13 Reasons Why

13 Reasons Why

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Saison 3

Informations sur la version

13 Reasons Why S03E04 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
13 Reasons Why S03E04 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
13 Reasons Why S03E04 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
13 Reasons Why S03E04 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
13 Reasons Why S03E04 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
13 Reasons Why S03E04 720p WEB HEVC x265-RMTeam
13 Reasons Why S03E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
13 Reasons Why S03E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTG
13 Reasons Why S03E04 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTG
13 Reasons Why S03E04 WEBRip x264-ION10
Un commentaire de Naser_69
💢 ناصر اسماعیلی 💢 DibaMoviez.com

Tags

web
x264
1080
720p
720
x265
HEVC
webrip
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
2CH
Publié le: 2019-08-25
Téléchargements: 48
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫آخه، یه قاتل چه شکلی هست؟

‫واقعاً دارم می‌پرسم

‫چون اصلاً نمی‌دونستیم

‫فکر می‌کردیم که شاید جسیکا اینکاره بود،

‫ولی اینکه بخواد برایس بمیره، ‫و اینکه واقعاً اینکارو بکنه،

‫دو چیز کاملاً متفاوتن

‫تایلر

‫کلی هستم. مطمئن نیستم دیشب ‫پیام‌هام به دستت رسید یا نه، فقط...

‫خواستم مطمئن بشم که ‫میدونی امروز میام دنبالت،

‫و می‌تونیم ترتیب همه چی رو بدیم

‫به زودی می‌بینمت

‫نوع خاصی از آدم رو می‌طلبه

‫ولی کی؟

‫گل‌ها باعث میشن بنظر بیاد ‫زیادی داریم سعی میکنیم؟

‫یکم. ما آدمای عاشق گُل هستیم؟ ‫حس میکنم همچین عاشق گُل نیستیم

‫فقط باید خودمون باشیم

‫هی بچه. آماده‌ای؟

‫برا چی؟

‫ویزیت خونگی جاستین

‫مددکار اجتماعی الاناست که برسه

‫امروزه. عالیه

‫منم باید اینجا باشم؟

‫کلی، خیلی مهمه که بهشون نشون بدیم،

‫ما برای جاستین محیط خانگی ‫سالم و شادی رو فراهم کردیم

‫هنوز حس خوبی نسبت ‫به این چیزا داری، درسته؟

‫آره. نه، کاملاً. من خوبم. من...

‫فقط باید یه جایی می رفتم. یه کاریش میکنم

‫شاد، سالم، حله. همه چی ردیفه

‫بعدش خبر پخش شد. ‫میدونین کدوم خبر رو میگم

‫- امروز خیلی استرس دارن ‫- هی، برایس تیر خورده

‫- چی؟ ‫- آره

‫اورگرین کونتی رجیستر ‫امروز صبح گزارش کردش

‫و یهو، فقط یه نفر بود که به ذهن اومد

‫با تفنگ...

‫بهش شلیک شده

‫خیلی داغونه، درسته؟

‫هنوز چیزی بهشون نگو

‫- باور کن... ‫- من فقط...

‫باید...

‫خیلی سریع یه زنگ بزنم

‫لعنتی

‫یه نفر، یه دانش‌آموز تو لیبرتی،

‫که بدتر از همه اذیت شده بود، ‫و بیشتر اوقات گرفتارش بود

‫و اون تایلر داون بود

‫- کلی کجاست؟ ‫- یه مشکل خانوادگی براش پیش اومده

‫گفت میاد دنبالم و ترتیب همه چی رو میدیم

‫خب، من اومدم دنبالت و ما ‫ترتیب همه چی رو میدیم، پس...

‫خب، فکر می‌کردم کلی میخواد بیاد

‫کلی لامصب نمیاد،‌ باشه؟ ‫بگو تفنگ کوفتی کجاست تایلر؟

‫پیشم نیست

‫ببین، بعد مدرسه میدمش ‫به کلی، ‌باشه؟‌ قول میدم

‫- همراهت نیست؟ ‫- نه نیست، نه

‫ببین

‫خب کجاست؟

‫چیزه...

