Les 200 premières lignes.
ولی امروز شنبهاس
واقعا؟
پس از همهی تروریستهایی
که دنیامون رو تهدید به نابودی میکنن
درخواست میکنم مرخصی بگیرن
منظورم اینه که برنامه داشتم روزم رو با ایجی بگذرونم
ایجی کیه؟
دخترم - آه، بچهها -
،زمان خیلی سریع میگذره
ولی همهامون داریم فداکاری میکنیم
ببخشید، پیشخدمت؟
توی نوشیدنی بعدیم شامپاین بیشتری بریز
.آره. یادم بنداز ببینم فداکاری تو چیه؟
همین که شنبه دارم بهت زنگ میزنم
.یه دریافت بستهی سادهاس فوقش یه ساعت وقت میگیره
...مخصوصا با - نه، نه، نه -
لطفا نگو
مامور آرچر پشتیبانته
آرچر اونم روز شنبه؟
یعنی فردای شب جمعه؟
من که مشکلی نمیبینم
مشخصه. هنوز باهاش حرف نزدی؟
راستش نه
به دلایلی گوشیش رو جواب نداده
"آره، "به دلایلی
هی، آرچر
نه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
آره، دوش لازم بود، لانا
شبی پر از مایعات بود
اولا، حالم به هم خورد - واقعا همینطور بود -
دوما، عجله کن
یه روز کامل با ایجی برنامه ریخته بودم
جزیرهی کُنی، چایخونهی باکلاس
پوست مرطوب ولی محکم خود به خود شکل نمیگیره، لانا
از ده مرحله توی مرحلهی دوم هستم
هی، اونجا سنگ پا میبینی؟
فابین میخواد یه متخصص مذاکره رو برداریم
اسم رمزیش "دلال" هست
،با همهی کلهگندهها کار کرده
مافیا، یاکوزا، دیکتاتورها، پلیسهای فاسد
!پلیسها
دیشب یه جریانی با پلیس داشتم
!یوهو! اسب پلیس
آره، امکان نداره همچین اتفاقی افتاده باشه
پس این پینههای حاصل از زوبین رو توضیح بده
بگذریم، دلال مدت زیادی
،رابط بین گروههای جنایتکار بوده معنیش اینه که از همهاشون
.اطلاعات داره ،ولی حالا داره بازنشسته میشه
واسه همین همهاشون میخوان واسه اطلاعات ،شکنجهاش بدن و بعدش بکشنش
معنیش اینه که دوش گرفتنت ممکنه به بهای جون یه نفر
و روز من و ایجی تموم بشه
آهای؟
شرمنده، مرحلهی پنج شستن صورته
پس بیا بپریم به مرحلهی ده
موضوع مهمی نیست، رابرت
فقط ایجی رو به جای خونهام ببر به شرکت
موضوع فاصلهی فیزیکی نیست، لانا
فاصلهی احساسی کار کردنت
به جای وقتگذرونی با ایجیه
من کار نمیکنم
فقط میخوام به ایجی نشون بدم مامانی کجا کار میکنه
حتی اگه حرفت واقعی بود هم افسردهکنندهاس
خفه شو - اون آرچره؟ -
...نه، اون - هی، رابرت -
،میخوام بهت یادآوری کنم
همین سالها هستن که شخصیت ایجی رو تشکیل میدن
...یه روزی به گذشته فکر میکنی و آرزو میکنی
آرزو میکنم که بهم نگی چطوری مادری کنم؟
موافقم
...پس حالا که داری کار میکنی
...راستی خوشم اومد به رابرت دروغ گفتی
دقیقا کی داره از ایجی مراقبت میکنه؟
واقعا؟
...آره، پم، واقعا متاسفم
نه، منظورم اینه، این خیلی عالیه
خاله پم قراره کلی برنامهی عالی بچینه
،نمیخوام ادای خانم فریزل رو در بیارم ولی شاید یه اتوبوس هم بدزدم
فقط یه ربع دیگه توی شرکت باش، باشه؟
...و یه چیز دیگه
...سلام، پم. کجا - لانا طبقهی بالاست -
فقط من رو فرستاده پایین تا ایجی رو ببرم بالا
پیش لانا، که معلومه بالاست
خودش چرا نمیتونه بیاد پایین؟
...اون
پریود شده
،چند روز زودتر از همیشه شده
پس به گمونم اصلا آماده نیست
ایجی، آمادهای با خاله پمی بیای؟
نه، نمیخوام اینطوری صدات کنم
روی حد و مرزها کار میکنیم
اشکالی نداره
باید لقبم رو به دست بیارم
!با برنامههامون
برنامهها با لانا؟
حتما
خیلی خب، دلال اونجاست
،ولی فابین میگه توهم توطئه داره ...پس نترسونش یا
!هی، دلال دلال، اینجاییم
لعنت بهت، آرچر
واسه زرنگبازی در آوردن زیادی خمارم، لانا
تو دلالی یا احتمالا "دلال" معروف؟
بستگی داره کی میپرسه
