Les 200 premières lignes.
توپو بده بهشون.
هی. توپ چی شد؟
یالا، توپو بده بهمون.
فقط توپو پس بده بهشون.
میخوای بازی دربیاری، آره؟
یالا! هی!
خیلی خب!
من اون توپ کوفتی رو نمیخوام.
یالا!
ما داریم بازی میکنیم. توپو بده به من.
کار دست خودت دادی.
یالا.
دست نزن بهش.
ریباند خودشو گرفت!
تماشاچیا دارن دیوونه میشن. بچه سرسختیه.
دنی.
زدیش، کلهخر!
اون میتونست حسابی کتکم بزنه.
این یه سابقه بد میشه.
خیلی خوششانسی، بابا!
چرا از بیرون شوت نزدی؟
مرسدسو ببین.
اون اسنیکه. کی داره رانندگی میکنه؟
بریم دستگیرش کنیم.
تو این خرابشده، یه مرسدس خودش دلیل کافیه.
اون خولیو گونزالسِ.
سوار شو، اسنیک. کیف دستی رو بده به من.
مدتیه. شاید مشروط آزاد شده.
چرا هیچوقت اینا تو همکف زندگی نمیکنن؟
لعنتی، پام!
در مورد پام چی؟
من الان تفنگمو درمیارم...
...و کلی سوراخ میکنم تو در.
اگه جلوی در وایساده باشی...
...بعضی از اون سوراخا به تو میخورن.
گرفتی چی میگم، اسنیک؟
هیچی ازم نداری.
ما اینجاییم تا جواز توزیعکنندگیتو تمدید کنیم.
من که نیستم. من مثل بچهها پاکم. دوباره به دنیا اومدم.
آره، آره. تو کیف چی هست؟
"چیزا"؟ زرنگی.
شخصی؟ خاطراتت؟ عکسای جشن فارغالتحصیلیات؟
میشه یه نگاهی بندازیم توش؟
حکم تفتیش داری؟
میخوای این همه مدت تو دردسر باشی؟
آره، واقعاً تو دردسر.
یا ابوالفضل!
داشتن پول که غیرقانونی نیست.
صاف و پوستکنده بگو. نکنه دوباره داری جنس میفروشی؟
باید اینجا رو زیر و رو کنیم. میفهمی؟
بکنید.
اصلاً برام مهم نیست.
اینجا ۵۰ هزار دلار هست.
من پاکم. شما منو محاکمه نمیکردید...
...اگه تو گلد کوست کت و شلوار میپوشیدم. این اذیت و آزاره.
چرا بهت میگن اسنیک؟ کـیـرت درازه؟
متأسفم، باید دستگیرت کنیم.
ما ۵۰ هزار تا دلیل داریم.
من برمیگردم.
هی، میشه لطفا توجه کنید؟
این کوچه الان تحت نظر محلهست.
پولدارا دیوونهاش میکنن.
اون لباسای دست دوم میپوشه و موهاش عین مرغ عشقه.
اون ۵۰ هزار دلار اسکناس خرد هم تو یه کیف دستی داره.
این مسئولیت همسایگی شماست که...
...اطمینان حاصل کنید که شخصیت مشکوکی نیست...
...یا مجرم شیطانی که قصد آسیب رسوندن به اون رو داشته باشه، در کمین نیست.
بازم میگم، ۵۰ هزار دلار اسکناس خرد، بدون مالیات...
...تو این آپارتمان که قفلاش واقعاً درب و داغونن.
بزنید تو سرش، پولا رو بردارید، هیچ کس هم نمیفهمه.
پس دیگه با خودتونه. خیلی ممنون. روز خوبی داشته باشید.
احسنت.
چرا میتونه. کاری که نمیتونه بکنه، اینه که برش گردونه.
موفق باشی تو شغل انتخابیات.
صبر کن. صبر کن!
نمیتونی منو ول کنی.
نه! باید منو دستگیر کنید.
خیلی ممنون.
آقای هیوز.
آروم باش، اسنیک.
گونزالس رو تو بنز دیدم. واسه کی کار میکنه؟
اون برای هیچکس کار نمیکنه.
رئیسش تصادف کرد، چهار بار افتاد رو چاقو.
پیش میاد.
ما ۵۰ هزار دلار اینجا داریم. فکر میکنی گونزالس داشت اوراق قرضه میخرید؟
کالای آمریکایی بخر، از کشورت حمایت کن. از این جور چرت و پرتا.
ممکنه داره کوکائین وارد میکنه؟
هی، من حق سکوت دارم. اینو بشنو:
متنفرم که گونزالس بنز داره و ما تو این لگن آشغالیم.
آره، یه کم از کلاسش کم داره.
چرا نمیریم سر راه خونه گونزالس؟
میفهمیم از کجا خرید میکنه. اگه اون از پس یه بنز برمیاد، ما هم میتونیم.
حالا، ۵۰ هزار دلارو از کجا پیدا کنیم؟
اگه جای گونزالس بودم، ماشینمو اینجا پارک نمیکردم.
چطوری؟
آتیشسوزی نیست. یه خودکشی تو پیادهرو داریم.
اینجا از پلیس متنفرن، واسه همین ما رو صدا میزنن.
خیلی خب. من عاشق آتیشسوزیم.
چی کار داری میکنی؟
که یه وقت سرمایهگذاری بدی نکنی.
پول منه! هی، تو! هی، رفیق!
