Informations sur la version

Men Are Men E03[@AirenTeam]
To All The Guys Who Loved Me E03[@AirenTeam]
Un commentaire de AirenTeam
کانال تلگرامي ما:@AirenTeam

Tags

other
Publié le: 2020-07-15
Téléchargements: 7
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

تو و آقای هوانگ میخواین با هم زندگی بکنین؟

اره

...پس داری میگی شما دو نفر

...منظورم اینه که

...دوتاییتون میخواین توی یه خونه

بخورین و بخوابین؟- دقیقا-

بیا بریم بالا، میخواستم به کار بگیرمت

به خاطر همین وسایلمو باز نکردم

اها، باشه

تا-دا

چیه؟

از سیر تا پیاز ماجرا رو برام تعریف کن ببینم چی شده

زود باش- ،بعد از این که رفتی-

منشی نام بهم زنگ زد

...بهم گفت توی اون استودیو یه مشکلی پیش اومده

و به این آدرس جدید برم

اون آدرسی که گفته بود اینجا بود و تمام

بازم، چطور میتونی همینطوری قبول کنی و وسایلتو باز کنی؟

،منم اولش خیلی شکه شدم

ولی اونقدرام بد نیست

یه کتابفروشی بزرگ و یه کتابخونه این نزدیکیا ست

به علاوه، این خونه ام خیلی خوبه

ولی بازم، این درست نیست

،اون یه غریبه اس و اینم نگم که مدیرعامل شرکتمونه

تصور کن چقدر معذب کننده میشه

میتونیم به هم نزدیک بشیم

،وقتی داریم شام میخوریم از این در و اون در صحبت میکنیم

و میتونیم با هم فیلم ببینیم

،و شب که شد

میتونیم با هم نوشیدنی بخوریم

برای چی میخوای اینکارارو با آقای هوانگ بکنی؟

چرا نتونم؟

نمیگم نمیتونی

فکر میکردم ازش خوشت نمیاد

،اولین دیدارمون بد بود

ولی بعد از حرف زدن باهاش، آدم جذابی به نظر میومد

جذاب؟

اینجوری نکن، بیا بریم خونه من

،پیدا کردن یه استودیو سخت نیست

پس میتونیم تو یه هفته یه جای جدید پیدا کنیم و بعد بریم

اسباب کشی دوباره خیلی خسته کننده و عذاب آور میشه

باید برنامه پروژه امو هم بریزم

فقط همینجا میمونم

نه، نمیتونم بذارم اینجا بمونی

خدای من

داره دیرم میشه

چرا قبل از این که بری یه چیزی نمیخوری؟

آقای هوانگ، نمیدونستم میتونین آشپزی هم کنین

خب، نمیشه اسمشو گذاشت آشپزی

اینا غذاهای ساده این

باید به آشپزیتون افتخار کنین

پس زود به زود برات آشپزی میکنم

ممنون

...شایعه هایی هست که میگه

هوانگ جی وو گیه

متاسفم‌ که وسط غذا خوردن اینو میگم

ولی میخوام

کنارتون بشینم، آقای هوانگ

یهویی؟ چرا؟

راستش من به فنگ شو اعتقاد زیادی دارم (یک فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیدا کردن دکوراسیون مناسب اشیا در اماکن استفاده می‌شود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به‌طور کلی انرژی مثبت داشته باشد)

