Les 200 premières lignes.
... آنچه گذشت - بگو چطوری باید بدستت بیارم؟ -
ما به زنهای قویای مثلِ تو توی کلیسا نیاز داریم
فکر میکنی توی مرگِ پادشاه دخیل بوده؟
این آدم یه داستانی داره کشفش کن
مدرک بیشتری برای غضبِ خدا میخوای؟ ... پل فروریخت
چون خدا ناراضیه - پل فرو ریخت چون قدیمی و ضعیف بود -
فردا راهبها میخوان یه پرایرِ جدید انتخاب کنن
باعثِ خوشحالیه اگه شما ازم حمایت کنید
... پرچمِ انگلستان در دو طرفِ دریای انگستان
برافراشته خواهد شد
یک سال بعد، "آنتورپ". سال 1334
!پادشاه! پادشاه اومده
!پدر
پدر - جوانِ عزیزم -
ادوارد
مادر
اینجا بهت نیازی نیست
جوان دلش برات تنگ شده بود
منم دلم براش تتنگ شده بود
ببین چقدر بزرگ شده
اخبار جدید چیه؟
جنگیدن منو سرزنده میکنه
فلاندرها اعلامِ بیطرفی کردن ... و سرزمینهاس سفلی
دارن به نفعِ ما مبادلات میکنن - خبر خوبیه -
این مسئله پول هنگفتی نیاز داره و خزانههای ما هم خالی ان
فقط پوله دیگه
امیدوارم فرانسه ارزشش رو داشته باشه
میشه توی کلیسای جامع "رمز" تاجگذاری بشی؟
خیلی زیبا میشه
منم میتونم طلا بندازم
بذار اول فرانسویها رو شکست بدم
بعد نگرانِ لباسهامون میشیم
مرتین، فکر میکنی ملکه دوباره جلومون رو بگیره؟
خب چارهای نداریم و حق هم با ماست
اسکلتِ سمتِ ساحل در چه حاله جرمای؟
تازه تمومش کردیم - خب میتونی بری و یه بررسی کنی؟ -
انجامش میدم مرتین
جان، برو و به کمک کن
راه رو برای لُردِ ویگلی باز کنید
من به مسائل این دنیا هیچ اهمیتی نمیدم
یه روز کاری میکنم که "کینگزبریج" از الگوی من پیروی کنه
با ساختنِ دیوارهای بیشتر و دار زدنِ هرزههای بیشتر؟
با استفاده از ارزشهای پدرانِ کلیسا
... سنت جرومی توی غاز زندگی میکرد و
پوست حیوانات رو میپوشید
ما همه نیاز داریم که خودمون رو از خواستههای دنیوی رها کنیم
البته به غیر از غذاهای مادرت
... اونجوری که یادمه، سنت جرومی
یه اسقف بود
... بدونِ اون میزان از قدرت
نقشههات به هیچ جایی نمیرسن
توی یه غار توی قلبت زندگی کن
... ولی اگه میخوای احترام کسب کنی
یه کاخ بساز
... شاید از اینها
لیدی فیلیپا چه سعادتِ غیرمنتظرهای
سلام لُرد رالف
من سبز رو ترجیح میدم دوستش دارم
فکر میکنی این بهم میاد؟
فکر کنم شما بهش میاید، بانوی من
به هر حال فکر کنم برای تابستون یه کم ضخیم باشه
من آینده رو نگاه میکنم آقای محترم
تا وقتی سخت نشده دارم کارهام رو انجام میدم
بانوی من؟
نشنیدی؟
من باردارم
چطور جرات میکنی؟ حقِ اینکارو نداری
پادشاه حق داره ما توی جنگیم
ما به جنگ کوفتیِ شما اهمیتی نمیدیدم ... ما رو مجبور میکنید
برای چیزی پول بدیم که هیچ نفعی برای ما نداره - اینجا چه خبره؟ -
دارید زورگیری میکنید - ولش کنید -
چی کار دارید میکنید؟ - داریم برای جنگ، پول قرض میگیریم -
از کجا بدونیم این خواستِ پادشاهه؟ دستور کتبی دارید؟
کی سواد داره بخونه؟ - من میتونم -
خودتو واردِ ماجرا نکن برادر - منم توی این ماجرا دخیلم. این شهرِ منه -
ما باید پلمون رو بازسازی کنیم اینو خودت میدونی
باز بزنید
رالف، اینکارو نکن
وای خدا. چیزی نیست
چیزی نیست مرتین من اینجام
من باید تنها پرایری توی عالم مسیحیت باشم که
هنوز توی صومعهاش زندگی میکنه
ما یه استراحتگاه نیاز داریم
تا در اختیارِ میهمانانِ ویژهمون بذاریم
مسلماً استراحتگاههای خصوصی رو هم براش در نظر میگیرم
که اینطور. بعد کی پولش رو میده؟
مسلماً کلیسا. شما هم اگه دوست داشته باشید میتونید یه حرم خصوصی داشته باشید
ممنون پرایر
ولی زمین برای صومعه است نه من
ما یه نهادِ مذهبی هستیم و داراییهای مشترکی داریم
صومعه چیزی نداره
صومعه در نظر داره اینجا یه درمانگاه بسازه
یه درمانگاه؟
کریس وولر هم از مریضهاش مراقبت میکنه
