Les 200 premières lignes.
« Reza Reyez زیرنویس از »
آروم!
بیا ببینم کرم خان...
بیا یهکم حرف بزنیم
چهخبر؟ چیکارا میکنی؟
خیلی وقته نتونستیم حرف بزنیم
کِی زدیم مگه، الآن بخوایم بزنیم؟
چی گفتی؟
کِی حرف زدیم مگه، الآن بخوایم بزنیم؟
تقصیر خودمه
چی ازت بپرسم من؟
اقتصاد میفهمی؟ سیاسیت حالیته؟
چی میدونی که در اون باره حرف بزنیم؟
دوستات باهات در مورد چی حرف میزنن، کرم؟
البته اگه دوستی داشته باشی
بابا، دیگه داره زشت میشه
زشت میشه؟
اگه عیب اینه، همه انجامش میدن کرم
اونی که تو زندگی هیچ گُهی نشده، لِه میکنن
تو هم قراره اونطوری بشی، آمادهای؟
آدمی میشی که کسی جلوت خم و راست نمیشه
همچین هدفی ندارم
کسی باشم که جلوم خم راست شن
روال کار اونطوری نیست، کرم
نیست
چطوره بابا؟ روال کار چطوره؟
اگه تو این زندگی قدرت نداشته باشی، هیچ پُخی نیستی
بهت بگم، روی خوش نمیبینی
ولی تو همینطوری به سمتِ هیچ پُخی نشدن برو
تا تهِ جهنم راه داری
اعصاب مصاب نذاشت واسمون
اینو از جلو چشمام دور کن
هو!
بریم.
چیکار میکنی مرتیکه؟
اینو
- کرم، کرم - ولم کن!
- بسه بیا اینور - ولش کن!
حاجی...
از وقتی ادا باهات اونطوری حرف زد، عقلت تو سرت نیست پسر
یالا، یهکم خودتو جمع و جور کن
حق داره
تا وقتی ما این کنکورو قبول نکنیم، ما رو لِه میکنه
اگه خوشتم نیاد، باید قبول کنی
اگه اونطوری فکر میکنی، بشین بخون
نمیتونم. نمیتونم بخونم
وقتی کتاب میبینم انگار میخوام بمیرم، بالا میارم...
به من نمیخوره
حتماً کودنم
مزخرف نگو
بیا
این چیه پسر؟
همونطوری. گفتم تنوع ایجاد کنم
من با اِدا حرف میزنم
در موردِ؟
چه میدونم. کلی
اونم بفهمیم
شبتون بخیر
دلایل زیادی برای به وجود آمدن هنر وجود دارد
هنرمندان طی سالها، روشهای زیادی...
برای اثبات خود به مردم امتحان کردند
برای عملی کردن این کار...
به ذهن هنرمند خطور کرده که برای پاسخ به...
عثمان
یه چیزی بگو پسر، چیه؟ چی شده؟
کاش قبلش زنگ میزدی
چیزی نیست، آروم باش
همه نابود شدن، گفتم منم به تو سر بزنم
همم
با اینا چیکار میکنی؟
تمرین معلمی؟
نه پسر، با صدای بلند درس میخونم
فهمیدم عثمان...
باید درس بخونم
چارۀ دیگهای ندارم
ببینم چی ازم بر میاد...
اینارو ضبط کن. تو کاسِت ضبط میکنی؟
چرا؟
لازممه
حواست باشه، هر روز میام میگیرم ازت
خدا میدونه میخوای به کی بفروشیش
یه کاری میکنیم
الیف رو خونه حبس کردن...
تو حالا فکر کار و کاسبی باش، عثمان خان
ببخشید
خوبی تو؟
حداقل ازش خبر میگیری؟
اصلاً
انگار تو زندان حبسش کردن
بخورین و لذت ببرین
دمتون گرم
- آفرین استاد! - کش ندین
باشه، بسه
کافیه
نوش جونتون
ویتامین بشه به بدنتون
صبح بخیر
چیزی هست که باید بدونم؟
حقوقمون رو دیر میدن
- چرا؟ - چه میدونم
نجدت از بودجه برداشته،
گفته یهکم صبر کنین
یه جای این کار میلنگه
آره، آره. یه کار غیرقانونی هست
پیدهها رو دیدی؟
تو قطع کرده بودی، اما...
