Oktoberfest Beer And Blood

Oktoberfest Beer And Blood (Oktoberfest 1900)

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 1

Informations sur la version

Oktoberfest Beer Blood S01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Oktoberfest Beer Blood S01 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Oktoberfest Beer Blood S01 NF WEB-DL DDP5 1 H 264-BTW
Oktoberfest Beer Blood S01 GERMAN WEBRip x264-ION10
Un commentaire de 9B0DY
تمامی قسمت‌ها / WEB Netflix / Frame rate: 25.000 fps

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
x264
BRip
Publié le: 2022-12-02
Téléchargements: 23
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫براساس وقایع واقعی

‫سه ماه قبل ‫خاورشرق 1900

‫یه آبجوساز موفق از نورنبرگ ‫در مونیخ چیکار میکند؟

‫میخواستم داستانی رو براتون تعریف کنم.

‫داستان این پسر کوچولو

‫سال 1861 است

‫پسربچه درحال دیدن اولین اکتبرفست خود بود. ‫(اکتبرفست = جشنواره ای برای معرفی و نوشیدن آبجو)

‫او مسیر طولانی به همراه پدرش ‫از برلین سفر کرده

‫تا در این مکان خاص آبجو مخصوص ‫خود را به نمایش گذارند.

‫درزمانی که پدرش مشغول است،

‫کودک میتونه یه نگاهی به اطراف آن نمایشگاه بی‌اندازد.

‫و در این روز اولین ریالی خود را بدست می آورد.

‫آن را برای خرید اولین پشمک زندگی‌اش خرج میکند.

‫همچنان که آن شیرینی بهشتی را تجربه میکند، ‫تنها یک چیز میخواهد:

‫موفقیت پدرش

‫و؟ ‫موفق شد؟

‫بله

‫موفقیت بزرگی داشت

‫پدر!

‫آقای پرنک

‫چرا اینو برام تعریف میکنید؟

‫قصد اختراع مجدد اکتبرفست رو دارم.

‫دوره دکه‌های کوچک به سر رسیده.

‫یک سرای خیمه مانند با 6 هزار کارمند تاسیس میکنم.

‫یک قصر، یک دژ

‫6 هزار صندلی

‫اون آینده‌ست

‫"خیمه آبجو" ‫"کرت پرنک"

‫نوش!

‫نوش!

‫آقای پرنک با نهایت احترام ....

‫تصورات شما رو تحسین میکنم،

‫اما غرفه‌هایی با این ابعاد در اکتبرفست؟

‫شما حتی یک مهمان‌خانه دار هم از مونیخ نیستید.

‫اولین نیاز همینه.

‫و آن چهار غرفه ای که دفن خواهید کرد

‫تحت حرکت هیولامانندتان ...

‫آن غرفه ها...

‫برای نسل‌ها تحت اجاره خانواده‌ها بوده اند.

‫شانستان را در زمینه دیگری امتحان کنید ‫اما نه اکتبرفست

‫تا وقتی من کمیسر ویسن باشم، ‫این اتفاق نمی‌افته.

‫نه، باید اکتبرفست وجود داشته باشه.

‫میخوام حداقل تا سه ماه دیگه ساخت و ساز آغاز بشه.

‫این ابداع

‫مردم را از سرتاسر جهان به مونیخ خواهد آورد.

‫اکتبرفست شما ....

‫به لطف خیمه آبجو من ‫شهرت جهانی پیدا خواهد کرد.

‫آقای پرنک

‫ممکنه به عنوان کمیسر ویسن تازه کار باشم.

‫اما ...

‫سنت‌های مونیخ ....

‫با آنها آشنایی دارم.

‫اون پسر رو نگاه

‫بخشی از خانوادت نیست،

‫اما بچه هات طوری بهش حسادت میکنن ‫که انگار بزرگترین سبد را پیدا کرده است.

‫به پسرتون افتخار میکنید.

