Informations sur la version

KBS Drama Special 2017 - Kang Deok Sun’s Love History(@Mehdi Rain)
Un commentaire de Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

HD
Publié le: 2018-06-12
Téléchargements: 7
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫ تابستان 1926

‫هی، امروز چطور به نظر میام؟

‫باید خوب باشم

‫خب، حداقل دامنِ مشکیم خوب به نظر میاد

‫ تاریخچه عشق کانگ دوکسون

‫ای وای!

‫مادر!

‫بهتون که گفتم هر وقت کمک لازم داشتین، ‫صدام بزنین

‫بخاطر سوکسام اومدی اینجا، نه؟

‫آیگو، این چه حرفیه، نه!

‫اومدم اینجا شما رو ببینم

‫باشه ‫چقدر مهربونی تو

‫آفرین

‫خدای من...

‫دستاش مثل دستایِ یه مرد می مونه

‫حتی بعد از عروسیت

‫هیچوقت نباید تو روش وایسی

‫مشخصه که

‫شکست میخوری

‫نه؟

‫چرا اصلا بابات

‫به بابای دوکسون قول داده

‫که شما دوتا با هم ازدواج میکنین؟

‫اگه این یه فاجعه نیس، پس چیه؟

‫پس...

‫میوکو چی میشه؟

‫نمیدونم

‫عشقم عوض نمیشه

‫پس...

‫میخوای یه روش جالب

‫برای بهم زدن با دخترا بهت نشون بدم؟

‫آیگو، بابا

‫هنوز بیداری؟

‫خب، بذار ببینم

‫این درسته موقعی که تو خونه کمک نمیکنی

‫میری بیرون به هر کسی کمک میکنی؟

‫بهم بگو. درسته یا نه؟

‫نه، درست نیس

‫اما اون هر کس نیس

‫تو قول دادی منو به ازدواج اون در بیاری

‫و منم باید قلبم رو بهش بدم

‫خب، اون...

‫درسته

‫اما بازم تو... ‫وای خدا

‫میخوای دوباره تموم شب بیدار بمونی؟

‫فقط یه سیلی بهش بزن و بیا بخوابیم

‫خدای من، چطور میتونم ‫به همچین دختر کوچولویی سیلی بزنم؟

‫درست میگم یا نه؟

‫اگه به اون میگی کوچولو،

‫پس من باید مثل یه قاصدک سبک باشم

‫باشه، تو تویِ باد پرواز میکنی!

‫شنیدم که...

‫دنبالم میگشتی؟

‫آره

‫اینو بخور

‫این ذرت گرون قیمت رو برای من گرفتی؟

‫دوکسون

‫داشتم فکر میکردم

‫باید برم و به اهداف بزرگتری برسم

‫معلومه

‫تو خیلی درس خوندی

‫باید یه کاری کنی

‫وقتی این دفعه برم گیونگ سونگ...

‫دیگه برنمیگردم

‫چی؟

‫"یوشین موگوک، گیمو گامسانگ"

‫چطور یه مردِ بدونِ کشور

‫میتونه قدرت تصمیم گیری داشته باشه؟

‫تصمیم گرفتم

‫برای آزادی سرزمینم

‫جونم رو فدا کنم

‫ما اینجا زندگی خوبی داریم

‫منظورت چیه؟

‫همه مَردا باید

‫بدنِ ـشون رو برای اهدف خیلی بزرگتر، ‫قربانی کنن؟

‫پس من چی؟

‫این یه جاه طلبیه

‫که فقط مَردا میتونن داشته باشن

‫ظاهرا سرنوشتِ با هم بودنمون

‫همینجا تموم میشه

‫کار خوبی کردی که باهاش بهم زدی

‫اگه باهاش عروسی کنی،

‫امکان داره موقع خواب با دستاش خفه ـت کنه

‫اصلا بهش میشه گفت دست؟

‫بیشتر شبیه گُرزه...

‫فکر کردم این روستا یه مجسمه جدید گذاشته

‫واقعا منو ترسوند

‫الان داری میری؟

‫آره. دارم میرم

‫یه کم کیک برنجی

‫و کوفته برنجی برات درست کردم

‫ازشون خوشت میاد، نه؟

‫لازم نبود اینکارو کنی ‫خیلی زحمت کشیدی

‫متاسفم که بجز نگرانی نمیتونم کاری کنم

‫تو بازار از یه آقایی شنیدم که

‫اگه آدرس اونایی رو که ‫میرن راه دور، داشته باشم

‫میتونم باهاشون در تماس باشم

‫تو هم میتونی به من آدرس بدی؟

‫قول میدم که مزاحمت نشم

‫ممنون

‫خیلی ممنون

‫برات آرزوی موفقیت می کنم

‫بیا بریم

‫باشه، بریم

‫آه! آیگو، آیگو!

