It's My Life

It's My Life (비켜라 운명아)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Its My Life E76(@Mehdi Rain)
Un commentaire de Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Publié le: 2019-04-05
Téléchargements: 14
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫ این زندگی منه

‫تو دردسر افتادیم، خانم چویی

‫تو دردسر افتادیم، خانم چویی ‫ قسمت هفتاد و ششم

‫منظورت چیه؟

‫منشیِ وکیل هو رفته دیدن یه شاهد دیگه

‫یه شاهد دیگه؟

‫کی؟

‫پرستاری که اون روز با هیون جو سر کار بود

‫اون گفته که من و تو رو با هم دیده

‫هیون جو واسه اینکه مطمئن بشه بهش زنگ زده...

‫و شنیده که منشیِ وکیل هو رفته دیدنش

‫امکان نداره

‫این یعنی اون میخواد...

‫درخواست تحقیقات مجدد بده؟ ‫آره

‫به محض اینکه چند تا مدرک موثق پیدا کنه،

‫درخواست تحقیقات مجدد میده

‫بیا فرض کنیم که اون من و تو رو با هم دیده

‫اما این نمیتونه مستقیما ثابت کنه که...

‫من دستور دزدیدن نام جین رو دادم

‫شاید تو قسر در بری ‫اما من چی؟

‫با این اوضاع، اصلا معلوم نیس مردم ‫در مورد این قضیه چی بگن

‫خوب گوش کن چی میگم

‫حتی اگه فهمیدن چه اتفاقی افتاده،

‫حتما بگو که خودت تنهایی این کارو کردی

‫من هیچ ربطی به این قضیه ندارم

‫نمیتونم اینو بگم

‫من تنهایی نابود نمیشم

‫فکر میکنی چرا بهت پنجاه هزار دلار دادم؟

‫بهت پول دادم که جلوی دهنِ اونُ بگیری

‫من نمیدونم

‫اگه بخاطر دزدیدن نام جین دستگیر بشم،

‫میگم که تو بهم پنجاه هزار دلار دادی ‫تا ساکتم کنی

‫اگه بجای اینکه خودم گردن بگیرم...

‫بگم که یکی بهم دستور داده این کارو کنم، ‫حکم حبس کمتری میگیرم

‫فکر کنم هوس مُردن کردی

‫حتما میدونی که برام خیلی راحته ‫که از شرت خلاص بشم

‫اینجوری نباش، گوم سون

‫باید یه راهی پیدا کنیم ‫که هر دومون نجات پیدا کنیم

‫اگه دادستان ازت بازجویی کنه ‫تو هم ضربه سنگینی میخوری

‫باید بری

‫باید برم؟ کجا برم؟

‫برو خارج و دیگه هیچوقت برنگرد کره

‫خارج؟ وقتی زبون خارجی بلد نیستم...

‫تو این سن پیری چطور میتونم ‫تنهایی اونجا زندگی کنم؟

‫اما خیلی بهتر از اینه که اینجا وقت تلف کنی ‫و آخرش بیفتی زندان

‫به آدمایی مثل من حتی پاسپورت نمیدن

‫باید خودت یه راهی پیدا کنی

‫این کارو هم من باید برات کنم؟

‫باشه. بهش فکر میکنم

‫اگه از کره بری، بهت پول میدم که ‫سر و سامون بگیری

‫چقدر؟ بهم چقدر پول میدی؟

‫سیصد هزار دلار

‫سیصد هزار دلار...