واقعا؟- مخصوصا-

جلو آب و کوه در پشت

همونطور که میبینید، این طرف جریان آب

و این طرف کوهه

این بهترین نقطه این خونه ست

که اینطور

زود باشین بخورین

از غذا خوشتون نمیاد؟

چی؟ نه

خوشمره اس

خوشمزه اس

حالتون خوبه؟

اره

مدیر عامل هوانگ

...چرا از اشتراک خونه اتون

با آقای پارک منصرف نمیشین؟

فک کنم میخواد خودشو بهتون تحمیل کنه

منم برای کار خیلی میرم و میام

نمیخواد نگرانش باشی

بهت یه کلید کارت مجزای خونه رو میدم

اره، خیلی خوب میشه

زنگ زدن و باز کردن در خیلی‌ تو زحمت میفتین

چی؟

میکشمت

خب، این یه موضوع جدیه

آقای پارک معمولا تا دیر وقت روی وبتونش کار میکنه

ممکنه توی پذیرایی و آشپزخونه باشه و سر وصدا بکنه

بعدش شما موقع استراحت اذیت نمیشین؟

خداروشکر، منم عادت ندارم صبح زود بخوابم

وقتی داری تا دیر وقت کار میکنی بهت خوراکی آخر شبی میدم

ممنون، مدیر عامل هوانگ

هی، اومدی

کلاست همین حالا تموم شد؟

نه، باید با یکی از والدین حرف میزدم

اینجا آکادمیه، نه مدرسه

ولی این والدین همش دستور میدن

زندگی بخور نمیر داشتن بیشتر دستوریه

احیانا، نمیخوای دوباره ازدواج کنی؟

توی محل کار شوهرم یه کیس خیلی خوب طلاق گرفته هست

خب، همسر قبلی منم خیلی خوب بود

ولی ازش طلاق گرفتم چون خانواده اش خوب نبودن

دوباره گولشو نمیخورم

خب، با قرارگذاشتن باهاش مشکلی ندارم

مین جانگ، حرفی نداری به من بزنی؟

یه غذای جانبی دیگه سفارش بدم؟- !غذا نه -

چرا با یه پسر خوب آشنام نمیکنی؟

...خدای من، اون

.... بعد از دیدن عکس جین آه که دفعه قبلی

توی شبکه اجتماعی پستش کردم، میخواست باهاش قرار بذاره

اوه، راست میگه، این هفته قرار از پیش تعیین شده نداشتی؟

درسته- حتی قبل از این که همو ببینیم، ردم کرد-

مشکلش جیه؟

از استودیوت خوشت میاد؟

آه، بهترینه

شماها خیلی نزدیک به نظر میاین

،به خاطر یه مشکل خانوادگی

پدر و مادرش منو به فرزند خوندگی قبول کردن و از وقتی بچه بودم منو بزرگ کردن

برای توصیف رابطه امون، " نزدیک" کلمه مناسبی نیست

پس شما مثل خواهر و برادر برای هم میمونین

خب، اینم نمیشه گفت

اون سو هیون جو ئه و من پارک دو گیوم

به هر حال، بهتون غبطه میخورم

من به خواهر برادرام نزدیک نیستم

پس من برادر کوچیکت بشم؟

فکر کردم ازم خوشت نمیاد

خدایا، چطور میتونم؟

چون ازت خوشم میومد قبول کردم بیام اینجا

راستش من فکر کردم شما از من خوشتون نمیاد

،اگه ازت خوشم نمیومد

برای استودیوت خونه امُ به روت باز نمیکردم

راست میگین

یا ممکنه یه انگیزه درونی از این کار داشته باشید

امکان نداره

برای مدت زیادی تنها زندگی کردم

فکر کردم داشتن یه هم اتاقی خیلی خوب میشه

اها، که اینطور

امیدوارم بتونیم خوب با هم کنار بیایم

به همچنین

،میدونستم یه حادثه رخ میده

ولی نمیدونستم انقدر زود اتفاق میفته

نه بابا، چه حادثه ای

پس، چیه؟

مدیر عامل شما و دو گیوم شروع کردن با هم زندگی کردن

و اون عاشق دوگیومه

کم از خودت حرف دربیار- صبر کن-

چرا دوگیوم با کمال میل قبول کرد که بره اونجا؟

چی؟- این بیشتر گیجم میکنه-

بدون هیچ دلیل مشخصی قبول کرد بره اونجا

راست میگی

...یعنی دوگیوم هم

!هی!نه،درست نیست،عمرا

من از دوره جوونیش تاحالا دارم باهاش زندگی میکنم

اگه اینطور بود من میدونستم

نه،تو نمیدونستی

دوستم پارک جین کیو رو میشناسی؟

همون که اعلام کرد همجنس بازه؟

...آره هیچکدوم از دوستای صمیمیش

حتی مامان باباش هم اصلا خبر نداشتن

فهمیدنش غیرممکنه اگه خودش بخواد مخفیش کنه

هی،خدا وکیلی.حتی اگه دوگیوم از مردها خوشش بیاد

من چیکار میتونم بکنم؟نمیتونم هیچی درباره ش بگم

زندگی خودشه و اون همینه که هست

پس به اینکه اون با رئیست قرار بذاره اهمیت نمیدی؟

چرا نتونه اینکارو بکنه؟

!نمیتونه!آقای هوانگ فوق العاده پولداره

فکر میکنی اون میگه که همجنسبازه؟

اون بزرگتره،پس احتمالا یه قرار ازدواج داره

پس چه اتفاقی برای دوگیوم میوفته؟

معشوقه ش؟- معشوقه؟-

آرزوی مرگ داری؟- ساکت شو-

هی.صحبت کردن درباره ش هیچ فایده ای نداره

...باید به فیلم های پورنی که دوگیوم

توی کامپیوترش سرچ کرده و توی تاریخچه جستجوش هست،یه نگاه بندازی

باید بفهمی از چه راهی حال میکنه

حق با توئه.همه چی اوکیه تا زمانی که دوگیوم از مرد ها خوشش نیاد

هی،یه نقشه ای دارم.باید برم

فعلا

فایتینگ

این چیه؟

0, 9, 8, 7, 6, 4...

چیه؟پسوورد رو عوض کرده؟

9. 0, 8...

جین ا

چرا این ساعت خونه ای؟

چیه؟داشتم میرفتم بیرون دستکش هارو یادم رفت

چی کشوندتت اینجا؟

داشتم رد میشدم

چی؟

اینجا خونمه.تو ام طبقه پونزدهمی

داشتم توی طبقه ها قدم میزدم و ورزش میکردم

خدایا،گرمه

داشتم راه خودمو میرفتم و ورزش میکردم؟انقدر کارم اشتباهه؟

نه

خدایا- جین ا،عزیزم-

یادت نمیاد یه سال پیش برگه های طلاق رو امضا کردیم؟

دیگه منو عزیزم صدا نکن

اگه باز بگی،لبات رو بهم میدوزم

چیه؟چرا اومده؟

سلام- سلام-

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left