Les 200 premières lignes.
تنظیم حمید درویش
سفر ادامه پیدا کنه یک ساعت دیگه غذا میخوریم
وقتی که به اسبها رسیدیم
بذار کمکت کنم خانم ممنون
خداحافظ خداحافظ آقای مککی
اونو نگاه کن
بسیار خب برگردونش
آقای مکی
بله؟
من استیو لیچ هستم سرکارگر مزرعه
حالتون چطوره؟
معشوقتونو آوردم
اون تو خونه ی یکی از دوستان منتظره
همین نزدیکی
ممنون این نهایت لطف شماست
داشتم فکر میکردم تو شهر اشتباهی هستم
این لوازم شماست؟
درسته
نمیدونم میخوای مدت زیادی
این اطراف اون کلاه رو بپوشی آقای مککی
چرا نه؟
یکی ازین گاوچرونهای وحشی
ممکنه به سرش بزنه و اونو با تیر بندازه
ممنون آقای لیچ
حالت چطوره آقای لیچ؟
پسرا نمیدونین باید کلاهتونو بردارین
وقتی سرکارگر دامداری رد میشه؟
یالا بیا ازینجا بریم
عزیزم باورم نمیشه که تو واقعا اینجا باشی
مدت طولانی گذشته؟ خیلی طولانی
کاش میدونستم چند وقته دلم برات تنگ شده
من وادارت کردم با من ازدواج کنی
تو بالتیمور من نظرت رو عوض نکردم
طوری رفتار کردم مثل اینکه مجبور بودم؟
باید تعجب میکردی
وقتی تو هتل برای دیدنت نبودم
من بیشتر از یه دقیقه نرفته بودم
کارمون باعث بی آبرویی
موهام هنوز اونجوری که میخوام نیستن
میدونم بینیم زیر نور خورشید
بدون کلاه قرمز و سفید شده
خیلی خوشحالم که تو رو میبینم میتونم داد بزنم
ممنونو که اونو آوردی استیو
قابلی نداشت
کار دیگه ایی هست براتون انجام بدم؟
نه برو تو شهر
چرا برنمیگردی به لتر؟
نمیخوای با شما برگردم؟
نه، خدا ،نه
ما وقتمون رو میگذرونیم همش به کار احتیاج نداریم
دلیلی که بهش اشاره کردم اینه که پسرای هنسی
مست هستن و دارن تو شهر میگردن
ما طوریمون نمیشه استیو
هر چی شما بگین دوشیزه ترل
ممنون آقای لیچ
خب کی اینجا زندگی میکنه؟
دوستم جولی مریگان اون معلم مدرسه محلیه
من هنوز مال تو هستم؟ بهتره باشی
بسیار خب جولی الان میتونی بیای بیرون
من بوسیدن اونو برای یک یا دو دقیقه تموم کردم
جولی؟
اون رفته
میدونی از رفتن جولی خوشم میاد
به من اعتنا نکنید فقط دارم رد میشم
جولی احمق یالا برگرد اینجا
این جیمه
یقینا انتظار داشتم
سلام جیم سلام جولی
خب راجع بش چی فکر میکنی؟
تو شبیه یک ملوان نیستی
تو هم شبیه یه خانم معلم نیستی
من نگفتم اون ملوان بوده
من گفتم اون کاپیتان کشتی بوده
صاحب تمام خطوط کشتیرانیه
اما عزیزم تو واقعا
تو این لباسها بامزه به نظر میرسی
آقای لیچ کلاهم رو که دید یه چیزی گفت منظورش چی بود
ما باید تو شهر میموندیم
چند تا دختر جور میکردیم و بیشتر مشروب میخوردیم
شاید باید باهات همدردی کنیم
اون مرد مشرقیه
بیا بهش خوش آمد بگیم
بلند شو
گروه هنسیه
آشغالهای محلی به راندن ادامه بده جیم
به نظر میخوان حرف بزنن
درست از وسطشون عبور کن
بیاین بریم دنبالشون
سلام
اون کار خیلی اجتماعی نبود
خب تو چی میدونی
یه آقای محترم با ماست
اونا شما پسرهارو وادار نمیکنن
که وقتی به آقای خوش تیپی که لباس تجملی پوشیده
نگاه میکنید احساس کثیفی کنید؟
دوشیزه ترل
نمیخوای منو به سرپرستت معرفی کنی؟
من تورو به عنوان یه سگ معرفی نمیکنم
من مککی هستم
همینطور ،مودب
پاک،تمیز و مودب
مطمئنم از کلاهت خوشت میاد