شما جادوگریِ اون رو در مقابلِ افتخار خداوند قرار میدید؟
اگه داری میپرسی که اولویتِ صلاح عمومی جامعه رو ... بالاتر از غرورِ کشیشانه میدونم
باید بگم که بله
روز خوش
مادر سیسیلیا؟
پرایر گادوین میخواد تو زمینِ من کاخ بسازه
من گفتم ترجیح میدم که تو توش درمانگاه بسازی
زمین متعلق به تو ـه
و من پولِ ساختنش رو میدم
... بر خلافِ تصور خیلیها
... "که ازش مطلع شدم، زمینهای "کینگزبریج
به صومعه تعلق داره
... نه به صاحبِ زمینها و مستاجرهاش
و نه به دِیر
... بنابراین به عنوانِ پرایر وظیفهی منه
که داراییهامون رو مدیریت کنم
... و من با توجه به کاربردِ اون دارایی
به تنهایی در موردش تصمیمگیری میکنم
برای شکوه و جلالِ خدا
اون یه مکارِ دروغگو ـه
گادوین؟ - بله -
مکار و احمقه
خیلی وقته مذخرفاتش که تحملش کردم
من دارم میرم لندن
میخوای همراهم بیای؟ - بله -
کاری میکنیم دادگاه گادوین رو سرِ جاش بشونه
چرا مرها فکر میکنن ما خیلی بهشون نیاز داریم؟
مثل بچه بودن، فقط خودشون تصمیم میگرفتن
لُرد جدید چی؟
بدم نمیاد منو ببره بگردونه
الکی دلتو خوش نکن
یه دفعه باهام لاس زد و گذاشت دست به اونجاش بزنم
چیز زیادی اونجاش نداشت
خیلیخب. من برمیگردم به دهکده
زیاد طولش نمیدم - اونجا میبینمت -
بجنب
چیز زیادی اونجا نبود؟
سرورم
جدی نمیگفتم سرورم
من و دوستهام داشتیم شوخی میکردیم
!خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنی اونجا هست
بخواب
بجنب. بخواب - خواهش میکنم سرورم -
گفتم بخواب
نه - گفت بخواب -
!خواهش میکنم! نه
!نگام کن! نگام کن
شبیهِ تو ـه
فکر کنم باید بهش سموئل یا سم
مثل اسم پدرم؟ - آره -
آنت؟ چی کار میکنی؟
صبر کن ببینم. چی شده؟ چی شده؟
هیچی هیچی نشده
وولفریک. بگیرش
کسی بلایی سرت آورده؟
آنت نگام کن
کی این کارو کرده؟
رالف فیتزجرالد
میکشمش! بچه رو بگیر - نه -
بگیرش - میخوای سم رو بی پدر کنی؟ -
میخوای بذاری قِسر در بره؟
راههای دیگهای هم برای مجازاتش هست آنت میتونه شکایت کنه
هیچ فایدهای نداره - قانونه. داروغه باید شکایت گوش بده -
حداقل قبل از اینکه جونت رو از دست بدی بذار امتحانش کنیم
... دویست سالِ پیش
پرایر فیلیپ دِیر ما رو تاسیس کرد
... توی وصیتنامهاش
به طور مشخص تاکید کرده ... که دِیر باید استقلالِ مدیریتِ
زمینش رو داشته باشه - ما همه این داستان رو شنیدیم عالیجناب -
ولی چه مدرکی هست؟
... ما مدعی میشیم که این خواستهی به دروغ
یه افسانه است ... قطعاً هیچ جستجویی
نشون نداده که این قضیه درسته - ... خب من از جانبِ صومعه -
نمیتونم صحبت کنم ... قطعاً سندِ اونها
... یا گم شده یا جاش عوض شده
یا شاید هم نابود شده باشه
ولی سندی که توی دِیر بوده هنوز موجوده
باید اینو بررسی کنم
فردا برگردید بعد تصمیمم رو اعلام میکنم
اون مادر سیسیلیا رو قانع کرده که اون درمانگاه رو بسازه
... کاریس وولر
شاگردِ شیطانه
واقعاً به این اعتقاد داری؟ - میدونم که درست از آب درمیاد -
خدا از طریقِ تو کارش رو انجام میده
این بزرگترین آرزومه
... پس اگه شیطان با دشمنه
،و خدا با تو ـه که در طرفِ مقابلِ اونی وظیفهات روشنه
... هر طوری که مغلوبش کنی
خداوند قبول میکنه
پرایر گادوین؟
اینجا چیکار میکنی؟
... نباید اینجا به دیدنم میومدی
پرایر گادوین کجاست؟
دارن به "کینگزبریج" برمیگردن یه ملاقاتی داشتن که میخواستن بهش برسن
ببخشید معطلتون کردم
همین تازه پرونده به من واگذار شد
قاضی ویتفیلد کجان؟
نشنیدید؟
دیشب تو یه آتشسوزی فوت کردن
اتاقهاش و هر چی توش بود نابود شد
وصیتنامه هم نابود شد؟
کدوم وصیتنامه؟
... ما اینجا اومدیم
... ما اینجا اومدیم تا دربارهی
قراردادِ مرتین صحبت کنیم
برای بازسازیِ پُل
No comments yet. Be the first to leave one.