Les 200 premières lignes.
گـروه تـرجـمـه ايران فيلم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـيـلــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايــران فــيــلــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـــران فـــيـــلـــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايــــران فــــيــــلــــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـــــران فـــــيـــــلـــــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـــــــران فـــــــيـــــــلـــــــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايــــــــران فــــــــيــــــــلــــــــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـــــــــران فـــــــــيـــــــــلـــــــــم تـقـديـم مـي کـنـد
قــســمــت 18 از فــصــل 8 "باباي "کــواگــمايــر
خيلي خوب ، من دارم ميرم
خوب ، ما ميدونستيم اين روز ميرسه
هر جا ميري شانس همراهت باشه
مراقب خودت باش ، رفيق
اگه خواستي بهمون زنگ بزن
اگرم نخواستي مراقب خودت باش
من فقط واسه چند روز دارم ميرم
اوه - اوه ، باشه -
آره يه سمينار در مورد خلق
واقعا ؟ يعني واسه شما اينقدر آسون مي بود ؟
چي ؟ - شما فکر کردين من دارم واسه ي هميشه ميرم -
و فقط گفتين " مواظب خودت باش " ؟
منظورتون از اين کار چي بود ؟
بــرايــان" بي خيال" تو که واسه هميشه نميري
فقط داري واسه چند روز ميري
چي ميخواي ؟ ميخواي برات مهموني بگيريم ؟
ميدوني چيه ؟ مهم نيست
بــرايــان" گوش کن ،بايد قبول کني" تو يه سگي
تنها دليلي که نام خونوادگيت "گــريــفــن" ـِ واسه قشنگيه
و فقط از طرف خونواده ي ماست و هيچ منشا قانوني اي نداره
آره ، و يه روز وقتي که آماده بودي
ميري يه جاي دور و ميميري
و ما براي اون روز آماده ايم
، آره خوب به هر حال سمينار در "نيو هون" راجع به خلق
سريال يه نفره ي اينترنتيه
که به شدت به اون چيزي که تو نظرمه ميخوره
اينم يکي ديگه از اون کلاسايي نيست که بايد
چک پول ثبت نام رو مستقيم به نام معلم بنويسي ؟
الان راضي شدي ؟
از حرفي که زدي راضي شدي ؟
ديگه برو ديگه اه
نکنه ميخواي قوطي سکه ها رو بيارم ؟
بچه ها من يه خبر عالي دارم
پدرم داره مياد منو ببينه
اوه - زنا رو مخفي کنين -
پس بالاخره قراره که
مرد هزار کير رو ببينيم
درسته. اگر فکر ميکنين من آدم ماجرا جوييم
پدرم شيرين تر از "کريستي الي" هم تور کرده
!چي ؟
به هر حال نيرو دريايي داره بهش نشان افتخار ميده
و همچنين مدال امسال ناوگان
به خاطر شجاعتاش تو ويتنام
واو تو بايد بهش افتخار کني
معلومه که ميکنم اون موقعي که داشتم بزرگ ميشدم برام مثل يه قهرمان بود
ميدوني قهرمان من کي بود ؟
" آکوآ من " "و شخصيت حقيقي مخفيش ، "آرتور کوري
! " واو تو جون مارو نجات دادي " آکوآ من
فقط به وظيفه ام عمل کردم
آرتور کوري" ؟"
تو " آکوآ من " رو نديدي ؟
اون همين الان اينجا بود
اوه لعنتي نديدمش
يادمون رفت ازش تشکر کنيم
من فکر کنم اون خودش فهميد
هي بچه ها بياين تو
بابا ! اونا اومدن
اوه سلام بچه ها
هي گلين آهنگ ورودي بابا رو پخش کن
او آره يادم نبود
بچه ها اينجا رو
* بوت هاتون رو پوشيدين ؟ *
* قدم رو *
هاها ! بابا ي منه ديگه
هيچکي نميتونه مثل ستوان فرمانده "دن کــواگــمايــر" برقصه
بدر اين "جــو" ـِ اينم "پــيــتــر" ـِ
! "جــو" و "پــيــتــر"
تو کدومي ؟ - پــيــتــر" قربان" -
خودتو نيگا
عجب هيکلي حتماً خيلي خوش خوراکي ، "پـيـت" ؟
مي خواي با هم هم غذا بشيم ؟
نه قربان فکر نکنم شما دلتون بخواد قربان
من اگه ميتونستم بلند ميشدم و بهتون سلام نظامي ميدادم اگه ميتونستم ولي اين بهترين کاريه که در توانمه
قبولت دارم
و يه سلام خوشگل ماماني هم ميفرستم براي تو دوست خوبم
براشون از اون موقعي که
پشت خطوط دشمن مجبور شدي از هواپيمات اجکت کني بگو
مي گم ولي قبل هر چيز من يه سفر طولاني داشتم
اين ملوان پير به يه گيلاس "کازمو" احتياج داره
!يه "کازمو" ؟
هي فکر کنم يه چند تايي اين دور و بر باشه نه ؟
باشه الان واست يکي درست ميکنم تو براشون تعريف کن
