Les 200 premières lignes.
:ادیتور آرشین
...تصمیمم یهویی و
بدون فکر هم نیست
مدت زیادی نیست که این احساس رو دارم
اما براش وقت گذاشتم تا بهش جدی فکر کنم
نظرتون درمورد من چیه؟
دوست دارین با من قرار بذارین؟
...من
فکر کنم گوشیتون داره زنگ میزنه
اوه، درسته
!لطفا برید کنار
چی شده؟
مورد اورژانسی داریم
درخواست تائید از بیمارستان های دردسترس
الو؟
پلیس؟
بله، کونگ چول وو هستم
...چرا اورژانس
اقدام به خودکشی؟
باشه، الان میام
کی بهتون زنگ زدن؟- نیم ساعت پیش-
توی محل حادثه خیلی خون از دست داده
چه اتفاقی افتاده؟
خونریزی زیادی داشته و به سختی هوشیار بوده فشارخونش هم 80روی 50 بوده
گلوش پاره شده بود که الان میخوایم عملش کنیم
گلوش پاره شده؟ اقدم به خودکشی نبوده؟
ظاهرا به خودش گلوش رو پاره کرده اگه اقدام به خودکشی نیست پس چیه؟
ظاهرا با چاپستیک اینکارو کرده
بهتون زنگ زدیم چون بیمار سابقه روان پزشکی داشته
که اینطور
ببخشید
شما سرپرست آقای چوی جونگی هستید؟
اوه، بله، دکتر
جونگی حالش خوبه؟
بله، الان داره عمل میشه
اونا رضایت شما رو میخوان
اوه، من رزیدنت روانپزشکی هستم
خانم
بهم بگید چطوری این اتفاق افتاد
برادرتون واقعا خودش گلوش رو پاره کرده؟
هنوزم اینجاست
!جونگی
تا جایی پیشرفته که گلوش رو پاره کرده
بهش نمیخوره اقدام به خودکشی باشه
مشکوکم که توهم جسمی همراه اسکیزوفرنی باشه
انگاری قبل انجام کاری توهم شدید داشته
بیاین وقتی بیدار شد چکش کنیم
بعد از اینکه از آی سی یو مرخص شد بفرستینش به بخش قلب
از قیمش بخواین تا مشخصات بیمار رو بنویسه
بله دکتر
دوز روزانه آفتاب کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub
عزیزم- بله-
میرم برای تحویل
اوه، نه، خودم انجامش میدم
چرا یکدفعه ای اینقدر کار میکنه؟
حتما یه چیزی شده
هر موقع اوضاع براش سخت میشه اینکارو میکنه
فقط محض کنجکاوی
منتظرم بودین؟
آره منتظرتون بودم
چرا؟
چون دلم براتون تنگ شده
اوه، یوچان خیلی وقته ندیدمت
سلام مامان
درسته چرا این چند وقته نیومدی؟
سرگرم کار کردن بودم
که اینطور
میدونستی دا اون اومده خونه؟
نه، نرفته سرکار؟
امروز شیفت نداره
از دیروز حالش خوب نیست
کل روز توی تخت بوده
اوه، حالش خیلی بده؟
شاید کارش توی بیمارستان زیاد بوده
چیه پرستار بودن خوبه که نمیتونی مراقب خودت باشی؟
دلم میسوزه برای بچه ام
...خدایا
بهتون گفتم سو وان به خاطر درس هاش اینطوری شده
...پس چرا
همه اش تقصیر شماست
چرا سو وان رو ترخیص کردید؟ چرا؟
!هنوز حالش خوب نشده بود
اگه حالش خوب بود چرا باید خودشو بکشه؟
بچه بیچاره ام! چرا گذاشتین مرخص بشه؟ چرا؟
چرا؟
لطفا برگردید
...اینا همه اش
تقصیر شماست ازتون نمیگذرم
...بچه بیگناه من
!همه اش تقصیر شماست
آقای کیم لطفا آروم باشید
لطفا آروم باشید
آقای چو نام گوک روزی یه بار به خودش آسیب میزده
،الان بهتر شده
از هفته پیش تا الان به خودش آسیب نزده
باید دوز آلپرازولامش رو هم کمتر کنیم
پس، میگید
به آقای چو نام گوک اجازه ملاقات میتونیم بدیم؟
بله پروفسور، با قیمشون تماس میگیرم تا یک جلسه مشاوره تنظیم کنم
