Les 200 premières lignes.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(میدونم، ولی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خیلی خوردی
چیزی شده؟
نه
هیچی نشده
اوضاع خوب پیش میره؟
نه، چون اوکی نبود اومدم بیرون
نابی به جای اینکه به من نگاه کنه همش داره به یه جای دیگه نگاه میکنه
یکم پیش دیدم باهم بودین
تو دانشگاه
ها؟- یانگ دو هیوک-
آها
دوسش داری؟
چرا میپرسی؟
همینجوری، کنجکاوم
آره دارم
پسر خوبیه
از چه لحاظ؟
آشپزیش خوبه
و ملاحظه گره
کیوتم هست
مهم تر از همه وقتی باهاشم احساس راحتی میکنم
پس چرا قرار نمیذاری؟ با یانگ دو هیوک
فکر نمیکنی نباید میپرسیدی
شاید
اگر باهاش قرار بذارم ازم ناامید میشه
من اون آدمی نیستم که اون فکر میکنه
حداقل دوست دارم
به چشمش یه آدم خوب باشم
پس من چی؟
::::::::: 《 قسمت نهم: با اینکه، میدونم تموم شده 》 :::::::: ::::@AirenTeam::::
اینقدر دوسش داری؟- بله، دوسش دارم-
همش دلم براش تنگ میشه
پس منتظر چی نشستی یکم جسورتر باش
ولی واقعا نمیتونم انجامش بدم
احساس میکنم ممکنه همه چیزو بهم بریزم
اههه مسخره
خوش میگذره؟
رفتی خونه؟) (خوش میگذره؟
خونه اس؟
نگاه نکنین
چی رو؟- هیچی ادامه بده به خوابت-
ببخشید
دو هیوک
نصیحتمو گوش کن و همین الان ازش بخواه همو ببینین
گفتی یادت نره اینو بهش بدی
.. آخه یکم
چیز فوری هم که نیست
به علاوه، الان یکم مستم
اه چه خسته کننده
تو یه پسر شایسته ای ولی یکم جسارت به خرج نمیدی
عشق و عاشقی هم زمان داره میفهمی
اگر همینجور تردید کنی هیچوقت بدستش نمیاری
نخیر،به خاطر اینه که واقعا نمیخوام از دستش بدم
اگر نمیخوای از دستش بدی باید همین الان ازش بخوای که همُ ببینین
اگر نمیخوای بری پس پاشو یه بطری دیگه بیار
تموم شد همشون
بله
من اول میرم
پیاده میری خونه؟
آره باید یکم هوشیار باشم فردا میبینمت
چرا راه افتادی دنبالم؟
دنبال تو نمیام
پس کجا داری میری؟
خونهی تو
چی؟- وسایلمو وردارم-
آها
هنوز نخوابیده دیگه نه؟
چند دقیقه همینجا صبر کن- اینجا؟-
هنوز همرو جمعشون نکردم فکر نمیکردم یهویی بشه بخوای بیایی دنبالشون
پس باهم جمع میکنیم
میتونم بیام داخل دیگه؟
اوهوم
به سلامتی- بطری ها باید صدا بدن-
اونی، اونجارو خوشتیپه نه؟
چته تو؟
هی، آروم بخور نیومدیم که بدیم بالا یادت نیست
ولی من اومدم که بخورم
وای واقعا که - اصلا چرا اومدیم اینجا-
اون پسره رو ببین
فکر کنم پسرای کیوتی اونجان- چقدر پسر نجیب و آقا هست اینجا-
تنهایی؟- آره-
اون پسرای اونورم خیلی کیوتن
هی، دوستام گفتن اونام میخوان بیان اینجا
سه تا پسر، چطوره؟
عالیه به همشون بگو بیان
خوشگل خوشتیپن؟
من میرم
چی؟- هی-
خوش بگذره- هی-
آه، پس به دو نفرشون بگو بیان
دوسش داری؟
اوهوم
خوشگله
امروز تو خوشگل تری
فکر کنم دیگه همشُ جمع کردیم
آره
اما یکم نا امید شدم