مواظب باش!
مواظب شیلنگ باش.
ببین کی اینجاست.
هنوز برای جسد جریمه علافی نبستی؟
برو بابا.
وحشتناکه. این توده هویت داره؟
جان دو با شریدان رود آشنا شد... له شد! - کسی چیزی دید؟
هیچکی این دور و بر چیزی ندید.
یعنی یکی رفت بالای پشت بوم و گفت:
"اگه کسی نگاه کنه، من نمیپرم"؟ برو بابا!
شما دو تا که داشتید یه مظنون رو اون بالا بازجویی نمیکردید، نه؟
بامزه بود. برو تخماتو بذار تو مایکروویو.
پابرهنه پرید؟
لباساش خیسه.
اون خلاص شد. چیز مهمی نیست. میخوای مشتری جور کنی؟
داریم دنبال خولیو گونزالس میگردیم.
با پول از جولیت اومد بیرون.
رفت مرکز شهر. میخواد آل کاپون بعدی باشه.
باید سریع پیداش کنیم.
ده دقیقه به چهار.
به تمام واحدها. به تمام واحدها!
یه بشقاب پرنده تو میشیگان اونیو فرود اومده--
باید کمتر جلب توجه پارک کنم.
اون مسخرهبازیهای پلیس روانیتو سر من درنمیاری.
این مراسم خاکسپاری عمهمه. یه کنایه دیگه بگی، تابوت خودتو میبینی.
لطفاً منو تو ماشین تنها بذار.
داریم چیکار میکنیم؟
نمیتونم با این لباس برم.
همانطور که در آغاز بود...
...هم اکنون هست و تا ابد خواهد بود، جهانی بیانتها. آمین.
باشد که روح او و همه ارواح...
...به رحمت خدا در آرامش ابدی بیارامند. آمین.
سلام، دنی.
خیلی دوسش داشتم.
سلام، ری.
خوشگل شدی.
خوبه که دوباره شما دو تا رو کنار هم میبینم.
ما هنوز طلاق گرفتیم.
گناهه. اونا با هم نیستن.
اون به درد تو نمیخوره.
حتی زحمت نکشیدی یه کت و شلوار یا کراوات بپوشی.
من سر کارم. خاله رز میفهمه.
من برادرزاده مورد علاقهاش بودم.
مال منم همینطور. برای تشییع جنازه من سر وقت باش.
من اولین نفر تو صف خواهم بود.
تو هم خیلی بهتر از اون به نظر نمیرسی.
سلام، خاله سوفی.
پدر، دنی رو که میشناسید. ایشون کارآگاه هیوز هستن.
ایشون آقای اسنیک هستن. ما تقریباً با هم کار میکنیم.
بعداً حرف میزنیم، نه؟
وقتی از دیدرس خارج شدیم، حسابت رو میرسم.
آنا خوب به نظر میرسه.
اون درباره سابقش حساسه.
اصلاً دربارهاش حرف نزن، نفس گندیده!
کاستانزو، گذاشتی این حرفو بزنه؟
پولاتو بده!
پولای لعنتیتو بده!
باورم نمیشه.
اینو بگیر. پره.
ما پول نقدتو میخوایم، نه چمدونتو.
پول نقد رو بردارید، ما کیف پولها رو میخوایم.
بذارید گواهینامهها و عکسها رو نگه داریم.
و نشانهای ما.
ما که همهمون یونیفرم نمیپوشیم و با ماشینهای "پلیس" رانندگی نمیکنیم.
ببخشید. میبینی؟ من با شما هستم.
شما حق دارید سکوت کنید.
هر کاری که میکنید یا میگید استفاده خواهد شد--
اسلحههاتونو بدید.
شما حق دارید یه صبحانه کانتیننتال و یه نوشیدنی داشته باشید...
...تو کافه پلیس. حالا، این فقط نظر منه...
...اما ترجیح میدم با اون کلتهای آشغال ۲۲ میلیمتری شلیک بشم تا با ۳۸ خودم.
اوضاع رو بدتر نکن.
به ما اسلحه نشون داد. میتونیم بخاطر این بکشیمشون؟
فکر کنم آره.
از خونه شروع میشه.
ریاضی جدید اونا رو دیوونه میکنه.
آمادهای؟
وایستا! پلیس!
تو هر شش تا شلیک رو از دست دادی.
نه، هر شش تا مال من خورد. نمیدونم تو کجا بودی.
من باعث شدم بپیچن.
تو که همیشه پایین نشونه میگیری.
شما عوضیها مریضید.
از اینجا، زاویه پرتاب--
دارم با آقای پروفسور صحبت میکنم.
دست از سر من بردار. میدونم داری کارت رو انجام میدی.
من فقط میخوام تو خفه شی.
شنیدم تماشا کردی که جمعشون کردن.
خیلی قشنگه.
شما که هیچکس رو اون پشت بوم بازجویی نمیکردید؟
ما یه مدرک بی گناهی داریم. بهش بگو وگرنه تو رو هم میکشیم.
افسر ریموند هیوز؟
دوران اجرای قانون با خشونت به سر رسیده.
من هیوز نیستم، و به منطقه ۲۸ خوش آمدید.
یک احضاریه برای من؟ نه، ممنون.
...حقوق هکتور والاس شکایت شده.
من که پلیس نیستم.
تو وکیلی؟ کارتت رو بده.
و حقوق قربانی؟
No comments yet. Be the first to leave one.