‫خیمه آبجو رو فراموش کن

‫اون پسرم نیست، از توـه

‫شناختیش؟

‫زن جوان کنار همسرت.

‫مدتی هست، درسته؟

‫میدونی وقتی بالاخره کمی ازش ‫حمایت شد چه قدر خوشحال شد؟

‫سال ها آخر برای آسون نبوده

‫اون همه شرم

‫یه بچه حرامزاده، طوری باهاش ‫رفتار شده که ساکت بمونه، اون ...

‫میتونه اعصاب خوردکن باشه.

‫یک کلمه و اون، اون پسر رو میفرسته ‫تا تو رو پدر صدا کنه.

‫جلو چشم زنت.

‫این مضخرفات رو بزار کنار

‫این چه طوره؟

‫کمکم کن تا کمکت کنم.

‫داشتن دشمن میتونه ستودنی باشه، بچه شهری

‫اما بیا دوست باشیم.

‫از همون ابتدا، ‫کارخانه آبجوسازی ویسن بوده

‫اما اصلا به دنیا نیومده بودیم.

‫و من مطمئن میشم مدت‌ها ‫بعد از رفتن ما هم ادامه پیدا کنه.

‫اما هنوز کرایه رو پرداخت نکردید، ‫خانم هافلینگر

‫بفرما

‫لطفا به آقای اربان بگید، ‫ما افزایش کرایه رو می‌پذیریم.

‫اما تنها بعد از ویسن

‫پس لطفا سهم خودتون رو تحویل بدین.

‫نمیتونیم هیچ استثنایی قائل بشیم.

‫ما تامین کننده وفادارهستیم، ‫پس مراقب چیزی که میگید باشید/

‫همسرتون اصلا اجازه ‫صحبت کردن در اینجا رو دادن؟

‫با ما در نیوفت وگرنه پشیمون میشی.

‫مابع التفاوت رو پرداخت میکنیم.

‫خدانگهدار.

‫9 هفته تا اکتبرفست

‫وقتی وسوسه میشم که سیگار بکشم، ‫دکترم اینکارو ممنوع کرده.

‫یه لطفی در حقم کن، ‫من عاشق سیگارم

‫من سیگاری نیستم.

‫خدایا، همین یه بار، بیخیال

‫یه لحظه عزیزم.

‫دخترم همین الان رسید مونیخ

‫و همین الان میخوام 5 بخشی که صاحبشون هستم ‫رو نشونش بدم، اونا کجا هستن؟

‫فقط 4 تا هستن

‫یکی کمه، از آقای هافلینگر

‫درسته، چهارتا هستن

‫آقای اربان

‫میخوای رئیست

‫و شهردار لعنتی رو متقاعد کنی،

‫اما همین اول کاری گند میزنی؟

‫هافلینگر زیربار قرضه،

‫فکر کردم سریع تر پیش میره، ‫حتی کرایه رو بیشتر هم کردم.

‫فکر کردم اونا همین الانش هم ورشکست شدن

‫پیرمرده ... آدم پوست کلفتیه، ‫زنش هم همینطور.

‫قبلش خبرنداشتی؟

‫کلارا!

‫پدر

‫سفر چه طور بود؟

‫فوق العاده

‫اما تصور دیگه ای از ویسن داشتم.

‫خیلی بی‌حاصله.

‫فعلا اینطوره، عزیزم.

‫نگاهت کن

‫یه ذره هم عوض نشدی

‫این خوبه یا بد؟

‫بیا

‫خونه جدید رو نشونت میدم.

‫"آبجوسازی دیبل"

‫خانم‌ها، این سواره نظام آبجو هست.

‫یک کابوی غیر از یه آبجوی مشتی ‫و یه دختر خوشگل چی میخواد؟

‫سالن شما فقط به آبجو ما نیاز داره.

‫هی، پسر خوشگله!

‫اون پرحرفه برادرته؟

‫اما من ... پسرخوشگله هستم.

