Devotion

Devotion

Télécharger le sous-titre en Farsi Persian

Informations sur la version

Devotion 2022 2160p NF WEB-DL x265 10bit HDR10Plus DDP5 1 Atmos-CM
Devotion 2022 HDR 2160p WEB H265-NAISU
Devotion 2022 1080p WEB h264-TRUFFLE
Devotion 2022 2160p WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MKV x265-DVSUX
Devotion 2022 2160p WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MP4 x265-DVSUX
Devotion 2022 720p WEBRip 900MB x264-GalaxyRG
Devotion 2022 1080p WEBRip 1600MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Devotion 2022 1080p WEBRip x264 AAC-AOC
Devotion 2022 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Devotion 2022 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Un commentaire de KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی و آرمان اسدی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x265
HD
1080
mkv
webrip
x264
720p
720
BRip
HEVC
Publié le: 2023-01-08
Téléchargements: 47
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 200 premières lignes.

‫[نیروی دریایی ایالات متحده که تحت تأثیر ‫خطرات جنگ جهانی دوم قرار گرفته بود،]

‫[موجی از هوانوردان مشتاق را که آماده نبرد ‫در طرحی به نام «نمایش بزرگ» بودند، برگزید.]

‫[اما هم‌اکنون سال ۱۹۵۰ است ‫و پس از پنج سال صلح، درگیری‌ای جدی...]

‫[در مرز کره‌های جنوبی و شمالی ‫رو به وخامت است.]

‫[شاهد روایتی ‫از «جنگ فراموش‌شده» آمریکا هستید.]

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و آرمان اسدی»

‫«از خودگذشتگی»

‫ ‫

‫- تکون بخورین! ‫- ممنون قربان.

‫ ‫

‫احتمالا نشه راحت جایگزینش کرد.

‫آره، برو لوله هواکشش رو تخلیه کن.

‫به هیچ دردی نمی‌خوری.

‫آره، با خودتم.

‫به نفعته فرار کنی. ‫گفتم فرار کن!

‫همه‌چی مرتبه؟

‫انتقالیمون خودتی؟

‫ستوان تام هادنر هستم.

‫جسی براون هستم.

‫خوش‌وقتم.

‫- از کجا اومدی؟ ‫- از پرل هاربر.

‫- هواپیمای بیرکت داشتی؟ ‫- اسکایریدر داشتم.

‫کلی پرواز مهم داشتم. ‫رد اژدرها رو می‌گرفتم.

‫سرمون بعد از جنگ شلوغ بود.

‫تو نمایش بزرگ پرواز کرده بودی؟

‫نکرده بودم.

‫پس بهمون میای.

‫منظورت چیه؟

‫- همین که کمی پرواز می‌کنی، خدا رو شکر کن. ‫- صبح به خیر جسی.

‫صبح به خیر جسی.

‫خودت محدودیتی نداری کارول.

‫سلام! ‫حتما تازه‌واردمون خودتی.

‫مارتی گود هستم، فامیلیم ساکنه.

‫- اولش «گاف» داره دیگه؟ ‫- تهش ساکنه.

‫وای خدا! نگو باز هم ‫از این روستایی‌ها نصیبمون شده.

‫خیلی‌خب مارتی. ‫حرف دهنت رو بفهم.

‫بو لاوری هستم.

‫ایشون هم جریه.

‫آلمانیه.

‫- بچه آلمانه. ‫- باشه، باشه، باشه.

‫خوش‌وقتم. ضمنا، مهم نیست بقیه چی بگن،

‫اسمم کارول مورینگه.

‫خیلی خوش‌وقتم.

‫چه صحنه قشنگی.

‫- از دیدنت خوشحالم بیل. ‫- من هم از دیدنت خوشحالم.

‫آقایون، ایشون تام هادنره.

‫تو پنساکولا با هم بودیم. ‫خیلی سرسخته.

‫خوش‌قیافه هم هست.

‫می‌شه گفت بیش از حد خوش‌قیافه است.

‫انگار احساس تنهایی می‌کنین.

‫به وی‌اف۳۲ خوش اومدی.

‫آیا اتم دنیا رو با خاک یکسان می‌کنه...

‫یا مایه خیر بشریت می‌شه؟

‫استالین و شوروی‌ها ‫بمب خودشون رو آزمایش کردن...