بسیار خب کافیه پت
بس کنید بذارید برم
بهش دس نزن باک هنسی
اون کلاه رو بده من
باک هنسی
بهش دس نزن بذار ازینجا بریم
بسیار خب ولش کنین
دوشیزه ترل اون زیاد مرد نیست
بهتر اونو بفرستی به همون جایی که ازش اومده
جیم صدمه دیدی؟متاسفم متاسفم
من حدس میزنم حالم خوبه
خیلی شرمنده ام
تو روز اول این اتفاق برات افتاد
نگران نباش
تازه کارها مجبورن یکم بدگویی کنن
چرا تفنگ رو از من گرفتی؟
من حتی نمیدونستم تو تفنگ داری
چرا گرفتیش؟
چرا؟
من فکر نمیکردم تو واقعا میخوای به کسی شلیک کنی
هنسی ها
به محض اینکه ببینمشون بهشون شلیک میکنم
منظورت که این نیست اونا فقط داشتن خودنمایی میکردن
من نمیخواستم بذارم جدی بشه
جیم تو فکر نکردی که جدی بود؟
نه واقعا نه
تو حتی عصبانی هم نیستی؟
نباید تفنگمو میگرفتی؟
خب حالا دیگه تموم شده حال هر دومون خوبه
تیراندازی خوبی نبوده مگه نه؟
شاید این کلاه بهتر ازون چیزیه که فکر میکردم
داریم میرسیم اونجا
آره قبل از تاریکی اونجا هستیم
هی داری کجا میری؟
من حوصله دارم برم دنبالش خانم معلم؟
درسهات چطورن؟ میخوای ترفیع یگیری؟
غافلگیرت کردم اینطور نیست؟
باید خودتو میدیدی مثل یه آهوی تیر خورده تکون خوردی
قبل از اومدن در بزن در زدم تو نشنیدی
تا وقتی که صداتو نشنیدم نیا تو
چی میخوای؟
من فقط سر زدم ببینم حالت چطوره
باید درتو قفل نگه داری
چرا؟ چرا یه زن خوشگل تنها زندگی میکنه؟
این یه جور امتحان تو سرزمین مردهاست
این سوپه اینطور نیست؟
تا حدی آبکیه
به دنده هات مثل گوشت تو قیمه نچسب
اما بدک نیست
به عنوان یه خانم معلم آشپز خوبی هستی
ممنون میدونی جولی
من فقط میتونم همدیگه رو تو بیگ مودی تجسم کنم
تو برام آشپزی میکنی با همدیگه خیلی خوشحالیم
من جادو شدم
این یه چیز دیگه ت است که خوشم میاد
همش حرفه میدونی
و اونطور که کنار خیابون راه میری
لبخند میزنی و یک یا دو کلمه میگی
تو منو تشویق کردی معلم
تو دیوونه ای
من با تو خوش رفتاری کردم همش همین بود
تو یه باک پیر رو مسخره نمیکنی
راستی من فقط ایستادم
تا طول روز رو با خشم تو بگذرونم
و دوست نیرومند پت ترل و سرپرستش
حتما آدم شیک پوشیه
اون مردیه که تو میخوای؟
با یه کراوات و یه کلاه مجلل
طاقت نداری یه تفنگو نگه داری؟
دیگه کافیه باک هنسی
فکر کنم بهتره بری یه چیزو میدونی جولی؟
کاش با هم تو بیگ مودی ازدواج میکردیم
بدون جایی که ترل آب میوه دوس داره
میشه ازینجا بری بیرون
من با پاپ صحبت کردم اون خوشش میاد
منم همینطور
ولم کن
تو ترسیدی اینطور نیست؟
من زنهایی رو که از من میترسن دوست دارم
کاش یه زن راستشو میگفت که
از مردهایی که اونو یکم می ترسونن
خوشش میاد تو حتما مستی
باشه
یادت باشه
که ترل دوست ما نیست
من دوستامو انتخاب میکنم من اینکارو نمیکنم
تو باید طرف ما یا دیگری باشی
تونمیتونی هر دوتاشو داشته باشی
مدرسه امروز تمومه معلم
اما من برمیگردم
صبح بخیر سلام
صبح بخیر سلام
صبح بخیر سلام
من مککی هستم
حالتون چطوره حالتون چطوره
به من بگید چند تا گله اینجا دارید؟
تو اسپانیایی حرف میزنی؟
نه من کاملا میفهمم چی میگی
No comments yet. Be the first to leave one.