Thugs of Hindostan

Thugs of Hindostan

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Thugs of Hindostan 2018 Hybrid 2160p NF WEB-DL H 265 TrueHD 7 1 Atmos
Un commentaire de warez
Translated subtitle from English to Persian Thugs of Hindostan 2018 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Publié le: 2026-01-02
Téléchargements: 21
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

۱۷۹۵. هندوستان

کمپانی هند شرقی به عنوان تاجر به اینجا اومد

اما حالا این کمپانی هست که بر ما حکومت می‌کنه

اونا پادشاهی‌ها رو یکی‌یکی از چنگمون درآوردن

کشور به بردگی کشیده شده

فقط روناک‌پور آزاد باقی مونده

از خونه‌تون محافظت کنید

این کیه؟

حدس بزن

زیباترین و شیطون‌ترین دختر روناک‌پور

ظفیره

داری چیکار می‌کنی؟

دارم دندوناش رو می‌کشم

توی عید دوسهرا دوتا از دندوناش افتاد

هنوز درنیومدن

اون کیه؟ خدابخش

و من چی؟

مادر و تو دارین داخل استراحت می‌کنین. اسلم هم داره مطالعه می‌کنه

من و خدابخش هم داریم از قصر محافظت می‌کنیم

حالا می‌تونیم بریم خونه، سرباز شجاع؟

نه

بیا بریم وگرنه مادرت ممکنه دندونای منو بکشه

زن که ترس نداره

بیا

بده به من. داری چیکار می‌کنی؟

جنسم رو خراب نکن! حالا هم راهت رو بکش برو، پیرمرد احمق

قربان، من یه آدم فقیرم. - برام مهم نیست

چه خبره اینجا؟

این چه مسخره‌بازیه؟

سرورم، دارن بدون پول دادن جنسم رو می‌برن

می‌گن تحت حکومت کمپانی، هرچی بخوان مال اوناست

کمپانی اینجا حکومت نمی‌کنه

و هیچ‌وقت هم نخواهد کرد

اعلی‌حضرت

گمشید! و دیگه هیچ‌وقت ریختتون رو اینجا نبینم

گمشید

خداوند پادشاه رو حفظ کنه

خبری نشد؟

نه

اگه خطرناک بود، چرا اسلم رو با خدابخش فرستادی؟

مجبور بودم بفرستمش

خدابخش یه جنگجوه، اسلم فقط یه بچه‌ست

اون پسر منم هست

چه نیازی بود؟

اگه الان شجاعت به خرج ندیم

بردگی‌مون حتمیِ

خدابخش و اسلم برای کمک گرفتن به دورگاپور رفتن

اما برنگشتن. دیگه صبر کردن فایده‌ای نداره

دوستان

ما باید حمله کنیم و قصر کمپانی رو تصرف کنیم

اگه الان دست به کار نشیم

کلایو همون‌طوری که بقیه پادشاهی‌ها رو برده کرد، ما رو هم برده می‌کنه

فردا این پرچم بالای قصر کمپانی به اهتزاز درمی‌آد

اعلی‌حضرت! لطفاً فوراً تشریف بیارید

به عنوان مهمان ازش استقبال می‌کنم

اما اگه بهتون علامت دادم

یعنی اون مهمان نیست، دشمنه

سلام آقای میرزا، ببخشید که این وقت شب مزاحم شدم

فقط دشمنا مزاحم می‌شن، جناب کلایو

چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

در مورد دوستی‌مون فکر کردین؟

شما بردگی رو در لباس دوستی می‌فروشین

ما تاجریم، آقای میرزا

کار ما فروختنه

در حالی که چشم به تخت دارین

در آینده

تاجرها قدرتِ پشتِ پرده‌ی همه‌ی حاکمان خواهند بود

مگه ستاره‌شناس هم هستی؟

نه، من یه فرصت‌طلبم

من فرصت‌ها رو می‌شناسم. و حقیقت رو بو می‌کشم

واقعاً؟

می‌دونم که حقیقت رو مثل کلمات یه شعر مخفی می‌کنی

مثل فنجون چایت که بوی تند چیزی رو مخفی می‌کنه

چیزی که توی قلعه‌ت داره ساخته می‌شه

باروت

و بزرگترین راز توی این بیت شعر نهفته‌ست

«در نیمروزِ روزهای جفت، در شبی بی‌مهتاب

سوار بر اسب کهرِ چوبین، بلای جان گناهکاران می‌آید.»