‫قایمش کردم

‫تو یه جای امن

‫چرا میخوای امروز از دستش خلاص بشی؟

‫چون...

‫ازش خسته شدم

‫و الان هم‌اتاقی داری؟ اونجا مشکلی هم داری؟

‫نه

‫عاشق هم‌اتاقی داشتنم

‫برادر. هم‌اتاقیت برادرت باشه معرکه‌ست

‫تو و جاستین علاقه‌ی مشترکی دارین؟

‫آره. قطعاً

‫ورزش؟

‫همینطور عاشق ربات‌ها هستیم

‫- خیلی عالیه ‫- آره

‫خب، باید نگران تایلر می‌بودیم، چون... خب...

‫خیلی وقت بود که نگرانش بودیم

‫- هی ‫- کلی کجاست؟

‫هنوز پیش مددکار اجتماعیه. چی شده؟

‫تایلر دیشب اومد سراغم و گفت یه تفنگ داره،

‫که باید از شرش خلاص بشه

‫و امروز صبح، فهمیدیم...

‫- برایس؟ ‫- آره

‫خدایا

‫فکر نمیکنی که اون... ‫ولی احوالش خیلی خوب بود که

‫- خب، اینطور فکر می‌کردیم ‫- اصلآً باورم نمیشه

‫تایلر نه. آخه چرا باید اینکارو بکنه؟

‫دفعه‌ی قبل دلیلی داشت؟

‫- ای وای ‫- من دارمش

‫آقای پدیا؟

‫دوباره خوش اومدی

‫خیلی وقت بود ندیدیمتون

‫میشه بیاین دفترم و توضیح بدین؟

‫نذار از جلوی چشمت دور بشه

‫چرا فکر می‌کردیم تایلر تفنگ داشت؟

‫خب، چون بار اولش نمیشد

‫اسپرینگ فلینگ رو یادتونه؟

‫آژیر اشتباه؟

‫آره، اصلاً اشتباه نبود

‫خب...

‫- رفتم جلوش ‫- جلوی تفنگش؟

‫و...

‫ازش خواستم اونکارو نکنه

‫کلی، این دیوونگیه

‫آره، تصمیم خیلی بدی بود

‫اون...

‫فکر کنم دوباره هم همون کارو میکنم

‫دقیقاً همونطور

‫تو دیوونه‌ای

‫می‌فهمم، فکر میکنی کار اشتباهی بود

‫فکر میکنم احمقانه بود

‫و شجاعانه

‫ولی به این معنی نیست ‫همیشه باید قهرمان باشی

‫ولی یجورایی هست

‫تا وقتی بدونیم حالش خوبه

‫اول باید ماسک خودت رو بذاری

‫وقتی یه هواپیما فشار داخلیش رو ‫از دست میده، و هیچ اکسیژنی نیست،

‫اول باید ماسک اکسیژن خودت رو بذاری

‫- برا خودت رو گذاشتی؟ ‫- البته

‫خب، چطوری کمکت کنم برا خودت رو بذاری؟

‫اونموقع هیچ اتفاقی نیفتاد،

‫و همه، بیشتر از همه کلی، خودشون رو ‫وقف این کرده بودن که حال تایلر بهتر بشه

‫ولی همش به این فکر میکنی که،

‫اگه بهرحال تایلر کشته بودش چی؟

‫اگه برایس رو اون کشته بود چی؟

‫هی، تایلر. میشه ببینم برا شماره ۹ رو ‫چی داری؟ اونو نمی‌دونم

‫- آره حتماً ‫- خوبه، من فقط...

‫- خودم میگم ‫- ببخشید

‫- نمی‌خواستم... ‫- نه طوری نیست

‫- ممنون ‫- طوری نیست

‫کلی گفت جفتتون عاشق ربات‌ها هستین

‫آره، کاملاً

‫کتاب مصور «ربات‌های قاتل فضایی»... معرکه‌ست

‫خب، بنظر میاد که شما دو تا دارین ‫خیلی خوب با هم کنار میاین

‫آره

‫حتماً

‫و مت و لینی خیلی از داشتنتون خوشحالن

‫اونا جونم رو نجات دادن

‫هر سه تاشون

‫خب...

