The Sign of Four

The Sign of Four

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Impormasyon ng release

The Sign of Four 1987 720p YIFY mkv 812MB
Komentaryo ni feri3at
فقط هماهنگ کردم http://filmbekhar.in

Mga Tag

720p
720
mkv
Na-publish noong: 2016-05-12
Mga Download: 31
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

علامت چهار

يه زن بسيار جذاب

داره از خيابون رد ميشه

و فکر مي کنم احتمالاً داره مياد اينجا

به طور اتفاقي يه نيم نگاهي

به آخرين دست نوشته ات از کار خودم انداختم

جدي؟

صادقانه بگم من نمي تونم به خاطر اون بهت تبريک بگم

کشف حقيقت يک علم دقيقه يا بهتره بگم بايد اينجوري باشه

مشاهده، نتيجه گيري

يک موضوع سرد و بي روح و غير احساسيه

تو تلاش کردي به اون رنگ و بوي رمانتيک بدي

که نتيجه اي که ميده

مثل حالتيه که بخواي يک داستان عاشقانه رو

بر مبناي اصل پنجم اقليدس بنا کني ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اقليدس: رياضي دان معروف يونان باستان

يعني کي مي تونه باشه؟

يک خانم جوان مي خوان شما رو ببينن آقاي هولمز

مَري مورستان

اين اسم اصلاً برام آشنا نيست

همينجا بمون دکتر شايد بهت نياز پيدا کنم

حق با من بود

مچکرم

دوشيزه مورستان

عصر بخير

آقاي هولمز من به اين خاطر اومدم نزد شما

چون که شما يک بار به کارفرماي من

خانم سِسيل فارستر

اين امکانو داديد تا يک مشکل جزئي خانوادگي رو حل کنند

ايشون بسيار تحت تأثير

محبت و مهارت شما قرار گرفته بودند

متشکرم

من به سختي مي تونم تصور کنم

که قضيه اي عجيب تر و پيچيده تر

از وضعيت فعلي که برام پيش اومده، وجود داشته باشه

مشکلتون رو شرح بديد

من مطمئنم شما مي تونيد

اگه دوست شما لطف کنند و قبول کنند

ايشون احتمالاً خدمت ارزنده اي به من خواهند کرد

البته

به طور خلاصه قضيه از اين قراره

پدرم افسر يک هنگ در هندوستان بود

مادرم وقتي هنوز خيلي کوچک بودم فوت کرد

و اون مجبور شد منو بفرسته انگليس

با وجود اين که اينجا هيچ خويشاوندي نداشتم

من در يک مدرسه شبانه روزي

مناسب و راحت در ادينبورگ

اقامت داشتم و تا 17 سالگي

اونجا بودم

در همون سال پدرم

که فرمانده ارشد هنگش شده بود

يک مرخصي 12 ماهه گرفت و برگشت خونه

اون از لندن بهم تلگراف زد

تا بهم خبر بده که سالم رسيده

و ازم خواسته بود تا سريعاً برم پيشش

و هتل لانگهام رو به عنوان آدرسش قيد کرده بود

پيام اون، تا جايي که يادم مياد

سرشار از عشق و محبت بود

وقتي رسيدم لندن

مستقيم رفتم هتل لانگهام

اونجا بهم گفتن که کاپيتان مورستان اينجا اقامت داشته

ولي از شب قبلش رفته بيرون

و هنوز برنگشته

طبيعتاً منتظر موندم

کل روز

بدون اين که خبري ازش داشته باشم

همون شب

بنا به توصيه مدير هتل

مسأله رو با پليس در ميون گذاشتم

روز بعدش ما در تمام روزنامه ها

آگهي داديم

جستجوي ما هيچ نتيجه اي نداشت

از اون روز تا حالا

حتي کوچکترين خبري

از پدر بيچاره ام نشده

اون با قلبي آکنده از اميد

براي يافتن کمي آرامش

کمي آسايش اومد

...ولي در عوض

چه تاريخي بوده؟

سوم دسامبر

دقيقاً ده سال پيش

اسباب و اثاثيه اش؟

توي هتل مونده بود

اوه، اونجا چيزي که بشه به عنوان سرنخ ازش استفاده بشه وجود نداشت

چند تا لباس، چند تا کتاب

و مقدار قابل توجهي اجناس خرده ريزه

از مجمع الجزاير آندامان ــــــــــــــــــــــــــــــــــ مجموعه جزايري در شرق هند

