Nothing to Lose

Nothing to Lose

Télécharger le sous-titre en Farsi/persian

Informations sur la version

Nothing To Lose 1997 720p 1080p WEBRip x264-[YTS]-fa
Un commentaire de shahrefilm

Tags

webdl
Publié le: 2026-07-12
Téléchargements: 12
Malentendants: No

Aperçu des sous-titres Farsi/persian

Les 200 premières lignes.

شهرفیلم بزرگترین آرشیو سریال و فیلمهای روز دنیا روی هارد

از کجا شروع کنم؟

تقصیر تو نیست.

خب، راستش، تقصیر خودته.

ببین، من فقط دیگه...

دیگه هیچ جذابیتی برام نداری.

به فضا نیاز دارم.

تو یه جورایی...

یه جورایی حالم رو بهم می‌زنی.

اوایلش فرق داشت. اوایلش بهتر بودی.

اما بعدش تو رو خیلی خوب شناختم و...

به این نتیجه رسیدم که...

تو یه احمق چاقی.

گرفتم، گرفتم، گرفتم، گرفتم. - باشه، باشه.

باشه، باشه، بذار من امتحان کنم. - باید خیلی جدی باشی.

باشه. - صورت جدی. - خب، باشه. - خیلی خب.

من طلاق می‌خوام. - چرا؟

یه مسئله‌ فیزیکیه.

فیزیکی؟ - آره، اخیراً داشتم با مردهای دیگه تجربه کسب می‌کردم.

کلی مرد و زنِ دیگه.

نمی‌دونم. منظورم اینه که آنتونیو می‌تونه

با زبونش کارهایی بکنه و استقامت ویلیام هم معرکه‌ست.

و در مورد دست‌ها هم، خب، دست‌های پدرت...

تو حریف من نمی‌شی. من همتایی ندارم.

بیا اینجا پایین.

اگه کفش اندازته

می‌خوام بپوشیش و خوب هم بپوشیش

داشتم غصه اون روزهایی رو می‌خوردم که تنها بودم

همیشه دنبال یکی دیگه می‌گشتم

اما با گذشت زمان با خودم خلوت کردم

دوستایی مثل تو و تو رو باید پشت سر بذارم

و دارم می‌گم بهم بگو احمق چون فقط داری نمک روی زخمم می‌پاشی

- و اگه می‌دونستم، هیچ‌وقت نمی‌دیدمت - دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمشون

چون خب، من تفاوت رو می‌دونم فقط سرم تو لاک خودمه

و من دیگه هیچ‌وقت بهت تکیه نمی‌کنم

دوست و دشمن هر روز دور و برم هستن

اصلاً نمی‌تونم باور کنم اون چیزایی که می‌گن رو

منو نادیده می‌گیرن و هیچ ارزشی برام قائل نیستن

منم فقط مثل یه توپ بالا و پایین می‌پرم

نمی‌خوام پا روی دمِ کسی بذارم، ولی...

بهم می‌گی احمق، ولی فقط داری نمک روی زخمم می‌پاشی

و دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمت، کاش زودتر می‌دونستم

دیگه هیچ‌وقت اون صحنه رو نمی‌بینم

چون خب، تفاوت رو می‌دونم و فقط کار خودمو می‌کنم

و دیگه هیچ‌وقت، هیچ‌وقت بهت تکیه نمی‌کنم

بریک‌من! قایق‌های موتوری بریک‌من!

گرفتی؟ بریک‌من قایق موتوری می‌فروشه.

ما نماد شرکت رو یه قایق موتوری می‌ذاریم. نظرت چیه؟

خوشم اومد. کارت عالی بود آلن. - آره!

زکری، نوبت توئه. - خیلی خب. فقط می‌خوام بهتون نشون بدم...

- خانم‌ها و آقایان، زکری! - بله قربان، نه...

هنوز این‌ها رو به گروه کانونی نشون ندادم. دارم روی اون بخش کار می‌کنم.

اما فقط می‌خواستم بدونید که این‌ها فقط طرح‌های اولیه‌ان.

زک.

خانم‌ها و آقایان، معرفی می‌کنم: نماد جدید بیسکویت‌های «هایدی هو»...

زیپی!

چی... این دیگه چیه؟

- زیپی. - زیپی دیگه چیه؟

- یه آدمک بیسکویتیه. - آدمک بیسکویتیه؟

اون چیه که اونجا، روی زمین پشت سرشه؟

اوه، این ردِ شکلات‌چیپسی‌هاست. ببین، زیپی هر جا می‌ره...

یه رد جادویی از شکلات برای همه دختر پسرا به‌جا می‌ذاره.

جادویی؟ این... این شبیه پی‌پی می‌مونه. انگار تپه‌های پی‌پیه.

انگار زیپی همین‌طور راه می‌ره و... همین‌طور داره همه جا گندکاری می‌کنه. - بسه دیگه.

شبیه... - نه، نه. اونا شکلات‌چیپسین.

اِما، تو فکر می‌کنی شبیه چیه؟ - فضولات.

