Informations sur la version

Bungou to Alchemist: Shinpan no Haguruma - 07
Un commentaire de Navid_Jamshidi
مترجم: نوید جمشیدی Telegram: @Jamshidi_Navid ویراستار: نیما.اِن.تی Instagram: @nima.n.t26

Tags

other
Publié le: 2020-09-05
Téléchargements: 36
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi Persian

Les 151 premières lignes.

«پرده جهنم»

این شاهکار از بین آثار ریونوسکه آکتاگاوا هست

این داستان در زمان قرون وسطی ...روایت می‌شه

نقش اصلی داستان یک نقاش تو شهر کیوتو به نام «یوشیهیده» است

*قسمت هفتم*

،یوشیهیده بهترین نقاش شهر بود

ولی مردم بخاطر قیافش و غرورش ازش دوری می‌کردن

ولی یک چیزی تو زندگیش داشت که خیلی دوسش داشت: دخترش

یک روز، یک مشتری بسیار با اصالت بهش سفارش می‌ده تا تصویری از جهنم بکشه

یوشیهیده فقط توانایی کشیدن چیزایی رو داره که دیده

بنابراین شاگرداش رو شکنجه می‌کنه تا بتونه عذاب‌های جهنم رو به تصویر بکشه

...ولی مرکزِ نقاشی

صحنه‌ای که یک زن در آتش جهنم در حال سوختنه مانع پیشبرد نقاشیش شد

مدتی بعد، مشتری یوشیهیده عذرش رو خواست

او دید که دخترش تو یک کالسکه با طناب بسته شده

اون هیچ کاری برای نجات دخترش از شعله‌ها نمی‌کنه. وایمیسته و فقط نگاه می‌کنه

و این گونه پردهٔ جهنم کامل می‌شه و می‌گن که یک شاهکار شده

قشنگ به نوشته‌های ریو می‌خوره

!لعنتی

چرا نمی‌تونم به کتاب نفوذ کنم؟

تا حالا با همچین شرایطی که کسی نتونه به داخل کتاب نفوذ کنه رو به رو نشده بودیم

معمولاً کتاب مبتلا به انگل، به کسی که می‌تونه نفوذ کنه ندا می‌ده

...اگه این اتفاق نمیافته یعنی

شاید کتاب نمی‌خواد جلوی خودش رو از نابودی بگیره

امکان داره؟

نقش اصلی کتاب یعنی یوشیهیده

ایده‌آلِ ریو در ارتباط با هنر و رمان رو به تصویر می‌کشه

ایده‌آل؟

جانسپاری نسبت به هنر، جدایی هنر و زندگی

قربانی کردن همه چیز برای نوشتن برای خلق

این زندگیه که اون می‌خواسته

...ولی عاجز از درکش موند

و آثارِ قدیمی خودش رو بیشتر از هرکس دیگه متهم به درنده‌خویی کرد

«ریو یک بار با دوست خودش «جونیچیرو تانیزاکی تو چندین سری مجله مناظره کرد

*۱۹۲۷*

«ادبی، همش زیادی ادبیه»