‫آیگو...

‫دختر کوچولویِ من

‫بالاخره داری یه چیزی میخوری؟

‫اینو برای مادر سوکسام درست میکنم

‫تا وقتی سوکسام برگرده

‫باید ازش مواظبت کنم

‫چی؟

‫همین الان...

‫با مادر سوکسام حرف زدم

‫واقعا؟

‫راجب چی حرف زدین؟

‫خانواده کیم اون طرفِ کوه

‫یه پسر جوون دارن و اون...

‫میخواد تو رو با پسر اونا آشنا کنه

‫منظورت چیه؟

‫اون نمیخواد بخاطر سوکسام...

‫جلوی ازدواجت گرفته بشه

‫بابا،

‫من نمیخوام ازدواج کنم

‫بجز سوکسام با کس دیگه ای ازدواج نمیکنم

‫ترجیح میدم برم

‫و از گیونگ سونگ برش گردونم

‫آیگو… اصلا میدونی اونجا چقدر خطرناکه؟

‫اون تو رو بخاطر کارای بزرگتر ول کرده و رفته

‫اینکه بیفتی دنبالش و سربارش بشی،

‫کار درستیه؟

‫یا اشتباهه؟

‫وای، من... وای...

‫انگار تو قبرم

‫خیلی سرد و خالیه

‫داره منو میکُشه

‫با این وضع باید بمیرم

‫خیلی احمقی

‫میخوای بخاطر عشق بمیری؟

‫می میرم

‫حتی نتونستم احساساتمو بهش بگم!

‫ترجیح میدم بمیرم ‫تا اینکه با یه نفر دیگه ازدواج کنم!

‫چرا توئه الف بچه...

‫به خودت بیا!

‫آه، بس کن. بسه

‫ولم کن ‫بس کن

‫چطور جرات میکنی... ‫بس کن!

‫عقلتو از دست دادی

‫آه، بسه دیگه! بسه دیگه! ‫برو کنار!

‫من بد بزرگش کردم

‫مامان و بابا...

‫لطفا منو ببخشین

‫مطمئنم که حتما

‫با سوکسام بر میگردم

‫فعلا خدافظ

‫آدرسش رو دارم

‫پیدا کردنش خیلی طول نمیکشه

‫وای

‫من تو همون کشورم؟

‫آجوشی ‫بله؟

‫میدونین اینجا کجاس؟

‫من سواد خوندن ندارم...

‫که اینطور...

‫پس میدونین

‫کجا میتونم فعالایِ آزادی خواه رو پیدا کنم؟

‫اینو هر جا با صدای بلند نگو

‫ای وای

‫باید مراقب باشی

‫میدونین اینجا کجاس؟

‫میدونین اینجا کجاس؟ ‫به نظر نمیاد اهل این طرفا باشی

‫چه خبره؟

‫معذرت میخوام

‫فقط برای یه لحظه استراحت کردم

‫یه مدته داری

‫تو این منطقه می چرخی

‫داری چیکار میکنی؟ ‫باید یه نفر رو پیدا کنم

‫آسون نیس

‫اگه سواد خوندن داری،

‫میتونی یه نگاه به این بندازی؟

‫چیزی خوردی؟

‫من فقط پول برای برگشتن با قطار دارم

‫از نقشه سر در میاری، نه؟

‫اگه از اینجا رَد بشی،

‫میتونی یه رستوران به اسم ‫"رستوران مونیو" پیدا کنی

‫بالاش یه طبقه دیگه داره

‫راحت میتونی پیداش کنی

‫تو نامه اینو نوشته؟

‫بگو خشکشویی سِجین فرستادتت

‫اون یه کاسه سوپ بهت میده

‫شکم خالیت رو پر کن

‫بعدش برگرد خونه

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫آقای سِجین رو

‫از کجا میشناسی؟

‫خب...

‫من...

‫دنبال فعالایِ آزادی خواه میگردم

‫ای وای!

‫چی شده؟

‫چه حیف شد

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left