Les 113 premières lignes.
تایو!
بابا!؟
"یوکی"
بس کن!
تو با بدن فیزیکیت اینجا اومدی ...
عوضی ...
"پس از انهدام"
قسمت 12: "آینده"
آکیرا ...
یوکی-سان، قدرت اراده ی تو اینجا همه چیزه
اراده ـتو قوی نگه دار
نمیتونی فرار کنی، دائیچی
ما وقت نداریم
من باید انهدامو کامل کنم
مزخرف نگو!
میفهمی ... چه تعداد آدم تا اینجا قربانی شدن!؟
ده ها هزار حدودا. اصلا کافی نیست
دائیچی! بیا بیرون
تا اینحد میخوای انهدامو متوقف کنی؟
ما درتلاش بودیم دنیامونو نجات بدیم مگه غیر از اینه؟
به تمام رنجهای رفقامون فکر کن چی به شک انداختت؟
اون چیز؟
نتیجه ی یه اشتباهه
میخوام نابودش کنم همراه با شک تو
چیکار میکنی؟
دارو باید هنوز کار کنه!
"هنوز نفهمیدی؟"
"این بخاطر اینه که تو تنهایی"
تایو؟
دیدی؟ من تو رو خوب یادمه!
حفظ موجودیت تو از تائیدیه ی متقابل مداوم، آره؟
چه قهرمانانه
با اینحال، در مقایسه با چیزی باید به دوش بکشم، این خیلی ضعیفه
"چه بد، تایو"
بابا ...
"تو سخت کار کردی"
چرا یوکی رو به اینجا کشوندی؟
لازم بود این همه رنج بهش بدی؟
"کاری هست که فقط اون میتونه انجام بده"
"کاری هست که فقط اون میتونه انجام بده" "یوکی میتونه جهان رو انتخاب کنه"
انتخاب ...
انتخاب جهان؟
"یوکی، تو پل ارتباطی بین دوجهانی"
"بعبارت دیگه، شما ناظر هستین"
ناظر؟
"شما توانایی انجام هرچیزی رو دارین"
سوما، جعبه ی ناهارتو برداشتی؟
برداشتم!
یوکی!
خدا، چقدر فس فس میکنی با اون موهات؟
دیرت میشه ها!
باشه ...
بالاخره یوکی به این سن رسید
من رفتم!
پس، لطفا امروز مراقب اونا باش، آکیرا-سان
اونا رو بسپر به من
پسر، امتحان اعصاب خوردکنه ...
اینجوری نگو
تا وقتی تو کلاس توجه کنی نباید مشکلی داشته باشی
یوکی-سان، نمرات خیلی خوبی داری
ها؟ آکیرا، میخوای بگی من احمقم!؟
نه اصلا، سوما-سان
من هنوز جدی نگرفتمش
پس، جدیش بگیر
شاید یه روزی!
"رئیس آزمایشگاه شیمیایی لاکونا به ضنّ آزمایشات انسانی بازدداشت شد"
"رئیس آزمایشگاه شیمیایی لاکونا به ضنّ آزمایشات انسانی بازدداشت شد" درحال حاضر، پلیس به سمت خانه ی رئیس آزمایشگاه شیمیایی لاکونا حرکت کرده
اونا رسیدن!
رئیس و معاون شیمیایی لاکونا متهم شدن به اینکه
از کودکان یتیم برای آزمایشات بی رحمانه و شیطانی سوءاستفاده کردن
--از اونجاییکه مضنونین سرشون پایینه نمیتونیم حالات چهره شونو تشخیص بدیم
--کارت خوب بود، تاکویا --از اونجاییکه مضنونین سرشون پایینه نمیتونیم حالات چهره شونو تشخیص بدیم
--کارت خوب بود، تاکویا --تکرار میکنم، رئیس و معاون آزمایشگاه شیمیایی لاکونا
--خیلی ازت ممنونم --متهم شدن به اینکه
-- از کودکان یتیم برای آزمایشات
--غیرقابل بخششه --بی رحمانه و شیطانی سوءاستفاده کردن
--ویدئویی که داریم از لاکونا نشون میدیم ...
--ویدئویی که داریم از لاکونا نشون میدیم ... --بهت گفتم هیچ نخدسبزی نمیخوام، مامان!
خوب نیست سخت گیر باشی
بابا چی!؟ بابا چی!؟
"یوشیاکی"
"یوشیایگی بیا تو"
تقریبا وقتشه
اون درسته
چیه؟ استرس داری؟
تو تردست نیستی؟
همیشه باید خونسرد باشی
برادر! تا حالا کجا بودی!؟
از همه ممنونم، ما بالاخره تونستیم روی این استیج بایستیم
ما 5نفر باهمدیگه تونستیم به این استیج برسیم!
نمیتونم تصور کنم خارج از اینجا شکست خوردم!
ما با سرعت رو به جلو به حرکت ادامه میدیم
ادامه بدین و مطمئن بشین که عقب نمیفتین
هاروکا-سان الان یه بوس فرستاد!؟ چه اتفاقی داره میفته!؟
من تصمیم گرفتم امسال یه سال چالشی داشته باشم
آرزوهای امسال تو چی هستن، رنا؟
آرزوها؟ خب، دیگه دست و پا چلفتی نمیشم!
رنا، همونجوری که هستی بمون
ها؟ پس یوئا تو باید نقش منحرفو ادامه بدی!
هی، هی، همه ش مال خودت!
خب، این چیزیه که همه میگن،
اما زمانایی هست که حتی با اشکام بالشمو خیس میکنم
اما، زمانای خوب و زمانای بد همه اینجا بودن
بخاطر هرکی که اینجاس، احساس میکنم همه چیز درست میشه
از همه ممنونم ...
یوئا-تان!
"مراسم اهدای جایزه مأموران پلیس"
یکبار دیگه به تبریک میگم برای جایزه ی مأمور پلیس. کارت خوب بود
نه، این همش به لطف شماس
تبریک میگم، بابا، نه، افسر نیگیشی
باورم نمیشه نسخه ی لاکونا رو پیچیدم
این پرونده ای بود که سالها دنبالش بودی
امشب با نوشیدنی چطوری؟
No comments yet. Be the first to leave one.