یعنی چی؟
کی آوردتشون؟
نجدت دیگه
بذار من یه نگاه بندازم
ببین خدایی، گناه داریم ما
پاریس رو میاری مدرسه؟
نمیتونه پیش بابام بمونه
سینان
پسر تو خوبی؟
ها؟ عین عن میمونی
چند وقته نیستی
نیستم
نمیدونم
- حرف نزنیم - این پیدهها چیان؟
ما که قطعشون کرده بودیم، قرار بود اوضاع کیشمیشی بشه
چی شد؟ عثمان خان عذاب وجدان گرفت؟
سلام اِدا، چطوری؟
میشه لطفاً از موضوع خارج نشیم؟
باشه
- خب، قضیه از این قراره - خب؟
نجدت بازی داد ما رو
بودجۀ مدرسه رو برداشته و به نحوی، داره به تغذیه دادن ادامه میده
مگه بودجه دارن؟
از حقوق کارمندا برداشته، که غیرقانونیه
ایول!
الآن گند زد یارو
یعنی چی؟
ما بهخاطر اینکه این یارو کار غیرقانونی نمیکرد، نمیتونستیم بر علیهش باشیم، نه؟
الآن دیگه خیلی خوب ازش بازجویی میکنن
تف بابا
تو صبحها ذهنت کار میکنه
صبح «بورک» خوردم، ذهنمو باز کرده
باشه خب، بریم پیش الیف
الیف بره به باباش لو بده، بعدش یهو بازجویی میشه
-الیف؟ - اومده
چی؟
انگار اینبار تیرمون خورد به هدف
هی
تو چِته؟
نمیخواد حرف بزنه
خوبه
اونطوری که دیده میشه، بد نیست
واقعاً میگم
زیاد درد نداره
میخوای چیکار کنی پس؟
چند وقت دیگه روز اجراست
یعنی...
حتی اگه خوبم بشه، بهخاطر اینکه تمرین نکردم...
خودت خودتو خراب میکنی؟
دارم سعی میکنم آزادیمو به دست بیارم
بیا از مدرسه بریم بیرون، یهکم آزادیت رو زندگی کن
باشه،بریم
- کیفمو بردارم - اون با من
ممنون
گرسنهای؟
آره
- چی میخوریم؟ - سورپریزه
- سورپریز؟ - دقیقاً
این محشره
میتونم هر روز بخورم
واقعاً باور نمیکنم تا حالا «کومپیر» نخوردی
بابام اجازه نمیده آخه
میگه تغذیۀ ناسالم آدمو احمق میکنه
والا تو این استانبول همهچی رو خوردم...
بین خودمون بمونه، تا الآن ضرری ندیدم
قصۀ اینجا رو میدونی؟
روزی روزگاری...
رئیس یک خانوادۀ ثروتمند...
این پلهها رو برای اینکه نوههاش، وقتی میرن مدرسه خسته نشن، درست کرده
اون پشت یه مدرسۀ اتریشی زبان هست
برای رفتن به اونجا مسیر کوتاه زدن
عجبا
از دست اون این کار بر میومد
بابای منم هرکاری که از دستش بر بیاد، برای من میکنه
هرکاری که بهنظرش به صلاحه...
با حُسن نیت
به صلاح من یعنی
میفهمی؟
نه، منظورت چیه؟
خونوادۀ تو هم...
روششون اشتباهه، آره...
معلومه که خوشت نمیاد...
ولی بدون، چیزی که به نظرشون درسته...
چیزایی که به صلاحه برات انجام میدن
تو وقتی نمیدونی من چی کشیدم...
چی میگی واسه خودت؟
وایسا، وایسا
عصبی نشو
ببین چی میگم
از پیانو زدن اصلاً دست نکش...
ولی بهخاطر خودت بزن...
نه برای راضی کردن بقیه
بهنظرم تو اینو یادت رفته
فشاری که روته...
No comments yet. Be the first to leave one.