‫حقوق والدین تایید شده،

‫ولی اشاره‌ای به «سث مسی» در پرونده‌ی شما هست

‫باهاتون در تماس بوده؟

‫آره، از وقتی سال پیش فرار کردم ندیدمش

‫سر راه دم خودپرداز هم باید بایستیم

‫چی؟ نه. چرا؟

‫چون، جسیکا...

‫بعد این ماجراها یه قرار باکلاس حقشه

‫امروز چه مرگت شده رفیق؟ ‫برا یه بارم شده آزادیم

‫تایلر از من و تونی خواسته تا ‫از شر یه تفنگ دیگه هم خلاص بشیم

‫چون گفته که "ازش خسته شده". و فکر میکنیم ‫شاید تو مدرسه همراهش باشه

‫- لعنتی. فکر نمیکنی که اون... ‫- ببین، نمیخوام اینطور فکر کنم، ولی...

‫جسیکا تو کلاس بعدیش حواسش ‫بهش هست. ولی باید بریم اونجا

‫و بیاین قبول کنیم،

‫آسون بود که اون فکرها رو درباره‌ی تایلر بکنیم،

‫چون، خب...

‫تایلر عجیب بود

‫تمام اون شخصیت‌هایی که میگن قاتل‌ها دارن،

‫نداشتن مهارت‌های اجتماعی،

‫شیفته‌ی مرگ بودن،

‫یه حس عمیق طرد شدن از طرف دنیا...

‫تایلر همشون رو داشت

‫فقط بواسطه‌ی نگاه کردن ‫نمی‌تونستی بفهمیش، ولی در اعماقش...

‫تایلر اون چیزایی که ‫برا قاتل بودن لازم بود رو داشت

‫دیدی؟

‫- سلام ‫- سلام

‫عصبانی، جوون، و مرد

‫تایلر غیرقابل‌پیشبینی بود، می‌دونین

‫هر لحظه امکان داشت دوباره از کوره در بره

‫تا مدتی بعد نمی‌تونستم بفهمم

‫هیچکدوممون نمی‌فهمیدیم

‫- چرا اصلآً باید این حرف رو بزنی؟ ‫- من اینو نمیگم

‫هم کلی هم تونی فکر میکنن شاید کار اون باشه

‫نمیخوام اینو بشنوم

‫باور کردنش اینقدرا سخت نیست

‫تایلر دوست منه. الان جای خوبیه

‫و اگه تمام تابستون اون کارو ‫باهاش نکرده بودی، اینو می‌فهمیدی

‫خدایا! صدات رو بیار پایین

‫خدایا! صدات رو بیار پایین

‫ببین، نمی‌تونم هر دفعه‌ای که ‫فکر میکنی "ترسناک" شده نجاتت بدم،

‫جس. میخوام یه تابستون خوب داشته باشم

‫میدونم، باشه؟

‫شرمنده

‫باشه، می‌برمش

‫- بازم! ‫- ممنون

‫می‌تونیم، می‌دونی، با همدیگه ‫مواظبش باشیم. می‌تونم اینجا بمونم

‫کار دارم

‫آره. نه، میدونم. من فقط...

‫دلم برات تنگ شده

‫- الکس، من... ‫- چی؟

‫مثل یه دوست منظورمه

‫هنوزم میتونیم با هم باشیم، درسته؟

‫- شوخیت گرفته؟ ‫- چی؟ مطمئنم فقط داره فیلم می‌بینه

‫هی الکس. چه خبر؟

‫فقط... دارم یه فیلم می‌بینم

‫چه فیلمی؟

‫اسمش هست... دنیای ناشناخته

‫آره؟

‫درباره‌ی چیه؟

‫ناشناخته‌ست، پس...

‫باشه. به درک

‫بجنب تایلر

‫تا کِی میخوای از دستم عصبانی باشی؟

‫نمیدونم

More Farsi Persian subtitles for 13 Reasons Why

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left