از چی؟- فکر میکردم برام یه کادوی تولد با تاخیر گرفتی-
انتظار همچین چیزایی داشتم
از این خبرا نیست
اگر همه وسایلتو برداشتی پس برو سریع تر
من یکم خسته ام
خوب شده
اوهوم
واقعا کارم تو خوب کردن درسته
بیا دیگه اشتباه نکنیم
باید بری
تو واقعا فکر میکنی که این اشتباهه؟
معلومه، مطمئنم تو هم همین حس و داری
داره دروغ میگه
نه
من از اینکه با تو باشم لذت میبرم
منو دست انداختی؟
صورت عصبانیت و هم دوست دارم
برات شوخیه؟
اذیتت نمیکنم
بیا قرار بذاریم
چی؟
درموردش فکر کن وبهم بگو
خداحافظ
برو اتاقت بخواب ممکنه سرما بخوری
نه الان نمیتونم بخوابم
کلی کار دارم که انجام بدم
چی؟
چی؟اون قبول شد، ولی نابی رد شد؟
جایی که نابی اقدام کرده ورودش خیلی سخته
درسته
باید کلی تماس بگیرم و اطلاعت و اماده کنم
کارم دراومده
میتونم فردا برای تماس ها بهت کمک کننم
پس برو بخواب
اشکال نداره، تو هم فردا کلی کار داری
یه کم وقت خالی دارم فردا
چی؟
...خب
یه کم حس معذب بودن دارم
چرا؟
من همیشه بهت گفتم توی کار دیگران سرک نکش
اما به نظر میاد من بیشترین نفع و ازش بردم
الان داری تشکر میکنی یعنی؟
خب، فکر کنم
حتما چون دوست داشتنی هستی
چی؟
آخه این همیشه کنارته
اوه، فکر کنم درست میگی
بیا قرار بذاریم
وقتایی که با نابی ام
اون جوری که همیشه هستم، نیستم
بیا قرار بذاریم
این دیگه چی بود، یه دفعه؟
یعنی واقعا منظورش این بود؟
میشه الان همو ببینیم؟
همین الان پیامت و خوندم ببخشید
اگه خیلی ضروری نیست بیا دفعه بعد همُ ببینیم
یه کوچولو خسته ام میخوام بخوابم
جلوشُ بگیر
فکر کنم امروز حالت خوب نیست
به نظر میاد خیلی تو فکری- هیچ پیشرفتی نیست-
میخوام بهتر بشم
اگه شروع به حرص خوردن کنی هیچی خوب پیش نمیره
من دارم حرص میخورم؟
بد نیست ، میتونی بیشتر تلاش کنی وقتی حریص میشی
پس تلاشتُ بکن
بیخیال، بیا یه دور دیگه بازی کنیم
باشه
سلام نابی، سلام سول- سلام، اومدی-
سول
سول- بله؟-
اگه یکی بدون اینکه تو رو دوست داشته باشه بگه بیا قرار بذاریم یعنی چی؟
دو حالت میتونه داشته باشه
یا یه عوضیه
یا فکر میکنه چون واضحه نیاز نیست بگه که دوسِت داره
وقت گزارش پیشرفتت کیه؟
گزارش پیشرفت؟
برای نمایشگاه
اوه، درسته
کیه؟- فردا-
براش آماده نشدی؟
نه
چیشده؟ اتفاقی افتاده؟
نه؟
هی، جی وان- هوم-
نابی، من میرم توی اتاق جلسات
میتونیم با هم بریم
نه مشکلی نیست بعدا میبینمت
جی وان دیگه چش بود؟
نمیدونم
اینجا واقعا هنوز همونجوریه
هی دو هیوک
اونجا رو یادت میاد؟
وقتی بچه بودیم موقع بازی اونجا قایم شدیم
من یه لیوان شیشه ای شکستم و پدر بزرگت تو رو دعوا کرد
یادت میاد؟
معلومه
یادش بخیر، خیلی خوش میگذشت یه جا مخفی شیم و بازی کنیم
درسته،وقتی بچه دبستانی بودیم خیلی هیجان انگیز بود
آره
کارت خوبه ها
No comments yet. Be the first to leave one.