Les 200 premières lignes.
بلند شو
سلست، چیزیت نیست
هی
هی
فقط یه لحظه غش کردی
مامان، دیگه باید بریم
هی، هی، هی
مامانی امروز حالش خوب نیست
پس من به مدرسه میبرمتون
چش شده؟
شکمش یکم درد میکنه
حالش خوبه
ولی معنیش اینه که هیولا شما رو به مدرسه میبره
الان میام پایین، بچهها
ببخشید، عشقم
تنها معما برای من اینه که چرا اینقدر سوال میپرسین؟
محض رضای خدا، خودتون که میدونین قاتل کیه
کلوئی، نمیتونیم دیر به مدرسه برسیم، خانم جوان
بیا بریم دیگه - اومدم، زن -
بیا اینجا دیگه
خب، هنوز آغازش نکرده
نشونهی خوبیه
ابیگیل رو میگم... نشونی از آغاز پروژه توی صفحهی فیسبوکش نیست
پس بعد از اون همه سخنرانی خودت توی فیسبوک داری آمارش رو میگیری؟
حالا چی بهش گفتی؟
چیزهای عادی... گفتم درست زندگی کن وگرنه زندگیت جهنم میشه
پریود شدی؟
سوار ماشین شو
حالا پریود شدی؟
سعی داری بامزهبازی دربیاری؟
.سعی دارم جدی باشم تو چت شده؟
باید ببرمش مدرسه
مطمئنی توری بود؟
اون یه ساتورن خاکستری سوار میشه؟
داشت با سرعت آرومی از کنار خونهاتون رد میشد؟
معلومه که در مورد ما میدونه، جوزف
اول مستقیم اومد و منو متهم کرد
و حالا زاغ سیاه منو چوب میزنه؟
اون مشکوکه، مطمئن نیست
به خوبی انکارش کردم
البته قدرت انکار من در حد تو نیست
خب دیگه، سرم شلوغه
...مدلین، مشکلت اینه که - مشکلم؟ -
بذار حرفم رو تموم کنم
وسط مغزت
یه حس اخلاقمداری ساختگی داری
سه ماه تمام مثل یه کفتار
...با من سکس میکردی - چطور جرات میکنی اینطوری باهام حرف بزنی؟ -
که معنیش اینه که نه تنها عاشقم بودی
بلکه بهترین سکس زندگیت رو هم تجربه میکردی
مسیر اشتباهی رو واسه خودت در پیش گرفتی
جداً؟ پس واسه چی اومدی اینجا؟
میتونستی بهم زنگ بزنی
چیه، میخوای بازم باهام سکس کنی؟ بیا شروع کنیم
کسی تو ساختمون نیست
روی مبل، یالا. خودم و خودت
چیه، فکر میکنی چون پول داری این شهر مال توـه؟
زنیکهی مایهدار از خودراضی
!از دفتر من گورت رو گم کن
توی مهمونی امشب میبینمت
وای خدا
لطفاً بهم دست نزن
آپارتمان رو گرفتم
اسبابکشی کردی؟
یخچالش رو پر کردی؟
میخوای پری رو ترک کنی؟
فردا ...صبح قراره بره، پس
خیلی خب
...فقط امشب قراره به جشن مدرسه بریم
ای خدا
از یه طرف اون قراره بکشتت
ولی تو نمیخوای یه مهمونی رو از دست بدی
میدونی سلست، شوهرت مریضه ولی تو هم همینطور
توی خونهاتون بچه وجود داره
بهت که گفتم، اون به بچهها آسیب نمیزنه
اون هیچوقت به بچهها آسیب نمیزنه
!خدای من
چیزی نیست، حالم خوبه
بله، صورتحساب رو 12 روز پیش فرستادم
عالیه، متشکرم. دستتون درد نکنه
خداحافظ
چطور به نظر میاد؟
37درجه
از این عادیتر نمیشه
خیلی خب، رفیق، بهم بگو چه خبره؟
دو کاسه سیریال خوردی
،داری کارتون نگاه میکنی تب هم نداری
واقعاً حس میکنی مریضی؟
یا فقط نمیخوای بری مدرسه؟
حس میکنم مریضم
به نظر نمیاد صدات گرفته باشه
درد دارم
احتمالش هست درد توی دلت باشه؟
چون به بچههای دیگه گفتن باهات بازی نکنن؟
چون اونطوری کاملاً درک میکنم
دوستهام باهام بازی میکنن
جاش، کلوئی، اسکای، آمابلا
آمابلا کلاین باهات بازی میکنه؟
.آره، ما دوستیم اونم از جنگ ستارگان خوشش میاد
من اون رو اذیت نمیکنم
میدونم، عزیزم
میدونی کی اذیتش میکنه؟
چی شده؟
دوست ندارم در موردش حرف بزنم؟
.خب، راه دیگهای نداری باید در موردش حرف بزنی
بهم بگو کیه
