Les 200 premières lignes.
ترجمه و زیرنویس از مرتضی ریواز و محمد ریواز
~ Enjoy !
||مرد در قلعه مرتفع||
.قربان
آزمایش «نبنولت» طبق برنامهست، قربان
شما با فرماندهی اساس سفر میکنید
.متشکرم، سرگرد
من همچنین یکسری اطلاعات جدید راجعبه چهار نگهبان کشته شده
در مرز وایومینگ-کلرادو دارم
این از فیلم دوربین امنیتی استخراج شده
ما مظنون زن رو شناسایی کردیم
."جولیانا کرین"
همراه کیه؟ - .اسم اون "وایت پرایس"ـه -
.اون یه دلال بازار سیاهست
پرایس" آخرین بار توسط مامور" متیوز" در هتلی در «دنور» دیده شد"
داشته مدارک سفر به رایش نازی کبیر
برای همراه زنش بدست میآورد، قربان
،اواخر اون شب یکی از خبرچینان معتبر ما
و ماموری دیگر در همون هتل بهضرب گلوله کشته شدند
بنابراین ما داریم تمام مسیرهای ورود و خروج رایش نازی کبیر رو بررسی میکنیم
.میخوام زنده دستگیر بشن
مطمئن شو امنیت
اطراف فرماندهی اساس رو افزایش بدی
بله؟
،مارشال رایش
وزیر بازرگانی از ژاپن .پشت خط یک هستند
مایل هستید تا با ایشون صحبت کنید؟
.وصلش کن
.آه، صبح بخیر، مارشال رایش
...نوبوسوکه" هستم"
،بله، وزیر بازرگانی .میدونم کی هستین
مایلم تا درمورد .خصومتهای رو به رشدمون حرف بزنم
چرا من با شما حرف میزنم؟
تحت این تصور بودم
ما سفارتخانهای در سنفرانسیسکو برای اینکار داریم
جنگ مسئلهی بسیار حیاتیـه
تا از طریق مجراهای مرسوم اقدام کرد
من درخواست یک ملاقات رسمی بین هر دوی ما رو دارم
تا درمورد تحریم نفت
،و موضع رایش درمورد فراریها
از جمله آقای "وکسلر"، که .به ما پروندههایی درمورد «نبنولت» دادن حرف بزنیم
نبنولت»؟» - .بله، مارشال رایش -
ما از هدف و موقعیتش در کوههای پوکونو» خبر داریم»
پيشنهاد میکنید این ملاقات کجا صورت بگیره؟
.منطقه بیطرف
،باهاتون تماس میگیرم .وزیر بازرگانی
."لیام" - ."چاک" -
چطوری لعنتی؟
خوبم. اوضاع تو چطور بوده؟
خوب. خودت چی؟
.آره. بجنب. بیاین این داخل
.هی. خیلی وقته ندیدمت
.سلام
."وینس"
دوستت کیه؟ - .این "جولیانا"ست -
.وینس" صاحب اینجاست" - .مایه افتخاره -
آه. انتظار اومدنت رو تا چند ماه دیگه نداشتم
فکر نکنم اومدی اینجا تا زودتر از موعد تسویه کنی
حتماً، ولی کجای این حال میده؟
پس چرا اینجایی، "وایت"؟
فقط سر زدم با دوستان "مشروبی بزنم، "وینس
.خیلیخب
از دردسر فاصله گرفتی؟
.تا جایی که بتونم - تو کی هستی؟ -
."از دوستهای "وایت - خب، مگه همهمون نیستیم؟ -
."یواش برو، "لدت
،تو کارت با تفنگ خوبه مگهنه؟
.بستگی داره به چی شلیک میکنم
چاک" میتونه یه فنیگ رو از 200 یاردی بزنه"
تو اینجا چیکار میکنی؟
راستش، "جولیانا" یهچیزی داره .تا به همهتون نشان بده
بعداً چطوره؟
بعد اینکه غذا خوردیم، هان؟ .بیخیال. وقت نوشیدنیـه
.به سلامتی
برید تمیزکاری کنید تا ما .یهخرده غذا آماده کنیم
."ممنونم، "وینس
و بعد تو و من .حرف میزنیم
تو دردسری افتادی؟
.نه. من میتونم با "وینس" کنار بیام
.تو میدونستی "چاک" یه تکتیراندازـه
.من قبلاً دیدمش
از خاطراتت؟ - .اوهوم -
.اون مهمه
.ما در جای درستی هستیم
«دنور، کلرادو»
.این فقط شروعـه
.نیاز داریم تا پخش بشه - .حق با توئه -
.بیا یکی دیگه بکِشیم
.باید بزرگتر باشه
میدونی، جایی که همه بتونن ببینن
.من جای درست رو بلدم - واقعاً؟ -
آره. به کلی .رنگ دیگه نیاز داریم
.باهاش ملاقات کن
.باهاش ملاقات کن
بفهم اونها دقیقاً چی ،درمورد «نبنولت» میدونن
.مقاصدشون
.بله، البته، قربان
.تو امشب میری
و زمانی که در ،منطقه بیطرف هستی
ببین اگه میتونی رد قلعه مرتفع رو پیدا کنی
این فعالیت مجرمانه که شامل جولیانا کرین" میشه خیلی دور"
