Les 200 premières lignes.
تسلیم شو یا بمیر
تسلیمم
لطفاً ۹ سطح قدرت رو برام مرور کن
قدرت ذهن و بدن
جهتدهی به انرژی
هماهنگی با جهان هستی
شفای خود و دیگران
پیشبینی خطر
خواندن افکار دیگران
تسلط بر زمان و مکان
کنترل عناصر طبیعت
روشنگری
کارت عالی بود
از همهی آزمونها سربلند بیرون اومدی
این طومار گواهی استادی نینجوتسوی توئه
این طومار شامل خرد تمام نسلهایی است
که قبل از تو نینجا بودن
سالها بعد
تو هم دانش خودت رو به این طومار اضافه میکنی
و اونو به نزدیکترین شاگردت میسپاری
به سلامتی نینجای جدید، کامپای
کامپای
کامپای
تو ننوشیدی، هاسهگاوا؟
اون نینجا نیست
اون این حق رو به دست آورده، هاسهگاوا
نه
دیگه نباید چیزی بگی
بذار حرف بزنه، استاد کوموری
اجداد من ساموراییهای ایگا بودن
من از یک خانوادهی بزرگِ جنگجو میآم
کول از اون سر دنیا اومده تا با ما آموزش ببینه
اون توی نینجوتسو استاد شده
اون یه نینجاست
اون نینجا نیست
زیاد توی فیلیپین میمونی؟
اونقدری که به یه دوست سر بزنم
و بعدش؟
دوست دارم همش در حرکت باشم
هر جا که میری، باید همیشه قدرتت رو حفظ کنی
منحرف شدن خیلی آسونه
مثل هاسهگاوا؛ اون تلخکام و سرخوردهست
بابت اتفاق دیروز متاسفم
استاد کوموری، چرا هاسهگاوا انقدر سرخوردهست؟
چون الان قرن بیستمه
توی ژاپن دیگه نه سامورایی هست، نه نینجا
اگه زمان دیگهای بود
هاسهگاوا جنگجوی بزرگی میشد
میفهمم
معلم خوبی بودید، استاد کوموری
کول، همیشه اونقدر قوی باش که تلخکام نشی
و از قدرتت برای کمک به آدمهای کمشانس استفاده کن
تمام تلاشم رو میکنم
ایست
همونجا بمون
کیف رو بذار زمین
چیز جالبی پیدا کردی؟
کول، عوضیِ پیر، کدوم گوری بودی؟ چطوری؟
بیشرف
میبینم که با خانمم آشنا شدی
از دیدنتون خوشحالم
هی، چطوری
همرزم قدیمی؟ فرانک، از دیدنت خوشحالم
پایه یه نوشیدنی هستی؟
آره، یه چیز سرد و خنک
وقت داری بنوشی؟
تازه از خواب بیدار شدی
مجبور نیستم، خودم اینطور انتخاب میکنم
فکر کنم باید میگفتم که کول داره میآد
من و اون خیلی وقته همدیگه رو میشناسیم
مگه نه؟
آره
چه راهی برای بیدار شدن
خب، زندگی متاهلی چطوره؟
دو سال خوشبختیِ خالص
همیشه با شاتگان به استقبال دوستات میآد؟
همیشه
نه، من الکل نمیخورم
اوه، جداً؟ از کی تا حالا؟
شاید یه لیوان آبپرتقال خنک بخوای؟
بله، ممنون
فکر کنم برای شام پیش ما میمونی، درسته؟
مگه چارهی دیگهای هم دارم؟
فرانک، قبل از اینکه غذا بخوریم
به دوستت نشون بده کجا میتونه دست و روش رو بشوره
به سلامتی روزهای قدیم
مطمئنی یه نوشیدنی نمیخوری؟
واسه هضم غذا خوبه
باشه
خب، کول، تو ژاپن چی کار میکردی؟
دنبال دخترای گیشا بودی، هوم؟
بیشتر بهش میآد دنبال کنگفو بوده باشه
کنگفو چیه بابا، من میشناسمش