‫اگه درخواست تحقیقات مجدد بده ‫رفتنت از کره سخت تر میشه

‫بهتره هر چه زودتر تصمیمت رو بگیری

‫همه ـتون خیلی زحمت کشیدین

‫از اونجایی که خیلی زحمت کشیدین ‫مطمئنم نتیجه خوبی میگیرین

‫دیشب خواب دیدم که تو یه عالمه مدفوع ‫غلت میزدم

‫مطمئنم مرحله سوم رو برنده میشیم

‫لباسامون رو دیدین؟ ‫نظرتون چیه؟

‫آه، به نظرم فوق العاده ـَن

‫از کانسپت پوشیدن لباسایی که ‫برای سلامتی مفیده خوشم میاد

‫همچنین، رنگ پارچه ای که ‫با دانه گلرنگ رنگ شده بود، قشنگ بود

‫استفاده از دانه گلرنگ ایده ی کیم یونجی بود

‫آه. باید با صدای بلندتر میگفتی

‫میشه یه نمونه از لباس دانه گلرنگ بهم بدین؟

‫من اولین مشتریش میشم

‫آیگو. ما نمیتونیم از شما پول بگیریم

‫نه. باید به یکی هدیه بدم ‫نمیتونم مجانی بگیرمش

‫آه، امروز قراره وکیل هو با ما ناهار بخورن

‫همگی موافقین؟

‫معلومه ‫بیشتر از اینکه موافق باشیم،

‫هیجان زده ایم

‫خب، خورشت خمیر لوبیا میخوریم ‫بریم

‫اوکی ‫بریم بریم

‫آیگو. جونگ جو خیلی بامزه ـس

‫این مکمل آهن ـه

‫شنیدم زنا باید موقع بارداری اینو بخورن

‫این همه راه تا اینجا اومدی...

‫که اینو بدی بهم؟

‫نه. مشتریم رو نزدیک مغازه ـت پیاده کردم

‫یادت افتادم، واسه همین اومدم

‫دیگه دارم میرم

‫یه فنجون قهوه میخوری؟

‫مگه نیومدی اینجا که یه چیزی بهم بگی؟

‫معذرت میخوام

‫تقصیر منه

‫چرا...

‫ازم معذرت خواهی میکنی؟

‫من آدرست رو به خانم چویی دادم

‫حتما عقلمو از دست داده بودم

‫حتی اگه حرص و طمع پول داشتم ‫نباید این کارو میکردم

‫وقتی عکس سونوگرافی بچه ـت رو دیدم، ‫بیشتر پشیمون شدم

‫میدونم چه حسی داری چون خودمم ‫همچین تجربه ای داشتم

‫قبلا عاشق یه دختر از خانواده پولدار شدم

‫همه جوره تحقیر میشدم

‫و دوست دخترم مجبور شد بچه رو سقط کنه

‫اون...

‫خیلی دلش میخواست بچه رو نگه داره

‫آدمای پولدار...

‫آدمای فقیری مثل ما رو...

‫هیچوقت قبول نمیکنن

‫هر چی بیشتر بهشون بچسبی،

‫اونا فقط...

‫مثل یه حشره باهات رفتار میکنن

‫درست میگی

‫مثل یه حشره

‫اگه کمکی لازم داشتی بهم بگو

‫من واقعا آدم خوبی نیستم

‫اما وقتی تو رو می بینم،

‫یاد هیون جونگم میفتم

‫مدیر چویی

‫خیلی دلم واسه مدیر چویی تنگ شده

‫واوو. خیلی خوشگله ‫خیلی نازه

‫هی، هی. این خیلی کوچیکه

‫یونجی، بشین تو ماشین

‫خوشگله

‫خیلی عالیه

‫بیا بیرون

‫نظرت چیه؟ دوسش داری؟ ‫بله، پدر

‫خوشگله

‫به نظر من...

‫این ماشین خیلی مناسب یونجیه

‫درست میگه، یونجی ‫وقتی تو ماشین میشینی...

‫لی هیوری. درسته. مثل لی هیوری میشی ‫ لی هیوری : خواننده کره ای

‫مامان، لی هیوری چیه؟ ‫یونجیِ من...

‫خیلی خوشگل تر از اونه ‫آیگو آیگو

‫یکی صداتُ میشنوه، عزیزم

‫چه اهمیتی داره؟ ‫دقیقا

‫دیدنِ همچین خانواده شادی، خیلی لذت بخشه

‫این پر طرفدارترین مدل بین خانوماییِ که ‫همسن دخترتون هستن

‫اون دخترم نیس. عروسمه

‫و این پسرمه

‫چه پدرشوهر باحالی دارین

‫خیلی خب. پولش رو نقد میدم ‫این ماشین رو می بره

‫این قیمتی که پیشنهاد دادین خیلی پایینه

‫اگه از کارخونه ـمون بازدید کنین متوجه میشین که

‫ما بهترین تجهیزات رو داریم

‫از اونجایی که محصولات با کیفیت تری درست میکنیم ‫نمیتونیم بهتون قیمت پایین تر بدیم

