگمی و محدودیت می‌کرد

« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.

‫بَه!

‫سلام غریبه

‫عوض شدی

‫دارم سر به سرت می‌ذارم. عالیه

‫بدجوری داری عرق می‌ریزی

‫آره، سوار یه واگنِ مترو بدون تهویه بودم،

‫و بعدش مجبور شدم وسایلت رو ‫شیش بلوک با خودم حمل کنم

‫خب چرا تاکسی نگرفتی؟

‫من از پول ساخته نشدم آقای مایه دار

‫خدای من

‫ببخشید که تقریباً 6 ماه طول ‫کشید که این رو تحویل بدم

‫راستش شارژرت رو استفاده می‌کردم. ‫لازمش داشتم.

‫خب مرسی که دفتر رو تمیز کردی

‫- آره ‫- به هر حال چی این توئه؟

‫شارژری که بهش اشاره کردم

‫و یه چتر... آره...

‫و سنگِ بیرون برای ناهارت

‫عالیه

‫این رو لازم داشتم ‫« بیرون برای ناهار »

‫اوه و فکر کنم یکی از شال‌های کیت

‫اوه، آره

‫خب...

‫باید این رو با پست بهش برگردونم

‫می‌دونی، به خاطر این که طلاق گرفتیم و غیره

‫صبر کن. چی؟

‫- اوه آره. ‏- کِی این اتفاق افتاد؟

‫چند ماه قبل

‫ما 11 سال با هم دوست و ‫یه سال زن و شوهر بودیم

‫زندگی زناشویی‌مون به طور ‫خجالت آوری کوتاه بود

‫خدای من. این خیلی بده

‫- خیلی متأسفم ‫- نه، اشکالی نداره

‫می‌دونی، قسمت نبود

‫می‌دونی؟

‫تو چی؟

‫نیمه‌ی گمشده‌ات رو پیدا کردی؟

‫نه

‫چندتا بی‌عرضه تو سایت دوستیابی پیدا کردم. ‫نزدیکه.

‫پسری که آورده بودی عروسی چی شد؟

‫- آگی؟ ‫- آره

‫اوه نه

‫آگی رفت واشنگتن

‫خب، حیف شد

‫چون شماها خیلی بهم میومدید

‫تو و کیت هم خیلی بهم میومدید

‫عجله داری؟

‫یعنی، نوشیدنی چیزی میل داری؟

‫آره، حتماً

‫آب؟ نوشابه؟

‫تکیلا؟

‫یه جورایی برای تکیلا زوده

‫پس شراب می‌خوریم

‫وای

اینجا خیلی به هم ریخته‌ست

‫آره، من... اینجا رو تصرف کردم

‫هی، تو واقعاً آثار هنری دوست داری

‫من رو باش فکر می‌کردم با نامردی از حماقتِ

‫تازه به دوران رسیده‌ها سود می‌بری

‫راستش من...