زک، بذار این‌طور بگم، فرض کن می‌خوای یه گاز گنده به یه کوکی شکلاتی خوشمزه بزنی؟

آخرین چیزی که می‌خوای تو ذهنت باشه چیه؟

فضولات؟ - فضولات. دقیقاً.

گوش کن، می‌خوام دل رو بزنم به دریا و بگم شاید بهتر باشه...

تمام اقلام مربوط به روده با این محصول خاص.

- فقط یه حدسه، می‌دونی؟ - یه چیز دیگه آماده می‌کنم.

- خیلی خب. ممنون. - دفتر نیک بیم.

- اوه، سلام آن. - اوه، آخ... همسرته.

همه برن بیرون. یه معامله بزرگ تجاریه.

- الو. - خب، هنوز برای امشب برنامه داریم. می‌دونی که دو بار منو سر کار گذاشتی؟

معامله جوش خورده. فیلارمونیک نیویورک. آخرین شب اقامتشون در شهره.

قراره با جذاب‌ترین زن روی کره زمین برم.

- پس من چی؟ - تو رو هم می‌بریم.

اوه، حدس بزن چی شده؟ خواهرم روی پیغام‌گیر تلفن یه پیام گذاشته.

و اون قراره جمعه‌ی هفته‌ی دیگه با نامزدش بیاد.

- نه. اوه، عجب. - آره!

بالاخره قراره اون ملکه‌ی مرموز سپاه صلح رو ببینم.

آره، بالاخره. هی، می‌تونی بری دنبالشون؟

آره، حتماً. کِی میشه؟

یه هفته دیگه از امروز.

فکر کنم حدود ده و نیم باشه. مطمئن نیستم. باید چک کنم.

پی.بی. می‌خواد هرچه زودتر ببینتت.

ببخشید عزیزم، باید برم. یه سیل از حروف اختصاری داره سمت من میاد.

- باشه. سلام منو بهش برسون. - حتماً.

ازت متنفرم. - منم همین‌طور. خداحافظ.

فیلیپ. - نیک.

اوه، اوه! بانجی جامپینگ. یکشنبه.

نیک!

نه ممنون، فیلیپ. - پی.بی.

نه ممنون، پی.بی.

نیک؟ - پی.بی؟

باشه، باشه. بیخیال.

این یارو جدیده. - آره. نظرت چیه؟

امم، فکر کنم ازم خوشش اومده.

نیروگ، خدای باروری.

پسر، عاشق نگاه کردن به اینم. توی دوران پارینه‌سنگی با دست ساخته شده.

مجبور شدم سکه طلای «ایدز آو مارچ» خودم رو بدم تا اینو به دست بیارم.

حیف شد. ولی، خب، به نظرم ارزشش رو داشت.

خب، کدوم‌یکی از شماها می‌خواست منو ببینه؟

- چارلز مک‌گینتی ساعت ۵ میاد. - همون چارلز مک‌گینتی معروف؟

- همونی که «کراکرهای مک‌گینتی» مال اونه؟ - دقیقاً همون. - فوق‌العاده‌ست.

به هر حال، قرار بود امشب با مک‌گینتی شام بخورم. می‌خواستم تو جای من بری.

اوه نه، فیلیپ، من... به آن قول دادم که...

نیک. اوه، نیک. باید بهم کمک کنی.

هر روز که آدم اینقدر خوش‌شانس نیست.

- ببین، اگه منظورت یه زنه... - تو رفیقِ منی. باید برم.

- فقط لازمه که... - حدس بزن کی زنگ زد؟

- وکیل طلاقِ «آن»؟ - منشیِ «مک‌گینتی». داره وقتِ جلسه رو عوض می‌کنه.

- ایول! آره! - می‌خوای «آن» رو برات بگیرم روی خط؟

نه، می‌خوام سعی کنم زودتر از اون برسم خونه. می‌خوام غافلگیرش کنم.

خیلی عالیه، مگه نه؟

- بازم خانومته؟ - نه، راستش تازه تو آسانسور با یه دخترِ سبزه فوق‌العاده آشنا شدم.

خب، حسودیم شد. چیکار باید بکنم که همیشه برام گل بخرن؟

- یعنی همیشه برات گل نمی‌خرن؟ - نه.

این یه جُرمه.

بگیرش! بگیرش!

درسته. دقیقاً درسته.

فیلیپ.

هی، عوضی، بزن برو کنار!

بپر، بپر، بپر، بپر، بپر، بپر، بپر، بپر، بپر، بپر

میگم بجنگ، تو از میدون در رفتی، یه روز دیر، یه قرون کم

صبح‌های جمعه، بیشتر آدما چیزی گیرشون نمیاد

زندگیت رو از چپ به راست عوض می‌کنی، حواست رو جمع می‌کنی

باید داشته باشه استاد رو امتحان می‌کنه

زیر کاپوت مردِ زیرینِ دنیای زیرزمینی

مهم نیست که درک بشیم همین که ما همدیگه رو درک کنیم کافیه

نمی‌تونی ترانزیستور رو تغییر بدی و دوست‌ها رو با هم قاطی کنی

سربازهای اینجا خبرچینی نمی‌کنن فقط گله می‌کنن و دندون نشون می‌دن

تمام مدت که جمعیت دارن یواشکی نگاه می‌کنن

به جهنم خوش اومدی، عوضی.