ابهام، چه باحال
سلام، ببین، به دستور فابین اومدیم
دستور؟ یکی شما دو تا رو مجبور کرده کار کنین؟
!چه بد - نذار بحثش رو باز کنم -
کلی برنامه با دخترم داشتم
منم دیشب رو جوری برنامه ریخته بودم
که نزدیک استخری از استفراغ غش کنم
و نه داخلش - !چه وحشتناک -
با هردوتون احساس همدردی میکنم
...اشکالی نداره. فقط
وایسا، چطوری وارد این بحثها شدیم؟
فابین میخواد تو رو ببریم پیشش
اوه، فابین شما رو فرستاده
عذر میخوام
،میدونین، به عنوان یه مذاکرهکننده
اغلب کاری میکنم مردم در مورد خودشون حرف بزنن
تا حواسشون پرت بشه تا راحتترین راه فرار رو پیدا کنم
"اسمش رو گذاشتم "زود پسرخاله شدن
وایسا، پس واقعا باهام حس همدردی نمیکردی؟
نه، با شما واقعی بود
ولی کلی آدم دنبالم هستن
باید تا میتونم مراقب باشم
،حالا که حرفش شد من و فابین یه اسم رمزی داشتیم
اسم رمزی؟ یه لحظه
اوه
احتمالا سخته که این اطلاعات رو گیر بیارم
من یه عبارت رمزی دارم
"این یه کار یه ساعته بود و یه تفنگ دارم"
.آرچر! ولی آره، شرمنده عجله داریم
بچه داری؟ - !نارنجک فلشبنگ -
لعنتی
فرار کرد - انگار برام مهمه -
تنها قانون من چیه؟ - خبری از نارنجک فلشبنگ نباشه -
خبری از نارنجک فلشبنگ نباشه
متخصص گوش و حلقم گفته
اگه تا 50 سالگی کر نشم شانس آوردم
!اوناهاش داره میره ایستگاه قطار
چه مرگته؟
هی، رفیق، من باید عصبانی باشم
این موتورت خیلی قراضهاس
ای خدا، نباید این ریلها رو جوری بسازن که با موتور بشه رد شد؟
!لعنتی. هی
کسی یه مرد کوچیک شرور ندیده؟
قدشه اینقدره؟ حس زرنگبازی از سر و روش میباره؟
...لانا؟ تو چطوری
سوار قطار شدم، آرچر
"به این میگن "توی کار حرفهای بودن
اوه، اینی یکی باحاله
اسم حیوانات رو به زبان انگلیسی
و اسپانیایی یاد میده
،"واسه خوک نوشتن "پوئرکو "ولی تو اسپانیایی بیشتر بهش میگن "سردو
!چه باحال این یکی کتاب رنگآمیزیه
پم، مادرم کی میرسه اینجا؟
پم؟ ایجی؟
سیریل؟ تو چرا اینجایی؟
،میخواستم تموم شب رو کار کنم
.ولی وسط روزه وسط روز رو کار میکنم
چرا اینقدر لباس راحت پوشیدی؟
باشه، پم، مچم رو گرفتی
بعضیوقتها آخر هفته میام سر کار
ولی اگه بخوام میتونم مسخرهبازی دربیارم
...خب، چرا پس
فکر اینکه توی زمان کاری واقعی
مسخرهبازی دربیارم، من رو به وحشت میاندازه
ضایع
میخوام یه کار دیگه بکنیم
مثلا با یه عروسک خوشگل بازی کنیم؟
!آخ
محض اطلاعت، داره روی حد و مرزها کار میکنه
حد و مرز خیلی خوبیه
.باعث شد یه فکری به سرم بزنه !برنامهریزی
خب، چیزی بکه باید درک کنین اینه که
،من یه دوندهی ماراتون آماتورم
پس واسم راحته که از دست بقیه فرار کنم
شاید از آدمهای عادی، ولی از من نه
کسی این رو میگه که الان از دستش در رفتم
سوار قطار شدن که حساب نیست
،کافیه. شرمنده که دنبالت کردیم
ولی واقعا واسه فابین کار میکنیم
فقط شنبهها سخت میشه گیرش آورد
باید خیلی خوب باشه - ،خب، هنوز زندهام -
ولی ترجیح میدم که باورتون کنم
،ولی بذارین بپرسم ،به عنوان مامورهای فابین
به نظرتون در مورد قصدش برای کمک به من راستش رو میگه؟
آها! بهش اعتماد ندارین
...نمیشه که - ابدا. صفر درصد -
خب، وقتشه دوباره در برم - وایسا -
اون بیرون کسایی هستن که واقعا میخوان بکشنت
و ممکنه هر جایی باشن
!سر جاتون وایستین دلال با ما میاد
نه! با ما میاد
یعنی کسی آخر هفته رو نمیره تعطیلات؟
خیلی خب، مشخصه که اتفاقات زیادی داره میافته
میشه همه سریع خودمون رو معرفی کنیم؟
به روسی) نه) - حله، مافیای روسی -
خدا لعنتت کنه، دیمیتری
No comments yet. Be the first to leave one.