‫گردی،

‫محبت کردی خودت اومدی

‫فقط به خاطر تو، ایگناتز

‫اما چرا باید دوتا از دخترام رو می‌آوردم.

‫ماریا کافی نیست؟

‫چرند نگو، واسه خودم نیستن.

‫واسه دوتا پسر هستن.

‫خوش تیپ هستی ها! ‫هی!

‫لودویگ خجالتیه، میدونی؟

‫باید یه ذره اوردش تو راه.

‫و رومن دست خالی نباید دور شود.

‫میشه با قیمت مناسبی طی کنی؟

‫بیا داخل!

‫پدرت همیشه اینطوریه؟

‫نه، اینطوری عالی میشد.

‫فرشته، فرشته، پرواز کن!

‫بزار بهت بگم

‫وقتی کارم رو باهات انجام بدم، ‫عاشق میشی.

‫ای احمق!

‫چرا؟

‫شنیدم اگر تو نخ یکی باشی.

‫پس روی تخت حالش دو برابر میشه

‫منم همین رو شنیدم.

‫دیدی؟ پس میتونیم دو دور بریم، درسته؟

‫میتونی یه اسب روی یخ بکشی؟

‫"روی یخ" ‫منظورت چیه؟

‫یه بار تو زمستون روباهی رو دیدم.

‫روی دریاچه ایستاد، ‫موقع حرکت خشکش زن.

‫و صورتش طوری بود که انگار اصلا متوجه نشده.

‫اونجا رو نگاه!

‫بجنب، بریم، پسرا

‫اوه، لعنتی ...

‫لعنتی، کنار به ایست!

‫و؟

‫ترتیب همه چیز داده شد.

‫میتونیم به ویسن امیدوارم باشیم!

‫تو هم میای؟ ‫یه لحظه

‫چه قدر نیاز داری؟

‫گلوگاور

‫ای احمق

‫جوابم هنوز منفیه.

‫مشتری قیمتش رو دوبرابر کرده.

‫بزن به چاک وگرنه افرادم رو خبرکنم.

‫کی در نظرش میگیری؟

‫قیمتت رو بگو.

‫از آبجوسازی من گمشو

‫گرفتی؟

‫برو

‫همینطور نه ایستید. ‫بچسبید به کار!

‫"گزارش"

‫ببخشید، در باز بود. ‫برای کاری که خواسته بودید اومدم

‫امیدوارم زیاد دیر نکرده باشم

‫خانم ها تو سالن هستن.

‫لطفا همراهم بیاید. ‫آقای پرنک به زودی میان

‫ببخشید، اما قبلش باید یه آبی به سرو روم بزنم.

‫آقای پرنک 5 دقیقه دیگه میان.... ‫همین کافیه.

‫روز بخیر خانم ها.

‫اسم من آنتونیت پرنک هست.

‫باعث افتخار من است که با شما مصاحبه میکنم

‫برای کار در این خانه. لطفا به ایستید.

‫همان طوری که در آگهی خواندید.

‫ما نه تنها به دنبال شخصی هستیم ‫با ارجاعات بی عیب و نقص

‫و همچنین شخصی با ثبات شخصیت.

‫بلکه شخصی که از سلامت کامل برخوردار باشد.

‫لطفا لباس های خودتون رو دربیارید.

‫چندین و چندسال از تمایل جنسی رنج میبرم.

‫به همین خاطر این سِمت

‫نیازمند چیزی فراتر از حدعادیه.

‫اما همچنین با دستمزد بیشتر

‫همسرم به تک تک شما نگاه خواهد کرد.

‫بجنبید، کل روز رو وقت نداریم.

‫اگر خوشتون نمیاد، پس برید. ‫ورود کارمندان اون پشت هست.

‫متقاضی ها در سالن هستن.

‫بسیار خب

Oktoberfest Beer And Blood subtitles in other languages

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left