ماشین، سوئیچ، کیف پول. زود باش!

شنیدی چی گفتم؟

خیلی خب. حالا گوش کن، خوب هم گوش کن.

این یه اسلحه‌ست، فهمیدی؟ با اسلحه شوخی نکن، پسرجون.

هلن کلر، با توام.

می‌دونم داری می‌شنوی که چه کوفتی دارم بهت می‌گم.

پسر، بدجوری زدی به کاهدون، بدترین آدمو تو بدترین روز انتخاب کردی.

اوه!

ای لعنتی.

اوه، داری سعی می‌کنی منو حبس کنی... دَر-دَر رو باز کن.

بسه، حروم‌زاده! ماشینو نگه دار! ماشینو نگه دار!

داری از پیاده‌رو می‌ری، مرد! مردم باید اونجا راه برن!

بزن بغل، مرد! پسره سفید، گفتم بزن بغل!

هی مرد، اونجا یه کامیونه.

بهت گفتم مرد، یه کامیون اونجاست.

هی مرد، یه کامیون دقیقاً همون‌جاست. نگه دار!

کیف پولم چی؟ می‌خواستی ازم دزدی کنی، مگه نه؟

آره. قشنگ یادمه که می‌خواستی ازم دزدی کنی.

اینم کیف پولم. می‌خوایش؟

بفرما، اینم اینجاست. همین‌جا، بیرون.

چیکار می‌کنی مرد؟ اون پول بود. - اوه، متاسفم. یه چیز دیگه برات دارم.

کور شدم! هیچی نمی‌بینم.

دخترا عاشق چشمام بودن. دخترا عاشق چشمام بودن.

خیلی خب، تو بردی مرد. باشه؟ همینو می‌خوای بشنوی؟ تو بردی.

چه غلطی داری می‌کنی؟

نه، تو از اون قاتلایِ تو کویر که نیستی، هستی؟

همونایی که طرف رو تیکه تیکه می‌کنن و ولش می‌کنن وسط بیابون و این مزخرفات؟

اوه لعنتی! ما وسط یه بیابونِ کوفتی هستیم.

من تو ماشین با یه روانیِ جانیِ جیسون‌صفتِ عوضی گیر افتادم.

هی، لطفاً منو نکش، جیسونِ روانی.

گفتم، لطفاً منو نکش، جیسونِ روانی.

عجب غلطی کردم و سوار ماشین یه پسره‌ی سفیدپوستِ اشتباهی شدم!

- پیاده شو. - با کمال میل.

«سایو-فاکین-نارا»، رفیق.

اصلاً حسش نمی‌کنم.

باسنم خواب رفته.

نمی‌دونستم اصلاً باسن هم خواب می‌ره!

همه‌اش گزگز می‌کنه، لعنتی!

بی‌خیال رفیق، نمی‌تونی همین‌جا تنهام بذاری.

هی رفیق! نمی‌تونی همین‌جا ولم کنی.

باشه، بیا یه معامله کنیم.

تو منو برسون خونه، منم این بساط آدم‌ربایی کوفتی رو فراموش می‌کنم.

اوه، بی‌خیال.

الو، تو سعی کردی از من دزدی کنی.

اسلحه گذاشته بودی روی شقیقه‌م.

ببین، بهت گفتم که اسلحه پر نبود.

خودت خودت رو انداختی تو این دردسر.

می‌دونی چی هستی؟ تو آدم بدی هستی. تو یه سارق مسلحی.

انتظار نداشته باش دلم برات بسوزه.

ببخشید. اینجا مشکلی پیش اومده؟

- بله. - این آقا داره اذیتتون می‌کنه؟

- بله، داره اذیت می‌کنه. - اوه، پس می‌خوای همین‌طوری بیای سمت این بنده خدا.

چرا نمی‌پرسید که اون داره منو اذیت می‌کنه یا نه؟

خانم، از کجا معلوم، شاید من دنزل واشنگتن باشم.

خوب نگاهش کن.

شاید یه مزاحمِ سلبریتی‌ها باشه.

مجبورم ازت بخوام که پول این قهوه رو الان بدی

چون قبلاً دیدم که اینجور چیزا چطور بالا می‌گیره.

مشکلی نیست. کیف پولم.

اوه! انگار این مزاحمِ سلبریتی‌ها کیف پول نداره.

اوه، خب، ممنونم. الان بقیه‌ پولتون رو میارم، آقا.

چی؟ می‌خوای ازت تشکر کنم؟ پس یه دلار بهت بدهکارم.

اصلاً چطور می‌خواستی بنزین بزنی؟ نه پول داری، نه کارت اعتباری.

نه کارت شناسایی.

More Farsi/persian subtitles for Nothing to Lose

Commentaires

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left