قول دادم نگم
ببین، بعضیوقتها
...نگه داشتن قول مهمه، ولی
نه، قول دادم - به کی قول دادی؟ -
به آمابلا قول دادم
تمام این مدت خبر داشتی و میذاشتی گناه رو گردن تو بندازن؟
من تازه فهمیدم
کیه؟
گفت اگه بهت بگم، ممکنه بکشنش
...اون
خیلی خب
بهش قول دادی که به کسی نگی، درسته؟
ولی میتونی اشاره کنی
درسته؟
اشاره کن و نشونم بده کیه
و بهت قول میدم آمابلا کشته نشه
کیه؟
زیگی، بهم نگاه کن
آمابلا دوست خوبی برات بوده، درسته؟
آره
نوبت ماست که دوست خوبی براش باشیم
عادلانه نیست که همهاش اذیت بشه
باید ازش محافظت کنیم، درسته؟
زیگی، اشاره کن کیه
واقعاً؟ - نمیدونم چیکار کنم -
خب، باید به سلست بگی
دلش میخواد که مستقیماً از خودت بشنوه
...صداقت همیشه بهترین سیاسته، این چیزیه که من
البته، میدونستم که پسرها زیاد کتککاری بازی میکردن
ولی نمیدونستم که قلدری میکنن
فقط مکس بود - سلام -
زیگی کاملاً واضح این رو گفت
خیالت بابت زیگی راحت شد؟
آره - سلام، ببخشید که مزاحم شدم -
سلام، مدلین
جین، گوردون کلاین هستم، شوهر رناتا
اون روز تو مدرسه همدیگه رو دیدیم - بله، یادمه -
میخواستم بدونم ممکنه یه لحظه بحث خصوصی
باهم داشته باشیم
البته - واقعاً؟ -
حس میکنم استثنا قائل میشی
ما وسط یه صحبت هستیم
خیلی خب. راستش، اینطوری هم خوبه
از اونجا که به نظر میاد شما دو تا بهم یه تیم هستین تو هم بهتره اینو بشنوی
ببین، جین، چه زیگی کسی باشه که به آمابلا صدمه میزنه یا نه
...تو کسی هستی که - ...راستش -
تو کسی هستی که به همسرم حمله کردی
لطفاً اینو بدون که اگه دوباره نزدیک رناتا بشی
علیهت حکم دادگاهی میگیرم
.خیلی خب، خیلی خب گوردون، دیگه کافیه
باید ازت درخواست کنم بری
.تام، تام. ما فقط داریم حرف میزنیم همه چی روبراهه
.نه، نه. همه چی روبراه نیست نمیتونم بذارم مشتریهام رو اذیت کنی
ازت مودبانه درخواست میکنم، لطف کن
...فکر نمیکنم تو حق این رو داشته باشی - لطفاً برو بیرون -
فکر نکنم این حق رو داشته باشی که من رو از ملک بیرون کنی
من به نصیحتهای قانونیت اهمیتی نمیدم
فقط برو، گوردون
یادت باشه چی گفتم، باشه؟
خیلی خب؟ - باشه -
مدلین
ببین، مطمئنم که یه زمان دیگه میبینمت
فقط امروز نه، خیلی خب؟
کاری کردی که کلی مشتری از دست بدی، دوست من
باورم نمیشه
خیلی متاسفم
واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم
حالت خوبه؟ - آره -
.تو خیلی باشخصیتی، تام من بودم میگفتم بره درش رو بذاره
ولی من اینطوری حرف نمیزنم
خب، من میرم خودم رو به شکل "بانوی زیبای من" آرایش کنم
به سلست زنگ بزن، باشه؟ - حتماً -
خداحافظ، تام - خداحافظ -
میدونی، راستش من
یه مدت بود سعی داشتم تحت تاثیرت بذارم
فقط فرصتش رو پیدا نمیکردم
تو همجنسگرا نیستی؟
چی؟
روزت چطور بود، کیک کوچولوی من؟
خب، جمعه رو عشق است
همینو بگو
امروز یا داشتم دعوا راه میانداختم یا میرفتم وسط دعوا
!هی، مدی
سلام
واسه شب بیستسوالی امشب آمادهای؟ تا جایی که میدونم قراره بیای دیگه
آره، قراره مثل "آدری هپبورن" لباس بپوشم
چه بامزه
گوش کن، امروز بانی و من رفتیم پیش یه مشاور
که متخصص نوجوانهاست
فقط میخواستم یه چیزی بهت بگم
،یه لحظه وایسا ببینم تو رفتی پیش مشاور؟
آره
اون فکر میکنه این یه جور جلب توجه هستش
طلاق بدجور بچهها رو خراب میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.