بیشتر از اینکه شعر باشه

شبیه یه توطئه‌ست

پسرم اسلم این شعری رو که خوندی نوشته بود

این یه اعلامیه شورش علیه شماست

این کتاب همراهش بود

حالا که کتاب دست شماست، فقط یه معنی می‌تونه داشته باشه

پسرم اسلم شهید شده

تاس دست شماست

و زندگی منم همین‌طور

واسه همینه که باید یه چیزی رو بهت نشون بدم

اسلم

پدر

بیا با هم دوست باشیم، آقای میرزا

دشمنی من خطرناکه

عهدنامه

به چیزی که می‌خواستی رسیدی

حالا پسرم رو آزاد کن

حتماً

آزادی

خدابخش

ظفیره

پدر

رام خیل‌آوان، راهبند رو بکش پایین

تا وقتی بهت نگفتم بالاش نبر

این جاده حالا دیگه متعلق به کمپانیه

هرکسی ازش رد می‌شه باید یه آنّا مالیات بده

برای هر نفر یه آنّا. چند نفرین؟

چهل نفر؟ چهل آنّا بدین

همون‌جا وایستا

ایست

راهبند رو نمی‌بینی؟

می‌خوای از این جاده رد شی؟ مالیات بده

مالیات؟

جاده مال کمپانیه. هرکی استفاده کنه باید پول بده

نفری یه آنّا

نوکری یا ارباب؟

چی؟

اگه نوکر و ارباب با هم سفر کنن

کی باید پول بده؟

معلومه، ارباب

جناب، پس پول رو از اربابم بگیر

اربابات کیه؟

گلِ گلزار، الماسِ بین الماس‌ها

نواب فدرالدین حکیم‌الدین، خانِ بزرگ

ارباب، پول رو بدین و شر اینو کم کنین

مزخرف نگو! به یه الاغ می‌گی نواب؟

یه چک می‌زنم تو گوشت که این مسخره‌بازی رو تموم کنی

بازرس

چیزی که می‌بینی اون چیزی نیست که هست، و چیزی که هست رو تو نمی‌بینی

اینجا رو ببین

اون ارباب منه و یه نوابه، منم نوکرشم

شاید نبینیش ولی اون واقعاً یه نوابه

از وقتی کمپانی اومده، خیلی از شاهزاده‌ها تبدیل به الاغ شدن

الاغ هستن ولی به ظاهرشون نمی‌آد

بازرس، عجب آدم زبون‌بازیه‌

«راست می‌گی به خدا، حرفای من مثل روز روشنه.»

چشماش خیلی تیزه

حالا نوابِ کجاست؟ چمن‌پور، جناب

اون به کمپانیِ سفیدپوست اعتماد کرد

و حالا نواب برای استفاده از جاده‌ی خودش باید... مالیات بده؟

باید مالیات بده

دیگه بسه، جناب داروغه

داریم دیرمون می‌شه. بذار من پولش رو بدم

ارباب

من نمی‌تونم صدقه قبول کنم

قرون به قرونش رو پس می‌دم

منم باهاتون می‌آم. اون‌قدر سرگرمتون می‌کنم

که جاده براتون مثل یه میان‌بُر به نظر بیاد

آدم جالبیه. اسمت چیه؟

فرنگیِ ملاح

روستای گوپال‌پور. بخش کان‌پور. آواده

درود بر لرد شیوا

سرورای عزیز، دست‌پخت من طوریه که انگشتاتون رو هم باهاش می‌خورین

اینا که همه‌اش خوبه فرنگی

چیز هیجان‌انگیزتری نداری؟

وقتی فرشته‌ها ساز زدنم رو می‌شنون، از آسمون پایین می‌آن

اگه شانس بیارین، پری‌های زیبارو هم ظاهر می‌شن

نکشیدش. فقط لختش کنید و بذارید بره

این راهزنا چقدر بی‌عرضه‌ان! انگشترش رو یادشون رفته

بهتره خودت رو به موش‌مردگی بزنی. وگرنه واقعاً می‌میری

تا مسافر بودن. نفری ۵ روپیه، کلاً می‌شه ۳۵ تا ۷

تا سکه نقره‌ی خوشگل و براق رو بهم نشون بده ۳۵

و یه آنّا هم واسه مالیات جاده

داری از ما دزدی می‌کنی؟

هزینه‌ها خیلی بالا رفته. مجبور شدم مایل‌ها تعقیبشون کنم

داریم سر قیمت جونِ آدم حرف می‌زنیم نه یه گونی پیاز، بوره لعل

۲۸. ختم کلام

۳۰، اون دوتا دیگ برنجی و بشقاب هم مال من

بشمارشون جناب. همه‌شون هستن؟

بله

حرف فرنگی مثل طلا می‌مونه

قول ۲۰ تا راهزن رو داده بودم. نه یه نفر کمتر، نه یه نفر بیشتر

حسابت خیلی خوبه

قربان، هر راهزن ۱۰ گینه، پس می‌شه ۲۰۰ گینه

ما رو ۱۰۰ گینه توافق کرده بودیم

قربان، فکر کنید تا حالا چندتا از این اراذل رو تحویل شما دادم

من دارم جونم رو براتون به خطر می‌اندازم

باید بگید: «فرنگی پسرم، بیا این ۲۰۰ تا. اینم ۱۰۰ تا انعام.»

خیلی خب. صبر کن تا مافوقم بیاد

جناب

حتی مرگ هم نمی‌تونه جلوم رو بگیره. باید فوراً برم به رسول‌پور

چه مصیبتی پیش اومده؟

مصیبتی نیست جناب

ننه جونم فوت کرده

چون بهتون قول داده بودم، کار شما برام اولویت داشت

حالا باید برم مراسم خاکسپاریش رو انجام بدم

خیلی خب

ننه جونِ عزیزم

ننه جون، چرا منو تنها گذاشتی؟

نواب، یادم بنداز

به یاد ننه جون صدقه بدم

همیشه یه جا به کار آدم می‌آد. بریم

دوباره نگاه کن. خالیه

غیرممکنه! دوباره نگاه کن. به حرفم اعتماد کن

چه خبره؟

قربان، اون حاضر نیست بار من رو بارگیری کنه

رسید داری؟ این که سفیده

چی داری حمل می‌کنی؟ اینو

خیره‌کننده‌ست

هوکم سینگ

کاپیتان؟ باید الان راه بیفتیم

بار من چی؟

More Farsi Persian subtitles for Thugs of Hindostan

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left