‫و خیلی جالبه که طراحیش عین بمب خودمونه.

‫در حالت عادی، می‌گفتم یه قدم ازمون عقب‌ترن،

‫ولی این فیلم مال شش ماه پیشه.

‫به زودی بمب‌افکنی رو باهاش مجهز می‌کنن.

‫بو، می‌شه قطعش کنی؟

‫خب، حالا خبردار شدین.

‫بچه‌ها، نیومدین اینجا ‫که صرفا پرواز و عشق و حال کنین.

‫آخه اون‌ها دست رو دست نذاشتن.

‫ولی اگه تمرین کنین، ‫هیچ خلبانی رو کل زمین...

‫نمی‌تونه به گرد پای هوانوردهای ‫نیروی دریایی ایالات متحده برسه...

‫و واقعا به این مسئله معتقدم.

‫احسنت!

‫خب، جابه‌جایی‌ها رو اعلام می‌کنم...

‫کنینگ، مورینگ با توئه.

‫لاوری، گود با توئه.

‫- ناوبان دوم بران! ‫- بله قربان.

‫امروز ستوان هادنر با توئه.

‫چشم قربان.

‫خوش بگذره.

‫مت، کالاوی با توئه.

‫خیلی‌خب، نقشه‌ها رو دربیارین، ‫حواستون رو جمع کنین و برین تو کارش.

‫- ببین به گرد پام می‌رسی یا نه. ‫- بجنبین.

‫- یوهو! ‫- خیلی‌خب بیل. آماده‌ای؟

‫آخه اگه اون دختره رو بیاری، ‫به مشکل می‌خوری.

‫ای بابا. قراره رو پام بشینه. ‫منظورت چیه؟

‫منظور خاصی ندارم.

‫هوا گرمه، کلاه پشمی نمی‌خواد.

‫جزو وسایلمه. آدم که نمی‌دونه ‫کی لازمش می‌شه.

‫کارکنان برن کنار.

‫سعی می‌کنم به کانادا نرسیم ستوان.

‫ملخت رو بپا.

‫سعی کن بالم رو قطع نکنی.

‫برگشتی به جایی سر می‌زنیم.

‫- سعی کن عقب نیفتی. ‫- چی گفتی؟

‫داری چه غلطی می‌کنی ناوبان دوم براون؟

‫هنوز عقب نیفتادی؟

‫وقتی گفتم، محکم می‌کشیم بالا.

‫آماده باش، بکش بالا!

‫خودت نمی‌خوای به جایی سر بزنی؟

‫با این که هوانورد نیروی دریایی هستی، ‫خوب پرواز می‌کنی.

‫آشنایی با هواپیما به درد می‌خوره.

‫آدم که همه‌چی رو ‫با کتاب یاد نمی‌گیره.

‫تو دانشکده هم یاد نمی‌گیره.

‫خب، آشنایی با هواپیما ‫با پرواز خطرناک فرق می‌کنه.

‫آدم تو ارتفاع سه هزار متری...

‫چی از همراهش دستگیرش می‌شه ستوان؟

‫از کجا معلوم، شاید اگه ‫طرف رو کمی تو دردسر بندازه،

‫بفهمه واقعا چه‌جور آدمیه.

‫نظرت چیه یه آبجو مهمونت کنم؟

‫می‌تونیم هم از خودم بگیم،

‫هم قبول کنیم همدیگه رو ‫موقع تمرین نکشیم.

‫قشنگ می‌شه ستوان،

‫ولی من الکل نمی‌خورم.

‫تونستی فانوس دریایی رو ببینی؟

‫دیدم.

‫یوهو!

‫وقت غذاست بچه‌ها.

‫ایول.

‫مارتی، از اون چنگال‌ها بهم بده.

‫- خیلی خوشمزه می‌زنه. ‫- نوش جان بچه‌ها.

‫ممنون بابا.

‫از اون دستمال‌ها بهم بده.

‫خب، جریان خلیج روبه‌راهه.

‫معمولا کمی شلوغ می‌شه.

‫کلی از ساکنین میان،

‫ولی کلی دختر دانشجو هم میان...

‫که خوششون میاد ‫شب‌های وسط هفته بیرون برن.

‫سادائو پنج‌شنبه‌ها خوبه.