:این روزا فقط یک فکره که ذهنم رو مشغول کرده

آیا رمان‌ها واقعاً به داستان‌های دراماتیک نیاز دارن؟

این که یه داستان واقعاً «هنری»ـه یا نه، چیزیه که به شدت از درکش عاجزم

...حذف بخش‌های جذاب یک داستان

یعنی ترک چیزی که یک رمان رو خاص می‌کنه

خواننده‌ها به امید چشیدن طعمی از شگفتی، یک رمان رو نمی‌خونن؟

...و مهم‌تر از همه، ریونوسکه آکتاگاوا

کتابای تو از بقیه کتابایی که ادعای ...جذابیت دارن

خواننده‌های بیشتری جذب نکرده؟

شاید

...ولی بخاطر همینه که فکر می‌کنم

آثار من نمی‌تونن یک رمان واقعی رو تشکیل بدن

پس نویسنده منکر آثار خودش می‌شه؟

آیا چنین چیزی اینقدر بده؟

این به شخصیتش نمی‌خوره

این‌ که بعداً از کارای خودش متنفر بشه

خیلی برام جالبه که بدونم چی قلب اون ‌رو تغییر داده

!هوی! دازای

تا حالا همچین اتفاقی نیافتاده بود

یک کتاب تناسخ‌یافته مبتلا به انگل ...شده و نویسنده‌اش رو محو کرده

«پرده جهنم» یعنی انگلا انقدر قوی بودن؟

...یا

دازای؟

چی می‌خوای؟

!نه! دست نگه دار

داری چی کار می‌کنی؟

چه کار دیگه‌ای از دستم برمیاد؟

میخوام آکتاگاوا-سنسی رو نجات بدم

!نمی‌تونی

،قبل از ا‌ین که وارد کتاب بشی کتاب باید تو رو فرا بخونه

تا وقتی امتحان نکنیم نمی‌فهمیم

دست نگه دار! یا تو رو هم انگلی می‌کنه

...تو

خیلی چیزا هست که منم می‌خوا‌م به ریو بگم

نمی‌تونم همش رو به تو بسپارم

یک بار هم شده به من گوش بده، ریو

هر دوتون دست نگه دارین

چی؟

ما کجاییم؟

آکتاگاوا-سنسی

هر دوتون خیلی کله‌شقید

...پس لطفاً

...کتاب من رو

ما کجاییم؟

داخل کتابیم احتمالاً

!چه مرد کثیفی

ترجیح ‌می‌دم نگاهش نکنم

همیشه اینقدر بداخلاقه- !ریو-

کی می‌دونه داره به چی فکر می‌کنه؟- ...نه، اون-

متوجهم

،اون تبدیل به یوشیهیده نقش اصلی کتاب شده؟

پدر

اومدی دنبال من؟

بله

شام حاضره

چی کار کنیم؟

اگه کتاب رو به سوی پایان شایسته‌اش سوق بدیم، می‌تونیم کتاب رو نجات بدیم

...پس من می‌رم

خوب، ببینم چه کاری از دستت برمیاد

ببخشید

!اومدم

سلام

من یک نقاش دوره‌گر از جایی گمنام هستم

یوشیهیده، من از مهارتِ تو تعریف‌های زیادی شنیدم و یک درخواست ازت دارم

لطفاً من رو به شاگردی بپذیرید خیر-

علاقه‌ای ندارم

لطفاً برو

!لطفاً! لطفاً

من طرفدار پر و پا قرصتم !تو رو خدا

!همه کارهات رو برات می‌کنم

نه

لطفاً، لطفاً- بابا انگار واقعاً می‌خواد شاگردت بشه-

چرا نمی‌زاری؟

آفرین دختر خیلی باهوش و زیبایی

آفرین دختر خیلی باهوش و زیبایی- باشه، حالا که تو گفتی-

ایولا

عالی شد هوم؟

ممنونم

...به لطف شما

نمی‌دونم انگلا کی می‌خوان دخالت کنن

پس بهترین کار اینه کنارش باشم

با دخترش زندگی می‌کنه؟

...استاد

باید این همه بریم بالا؟

اونجا به نظر جای خوبی می‌رسه

باید همه راه رو بریم بالا ؟

به من گفتن پرنده تو آسمون رو بکشم

بخاطر همین این همه راه تا این بالا اومدی؟

من فقط چیزی که می‌بینم رو می‌تونم بکشم

فقط بعد از دیدنش می‌تونم تصاحبش کنم

و اون موقع است که می‌تونم تو ذهنم به تصویر بکشمش

تصاحبش کنی؟

من فقط از همین روش می‌تونم نقاشی کنم

...منطقی به نظر نمیاد

!قرار نبود داستانِ اینقدر یکنواختی باشه

پیشرفت داستان متوقف شده؟

...اگه اینطوری شده پس

می‌دونستم پیدات میشه، انگل

!وایستا

!مزاحم! بگیریدش

اون کجاست؟

گمش نکنین

!دنبالش کنین

این دفعه کیه؟

همون یک دونه شاگردی که دارم زیادیمه

به نظر خوشحال می‌رسی

اون کجا رفت؟

کار خوب پیش می‌ره

دخترت همش لبخند می‌زنه

هیچ اتفاق دراماتیکی نیافتاده یک زندگی خوب داره پیش می‌ره

چی می‌خوای بگی؟

یک زندگی یکنواخت بدون داستان

شاید می‌خواستی همچین چیزی بنویسی

ها؟

بگو ببینم، ریو

Bungo and Alchemist -Gears of Judgement- subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Bungo and Alchemist -Gears of Judgement-

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left