Les 200 premières lignes.
پرتو سبز
دوشنبه، ۲ ژوئیه
فکر نمیکنی اون موقع هم هوا خیلی گرم باشه؟
منظورت ماه اوته؟
نه، قابلتحمله، اصلاً مثل قاهره نیست
منظورم اینه که، دو سه هفته زودتر بهم خبر بده و
یه لحظه، لطفاً
دلفین، با تو کار دارن
سلام، خوبی؟
خیلی عالیه! خوشحالی؟
پس هر سه نفرمون میتونیم بریم
چی میخوای بهم بگی؟
داری منو قال میذاری، همینه؟
دو هفته مونده به تعطیلات، واقعاً ستمه
حالا من باید چیکار کنم؟
این واقعاً... به نظرم خیلی نامردیه. متأسفم
خداحافظ
سهشنبه، ۳ ژوئیه
مانوئلا
سلام دلفین. چطوری؟
چشمام درد میکنه
میشه بریم یه جای دیگه؟ اینجا چشمامو اذیت میکنه
ببخشید، ولی بیا بریم توی سایه
چی شده؟
چیزی شده؟
آره، حتماً یه چیزی هست
مگه چی شده؟
کارولین دیشب بهم گفت که با من نمیاد تعطیلات
میخوای چیکار کنی؟ نمیدونم
با یکی دیگه برو
کسی نیست. حداقل فعلاً که کسی نیست
بالاخره یه کسی رو پیدا میکنی
توی دو هفته؟ بعید میدونم
مطمئنم میتونی پیدا کنی
آدمهایی رو توی دو هفته
کی؟
نمیدونم
تو با کسی میری؟
با آنتوان
یه پسره هست که خیلی دوست داره باهات بیاد
کی؟
اون یه خونه ویلایی بزرگ برای تو داره
کی هست حالا؟
رائول
دیوونه شدی؟ رائول؟
گوش کن، اون واقعاً آدم جذابیه
باشه، پس تنها برو
تنها رفتن خیلی سخته
حتماً اونجا با چند نفر آشنا میشی
کجا؟ تو اصلاً متوجه نیستی
نمیدونم
برو پیش مادربزرگم توی اسپانیا
آره، جدی میگم. شوخی نمیکنم
اون یه خونه بزرگ لب ساحل داره. یه اتاق بهت اجاره میده
توی شهره؟
توی یه روستای کوچیک
باید در موردش فکر کنم. تنها توی اسپانیا
با توریستها آشنا میشی
من اصلاً آدم ماجراجویی نیستم
دقیقاً نکتهش همینه، امسال باید امتحانش کنی
ممکنه با یه پسری آشنا بشی که ازش خوشت بیاد
این یکی چطوره؟
باید ازش خوشت بیاد. خوشتیپه
شاید یه ذره کثیف و شلخته باشه، ولی فوقالعادهست
اون عضلات ساق پاش رو ببین
چهارشنبه، ۴ ژوئیه
آبپرتقال میخوری، پدربزرگ؟
عجیبه، نه؟ چی؟
هوای عجیبی برای ماه ژوئیهست. اصلاً گرم نیست
تو توی تعطیلات چیکار میکنی؟
هیچی. بازنشستهام، مستمریبگیرم
پس به خونه میرسم. تنها کاریه که دارم
هیچوقت از پاریس بیرون نمیری؟
هیچوقت
قبلاًها دو ماه میرفتم کوهستان
درست همین طرف مرز سوئیس
تا حالا شده خیلی از ماه اوتها رو توی پاریس بگذرونی؟
خیلی دیر شروع کردم به تعطیلات رفتن
چون خیلی سختکوش بودم
اولین باری که دریا رو دیدم، حدوداً ۶۰ سالم بود
وقتی تنهایی کار میکنی، زیاد نمیتونی بری تعطیلات
راننده تاکسی بودم، که اجازه نمیداد دو ماه برم تعطیلات
بعدها تعطیلات طولانی میرفتم
توی خونهی یه بنده خدایی توی روستا
از دامها مراقبت میکردم و
به باغ میرسیدم، و دو ماه اونجا میموندم
کوههای آلپ رو دوست داشتی؟
نه، نداشتم. چرا؟
اونقدر به رانندگی توی پاریس عادت کرده بودم
که اون درهها منو میترسوندن
یه پاریسیِ اصیل! یه پاریسیِ واقعی
پاریس قشنگه. موندن توی پاریس لذتبخشه
اینجا هر چی برای گشت و گذار بخوای هست: یه پارک بزرگ
ولی نه طبیعت داره نه دریا
دریا نداریم ولی رود سن رو داریم! همون حکم رو داره
نه، این کافی نیست
چرا هست! برای من، رود سن
کی به دریا نیاز داره؟
من تا مچ پا میرم توی آب و میترسم. شنا بلد نیستم
پنجشنبه، ۵ ژوئیه
و توی تابستون؟
آره، گاهی بارون میاد ولی اونم قشنگه
ما بیشتر به خاطر این میریم اونجا که آلاریک از گرما متنفره