،از آخرین اقامتگاه شناخته شدهاش اتفاق نیوفتاد .و اون یه اولویت باقی میمونه
.بله، رهبر من
،آم، با اجازهی شما، آم
ممکنه مفید باشه اگه من بتونم سفر رو فقط یک روز
بهتأخیر بیاندازم؛ مسائلی هست .من باید بهشون برسم
تو کاری فوریتر داری، مارشال رایش؟
.خیر، قربان
.پس خوبه
.میری
.بله، رهبر
،"ضمناً، "جان .ایمانت رو در رایش بذار
."آپارتمان قشنگه، "هلن
...و این مناظر - .خیلی معرکهست -
.تمامش
،من همیشه میدونستم "جان" شخصیت بزرگیـه .ولی این خیلی بزرگـه
.خیلی براتون خوشحالم
.ممنونم
بیاید یه كوكتل بزنیم، آره؟
.تو عالی بهنظر میای، راستی
واقعاً؟ - .آره -
،ما فقط .سختی زیادی رو گذروندیم
باورم نمیشه اوضاع چقدر عوض شده
.ولی من برات خوشحالم
دخترها چطور وفق پیدا میکنن؟
.آه، خوب .اونها عاشق مدرسهشون هستن
خب، شهر یه حواسپرتی خوبه
سایدکار؟
."نوشیدنی موردعلاقه "آلیس
.عالیه
"میدونی، تو الهامبخش ما هستی، "هلن
واقعاً؟
بعد از تمام اتفاقاتی ...که افتاد
ما تو رو توی تلویزیون برای انتصاب "جان" دیدیم
.هوم - .قوی ایستاده بودی -
.باوقار زیر فشار
.من رو یاد "اوا براون" انداختی
.اون گوش رهبر رو داشت این رو میدونستی؟
.اون سیاست رایش رو تغییر داد- کِی اینکار رو کرد؟ -
.طِی جنگ
اون ممنوعیت روی لوازم آرایشی و تجملاتی زنان رو برداشت
.وای .من اصلاً نمیدونستم اون اهل سیاست بوده
،آره، خب، کتابهای تاریخی .اشارهای بهش نمیکنن
پس تو از کجا میدونی؟
،وقتی با یه مارشال رایش ازدواج کرده باشی
.چیزهایی میشنوی
.مثل پای گوبلس
اون واقعیت داره؟
.همیشه برام سوأل بود
کار برلین توی مخفی نگه داشتنش خوبه .ولی من آقا رو دیدم
سر کی رو شیره میمالم؟ .اونها همهشون میدونن
،مقامات بالا .محافظت میشن
این تفاوت بزرگ بین برلین و نیویورکـه
.حق با توئه
اونها همیشه سرزمین پدری میمونن
.هوم
تو مشروب نمیخوری، "هلن"؟
...نه، یه .یهخرده برای من زودـه
.نوش
.دوباره پخشش کن
دستگاه ساخته شده
تا حفرهای در دیگر واقعیتها بهوجود بیاره
.خیلیخب. گیریم ما این لعنتی رو منفجر کنیم
چی جلوشون رو از ساختن یه جدیدش میگیره؟
.زیباییش همینه
من با یه دانشمند حرف زدم که به ناحیه داخل معدن
یه «ناهنجاری» میگفت، جایی که
مانع میان دنیاها در باریکترین حالت خودشه
این وسیله به قدری برق مصرف میکنه
،که وقتی روشنش میکنن .کل ناحیه ناپایدار میشه
،ماشین رو نابود کن .ناهنجاری رو نابود کردی
.ما باید تکالیفمون رو انجام بدیم
از بالا تا پایین این رو بررسی کنیم .قبل اینکه نقشهمون رو بکشیم
.من یه آدمی رو توی نیویورک میشناسم
.اون عضو گروه مقاومتـه
...کوههای «پوکونو» فقط چند ساعت از - .بس کن -
.متأسفم
،فرض بگیریم چیزی از اینها درست باشه
نجات دادن یک دنیای دیگه از نازیها چه دردی رو از ما درمان میکنه؟
.این جنگ ما نیست
."لدت"
وقتی اون فیلم رو تماشا کردی چه حسی بهت دست داد؟
حسادت؟
شناخته شدن چی؟
چون، آخه، سه تای ما
بدترین سالهای زندگیمون رو با دیدن خواب لعنتی
یه همچین عاقبتی گذروندیم
.براش میکشتیم
،پس، کارت رو بکن .با آدمت توی نیویورک تماس بگیر
.چه پرشور بود - .آره -
تو واقعاً اون جنب و جوش رو باور کردی؟
.من به اون باور دارم
و ازت نمیخواستم تا ملحق بشی اگه نداشتم
ازش خوشت میاد؟
اون به من چیزی داده تا بتونم براش بجنگم
.خب، اون بهت امید داده
"من زمان زیادیه تو رو اینطوری ندیدم، "لیام
.پس، بهگمانم من هم از اون خوشم میاد
میخوام تا به ژاپنیها برسونی
که ما دعوت به ملاقات اونها :رو به یک شرط میپذیریم
No comments yet. Be the first to leave one.