اوه خيلي پسر نازيه
خوب به هر مورد من اون روز رو مثل ديروز يادمه
صبحش موهام رو کوتاه کرده بودم
واسه بار اول بود که تو اونجا
واسم يه مدل درست حسابي زدن
که يه هو دستور گرفتيم
و درست مثل هميشه
کلاهم رو گذاشتم سرم
يادمه که آسمون به رنگ کهربايي بود
باد شمالي اينقدر ملايم بود که ميتونستي آستين کوتاه بپوشي ولي خيلي هم گرم نبود
که عرق کني من از تعريق حالم به هم ميخوره
اوه ببخشيد تصحييح کننده ي خودکار متن تلفنم بود
ولي به هر حال طرف گِي ـه
بــرايــان" ، حوصلم سر رفته"
کي بر ميگردي ؟
"زود بر ميگردم "اســتــويــي
و بايد بهت بگم اين سمينار عاليه
من دارم به مطالب زيادي رو ياد ميگيرم
وقتي برگشتم همه چيزو تعريف ميکنم
بعدا باهات تماس ميگيرم - ! "يه يه يه لحظه "بــرايــان -
ميخواستم يه مورد ديگه اي رو هم بهت بگم
چي ؟
نامه ها امروز به طور مشکوکي دير رسيد
خوب باشه من کار دارم
اوه يه لحظه ديگه
راجع به او چيزي که اونجاست بهت گفتم ؟
اســتــويــي" نميتونم اون چيزي رو که بهش اشاره ميکني ببينم"
من بايد برم خدا حافظ
به هر حال خودت از دستش دادي
اون چيز اونجا يه کم جالب بود
ها ؟ يه فضايي با دامن علفي
که با مشعل شعبده بازي ميکنه
آره
خيلي خوب کارت تمومه گمشو
اســتــويــي" بيا وقت خوابه"
اه .. برو واسه خودت يه کار پيدا کن
پــيــتــر" خونه چيکار ميکني ؟"
فکر کردم الان خارج شهر
با "کــواگــمايــر" و باباشي
لــويــيــس" باورت نميشه"
باباي "کــواگــمايــر" گِـي از آب در اومد
چي ؟ ! کــواگــمايــر" که در اين مود هيچوقت چيزي نگفته بود"
فکر نکنم اون بدونه
.. انگار که هنوز نفهميده باشه
واقعا ؟ پس از کجا فهميدي گِي ـه ؟
چيزاي کوچيکه زيادي هست
مدل حرف زدنش رفتارش
رو داشت "Sex and The City" تازه ست کامل فيلم هاي
گذاشته بود تو شرتش
پــيــتــر" اون اينکار رو نميکنه"
باشه به هر حال ست کامل فيلمها رو داشت
در مورد قسمت دومش
خواستم نمک بريزم
خوب شايد بايد در اين مورد بري و با "گـلن" صحبت کني
منظورم اينه که خصوصا چون اون خودشم ايده اي نداره
من ميتونم حرف بزنم
ولي مطمئن نيستم کمک بکنه اون کاملا انکار ميکنه
مثل افرادي که تا خرخره تو قرضن
خوب عزيزم من سطح اعتبارمون رو افزايش دادم
و همه ي پس اندازمون رو هم دادم
فکر کنم واسه يه ماه ديگه برامون تايم بخره
باشه اين عاليه عزيزم
ماه بعدش ميخوايم چيکار کنيم ؟
! بزار بگم چي کار نميکنيم
مجبوريم به بچه هامون شليک کنيم و بعدشم خودمون رو بکشيم
من تا اون موقع هم کنارت ميمونم
فکر نکنم کار ديگه اي هم بتوني بکني
سلام "پــيــتــر" ، چه خبر ؟
"سلام ، "کــواگــمايــر پدرت خونست ؟
خوب چي بگم اون رفته جنده خونه يه کم حال کنه
به هر حال خوشحالم که اومدي
پدرم گفت که بهتون بگم که اون خيلي خيلي خوشحال ميشه که
تو و "لــويــيــس" هم تو مراسم ترفيعش شرکت کنين
آره آره حتما
اوووم هي يادته ديروز وقتي ديديمش
و اون شروع کرد رقصيدن
اوه ، آره خيلي خنده بود ، نه؟
نه اون خنده نداشت - اوه خداي من -
مردک مضحک
اون خنده دار نبود ، اون خده دار نبود اون کار رو گِـي ها ميکنن
چي ؟
خوب من فکر ميکنم پدر تو گِـي باشه
!گِـي ؟
! پس ما هممون بايد گِـي باشيم
کــواگــمايــر" نميتوني ببيني ؟"
چيو ببينم ؟ دارم ميبينم
که تو حسوديت شده
آره باباي تو يه عياش مسته و باباي من يه قهرمان
ببين تو خواهي ديد
تو مراسم تو خواهي ديد که چه مرد بزرگيه
و چه قدر همه تو ارتش بهش احترام ميگذارن
بابا نيگاه کن
اينجا همه براي احترام به تو اومدن
اوه پسرم دروغ نگم حس خوبي داره
"دن کــواگــمايــر"
! "والي" از ديدنت خوشحال شدم
اين پسر من "گـلـن" ـِ
"از ديدن تو هم خوشحالم "گـلـن
تو بايد واقعا به پدرت افتخار کني
اوه من ميکنم قربان
خدمت همراه با اون برام افتخاري بود
بيا "دن" بريم يه نوشيدني بزنيم
هه هه ملاقات دوباره با تو عاليه
حالا به موضوع خودمون برگرديم
محاصره شده با مني
" مني "
ميبيني "کــواگــمايــر"؟ بهت که گفتم اون گِي ـه
"خفه شو "پــيــتــر
No comments yet. Be the first to leave one.