پس جاهایی رو ترجیح میدیم که زیاد گرم نباشن
چطوری میرید؟ کجا؟
کمپ میزنیم
اگه بارون بیاد چی؟
اگه بتونی میری توی یه مسافرخونهی کوچیک
ولی که همیشه بارون نمیاد
ما ماه ژوئیه و اوت میریم. ایزابل
بهتر از من میدونه
که بارون میاد یا نه. من توی ژوئیه رفتم
و هوا خیلی خوب بود
اگه شانس بیاریم، شاید این بار هم هوا خوب باشه
یعنی همینطوری با چادر و دنگ و فنگش پا میشید میرید اونجا؟
آره، چطور مگه؟
اونجا اجازه داری هر جایی چادر بزنی. مثل فرانسه نیست
محلهای مخصوص کمپ کمه
ساحل غربی دستنخوردهست و راحت میشه اونجا کمپ زد
آیا مردمش مهربونن؟ میتونن
توی زمینهای مردم چادر نمیزنید؟
از هر کسی که اون دور و بر باشه اجازه میگیریم
و مردمش مهربونن؟
خیلی زیاد. اصلاً مشکلی نیست
اون خیلیهاشون رو میشناسه
آدرس و همهچی داریم
اون کلی آدم میشناسه که میتونیم بریم پیششون
همیشه یکی پیدا میشه
ما همهجا آدم میشناسیم. تازه، ایزابل هم هست
دوبلین بهترین جاش نیست، نه؟
عزیزم، خوشحالی که میری؟
تا حالا ایرلند رفتی؟
نه، هنوز نه
جاهای خارجی رو دوست داری؟
نه، خوشم نمیاد
ولی ایرلند یه کشور خارجیه
نمیخوام برم یه جای خارجی
پس چرا میخوای بری ایرلند؟
چون کشور قشنگیه
از کجا میدونی قشنگه؟
ایزابل بهم گفته
اوه، خب، اگه ایزابل بهت گفته
اونجا بارونیه. این نمیترسونتت؟
دلفین، بیا به ما سر بزن
توی دوبلین، همین تابستون
مامان اومد پیشمون، کلود و دومینیک هم دارن میان
کل خانواده، غیر از تو
نمیدونم
تابستونها کشورهای گرم رو ترجیح میدیم که یه کم آفتاب بخوریم
دلم خورشید و این چیزها رو میخواد
به خاطر تو نیست، یه وقت دیگه میرم
ولی ماه اوت دلم میخواد دریا رو ببینم و شنا کنم
برنزه بشم و از این حرفها
مگه نه، عزیزم؟
تو هم دوست داری. خب خوبه! منظورم اینه که
من ایرلند رو دوست دارم
میخوای بری؟
منم یه روزی میرم، ولی نه به این زودیها
باید به ژان-پیر زنگ بزنم. ببینیم چی میشه
جمعه، ۶ ژوئیه
سلام، ژان-پیر
ممنون که زنگ زدی
میخواستم بپرسم میتونم یه مدتی برم "آنتیب"؟
فکر میکردم توی کوهستانی
در اون صورت نمیشه، نه؟
آره، حالم خوبه
خیلی ممنون! تنهای تنها توی کوههای آلپ؟ داری شوخی میکنی؟
قرار بود برم یونان ولی کنسل شد
نمیدونم، شاید با بابی برم ایرلند
پس داری میری "ریویرا". معمولاً این کار رو نمیکردی
یکشنبه، ۸ ژوئیه
ارتباطت رو با خودت و دیگران دوباره پیدا کن
جلسات گروهی و خصوصی
من تنهایی رفتم فلورانس
چرا تنهایی نمیری تعطیلات؟
حوصلهسربره
نمیخوام. یه بار تنها رفتم، اصلاً خوشم نیومد
تنها رفتن خیلی عالیه
شوخی میکنی؟ من امتحانش کردم. یه بار رفتم "نیس"
غیرقابلتحمل بود
میتونی با آدمهای جدید آشنا بشی
با هیچکس آشنا نشدم
منم همینطوری با آنتوان آشنا شدم
توی پاریس با کسی آشنا میشی؟
نه زیاد
ولی خودت نمیخوای
چرا، میخوام
چرا با یه تور گروهی نمیری؟
دیوونه شدی؟ چرا؟
واقعاً که، بئاتریس
مگه جبهه داری؟
گروهها چه مشکلی دارن؟
پاک دیوونه شدی! داری به من حمله میکنی؟ لعنتی
حمله نیست. ولی باید از این تنهایی فرار کنی
نمیتونی همینطوری ادامه بدی
هیچکس نمیتونه تا ابد تنها زندگی کنه
ببین چقدر غمگینی
من غمگین نیستم. این چه حرفیه! خودت هم هستی
من خوبم. حالم اوکیه، غمگین نیستم
ولی تنهایی، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.