پدرم يکي از افسران

مسول نگهداري از زندانيان اونجا بوده

واتسن اينجا نامرتبه

آيا اونجا دوستي هم داشت؟

فقط يک نفره که مي شناسيمش

سرگرد شالتو از هنگ قديميش

لشکر پياده نظام سي و چهارم بمبئي

البته ما با سرگرد تماس گرفتيم

ولي به نظر نمي رسيد که اون

از اين که همرزمش در انگليسه خبر داشته باشه

اين يک پرونده خاصه

من هنوز خاصترين

قسمت ماجرا رو براتون توضيح ندادم

چهار سال بعد

يک آگهي توي تايمز ديديم

که آدرس دوشيزه مري مرتسان رو مي خواست

و ادعا مي کرد که به نفع اونه

که پاسخ بده

هيچ اسمي به همراه آگهي نبود

من در اون زمان تازه

به عنوان معلم سر خونه

وارد خانواده خانم سِسيل فورستر شده بودم

و به توصيه ايشون من آدرسم رو

تو ستون تبليغات چاپ کردم

تو همون روز بود که به وسيله پست

يک بسته مقوايي کوچک که به آدرس من فرستاده شده بود

رو دريافت کردم که ديدم داخلش

يک مروارديد بسيار بزرگ و درخشان وجود داره

هيچ نوشته اي همراهش نبود

و از اون زمان تا حالا هر سال تو همون تاريخ

يک بسته مشابه برام فرستاده ميشه

که محتوي يک مروارديد مشابه است

بدون اين که نشاني از فرستنده باشه

طبق نظر يک کارشناس

اونها از انواع کمياب

و بسيار گرانقيمت هستند

خودتون هم مي تونيد مشاهده کنيد

که چقدر زيبا هستند

پرونده شما بسيار جالبه

اتفاق ديگه اي براتون رخ داده؟

بله، همين امروز

و براي همينه که اومدم نزد شما

اين نامه امروز صبح بوسيله پست اومده

که ممکنه بخوايد خودتون اونو بخونيد

پاکت نامه لطفاً

مهر پست لندن هفتم اکتبر

اثر انگشت يک مرد روي گوشه است

احتمالاً مال پستچي باشه

کاغذ با بهترين کيفيت

هر بسته يک سيکپنس قيمت داره ـــــــــــــــــــــــــــــ سيکپنس: سکه اي قديمي که ارزشش معادل شش پني بوده

پاکت نامه نشون ميده يه آدم خاصه

واتسن

امشب ساعت 7 در ستون سوم از سمت چپ

بيرون از سالن نمايش لايسيوم باشيد

اگر اعتماد نداريد دو تا از دوستان خود را بياوريد

شما زن مظلومي هستيد و بايد به حق خود برسيد

پليس را همراه خود نياوريد

اگر اين کار را بکنيد همه چيز خراب خواهد شد

دوست ناشناس شما

خب راستش

اين يک مسأله کاملاً کوچکه

قصد دارين چکار کنيد دوشيزه مورستان؟

راستش اين دقيقاً همون سواليه که مي خواهم از شما بپرسم

خب پس من و شما با هم ميريم

دکتر واتسن دقيقاً مرد اين کاره

نويسنده نامه ميگه دو نفر

ولي ايشون ميان؟

باعث افتخار و خوشوقتي منه

اگه بتونم كمكي بكنم

هر دوي شما آقايون بسيار با محبت هستين

من زندگي گوشه گيرانه اي داشتم

و دوستي که بتونم مشکلمو باهاش در ميون بذارم نداشتم

فكز كنم اگه ساعت شش اينجا باشم خوبه نه؟

بله ولي ديرتر از اون نباشه

خداحافظ دوشيزه مورستان

خداحافظ آقاي هولمز

به اميد ديدار

به اميد ديدار

يه گل بخر عزيزم

يه گل بخر

بيا ديگه عزيزم

ببخشيد

!چه زن جذابي

اولين اصل اساسي اينه كه

اجازه ندي ذهنيت هات در مورد خصوصيات فردي افراد

بر قضاوت هات تأثير بذاره

هر مشتري فقط براي من يک جزئي از کاره

يك فاكتور مسأله

هلمز تو چقدر بي احساس شدي

مثل يه ماشين حسابگر شدي

بعضي وقت ها به طور وحشتناكي غير انساني ميشي

بهت تضمين ميدم

جذابترين زني كه تا حالا شناخته ام

به خاطر مسموم كردن سه بچه كوچك به دار آويخته شده

اون هم براي پول بيمه اونها

و بدقيافه ترين مرد در ميان آشناهام

يك فرد نيكو كاره كه تقريباً

دويست و پنجاه هزار پوند صرف فقراي لندن كرده

...ولي، تو اين مورد

من به هيچ وجه استثنائي قائل نميشم

يك استثناء يك قانون رو بي اعتبار مي كنه

دارم ميرم بيرون تا يه ساعت ديگه مي بينمت

آيا اونجا دوستي هم داشت؟

فقط يک نفره که مي شناسيمش

سرگرد شالتو از هنگ قديميش

امر راز آلود خيلي مهمي تو اين قضيه وجود نداره

سير وقايع ما رو فقط به يک توضيح مي رسونه

اوه، پس به همين زودي مسأله رو حل كردي

من به کمک

آرشيو تايمز متوجه شدم

که سرگرد شالتو اهل نوروود بالا

عضو فقيد لشکر سي چهارم پياده نظام بمبئي

دقيقاً شش سال پيش مرده

The Sign of Four subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Sign of Four

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left