‫دیمبر به درد شنبه‌ها ‫و یکشنبه‌ها می‌خوره،

‫ولی نباید خودت رو لو بدی.

‫البته فرض کن داری سرمایه‌گذاری می‌کنی.

‫بهم اعتماد کن.

‫ولی باید بهت هشدار بدم،

‫این روزها، هرجا که بری، باز هم دشواره.

‫خب؟ دخترهای این حوالی ‫از مدال‌های خدمت عادی خوششون نمیاد.

‫برخلاف حرفشون، دنبال بوی جنگن.

‫دنبال قهرمانن.

‫ولی فقط سوولی چنین آدمیه.

‫طرف نشان صلیب نیروی دریایی گرفت ‫و همسر پیدا کرد.

‫شاید واسه همون بوده باشه.

‫خب، تو که متأهل نیستی، مگه نه؟

‫نه. اول به نیروی دریایی می‌رسم، ‫بعدش بقیه‌اش رو ردیف می‌کنم.

‫آدم زرنگی هستی.

‫چطوری عضو نیروی دریایی شدی؟

‫بعد از واقعه پرل هاربر ‫تو دانشکده ثبت‌نام کردم.

‫می‌خواستم کمک کنم.

‫عین بقیه.

‫ولی آره، وقتی اومدم، ‫دیدم دوران قهرمان‌ها گذشته...

‫و ناوگان مچاله شده.

‫اوهوم.

‫جنگ یه ماه قبل از فارغ‌التحصیلیم تموم شد.

‫راستش، گمون کنم چند سالی ‫دیر به دنیا اومدیم.

‫شاید هم زود به دنیا اومدیم.

‫کل دنیا عوض شده.

‫اصلا خیال می‌کردی ‫هوانوردی رنگین‌پوست...

‫تو گردان هواییت باشه؟

‫خب، من نیومدم اینجا ‫که غذا نخورم.

‫- به سلامتی. ‫- خیلی‌خب.

‫صدفش چطوره؟

‫سلام.

‫دقیقا به موقع رسیدی ‫که با هم شام بخوریم.

‫- درسته خانم. ‫- اوهوم.

‫ولی می‌شه قبلش برقصیم؟

‫همیشه می‌شه.

‫همیشه می‌شه.

‫اومدنی همسایه‌مون رو دیدم.

‫من هم امروز صبح دیدمش.

‫ظاهرا خانم خوبی بود.

‫خوب بودن ملت از ظاهرشون معلومه؟

‫از ظاهر من معلوم نبود؟

‫به نظر من که ظاهرت...

‫عین مرغ پیر بدجنسی بود.

‫عه!

‫- دیزی؟ ‫- اوهوم؟

‫وای!

‫وای!

‫بیا ببینم.

‫یوهو!

‫حساب نیست.

‫- هرچی بیشتر، قوی‌تر عزیزم. ‫- اوهوم.

‫- می‌خوای عزیز دلت رو رنگ کنی؟ ‫- یکی از عزیزان دلم رو رنگ می‌کنم.

‫نه. بیا، بیا!

‫بیا.

‫حمله کردم!

‫خب، خودم می‌دونم خلبان‌ها ‫شبانه پرواز نمی‌کنن.

‫یعنی از کجا فهمید؟

‫کجا رفتن؟

‫کجا رفتن؟

‫کجا رفـ... پیداتون کردم!

‫وای! خودمونیم. ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

‫تسلیم می‌شیم.

‫خب، خوب مقاومت کردی، ‫ولی متأسفانه در حدم نبودی سرباز.

‫سلام سرکاران عزیز.

‫خیلی سروصدا می‌کنین.

‫همسایه‌هاتون از سروصداتون شکایت کردن.

‫حتما همونی بود ‫که ظاهرا آدم خوبی بوده.

‫دو متخصص چرخش بال ‫بیان این‌ها رو عوض کنن.

‫کل لباس‌زردان محوطه خارج بشن.

‫صبح به خیر بچه‌ها!

‫ظاهرا یکی از هواپیماهای شناساییمون...

‫چند روز پیش تو دریای بالتیک سقوط کرده.

‫خب، عکس‌های پنتاگون...

‫از لباس‌فرم‌های نیروی دریایی تو ساحل...

‫و فرودافزار هواپیماهاشون...

More Farsi Persian subtitles for Devotion

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left