درسته
و دکتر چا، پیش نویس مقاله ای که از من خواستید بهش نگاه کنم
تا آخر شب برام ایمیل کنید
بله ممنون قربان
خدایا عینک دیگه قدیمی شده به زور میبینم
برای امروز کافیه
میرم چشم پزشکی بعدش هم چندتا بیمار سرپایی ویزیت میکنم
بله قربان
ممنونم قربان
پروفسور
پروفسور، شما واقعا
مشکلی ندارید؟
دکتر کونگ چی گفتی؟
مریضی که مرخص کردیم خودکشی کرده
اما چطوری
که اینقدر بیخیال به نظر میاین؟
درک نمیکنم
بیخیال بنظر میام؟
بیمارهاتون منتظرن باید برید
هی گونک چول وو بیا اینجا
...فکر میکنی
روبرو شدن با مرگ بیمارها
باعث میشه بهش عادتی کنی و دیگه ناراحت نشی؟
مرگ اینطوری نیست
که بهش عادت کنی، حتی هزاران بار تجربه اش کرده باشی
هر بار غم انگیزه
همه امون فقط
تظاهر میکنیم که تاثیری رومون نداره
والدین آقای کیم سو وان چی شدن؟
حراست بردشون بیرون
خودم باهاشون حرف میزنم نگران نباشید
بیاین بریم سرکار
بله خانم
بله خانم
خانم جونگ هارام نسخه جدید داره قبل از تحویل بررسی کنید
همه اش میگه معده اش درد میکنه به دکترش اطلاع بدم؟
بیاین بررسی کنیم که بعد از غذا چیز دیگه ای هم میخوره یا نه؟
اگه با داورهای جدیدش همچنان درد داشت
شاید باید بفرستیمش بخش داخلی
اون موقع به دکترش خبر بدیم- بله خانم-
بریم سرکارمون- بله-
راستی
کسی تونست با خانم جونگ تماس بگیره؟
من زنگ زدم ولی جواب نداد
امروز شیفت نداره باید درحال استراحت باشه
بیاین وقتی برگشت بهش کمک کنیم
آقای کیم سو وان بیماری بود که واقعا بهش اهمیت میداد
بله- بله خانم-
خانم جونگ حالت خوبه؟
شنیدم امروز مرخصی هستی
خوب استراحت کن، فردا می بینمت
یادت نره غذا بخوری
...نقاشی آقای کیم سو وان رو
چیکار کنیم؟
باید برداریمش
ببین، اون اتاق و تخت برای کسی بوده که خودکشی کرده
!به هیچ وجه منو اونجا نذار
خانم هونگ چی شده؟
اتاق جدید میخواد
باشه، اتاقتون رو عوض می کنیم
دکتر دونگ
بله؟- چیزی شده؟-
همه اش دارید به نتایج آزمایشای یه بیمار نگه میکنید
عه، جدی؟
به خاطر مرگ مریض بخش روانشناسیه؟
اوه، شما هم در موردش شنیدین؟
منم کل روز حس عجیبی داشتم
مطمئنم واسه شما خیلی بدتره
!هی، یوچان
!هی! یوچان
دونگ وو چی شده؟
هی، بذار بشینه
هی
چیزی شده؟
تو بیمارستان یه اتفاقی افتاد
یکی از مریض ها خودکشی کرد
دا اون هم اونو میشناخت؟
آره، خیلی به دا اون نزدیک بود
به خاطر همین حالش خوب نیست؟
حالش خوب نیست؟- ها؟-
یو هوان
بیا یه نوشیدنی دیگه بخوریم- خیلی خوردی دیگه-
بسه
اینم همون بیمارو درمان میکرد
حتما خیلی ناراحته
من نگران دا اونم
امیدوارم مثل همیشه زود خوب بشه
اون زود خوب نمیشه
وقتی همسترش مرد
کل یک ماه رو
حتی غذا هم نمیتونست بخوره
اون شجاعه ولی خیلی دل نازکه
کلی میخنده ولی خیلی هم گریه میکنه
واقعا توی مخفی کردن احساساتش بده، دا اون
انگار متخصص دا اونی
بیا امیدوار باشیم رمزش رو عوض نکرده باشه
خودشه، بریم
صبرکن، بذار کفشاشو دربیارم
درسته، خوبه. باشه
هی، هرجا میتونی بندازش و بیا بیرون
نمیتونم خودمو راضی کنم که ازت متنفر باشم
No comments yet. Be the first to leave one.