متاسفم که بهت صدمه زدم، کنگفو هم نبود
خب، هر چی که بود
شاید بد نباشه چند تا درس هم به مریآن بدی
شاید باید همین کارو بکنه
همم، خیلی جسوره، نه؟
به خاطر همین هم عاشقشم
ممنون
خب فرانک، مشکل چیه؟
کدوم مشکل؟
از چی حرف میزنی؟
تو تلگراف زدی
خیلی وقت بود ندیده بودمت، دلم برات تنگ شده بود
بیخیال فرانک
تو هیچوقت تلگراف نمیزنی مگر اینکه مشکلی داشته باشی
بحثِ زمینه، کول
میخوان از چنگمون درش بیارن
منظورت چیه که میخوان زمین رو بگیرن؟
میخوان که بفروشیمش
خب بفروش
برای خودت یه سودی به جیب بزن
نمیتونم این کارو بکنم
مریآن عاشق اینجاست
تمام زندگیشه
باشه، پس نفروش
مشکل همینه
اونا «نه» تو کتشون نمیره
اونا؟
کیا؟
اینجاییه که دوست دارم بیشتر وقتم رو بگذرونم
پیش کارگرها
پیوی، پیوی
پیوی، میخوام با دوست قدیمیم کول آشنا بشی
یه مدتی پیش ما میمونه
خوش اومدید
قربان، میخواید برای مهمونتون یه جنگِ خروس راه بندازم؟
امروز ما میبریم رئیس
شک نکن که میبریم
بیا، ۲۰۰ پزو روش شرط ببند
پزو؟ ۲۰۰
بیاید شرطهاتون رو ببندید
زود باشید، پولاتون رو بذارید وسط
بدو، بدو
بجنگ، بجنگ
بکشش، کارشو تموم کن
یالله، بجنگ
من باز هم میبرم
داری میترکونی عزیزم
بزن بریم
یالله، ایول
صبح بخیر
صبح بخیر
دارم میرم شهر
میخوای بیای؟
باشه
اینجا اولین توقفمه
امروز باید حقوق کارگرها رو بدم
و از بانک هم پول بگیرم
اگه میخوای یه چرخ تو شهر بزنی
نیم ساعت دیگه میآم دنبالت
باشه
روز بخیر
صبح بخیر
صبح بخیر
صبح بخیر
تازه واردی؟
اسمم دالرزه
عکسهای مورد دار نمیخوای؟
اوه، شاید هم از اون مذهبیها باشی؟
اینو نگاه کن
طلاست
یه معاملهی مشتی باهات میکنم
این یکی حتی ارزونتره
اگه دلار داری ۲۰ دلاره، اصلا ۱۰ دلار بده
اون دیگه چه کوفتیه؟
بهت گفتم پول رو بده به من
آخ
من معمولاً برای اطلاعات پول میگیرم
اما این یکی به حسابِ من
به خاطر دلایل تابلویی بهش میگن «قلاب»
وقتی هر دو تا دستش رو داشت
آدمِ خیلی کثافتی بود
حالا خیلی بدتر شده
ممنون
شما مرد خیلی خوبی هستی
ممنون
به نظر میرسه مشکل حل شده
اما اگه یه بار دیگه دیر کنی، مردِ خوب
دفعهی بعد سرِ وقت پرداخت میکنی
من اگه جای تو بودم، این کارو نمیکردم
عجب بیزنسمنهایی، نه؟
شک نکن که همینطوره
اون به کسب و کار من هم گند میزنه
پسر، خیلی دوست دارم حقش رو بذارن کف دستش
خب بگو ببینم، نظرت دربارهی شهر ما چیه؟
خب، یه سری آدم اینجا داری
که خشن بازی میکنن، فقط همین رو میتونم بگم
میدونم
وقتی اومدیم اینطوری نبود
شانست زده که خارج از شهر زندگی میکنی
وای خدای من، باز برگشتن
محضِ رضای خدا
ولش کن
گفتم ولش کن
سلیطه
خوبی؟
الان آره
خانم لندرز؟
No comments yet. Be the first to leave one.