Les 138 premières lignes.
.عشق من شدیده
وقتی جلوم ظاهر شد و بهم حمله کرد .این جمله رو گفت
.سه نفر دیگه هم بهم حمله کردن
.اونا یه گروه ترورریستی هستن، به نام ارتش سیاه
ارتش سیاه؟
،یه بمب اتمی در شینجوکو کار گذاشتن
و درخواست یه غرامت صد بیلیون ینی .از دولت ژاپن کردهن
ولی با رومی چان چکار دارن؟
!ریو
!چقدر هم سریعن
.گمونم بد رفتیم رو اعصابشون
خدانگهدار، شهر بیرحم قسمت 2
.گوش کنید، آهسته به جلو قدم بزنید
.هر چی شد سرتون رو برنگردونید
.بریم
...یک
...دو
...سه
...چهار
...پنج
...شش
...هفت
...هشت
...نه
!و این هم ده
!بخوابید رو زمین
.میدونستم، همهش تقصیر منه
دیروز تو فکر کازویا سان بودم
و داشتم تو خیابونای شینجوکو قدم میزدم
.که این صحنه رو دیدم
یه ون مشکی جلوی یه ساختمون قدیمی که قراره تخریب بشه
.پارک شده بود
،چندین نفر با یونیفرم اونجا بودن .مثل آدمایی که الان دیدیم
داشتن یه چیز بزرگ که .تو پارچه پوشونده بودنش رو حمل میکردن
ترسیدم و
.ناخودآگاه به سمت خیابون اصلی فرار کردم
...حالا که فکرش رو میکنم
.بمب اتمی بوده
!آره
...و اون خانمی که کمی پیش دیدیمیش
.همون رهبر ارتش سیاه، سارا بود
.من سارا هستم
به نمایندگی از ارتش سیاه ،دنیای انقلابی اعلام میکنم
،اگر صد بیلیون ین رو آماده نکنید
.بمب اتمی طبق برنامه منفجر میشه
.منتظر تماس بعدی ما باشید
!ای عوضیا
کیه!؟
.میبخشید
چی میگی!؟
.تا این حد رو مطمئنیم
که بمب اتمی رو داخل اون ساختمون .کار گذاشتن
.اوه، خدا رو شکر
خیلی خب، اولین اقداممون
باید تخلیهی مردم از شینجوکو .به مناطق اطراف باشه
نوگامی کون، لطفا با رعایت جوانب احتیاط .این کار رو بکنید
نباید بذاریم کسی از وجود .بمب اتمی بویی ببره
.بله
!اوه یه لحظه
.راستش... دخترم
.نگران نباشید
.حالش خوب و جاش امنه
.همگی توجه لطفا
اعلامیهای از طرف .ادارهی پلیس مرکزی
گزارش دریافت کردیم که چند بمب .در زیر شینجوکو کار گذاشته شدن
.لطفا هرچه سریعتر منطقه رو تخلیه کنید
...تکرار میکنم: اعلامیه از طرف
تعدادی بمب در شینجوکو ،کار گذاشته شدن
.و مناطق اطراف قرنطینه شدن
.عملیات تخلیهی گستردهای در حال اجراست
...چند تا بمب
،خب اگه مردم بفهمن بمب اتمیه .اوضاع از اینی که هست بدتر میشه
حالا چرا شما هنوز اینجایید؟
.میکی سان دلواپسته
.نه بابا، اصلا
من و فالکون میخوایم برای یه بار هم که شده .شینجوکو رو خالی ببینیم
!ای آدمای منحرف
چطور به این نتیجه رسیدی؟
چنین وقتی میخواین نیمه شب ،تو شینجوکو تنها باشید
.منحرفید دیگه
.کافر همه را به کیش خود پندارد
!جوابش رو ببین
!هوی
،جای فکر کردن به این خزعبلات
نظرت چیه به فکر کائوری باشی!؟
.فکرش رو میکردم اینجا باشی
سایکو؟
.خبرای بد
این یه کپی از ویدیوی ساراست .به همراه اطلاعات سی-آی-اِی
طبق اینا، سارا فقط یه ،اسم عملیاتیه
هیچ زن مدیریتکنندهای .با این نام وجود نداره
منظورت چیست؟
فقط یه نفر هست که .فکر میکنه ساراست
.درواقع این هیپنوتیزمه
اون از طریق هیپنوتیزم .توسط رهبر اصلی کنترل میشه
از زنهایی که برای عملیات جنگی ویژه آموزش دیدهن
در کشورهایی که درگیر تروریست هستن .استفاده میکنن
آخه چرا؟
واسه اینکه چهرهی رهبر اصلی
.برای بازرسهای سراسر جهان فاش نشه
.دقیقا
میشه یه ماژیک بهم بدی؟
.اینم یه کلاه گیس بلونده
کائوری سان؟
.اینطور که میبینمش، کاملا شبیه خودشه
.سارا، کائوریه
.بله
ریو، میدونستی؟
...امکان نداشت اشتباه کنم
.اون مال خود کائوری بود
.شورت شمارهی 23 کائوری
!بهش میگم پاندای خوشـــگل
.چی؟ واای
.بچهها! اونا فقط یه مشت تروریستن
.پاکسازیشون کنید !فکر کنید اومدید تمرین
بمب اتمیه؟
.نمایش جالبی بود
چی!؟
،اگه بازم تکرار بشه
.ما هم زمان انفجار رو میندازیم جلو
.از مرگ هم نمیترسیم
.زود باشید و صد بیلیون ین آماده کنید
.خب اول باید یه تهبندی بکنیم
...ریو
.یه نفر داره نزدیک میشه
از پرسنل دولت ژاپنه؟
،مشخص نیست
.ولی به نظر حرفهایه
.عجب-
سارا؟-
صدام رو میشنوی سارا؟
.برنامه عوض شده
.باید ماموریت رو سرعت بدیم
.میخوام واسه دولت یه پیام بفرستم
.بله الان
،دفعهی دیگه که باهاتون تماس گرفتن
.تا میتونید مکالمه رو طولانی کنید
همونطور که گفتم، یه نفر داره .با رادیو سارا رو کنترل میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.