‫از زمانِ دانشگاه کلکسیون دارم

‫از دانشگاه؟ واقعاً؟

‫لعنتی. من عقبم

‫هنوز عکس می‌گیری؟

‫آره. آره

‫این... اوه، مرسی

‫اینجا خیلی قشنگه

‫این... تمام این وسایل. خدای من

‫این کاناپه خیلی نرمه

‫عجیبه که دارم کاناپه‌ات رو ناز می‌کنم؟

‫نه، اصلاً

‫می‌دونی، فقط کافیه مُخ چندتا پولدار رو بزنی

‫تا تو کارت سرمایه گذاری کنن، ‫و همه‌ی اینا می‌تونه مالِ تو باشه

‫خب جایی کار پیدا کردی؟

‫یعنی، وقتی جمع کردیم احساس بدی پیدا کردم

‫آره، یه سری کارِ خدماتی پیدا کردم،

‫و یه جور دکه‌ی عکاسی با آیپد تو ‫مهمونی‌های ناجور اداره می‌کنم

‫چیز مهمی نیست

‫تو چی؟

‫خب، یه جورایی احساس بدی ‫دارم که الان این رو بهت می‌گم

‫وقتی موزه ما رو تعطیل کرد،

‫خب، من خلاقیت به خرج دادم، ‫و یه سرمایه‌گذار پیدا کردم

‫تا ایده‌ی تور موزه گردیم رو ‫تبدیل به یه نرم افزار کنم

‫خدای من، معلومه که این کارو کردی

‫این یکی رو کی کشیده؟

‫اوه، اون یکی

‫اون رو از یه مردی خریدم

‫که بیرون ایستگاه متروی برادوی شرقی می‌نشست

‫یه جورایی دوستش دارم

‫کیت ازش متنفر بود

‫بهش می‌گفت "چیزی که شبکیه‌ی چشمم رو می‌سوزونه"

‫خب آره، یعنی این چیزیه که عالیش می‌کنه

‫اثرِ پرشوریه

‫- دقیقاً ‫- آره

‫گرسنه‌ای؟

‫می‌خوای یه پای سفارش بدم؟

‫و در این لحظه حس می‌کردم،

‫دارم عرق می‌کنم،

‫چون یه ساعت کت و شلوار ‫به تن نشسته بودم،

‫برای همین رفتم بیرون ‫که از پله‌ها برم پایین،

‫و در این لحظه، حسِ خیلی ‫خوبی در مورد خودم داشتم

‫نه. چی؟

‫و رفتم بیرون و اون با پدر و مادرم

‫و دوستام جلوی راه پله بود

‫می‌دونی، همه‌شون داشتن آماده می‌شدن ‫که برن تو تالار،

‫و اون به من نگاه کرد و گفت،

‫"من با هرچی که رو صورتته ازدواج نمی‌کنم"

‫چی؟

‫برای همین برگشتم طبقه‌ی بالا و ریشام رو زدم

‫نه

‫این غم انگیزه

‫ریشت رو دوست دارم

‫نمی‌دونم

‫خانواده‌ام خیلی دوستش داشتن، ‫می‌دونی، ولی...

‫از وقتی طلاق گرفتیم ازشون دوری می‌کنم

‫بعلاوه، مطمئنم منم عالی نبودم

‫آره، شاید

‫یا شایدم فقط اون مشکل داره

‫می‌خوام یه چیزی رو بدونی

‫البته نه که لاشی باشم

‫منظورم اینه از قبل روت نظر نداشتم یا چی

‫منم همینطور

‫منتها همیشه فکر می‌کردم تو جذابی

‫- سلام ‫- سلام

‫اونا نونِ بیگلن؟

‫و فقط همین نیست

‫سبک و شیرین... بی شباهت به خودم نیست

‫خب من تا ساعت سه امروز برنامه‌ای ندارم

‫تو چی؟

‫من کار دارم

‫بعدش برمی‌گردی؟

‫تو قطعاً طلاق گرفتی؟

‫یعنی مطمئنی؟

‫قرار نیست برگردم و...

‫کیت با یه چاقوی قصابی منتظرم باشه؟

‫اون از تفنگ استفاده می‌کرد

‫و می‌تونست با هرکسی که می‌خواست باشه

‫آخه چرا من؟

‫واقعاً الان دنبالِ اینی ازت تعریف کنم؟

‫باشه، ولی ملوری،

‫زنِ سابقش جذاب‌ترین زنیه که تو عمرم دیدم

‫عالیه

‫اون زنِ سابقشه

‫اون الان با توئه

‫یعنی، ای کاش رئیسم کردنی بود

‫بیخیال

‫تاکوهای ریز بیشتری لازم داریم آقای ویچک

‫داربی بعد از شیفتش رفت فروشگاه قرن 21

‫و لباسِ جدیدی خرید که پولش رو نداشت

‫بعدش مستقیم رفت خونه‌ی بردلی

‫و دوباره شبِ بعدش،

‫و شبِ بعد از اون

‫- سلام! ‫- اوه، ممنون

More Farsi Persian subtitles for Love Life

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left