‫بله، البته

‫با همکاراتون مشورت کنین و بهمون اطلاع بدین

‫بله منتظرتون می مونیم. خدانگهدار

‫منشی کو، خیلی خوب بلدی مشاوره بدی

‫جدی میگی؟

‫چه خبر شده؟ هیچوقت ازم تعریف نمیکردی

‫وقتی یه کار خوب انجام میدی ‫باید از تعریف کنم دیگه

‫چه واکنشی نشون دادن؟

‫فکر میکنی بتونیم ازشون سفارش بگیریم؟

‫آره. لباساشون گرون قیمته ‫و روکش طلا و گلدوزی داره

‫مطمئنم هیچ شرکتی نمیتونه واسشون تولید کنه

‫اولش نمیدونستم چطور باید بهت یاد بدم

‫اما زحمتام جواب داد

‫باید از مدیر آن ممنون باشی نه از خودت

‫همه اینا رو از مدیر آن نام جین یاد گرفتم

‫از مدیر آن یاد گرفتی که ‫چطور با مشتری ها حرف بزنی؟

‫آره. غرورت رو به طور کاملا طبیعی ‫با محصولات با کیفیت ـتون نشون بده...

‫تا باعث بشه اونا بهتون اعتماد کنن

‫و هیچوقت بی طاقت نباش ‫آروم باش و منتظر جوابشون بمون

‫درسته

‫سونگ جو آدم خوبی پیدا کرده

‫اون به من رفته که انقدر آدم شناس خوبیه

‫تو که ردش میکردی و میگفتی ‫دهاتی، دختر بازه و خودشو نخود هر آش میکنه

‫میدونی که دلایل خودمو داشتم

‫چرا حرف گذشته رو پیش میکشی؟

‫بفرمایین. این برای شماس ‫این چیه؟

‫لباس مرحله سوم ـمون که ازمون خواسته بودین

‫کادوش هم گرفتی؟

‫گفتین میخواین به یکی هدیه بدینش

‫این هدیه ایه که رئیس هویِ رمانتیک ـمون ‫میخواد به یه خانم بده

‫واسه همین خیلی خوشگل بسته بندیش کردم

‫ممنون

‫آه، راستی ‫در مورد مینهان شنیدم

‫خانم چویی پدرت رو تهدید کرده بود،

‫که سفارش تیم یک رو قبول کنه، نه؟

‫بله. راستش،

‫میخواستم از خانم چویی که همیشه ‫از قدرتش بر علیه شرکت های بدون قدرت...

‫سوء استفاده میکنه، شکایت کنم

‫اما بخاطر نام جین جلوی خودم رو گرفتم

‫هان سونگ جو، تو هیچوقت نمیتونی ‫بی عدالتی رو تحمل کنی

‫حتما خیلی اراده داری که جلوی خودتُ گرفتی

‫خب، صرف نظر از من،

‫خانم چویی مدیر اجرایی هیون گانگه...

‫و نام جین میخواد از هیون گانگ محافظت کنه

‫واسه همین نمیخوام بذارم جنایاتش رو بشه...

‫و درآمد فروش هیون گانگ پایین بیاد

‫خیلی با ملاحظه ای

‫نه، نیستم ‫من به بابام رفتم و اخلاق تندی دارم

‫دیگه باید برم ‫یه لحظه صبر کن

‫میخوام بعد از کار باهام بیای جایی. وقتشو داری؟

‫من؟ کجا؟

‫میخوام برم خونه مدیر آن

‫باید به تو و مدیر آن و خانم یانگ،

‫یه چیزی بگم

‫ لی سانگ هیون

‫فرشته ی من، منم لی سانگ هیون

‫قرار امشب رو که یادت نرفته؟

‫معلومه که نه

‫یه کم کار دارم و تا نیم ساعت دیگه میام اونجا

‫میشه بدون من شروع کنین؟

‫از قبل غذا سفارش دادم

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left